روزنامه‌های تهران، نفوذ روزنامه‌‌نگاران در چه؟

روزنامه‌های امروز صبح تهران، شنبه ۱۶ آبان چهار روز بعد از دستگیری گروهی از روزنامه‌‌نگاران به این ماجرا اشاره کرده و در مقالاتی خواستار روشن شدن اتهاماتی شده‌اند که به این عده زده شده، در مقابل روزنامه‌های تندرو و وابسته به سپاه پاسداران از عمل اطلاعات سپاه پاسداران در این دستگیری‌ها دفاع کرده‌اند.

پیری مسوولان کشور که حاضر به ترک مقام‌ها نیستند، تردید در آمار رشد اقتصادی کشور، ابراز نگرانی درباره احتمال جاری شدن سیل در تهران از جمله دیگر مطالب این روزنامه‌هاست که در عین حال گزارش اصلی مجله آمریکایی تایم را هم منعکس کرده‌اند که درباره ایران آینده از چشم جامعه تحول طلب نوشته است.

Image caption تیتر و عکس نیوشا توکلیان در صفحه اول شرق

بیرون‌آمدن ایران از زیر سایه‌ها

صادق زیباکلام در مقاله ای در شرق به گزارش اصلی این شماره مجله تایم با عنوان ایران سال ۲۰۲۵ اشاره کرده که عکس‌های بسیار جالبی از ایران دارد که توسط نیوشا توکلیان گرفته شده. عکس‌ها در حقیقت بیش از هر نوشته و تحلیلی نشان‌دهنده جنبه‌های اجتماعی ایران امروز است. تایم معتقد است که ایران دارد پوست می‌اندازد و از زیر سایه سنگین تحریم‌ها از یک‌سو و فضایی که دوران محمود احمدی‌نژاد ایجاد کرده بود از سویی دیگر بیرون می‌آید.

به نظر این استاد دانشگاه گزارش مجله تایم به ایران از منظری کاملا متفاوت نگاه کرده است؛ اینکه درحالی‌که سایه‌های سنگین تحریم‌ها و دوران احمدی‌نژاد دارند به‌تدریج از آسمان ایران دور می‌شوند، چگونه ایرانی از زیر سایه تحریم‌ها بیرون می‌آید و دنیا چگونه ایرانی را مشاهده خواهد کرد؟ به‌عبارت‌دیگر، زیر پوست و زیر سایه سنگین تحریم‌ها و دوران احمدی‌نژاد و درحالی‌که ارتباطات چندانی میان ایران و جهان خارج نبود، جوانان ایران و نسل‌های جدید کشور به کدام سمت‌وسو رفته‌اند؟

در ادامه مقاله شرق آمده: درحالی‌که گروه‌های رادیکال ضدغربی و خشونتی که به راه‌انداخته‌اند همچون سیلی خروشان بسیاری از کشورهای منطقه را در خود فرو برده، نسل‌های جدید ایرانیان یعنی نسل‌های بعد از انقلاب که به ٢٠، ٣٠ و ٤٠سالگی رسیده‌‌اند، اساسا چه خواسته‌هایی دارند؟ وآنان چه رویکردهایی را برای تغییر مدنظر دارند؟

نفوذ و دستگیری روزنامه‌‌نگاران

سه روز بعد از دستگیری چند تن از روزنامه‌‌نگاران با عنوان پروژه نفوذ روزنامه‌های متعدد امروز درباره این ماجرا نوشته‌اند و خواستار آن شده‌اند که روشن شود روزنامه‌‌نگاران دور از قدرت و مراکز قدرت چه نفوذی دارند و چرا عوامل نفوذی تنها از میان اصلاح طلبان هستند.

تنها نشریه ای که به دفاع از عمل سپاه پرداخته جوان روزنامه سپاه پاسداران است و نوشته شناسایی و بازداشت تعدادی از عوامل نفوذی دشمن در رسانه‌ها از سوی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بخشی از ابعاد پنهان پروژه پیچیده نفوذ را آشکار ساخت.

به نظر روزنامه جوان: همان‌گونه که انتظار می‌رفت این برخورد امنیتی- قضایی با عصبانیت دشمن مواجه شد و این نوع واکنش، به‌خوبی این حقیقت را آشکار ساخت که نفوذ واقعیتی انکارناپذیر بوده و در ارتباط داشتن عوامل مذکور با پروژه نفوذ نباید تردید کرد.

محمد نوری در سرمقاله روزنامه دولت به یک برنامه تلویزیونی اشاره کرده که ساعاتی قبل از سخنان هشدار آمیز روحانی از سیمای جمهوری اسلامی پخس شده که ظاهرا قصد از آن کالبدشکافی مفهوم نفوذ بوده اما به روشی خام دستانه ، دامنه بحث نفوذ را به سیاست ها و تدابیر دولت و نظام در سیاست خارجی تسری دادند. ابتدا در فراخوان های گسترده خود وعده دادند که افکار عمومی را از جزئیات بازداشت خبرنگاران آگاه خواهند کرد اما در نهایت آن چه به مخاطبان عرضه شد نه اطلاعات یا جزئیات مربوط به بازداشت چند روزنامه‌‌نگار بلکه مجموعه ای از ادعاها و اتهام هایی بود که میهمان برنامه و مدیر ارشد خبری دوران دولت سابق علیه دولت کنونی ساخته و پرداخته کرد.

سرمقاله روزنامه ایران گفته های میهمانان سیمای جمهوری اسلامی را تحریف خوانده و نوشته: نفوذ زمانی رخ می دهد که دولت مثل هشت سال دولت گذشته به جای مذاکره آشکار و رسمی به دیپلماسی پنهان روی آورد و فاجعه نفوذ و وابستگی زمانی دامن یک کشور را می گیرد که یک کشور همه ابزارها و اهرم های قدرت خود را در منطقه و نظام جهانی از دست بدهد و به صورت یک عضو منزوی و مطرود دربیاید وضعیتی که دقیقاً در سال های پایانی دولت دهم پیدا شد.

اینها کجا نفوذ داشتند؟

مصطفی ایزدی در مقاله ای در بهار با اشاره به رواج کلمه نفوذ در رسانه های کشور و نگرانى سیاستمداران از استفاده نابجا و شاید سوءاستفاده از آن نوشته: آیا کسى هست که نداند نفوذ دیگران به مراکز پراهمىت و مراکز مهم وموثرى است که مى تواند و افکارعموم ىرا به نقطه دلخواه نفوذ کنند. پس چرا با افرادى که نقشى در شکل دهى افکارعموم ى ندارند ، برخورد مى شود؟

نویسنده اصلاح طلب افزوده دلنگرانى رئیس جمهور درآخرین سـخنرانى از همین بود . اگرقراراست همه مصداق هاى نفوذپذیرى را درمیان حامیان دولت واصلاح طلبان جستوجوکرد و مشخصا روزنامه‌‌نگاران را در این وانفساى کمبود روزنامه خوان هدف دشمنان براى نفوذ دانسـت، گام در بیراهه گذاشـتن اسـت.مگر اصلاح طلب ان در مراکز حساس و مهم مملکتى حضوردارند که بتوانن دراثرنفوذ اقدام موثرى انجام دهند؟

مقاله بهار به این جا رسیده که: فرض کنید جریان نفوذ بخواهد بین مردم واعتقاداتشان فاصله بیندازد، کدام مراکز فرهنگى و تبلیغى در کشورمان بالقوه مسـتعد هدف قرار گرفتن نفوذ هستند؟ پس باید زمینه ها راشناخت وعناصرفعال دراین زمینه ها را دنبال کرد. اگر جریانها،مراکزوافراد مهم اما مستعد نفوذ را رها کنیم و افرادی که نه نقشى درافکار عمومى دارند، نه ارتباطى با مراکز حساس و مهم دارند و نه اصولا از نظر حاکمیت کسى به حسـاب مى آیند، مورد برخورد قرار گیرند، دشـمن کار خودش را کرده است.

Image caption کارتون محمدرضا ثقفی

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد!

حمید متقی در سرمقاله فرهیختگان بدون اشاره مستقیم به دستگیری مدیر این روزنامه توسط اطلاعات سپاه پاسداران به گفته های یک کارشناس امنیتی پیشین در سیمای جمهوری اسلامی درباره روزنامه‌‌نگاران دستگیر شده پرداخته که آن را همانند نوشته های نشریات اسراییلی خوانده بود و پرسیده: واکنش منطقی به این قبیل ادعاها چه می‌تواند باشد؟

نویسنده پرسیده: آیا به‌طور مثال به‌صرف هر نوع شباهت احتمالی ادبیات گفتمانی بین تولیدات فکری، خبری بخش‌هایی از نخبگان داخلی و رسانه‌های خارجی می‌توان آنان را عاملان نفوذ اجانب معرفی و با آنان برخورد کرد؟ شهروندان ساکن در دموکراسی‌های کارآمد دیگر در موارد مشابه چه واکنشی از خود نشان می‌دهند؟

سرمقاله فرهیختگان مدعی شده: با توجه به اینکه تاکنون دلایل حقوقی و محکمه‌پسندی درباره دستگیری‌های هفته پیش مطرح نشده است، به نظر می‌رسد که این خواست می‌تواند به محور نزدیکی همه رسانه‌های علاقه‌مند به این ملک‌وملت اعم‌ از اصولگرا، مستقل، اصلاح‌طلب وتحول‌خواه بدل شود. خواستی که در صورت اجابت آن همگی اصحاب رسانه با هر مرام و مسلکی در چالش‌های احتمالی آتی از آن بهره خواهند برد.

به نوشته فرهیختگان اگر این خواست عمومیت گیرد: سبب خواهد شد که دست‌اندرکاران این قبیل پرونده‌ها دریابند که نقش آنان با یادداشت‌نویس‌ها وتحلیل‌گران رسانه‌های منتقد دولت متفاوت‌است و اگر اظهارات آنان فراتر از شواهد ومدارک پرونده باشد و بر اساس تحلیل‌‌-اعم از درست ویا اشتباه- بنا شده‌باشد، مورد بازخواست افکار عمومی قرار خواهند گرفت.

گرفتنش، روزنامه‌‌نگار بوده؟

آیدین سیار سریع در صفحه طنز بی قانون این مکالمه را نقل کرده: گفتی گرفتنش ... - خب اخاذی می‌کرد‌ه د‌یگه! + خود‌ش؟ - نه ... میگن خود‌ش واسطه بود‌ه، د‌وستش پول می‌گرفته. + د‌وستشم گرفتن؟ - آره! + د‌وستش روزنامه‌‌نگار بود‌؟ - نه! + نفوذ هم نمی‌کرد‌؟ - نه. فقط اخاذ بود‌ه! + پس چرا ... - بگیر بخواب، خسته‌ای! + آره. راست میگی. تو هم بخواب. خسته‌ای. - منم خسته‌ام. همه خسته‌ایم. + شب بخیر. - خسته نباشید‌.

سیاست و پیری در ایران

عباس عبدی در سرمقاله اعتماد به پیری مفرط فعالان اصلی سیاسی و اجرایی کشور اشاره کرده و نوشته در شرایطی که دنیا به دلایل متعددی در حال جوان‌گرایی است مثل نخست‌وزیر انگلیس، یا رهبران احزاب اروپایی و امریکایی که به نسبت گذشته جوان‌تر شده‌اند و بسیاری از آنان در میانسالی از سیاست رسمی بازنشسته می‌شوند. در ایران چنین مساله‌ای نه در ساخت اجرایی و رسمی و نه حتی در میان احزاب و گروه‌ها و حتی در شرکت‌های خصوصی نیز دیده نمی‌شود.

نویسنده با اشاره به این که در دولت پیشین هم که سخن از جوانگرایی بود عده ای جوان را به عنوان مشاور قراردادند در حالی که مشاوران معمولا افراد مسن‌تر هستند. این جا در همه امور معکوس است، مثل بقیه. ممکن است پرسیده شود که دلیل این وضع چیست؟ چرا نه تنها جوان‌گرایی نمی‌کنیم، بلکه پیرمردان ما بعضا چند شغل دارند و حتی با انواع توجیهات در آن مشاغل قرار دارند، دریغ از اینکه لحظه‌ای شغل‌های گوناگون خود را ترک کنند. وقتی که خوب به وضع خود نگاه کنیم. سرمقاله کیهان با یادآوری عکس‌های پولیت بوروی احزاب کمونیست تا دهه ١٩٨٠ میلادی که اکثر آنان بالای ٧٠ سال از عمرشان گذشته بود نوشته برای پیری رهبران چند نکته است یکی این که افراد سالمند سیاسی برخلاف ادعاهایی که در مورد توانایی و صلاحیت خود دارند، به دلیل اصرار بر ادامه مدیریت خود، در یک چیز قطعا واجد صلاحیت نیستند و آن تربیت و آموزش افرادی است که توانسته باشند جای آنان را بگیرند. آنان گمان می‌کنند که خودشان با صلاحیت‌های ذاتی متولد شده‌اند و دیگر کسی را یارای جایگزینی آنان در انجام امور نیست.

نکته دیگر سرمقاله اعتماد این است که یکی دیگر از دلایل این وضع تصور نادرستی است که برخی افراد از حضور خود در انقلاب دارند. بسیاری از افرادی که در انقلاب شرکت داشتند در دوره جوانی از زندگی سیاسی بودند، لذا خود را صاحب و میراث‌دار انقلاب می‌دانند و چون در جوانی به پست و مقام رسیده‌اند، بیش از ٥٠ سال وقت دارند که این مسیر را حفظ کنند و در این مسیر دو یا سه نسل جوان را قربانی ادعاها و حضور خود می‌کنند و ناخواسته به آنان مجال حضور را نمی‌دهند. نتیجه این وضع خطیر است. جوانان در برابر این جریان واکنش منفی نشان می‌دهند و چون مجال حضور موثر در سیاست را پیدا نمی‌کنند، ناپخته و منفعل هم می‌شوند و ارزش و توان مدیریتی جامعه در مجموع نزول می‌کند و در سراشیبی قرار می‌گیرد.

مرگ بر آمریکا، اکسیر است

جعفر بلوری در سرمقاله کیهان با تجلیل و تحسین شعار مرگ بر آمریکا پرداخته و آن را تامین کننده امنیت کشور دانسته امنیتی که به برکت خون امثال شهید حسین همدانی‌ها، امنیت همچون آمریکا، کالای دست‌نیافتنی نیست و اتفاقا به وفور هم یافت می‌شود. ایران یکی از امن‌ترین کشورهای جهان است. در کشورهای اطرافمان، تکفیری‌ها در حال دریدن مردم کوچه و بازار و سلاخی زنان و کودکان و مردانند. اما در ایران نه تنها "امنیت کامل" حکم‌فرماست بلکه این کشور در حال تامین امنیت سایر کشورهای دوست و همسایه نیز هست. نیست؟

نویسنده در پاسخ رئیس جمهوری آمریکا که گفته مرگ بر آمریکا برای ایرانیان ایجاد شغل نمی‌کند و امنیت را هم ارتقاء نمی‌دهد یادآور شده که آمریکا جای ناامنی است. با ملغمه‌ای از بحران‌ها و مشکلات بسیار "عجیب"، "عمیق" و "پیچیده" دست و پنجه نرم می‌کند که مشکل بیکاری در ایران مقابل آنها تقریبا "هیچ" است. امنیت هم یکی از کالاهای حیاتی است که این روزها در پاریس و واشنگتن هم یافت نمی‌شود.

Image caption کارتون مهناز یزدانی، شهروند

اقدام چند پزشک

محمدرضا شالبافان در مقاله ای در شرق نقل کرده که پس از برگزاری کمیسیونی نمادین توسط یک تشکل دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی قم، تشخیص داده شد وزیر امور خارجه عربستان به‌واسطه اظهاراتش دچار اسکیزوفرنیاست و رئیس این نهاد چند قرص اعصاب و روان برای وی تجویز کرده و به‌همراه یک نسخه، دم در سفارت عربستان گذاشته است و در مصاحبه‌ای هم اقدام خود را انسان‌دوستانه و در راستای تلاش برای سلامتی این چهره معرفی کرده است.

به نوشته این روان پزشک: از منظر علم روان‌پزشکی، فارغ از علوم سیاسی و حقوقی، این رفتار مصداق مشخصی از ایجاد انگ و توهین به افرادی است که به هردلیلی دچار اختلال روان‌پزشکی شده‌اند و با نظر پزشک تحت درمان دارویی هستند. طبق آخرین بررسی جامع کشوری، ٢٣.٦ درصد مردم ایران در یک سال گذشته دچار اختلال روان‌پزشکی بوده‌اند اما متأسفانه باوجود پیشرفت‌های قابل‌توجه در دهه‌های اخیر و کشف درمان‌های جدید و مؤثر دارویی و غیردارویی تعداد کسانی که برای کسب سلامتی خود به روان‌پزشک، همان متخصص اعصاب و روان، یا روان‌شناس بالینی مراجعه می‌کنند بسیار کمتر از این جمعیت کلان است.

مقاله شرق افزوده: آنچه دراین‌میان ناراحت‌کننده است انجام این اقدام توسط جمعی از پزشکان است؛ کسانی که باید بیش از دیگران حافظ سلامت مردم باشند و دلسوز حفظ جسم و روان ایشان. اما این رفتار باز هم این نکته تلخ را تداعی می‌کند و دامن می‌زند که هنوز در فرهنگ ما"روانی" یک ناسزای تلخ است. در ضمن بهتر بود که همکاران ما قبل از چنین اقداماتی که می‌تواند منجر به خدشه‌دارکردن چهره جامعه پزشکی شود، با یک روان‌پزشک مشورت کنند.

خطری به اندازه زلزله

شهروند در گزارش اصلی خود نوشته: ال‌نینو و تغییرات آب و هوایی، همین باران‌های شدید و یکریزی که در تهران با دانه‌های درشت می‌بارد و سیل اخیر کن در تهران همه دست به دست هم داده‌اند تا مسئولان خطر سیل و سیلاب در پایتخت را زیر ذره‌بین ببرند. در آستانه زمستان حالا رئیس سازمان مدیریت بحران از نگرانی‌هایی برای وقوع سیل در تهران خبر داده و گفته است خطر سیل به اندازه زلزله در تهران نگران‌کننده است.

سیل کن در تهران که خسارت جانی و مالی سنگینی برجای گذاشت که البته بخشی از آن دقیق اعلام نشد اما سیلی بیخ گوش تهران آن هم با بارندگی نه چندان شدید بود، سازمان‌ها و نهادهای مسئول در حوزه مدیریت بحران را به خط کرد که درباره مخاطراتی که سیل می‌تواند برای تهران داشته باشد، فکری کنند. مسیل‌هایی که تبدیل به ساختمان و جاده و اتوبان شده‌اند و سیلی که این بار اگر راه افتد نه در مسیل بلکه در خیابان‌ها به راه می‌افتد.

به گفته رئیس سازمان مدیریت بحران، سیل در گذشته تاریخی تهران سابقه داشته و در یکی، دو ‌سال گذشته هم دفعات وقوع آن افزایش یافته است و به همین دلیل هم باید اقداماتی برای کاهش خطرات ناشی از سیل در تهران آغاز شود. هفت روددره‌ای که در تهران وجود دارد از مهم‌ترین نقاط خطرآفرین هستند، هر چند که در نقاطی دیگر نیز احتمال بروز سیلاب وجود دارد.

زنده باد فلافل، مرگ بر مک دونالد

علی میرفتاح در ستون کرگدن اعتماد نوشته: در جهان امروز جدی‌ترین مخالف امپریالیسم ماییم. برای همین هم هست که اوضاع سیاسی و فرهنگی‌مان ویژه است. با این همه تصویری که امروز در شبکه مجازی دست به دست می‌شود "مرگ بر مک‌دونالد و درود بر فلافل" است. شک نکنید که این شعار مبتذل است و از جانب هر کس صادر شده باشد و هر انگیزه‌ای پشتش باشد، نتیجه‌ای جز نازل کردن آرمان‌ها ندارد. به نظر نویسنده این ستون: فقط هم این اتفاق منحصر به سوژه‌های ضداستکباری و امپریالیسم‌ستیزی نیستند. در مسائل مذهبی هم چنان که باید و شاید نظارتی نیست. من نمی‌گویم روی ما نظارتی نکنید بلکه می‌گویم سر جدتان روی مداح‌ها و خطبا و وعاظ هم نظارت کنید تا از دل سخنرانی‌ها و شعرخوانی‌های‌شان سوژه خنده و تفریح در نیاید. قدیم یادم هست سازمان تبلیغات نظارتی می‌کرد و اجازه فعالیت به هر مبلغی نمی‌داد.

Image caption کارتون محسن ظریفیان، اعتماد

در پایان ستون کرگدن آمده: من هنوز نفهمیده‌ام که نگرانی و عصبانیت از روزنامه‌ها و سینما چه مبنایی دارد. توجه‌تان را تمام و کمال داده‌اید به ما غافل از اینکه عناصر خودسر در جای دیگر تیشه برداشته‌اند تا به ریشه‌ها بزنند. از ما گفتن است، خود دانید.

سوز پاییزی وگرمای مطبوعات

مینا مهری در قانون نوشته: به آنها می‌گویند‌‌‌ وجد‌‌‌ان بید‌‌‌ار اجتماع. آنها که هر صبح به روی د‌‌‌که آرام می‌گیرند‌‌‌ تا بلکه بتوانند‌‌‌ بلند‌‌‌ترین فریاد‌‌‌ها را به گوش مسئولان و مخاطبان برسانند‌‌‌. می‌شنوند‌‌‌،می‌نویسند‌‌‌،و حق را د‌‌‌اد‌‌‌ می‌زنند‌‌‌ تا مباد‌‌‌ا حق از کسی ضایع شود‌‌‌.هرکد‌‌‌ام رسالت و گرایشی د‌‌‌ارند‌‌‌ و بنا برآن قلم می چرخانند‌‌‌.

به نوشته این مقاله: هررسانه‌ای فریاد‌‌‌ طیفی از مخاطبانش است که د‌‌‌ر این هوای ابری حاکم بر مطبوعات هنوز هم نفس می‌کشد‌‌‌ و حالا سالی یک‌بار گرد‌‌‌ هم می‌آیند‌‌‌ تا ویترین عظیم فضای مطبوعاتی کشور به نمایش گذاشته شود‌‌‌.آبان ماه هرسال فرصتی برای رسانه‌هاست برای آن‌که آنهایی که هنوز د‌‌‌راین فضای مه‌آلود‌‌‌ نفس می‌کشند‌‌‌ حتی به سختی. پاییز وقت عاشقی است ود‌‌‌ر آبان بود‌‌‌ن یعنی بود‌‌‌ن وسط معرکه.

در ادامه مقاله آمده: روزنامه‌نگار که باشی این تقابل مهم ترین روید‌‌‌اد‌‌‌ صنفت را با عاشق‌ترین ماه پاییز به فال نیک می‌گیری و چیزی جز عاشقی تعبیرش نمی‌کنی.اصلا مگر می‌شود‌‌‌ روزنامه‌‌نگار باشی و راهی جز عاشق بود‌‌‌ن د‌‌‌اشته باشی؟ عشق جسارت می‌آورد‌‌‌،عشق زبان سرخ می‌د‌‌‌هد‌‌‌،سری که از خطر نترسد‌‌‌ و قلبی که از راه پرحاد‌‌‌ثه نهراسد‌‌‌ و این‌ها برای روزنامه‌‌نگار یعنی شغلش، یعنی روزنامه‌نگاری و حالا به بهانه نمایشگاه مطبوعات فرصت معرفی بیشتر و بهتر این حرفه فراهم شد‌‌‌ه است.