روزنامه های تهران: برجام ننگ یا مهم تر از ملی شدن صنعت نفت

در حالی که روزنامه های میانه رو شادمانانه در تیترهای بزرگ صفحه اول خود از پایان تحریم ها و آغاز دوران تازه نوشته اند روزنامه های اصولگرا به بیم ها و امیدها اشاره کرده اند و تندروها همچنان نوشته اند که اصل دعوای جمهوری اسلامی با جبهه استکبار است و ادامه خواهد داشت.

پی آمدهای اقتصادی و فرهنگی پساتحریم و انتقاد از بسته اقتصادی دولت از دیگر مطالب این روزنامه هاست.

نقطه عطفی در سرنوشت

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شهروند

یوسف مولایی در اعتماد نوشته: برنامه جامع اقدام مشترک نتیجه یکی از سخت‌ترین، طولانی‌ترین و استثنایی‌ترین مذاکرات در طول تاریخ دیپلماسی است. اما مراقبت از نتیجه توافق برای هر دو طرف دارای اهمیت بسیاری است. این مساله که طرفین مذاکره‌کننده گام به گام در حال نزدیک شدن به مسائل تفاهم شده هستند، برای همه طرفین و همچنین جامعه جهانی حایز اهمیت است زیرا اجرای برجام موجب تقویت و گسترش صلح و امنیت جهانی می‌شود و در مقابل، عدم اجرا یا شکست آن، نتایجی بسیار خطرناک برای جامعه بین‌الملل خواهد داشت.

این استاد حقوق بین الملل یادآوری کرده که روز گذشته و پس از ٩٠ روز از تصویب قطعنامه ٢٢٣١ در شورای امنیت سازمان ملل، طرفین مذاکره‌کننده طبق جدول زمانی توافق شده در برجام با اعلام رسمی پایبندی به این توافق ارزشمند نشان دادند که به تعهدات خویش پایبند هستند. بر این اساس، رییس‌جمهوری آمریکا و اتحادیه اروپایی با صدور بیانیه‌هایی جداگانه، دستور بر لغو و توقف تحریم‌های صادرشده علیه ایران را دادند.

مقاله اعتماد به این جا رسیده که: از با اهمیت‌ترین و در عین حال سخت‌ترین مراحل از نظر فنی است زیرا باید اقدامات براساس اقدامات متناظر و همزمان صورت می‌گرفت و در صورت عدم دستیابی به این راهکار، یکی از طرفین باید گام نخست را برمی‌داشت و سپس طرف مقابل اقداماتش را اجرایی می‌کرد. با این وجود، دستیابی به روز پذیرش را می‌توان نقطه عطفی در اجرای برجام دانست و نشان از آن دارد که طرفین اراده‌های سیاسی لازم را برای اجرای کامل توافق دارند.

ابراهیم اصغرزاده در مقاله ای در قانون با اشاره به این که بالاخره به روز پذیرش اجرای توافق رسیدیم نوشته: مبنای روز گزارش انتقال تصمیم گیری از گروه ۵+۱ و کشور های تحریم کننده به آژانس بین المللی انرژی اتمی برای راستی آزمایی خواهد بود. اما کدام راستی آزمایی است که تبدیل به اعتماد سازی نشود. در این مدت ۹۰ روزه، همیشه صحبت از راستی آزمایی بوده، اما از امروز به سمت اعتماد سازی در مقابل دنیا پیش می رویم.

به نظر این تحلیلگر سیاسی: سوالی که باید از این گروه ها شود این است که اگر در دیپلماسی و گفت و گو بسته شود چه دری به جای آن باز خواهد شد؟ آیا در خاور میانه ای که هر روز آبستن خشونت و جنگ است راه حل دیگری به جای گفت‌وگو و مذاکره و به نوعی تفاهم رسیدن بر اساس منافع مشترک، مارا بدون خونریزی به پیروزی می رساند؟

نویسنده مقاله قانون سپس اظهار نظر کرده که: آغاز پسا توافق در ایران اثری کمتر از ملی شدن صنعت نفت در منطقه خاور میانه نخواهد گذاشت. بعد از این توافق به جهان و به ویژه کشورهای منطقه ثابت شد که گفت و گو، تفاهم و درک منافع است که می تواند جلوتر از مواضع سرسختانه و نیروی نظامی قرار بگیرد. ثابت شد که در خاورمیانه ای که خونین ترین منطقه جهان است می توان به گفت و گو نشست و مذاکره کرد و ثابت شد که این جواب می دهد. امروز باید پذیرفت که افسانه جنگ سرد میان ایران و غرب در حال رنگ باختن است.

این راه مستقیم ملت نیست

کیهان مخالف قدیمی توافق هسته ای در یادداشت امروز خود نوشته: برنامه هسته‌ای به عنوان نماد اعتماد به نفس و اقتدار فنی و پیشرفت ایران، با همه اهمیت، برای غرب آن قدر ارزش ندارد که «خاستگاه» این اعتماد به نفس و جرأت پیشرفت مستقل در میان ملت ایران و ریشه و شاخه و برگ گسترده انقلاب اسلامی در چهار گوشه غرب آسیا. توافق برجام به این معنا - برخلاف برخی خوش‌گمانی‌ها- پایان ماجرا نیست بلکه شروع آن یا دست‌کم، مرحله‌ای جدید از ماجرای بزرگ‌تر تقابل جبهه استکبار با ملت و حاکمیت ماست؛ یا به عبارتی نوک کوه یخ.

به نوشته این مقاله: باراک اوباما همان جرج بوش است، اما ضعیف‌تر و مکارتر. آمریکای دوره بوش سرمست قدرت بود و بی‌محابا از جنگ صلیبی علیه ۲۴ کشور اسلامی سخن گفت و ایران را در محور شرارت گذاشت و هر جای منطقه را که دستش رسید شخم زد. اوباما اما می‌گوید آمریکا دیگر قادر به اداره چنان جنگ‌هایی نیست. با این وجود در دوره او و با هدایت دولت وی، آتش جنگ از عراق و افغانستان، به سوریه و یمن- و مجددا غزه و لبنان- سرایت کرده است.

کیهان در نهایت نوشته: این کج‌راهه، صراط مستقیم ملت ما نیست. این بار کجی است که به مقصد نخواهد رسید. برجام حتی اگر فاقد عیب و ایرادهای بزرگ هم بود، با این اجرا و کارگزاری عاقبت به خیر نمی‌شود مگر اینکه دولت و وزارت خارجه یقین کنند با شیطان بدعهد و ذاتا خبیث طرف حسابند. اجرای بد برجام و بدتر از آن، مجال دادن به دشمن برای افزودن بر طلبکاری خود، مقدمه فشار و تهدید بیشتر علیه ملت ماست و نه تشویق غرب به شراکت و کاستن از دشمنی.

فعلا روی کاغذ

جوان با این تیتر نوشته ۹۶ روز بعد از توافق هسته‌ای ۱+۵ با ایران، روند اجرایی این توافق از دیروز کلید خورد. رئیس‌جمهور آمریکا با امضای یک یادداشت وزیر خارجه خود را مسئول آماده شدن برای اجرای تعهدات آمریکا براساس برجام کرد. وزیر خارجه ایران و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز در بیانیه‌ای اعلام کردند که به تعهدات خود براساس برجام پایبند هستند. در مقابل، ایران روند محدود کردن فعالیت‌های هسته‌ای خود بر اساس تعهدات برجام را شروع خواهد کرد؛ تعهداتی که منابع غربی آن را بزرگ‌ترین فرآیند برچیدن تأسیسات هسته‌ای در تاریخ توصیف کرده‌اند.

به گزارش جوان، ایران و ۱+۵ عملاً اجرای برنامه جامع اقدام مشترک موسوم به «برجام» را با صدور بیانیه هایی جداگانه تأیید کردند.

عبدالله گنجی در سرمقاله روزنامه سپاه پاسداران نوشته: بخشی از روشنفکران جامعه بر این باورند که اقتدار در جوامع امروزی از مسیر مردم‌سالاری یا دمکراسی حاصل می‌شود و هر قدر مشارکت مردمی در فرآیند‌های سیاسی ـ اجتماعی گسترده‌تر باشد، اقتدار موجود از قوام و دوام بیشتری برخوردار است و ابعاد دیگر قدرت در اقتدارآفرینی چندان مهم نیست.

به نوشته این مقاله: اما نکته‌ای که کمتر تطبیق داده می‌شود اینکه همان کشورهایی که قبله دمکراسی برای روشنفکران هستند، مهم‌ترین عامل اقتدار و قدرت خود را در حوزه نظامی جست‌وجو می‌کنند، بزرگ‌ترین و مجهزترین ارتش‌های جهان را دارند.

سردبیر روزنامه سپاه پاسداران نتیجه گیری کرده با زبان نرم دولت اتفاق هایی رخ داده که مواجهه دیگران با دولت جمهوری اسلامی در برخی موارد در تاریخ ایران رخ نداده بود. از جمله تاکنون اتفاق نیفتاده وزیر خارجه عربستان به خود اجازه دهد که دست رد به سینه وزیر خارجه ما بزند، در فاجعه منا رئیس‌جمهور ما شرایط یک تماس تلفنی با شاه سعودی را نداشته باشد، به وزیر ارشاد ویزا ندهند و وزیر بهداشت ما آواره قطر تا جده شود، امارات معلمان ایرانی را دستگیر، موهای آنان را تراشیده و تحقیر کند و وزیر خارجه ما به شاه کویت برای یک تماس التماس کند، آمریکا برای اولین بار از پذیرش نماینده ما به نیویورک خودداری کند.

حق نشر عکس Etemad
Image caption تیتر و طرح صفحه اول اعتماد

باید پایگاه مردمی داشت

غلامعلی فرجادی در مقاله ای در بهار نوشته: آغاز برجام قطعا تاثیر مثبتى بر اقتصاد کشور خواهد داشت. آثار آن در بلند مدت خواهد بود و انتظار مى رود آرام آرام از سـال آینده آثار برجام و رفع تحریم ها بر اقتصاد کشور نمایان شود و شاهد شکوفایى و رونق اقتصادى باشیم، چرا که روابط تجارى گسترده تر و معاملات بانکى به راحتى صورت خواهد گرفت و با آزاد شدن منابع و دلارهاى بلوکه شده دست اقتصاد باز خواهد شد تا کالاهاى واسطه اى و سرمایه اى به کشور وارد شود و سرمایه اى که مورد نیاز بنگاه هاست، تامین و ماشین آلات با تکنولوژى روز دنیا وارد کشور شود و از همه مهمتر صادرات رونق خواهد گرفت.

این اقتصاددان در پایان مقاله بهار تاکید کرده: دولت بـراى اصلاحات اقتصادى خود به پایگاه مردمى نیاز دارد و اگر نتواند آنان را همراه کند قادر نخواهد بود اصلاحاتى عمیق را در اقتصاد انجام دهد. نکته مثبت دیگرى که در دولت آقاى روحانى وجود دارد این است که عمده سیاست گذارى ها مبتنى بر نظرات کارشناسى بوده است.

برجام، بیم ها و امیدها

علی خرم در مقاله ای در اعتماد نوشته: برنامه جامع اقدام مشترک از امروز پتانسیل عملیاتی‌ شدن پیدا می‌کند. اکنون همه نگاه‌ها در جهان به سوی ایران است. اتحادیه اروپا نیز در یک اقدام، تمام تحریم‌های خود را به حالت تعلیق در می‌آورد درصورتی‌ که در این ایام، اختلاف‌نظری بین ایران و گروه ١+٥ به وجود آید، کمیسیون مشورتی و نظارتی گروه ١+٥ وارد شور شده و درباره اختلاف پیش‌آمده اظهارنظر می‌کند.

نویسنده این مقاله تاکید کرده: اگر در کمیسیون مشورتی نظارتی به جای دوست، دشمن ما نشسته باشد، یقینا به نفع ما حکم نخواهد داد. پس در هر دو کشور باید فکری برای این فضا کرده و بر عهده دولتمردان دو کشور است که تنفر و بی‌اعتمادی را بین دو کشور ترویج و تشویق نکنند. هر کدام از قدرت‌های جهانی هم که تصمیم داشته باشند در کنار ایران قرار گیرند و از فضای «پسابرجام» برای همکاری‌های اقتصادی، صنعتی و حتی سیاسی- امنیتی استفاده کنند، عضوی از گروه ١+٥ هستند که برای رسیدن به هر هدفی، نیازمند به اجرا در آمدن توافقات هسته‌ای وین هستند. از این‌ رو فضای خصومت بین ایران و آمریکا به نفع هیچ‌کس نیست.

این استاد روابط بین المللی در پایان مقاله شرق تاکید کرده: با توجه به شرایط امروز ایران، اگر سرمایه‌گذاری خارجی در کشورمان صورت نگیرد، اقتصاد و صنعت ایران از حالت رکود خارج نمی‌شود، بازسازی صنایع فرسوده ایران به تعویق می‌افتد، تولید در ایران افزایش پیدا نمی‌کند و شغل به اندازه‌ای که بر نرخ بیکاری اثر قابل توجه بگذارد، ایجاد نخواهد شد. پس دشمنی‌های تاکتیکی هم باید با محاسبات دقیق صورت گیرد تا آثار مخرب استراتژیکی بر جامعه در حال انتظار ایران بر جای نگذارد.

شکست می خورند

امیرعباس نخعی در مقاله ای در بهار با تاکید بر این که ورشکستگان سیاسی دست بردار نیستند، نوشته آن ها سینه خیز مى روند تا کس نگوید زمین خورده اند؛ اما به هر روشى که دست مى زنند هر روز در عرصه سیاست تنها تر مى شوند. سیاست است دیگر، وقتى حرفت شنونده نداشته باشد، ندارد، با کسى شوخى ندارد.

به نوشته این روزنامه نگار: عده اى عادت کرده اند همیشه با دور زدن حقایق و تقلب کردن راه خود را طى کنند؛ مى شود، اما نه همیشه. کسانى که روشهاى دیگر را بـر روش هاى مردم پسـند کسب قدرت ترجیح مى دهند و روزى مى بینند که در عرصه تنها و غریب اند و باید به زمین و زمان فحش بدهند. یک روز به مرگ تهدید کنند و روزى دیگر اشک بریزند و دیگرى که عصبانیتشان را نمى توانند کنترل کند عملکرد مسئولان کشور را به پدرسوخته بازى تشبیه کنند براى قدرى احساس خنکى.

مقاله بهار اشاره کرده که: مردم بـه سیاست بازى ها کارى ندارند؛ آنها سرنوشت کشورهاى منطقه و حکومتهاى دیکتاتورى را که با مردمانشان چه کرده اند و مى کنند مى بینند و راه صلح و آرامش و امنیت را انتخاب مى کنند. مقابله با این راه جز انزوا حاصلى ندارد. اگر یک طیف سیاسى مى فهمد که حرفش خریدار ندارد و زمین خورده است، به جاى سینه خیز رفتن باید بایستد، خود را بتکاند و درست و مردم فهم راه خود را بازسازى کند.

کلیدهای تازه برای شرایط پساتحریم

محمدمهدی دادگو در مقاله ای در اعتماد نوشته: مشکلات اقتصادی و اجتماعی، آنقدر فراگیر است که انرژی اصلی معطوف به آنها شده است و در این میانه، فرهنگ و هنر به چشم نمی‌آید؛ اتفاقی طبیعی که البته نباید به آن عادت کرد و از کنار آن به سادگی گذشت. چون هم اهالی فرهنگ و هنر به دیده شدن نیازمندند و هم جامعه بدون فرهنگ و هنری سازنده، در حرکت و زنده، جامعه‌ای خنثی و تهی می‌شود. با تمام این‌ها، پیش‌بینی روزهای آینده و دوران پساتحریم، نوید روزهای خوبی را می‌دهد. برجام که به نتیجه برسد، تاثیرات مثبت آن در فرهنگ و هنر هم آغاز می‌شود.

به نوشته این مدیر فرهنگی: وقتی اضطراب و استرس جامعه از وضعیت اقتصادی، مشکلات اجتماعی و موانع دیگر از بین برود، ناخودآگاه رونق فرهنگ و هنر هم اتفاق می‌افتد. زمینه روانی مثبت جامعه، باعث می‌شود تا توجه‌ به فرهنگ و هنر بیشتر شود و مردمانی که کمتر نگرانی‌های معیشتی و زندگی دارند، به سمت سالن‌های سینما، تئاتر، گالری و کتاب‌فروشی‌ها می‌روند و همین حرکت، یعنی رونق فرهنگ و هنر. هنرمندان توسط مردم دیده می‌شوند و در فضای تازه و بازار تقاضای فرهنگی مردم، مدیران هم توجه بیشتری به فرهنگ و هنر خواهند داشت.

مقاله اعتماد در نهایت ابراز امیدواری کرده که مدیران فرهنگی پیش از اجرای برجام، به کلیدها و برنامه‌های تازه برای فرهنگ و هنر فکر کنند. با آغاز اجرای برجام، شرایط تغییر می‌کند و شرایط تازه، نگاه مدیریتی تازه می‌طلبد. با راه و روش‌هایی که تا پیش از این مرسوم بوده و البته در مواردی هم جوابگو، نمی‌توان برای فرهنگ و هنر در دوران پساتحریم، برنامه‌ریزی کرد و اهداف کمی و کیفی تازه‌ای باید در دستور کار مدیران فرهنگی قرار بگیرد تا آرامش تازه، نقش موثری در از بین بردن رکود فرهنگی داشته باشد.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون محسن ظریفیان، قانون

صادق جنان صفت در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: بسته سیاستی که بخشی از جزئیات آن روشن شد، باید جامع‌تر، شفاف‌تر و سازگارتر شود تا پیامدهای احتمالی نامساعد دامنگیر دولت و مردم نشود. واقعیت این است که روش اتخاذ شده برای عبور از رکود بر‌اساس آنچه در سخنان سه مقام مسئول آمد، می‌تواند به توزیع رانت، برگشت تورم به مدار صعود، سردرگمی در تخصیص اعتبارات و احتمال دلسرد شدن نیروهای ورزیده بخش خصوصی شود، مگر اینکه در اجرای آن کمال دقت، وسواس و نظارت انجام شود.

این روزنامه نگار اقتصاددان تاکید کرده: پرداخت اعتبارات ارزان قیمت به یک صنعت ناکارآمد و دریغ کردن آن از یک صنعت کارآمد که توانسته است تولیدات خود را در همین شرایط بفروشد، موجب تنبیه کارآمدها و تشویق ناکارآمدها خواهد شد. از این دست نکات منفی دربسته اعلام شده باز هم وجود دارد که باید دولت درباره آنها توجه اکید کند.

در پایان مقاله روزنامه دولت آمده: مدیران ارشد دولت یازدهم توجه داشته باشند که کار تمام نشده است و نباید به امید اینکه سه مقام ارشد اقتصادی در یک زمان کوتاه حرف‌هایی را زدند، بسنده شود. روشنگری درباره الزام‌های رسیدن به این نقطه از سوی کارشناسان می‌تواند تردیدهای احتمالی ایجاد شده در ذهن و قلب فعالان اقتصادی را برطرف کند و این شبهه را که ممکن است دولت دوباره تصمیم تازه‌ای اتخاذ کند را از ذهن آنها پاک کند.

زنگ‌های خطر رواج پوپولیسم

زهرا کریمی در مقاله ای در شرق به عنوان زنگ خطر رواج پوپولیزم به مساله کارگران خارجی در کشور اشاره کرده و با رد این ادعا که کارگران خارجی جای کارگران ایرانی را می گیرند و آن ها بی کار می شوند نوشته: با رد کارگران خارجی ممکن است تعداد بی‌کاران در کشور کم شود ولی اتباع خارجی عامل اصلی بی‌کاری نیستند بلکه دلیل این موضوع رکود و کمبود سرمایه‌گذاری‌هاست و اخراج کارگران خارجی منجر به رونق اقتصادی نمی‌شود. برای از بین‌ بردن معضل بی‌کاری باید رونق اقتصادی ایجاد شود نه‌اینکه عرضه نیروی کار را متوقف کرد.

مشاور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در ادامه این مقاله نوشته: امروز بازار کار در ایران مانند بیماری است که به کما رفته، می‌توانیم به سر این بیمار شانه بکشیم یا ناخن‌هایش را کوتاه کنیم اما باید بدانیم دلیل اصلی به کما‌رفتن این بیمار چیست و در پی حل مشکل اصلی باشیم. به‌علاوه در شرایط رکود، خروج نیروی کار غیرایرانی که دستمزد کمتری نسبت به نیروی کار ایرانی دارد و به‌تبع این اتفاق افزایش دستمزد نیروی کار داخلی، ممکن است به افزایش هزینه‌های تولید و تعمیق رکود در برخی بخش‌های دیگر مخصوصا ساخت‌وساز و تعمیرات مسکن منجر شود و حتی بخشی از فرصت‌های شغلی موجود هم با این اتفاق از دست برود.

با وجود این، آنچه مسلم است این است که با به‌کارنگرفتن کارگران اتباع خارجی و خروج آنها از بازار کار به‌هیچ‌وجه سرمایه‌گذاری بهبود نخواهد یافت و رونق ایجاد نمی‌شود. اما در همه‌جای دنیا یکی از علل شکل‌گیری فاشیسم و جنبش‌های خشونت‌طلب بحران‌های اقتصادی است و رکود، زنگ‌های خطر رواج اندیشه‌های افراطی و شعارهای پوپولیستی را به صدا درمی‌آورد.

معنویات در موتور هواپیما

حق نشر عکس Farheekhtegan
Image caption کارتون فرهاد بهرامی، فرهیختگان

آیدین سیارسریع در ستون طنز روزنامه ایران به سخن یک کارشناس صنعت هواپیمایی درباره جدا شدن موتور یک جامبوجت از بدنه آن اشاره کرده که گفته هرچند این جزو مواردی نیست که بتوان از قبل آن را بررسی یا چک کرد اما نشان می‌دهد با توجه به بالا رفتن عمر ناوگان، این تنها یکی از مشکلاتی است که می‌تواند در پروازها به وجود آید.

طنزنویس ضمن تشکر از این کارشناس صنعت هواپیمایی نوشته: در هر پرواز «جدا شدن» از اصول کار به حساب می‌آید. شما بالن را نگاه کنید، یه کم که اوج می‌گیرد این کیسه‌های شن را همین‌طور آزاد می‌کند و می‌اندازد پایین. ما از این پایین نگاه می‌کنیم و فکر می‌کنیم اینها دیوانه‌اند ولی پشت قضیه یک مسأله کاملاً علمی نهفته است. در همین زمینه پروفسور سمیعی به نقل از کوروش کبیر می‌گوید: در آسمان زندگی ات مانند بالن کیسه شن هایت را رها کن تا اوج بگیری.

به نوشته ستون طنز روزنامه ایران: اصلاً اگر کمی که دقیق تر به قضیه نگاه شود پیداست که جدا شدن قطعات هواپیما دارای بعد عمیقی هم هست. اگر هواپیما، انسان و قطعاتش وابستگی های دنیوی فرض شود، آن موقع روشن می شود که جدا شدن قطعات بویینگ در آسمان یک حرکت سمبلیک است. همانطور که قطع وابستگی‌های دنیوی لازمه تکامل است قطع، برش، خمش، پوسیدگی و در نهایت ریزش قطعات هواپیمای قدیمی هم می‌تواند یک حرکت نمادین از بی‌توجهی به دنیا و متعلقاتش باشد.

مطالب مرتبط