چمدان: 'اوباما گفت شام حرف نداشت'

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

روزی که برای نخستین‌بار به دیدن سینا مولوی رفتم سخت مشغول تدارک نمونه غذاهایی بود که قرار بود در ضیافت شام افتتاحیه نمایشگاه اخیر شیرین نشاط در واشنگتن برای حدود ۵۰۰ میهمان ویژه سرو شود.

میهمانانی چنان ویژه که هر چه کردیم اجازه فیلمبرداری از آنها و ضیافت‌شان به ما داده نشد.

حق نشر عکس sina molavi chamedan
Image caption سینا مولوی فارغ التحصیل رشته گرافیک است

سینا داشت ساقه‌های سرخ ریواس را کنار هم می‌چید و با کمال دقت سعی می‌کرد آنها هم اندازه خرد شوند.

همزمان حواسش به دهها آشپز و دستیار دیگری بود که در آشپزخانه بزرگ شرکت اُکی‌ژِنز (Occasions Caterers) مشغول تدارک غذا برای مراسم‌های دیگر بودند.

همان‌طور که داشت اردک‌های را در ماهیتابه داغ می‌گذاشت و صدایش از میان جلز و ولز روغن خوب شنیده نمی‌شد گفت: "سال ۲۰۰۹ وقتی باراک اوباما برای نخستین‌بار رئیس جمهور شد ما مسئول برگزاری چند ضیافت کاخ‌سفید و کنگره شدیم. بزرگترین آنها شام مراسم تحلیف بود."

سینا مولوی به زحمت فارسی صحبت می‌کند. او وقتی تنها ۱۴ سال داشت از ایران مهاجرت کرد.

"پدرم اصرار داشت من و خواهرم از بهترین امکانات تحصیلی برخوردار شویم. من تازه وارد دبیرستان شده بودم. ما به کِنت مهاجرت کردیم. به شهری کوچک و ساحلی در جنوب شرقی انگلستان. من و خواهرم تنها ایرانی‌های مدرسه بودیم. برای همین هم در آن سالهای اول خیلی احساس تنهایی می‌کردیم. حتی احساس من این بود که همکلاسی‌هایم در آن سالها نگاهی نژادپرستانه نسبت به من داشتند."

از سینا پرسیدم آن شب که به نوعی نخستین شام رسمی برای باراک اوباما در کسوت اولین رئیس جمهور سیاه‌پوست آمریکا را تدارک می‌دید آیا هرگز به این فکر کرده که شاید اوباما هم شب نخست حضور در کاخ‌سفید، احساس غریبگی مشابه آنچه او در بریتانیا داشته تجربه کند.

"نه. فکر نکردم. آن شب تمام حواسم به غذا و تدارکات بود تا بدون عیب و نقص برگزار شود."

حق نشر عکس Occasions Caterers
Image caption سینا مولوی: برگزاری ضیافت شام باراک اوباما، شش سال پیش، افتخار بزرگی بود

سینا هم مانند بسیاری از ایرانیانی که در دوران نوجوانی مهاجرت کرده‌اند با فرهنگ و عادات کشور میزبان خو گرفته و آمریکا را خانه خود می‌داند. با وجود این، می‌گوید: "چیزهایی در مورد ایران هست که من دلم هنوز برایشان تنگ می‌شود."

"این روزها وقتی می‌بینم پسرم در سن سی سالگی هنوز با دوستان دوران دبیرستان و دبستان رابطه دارد و همدیگر را می‌بینند، افسوس می‌خورم. این قسمت از زندگی من گویا جایی گم شده. یک جایی جا مانده. روزی که من ایران را ترک کردم، همه دوست‌ها و دوستی‌هایم ناتمام ماند."

به سینا پیشنهاد کردم که به کمک فیسبوک و تلگرام تلاش کند رد پایی از دوستان دبیرستانی‌اش پیدا کند. اما حق با او بود؛ گفت مغزش هم دیگر برای یادآوری نام و نام خانوادگی همه آن اسامی یاری نمی‌کند.

"پدرم مانند همه مادران و پدران ایرانی آرزو داشت من دکتر، مهندس یا وکیل شوم. برای همین هم ابتدا در دانشگاه رشته مهندسی عمران را انتخاب کردم. اما بعد از مدتی دریافتم که علاقه ای به آن ندارم. در سال سوم دانشگاه با تغییر رشته به سراغ هنر گرافیک رفتم. مدرک دانشگاهی‌ام در همین رشته است."

او بعد از آماده شدن غذاها، مثل یک نقاش وسواسی بر تزیین بشقاب‌ها نظارت می‌کند. سبک آشپزی که سینا به آن علاقه دارد اصطلاحا فیوژن نامیده می‌شود. سبکی که از ترکیب غذاها و رسوم آشپزی ملل مختلف بهره می‌جوید. نوعی گفتگوی تمدن‌ها. یک دیپلماسی خوشمزه که گویی فقط در عالم غذا شدنی است.

باقالی پلوی سینا هم ماهیچه دارد و هم شوید و باقالی، اما با سبزیجات و ترشی‌های رنگ به رنگ به گونه‌ای تزیین شده که ممکن است در نگاه اول ایرانی به نظر نیاید.

مانند خود "سینا" که اگر نامش را ندانی در نگاه و کلام اول معلوم نیست که "مولوی" است.

گفتگوی سینا مولوی با برنامه رادیویی چمدان را بشنوید:

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

موسیقی چمدان این هفته کاری است از گروه آرامبولا تحت عنوان " درخت انجیر هندی". این گروه که ابتدا در هندوستان پایه گذاری شد تلاش می کند با ترکیب سازهای کهن چون کمانچه با آلات موسیقی نوین چون هَنگ درام، موسیقی که مدعی است خاستگاهش طبیعت است خلق کند.

لطفا برای گوش کردن به چمدان‌های پیشین روی لینک‌های زیر کلیک کنید:

چمدان - فصل اول

چمدان - فصل دوم

چمدان - فصل سوم

چمدان هر پنجشنبه از برنامه چشم‌انداز بامدادی رادیو فارسی بی‌بی‌سی پخش می‌شود.

برای تماس با چمدان لطفا به آدرس bamdadi@bbc.co.uk ایمیل بفرستید.

حق نشر عکس Ocassion Caterers
Image caption خوراک خرچنگ، دست‌پخت سینا مولوی. او می‌گوید گهگاه از ادویه ایرانی در تهیه غذاهای ملل دیگر استفاده می‌کند

مطالب مرتبط