روزنامه های تهران: ترورهای داعش برجام را از یادها نبرد

روزنامه های آخر هفته تهران درگیری های روز گذشته پلیس و نیروی نظامی فرانسه را با افراد مشکوک به همکاری با داعش در ترور پاریس، در تیترهای اول خود نقل کرده و در مقالاتی در شناسایی داعش کوشیده و به گمانه زنی آینده پرداخته اند.

دادگاه بابک زنجانی و ادعای تازه این متهم به مفاسد اقتصادی، دستگیری های تازه در پرونده دکل های خریده و نرسیده نفت، به عقب افتادن تصمیم گیری درباره کار شبکه اجتماعی تلگرام و ابراز امیدواری به لغو تحریم های ایران در ماه آینده از جمله دیگر مطالب روزنامه های آخر هفته تهران است.

حق نشر عکس Farhikhegan
Image caption تیتر و طرح فیروزه مظفری، فرهیختگان

سعیده علیپور در گزارشی در فرهیختگان نوشته: جلسه طولانی دیروز کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه در حالی تمام شد که اعضای کمیته با شرط و شروطی به ادامه فعالیت این برنامه پیام‌رسان رأی دادند. در این جلسه مقرر شد شبکه تلگرام در مدت محدودی اقدام لازم برای تبعیت از قوانین کشور را انجام دهد؛ در غیر این‌صورت نسبت به فیلتر و مسدودسازی آن اقدام می‌شود.

پیام‌رسان رایگان تلگرام در حالی در معرض فیلتر قرار دارد که پیش‌تر‌ها فیلتر شبکه‌های اجتماعی هیچ‌گاه تا این میزان محل مناقشه نبود و معمولا قوه قضائیه در این باره به تنهایی تصمیم‌گیری می‌کرد. این جلسه ۱۳ نفره که اکثر اعضای آن را افراد وابسته به دولت تشکیل می‌دهند، چندی است که از سوی قوه قضائیه راه‌اندازی شده است تا در مورد حیات و ممات شبکه‌های اجتماعی تصمیم‌گیری کند.

داعش جهان را ترسناک می خواهد

میرا قربانی فر در روزنامه قانون نوشته: داعش همانند طالبان نیست، آنان با تکنولوژی روز مشکلی ندارند تا وقتی که در خدمت خودشان باشد. آنان همچون القاعده عمل نمی کنند و از امپریالیسم و استبداد سخن نمی گویند. تفکر داعش در پی رسیدن به خواسته‌های تکفیری های پیش ازخود نیست بلکه چیزی فراتر از آن را می طلبد. در حالی از اسلام به عنوان چرخ‌های حرکت خود نام می برد که بسیاری از دستورات اسلامی را اجرا نمی کنند.

به نظر این روزنامه نگار: نقطه عزیمت تفکر داعش نه اشغال کشوری چون فرانسه و آلمان و لبنان که دست یافتن به ترس مردمان این سرزمین هاست. این تفکر می داند که با ارتش چه کشورهایی مواجه می شود اما دست به عملیات های تروریستی پیچیده می‌زند تا به جهانیان نشان دهد که درحضور رهبران‌شان نیز می‌تواند عملیات‌های خود را به سرانجام برساند.

مقاله قانون به این جا رسیده که: تفکر داعش بیش از اینکه در پی بدن های پاره پاره باشد، در پی ذهن ها و روح های دریده شده است. آنگاه که ترس را در قلب مردمان یک سرزمین بکارد، می تواند آزادی را از آنان دریغ کند و اینجاست که نامه روزنامه نگار فرانسوی که همسرش را از دست داده است معنای تازه می‌یابد که نوشت من و پسرم با زندگی و شادمانی انتقام ترا خواهیم گرفت. در مقابل تفکر داعش، آنگاه منکوب می شویم که آزادی و دموکراسی را به قربانگاه ترس از وجود و حضور آنان ببریم.

فرهاد سجادی در سرمقاله فرهیختگان: اگر چه ریشه‌ها و علل تروریسم بین‌المللی سلفی- عربی معطوف به رویکرد اقتصاد دوگانه‌انگاری برخی قدرت‌های غربی- عربی در تقسیم خطرناک رادیکالیسم و تروریسم به دو مقوله «رادیکالیسم خوب» و «رادیکالیسم بد» است؛ اما از نگاهی عمیق و تاریخی باید گفت داعش و گروه‌های تکفیری فرصت و فضایی است برای شورش «حاشیه»‌راندگان علیه «متن»؛ یعنی انسان‌ها، گروه‌ها و جوامع طردشده و آسیب‌دیده.

به نوشته این مقاله داعش نیروی هیچ‌انگاری، سلبی و ویرانگر است که برآمده از هویت غیریت‌سازی تمدن صنعتی غربی است. خاستگاه اجتماعی گروندگان به داعش و گروه‌های تروریستی، جوانان پاریسی- اروپایی هستند که به باورشان غرب همه‌چیزشان را نابود کرده است و امیدی به آینده ندارند. شهروندان درجه‌چندمی که حتی از حقوق اولیه زندگی نیز محرومند؛ حمله به پاریس، حمله به نماد و سمبل زندگی غربی است.

سرمقاله فرهیختگان به این جا رسیده که: سرمایه‌داری امروز غربی با بحران‌های متعددی از جمله شکاف‌های اجتماعی که محصول نابرابری‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است مواجه است و هرچه این شکاف‌ها و نابرابری‌ها عمیق‌تر باشد واکنش‌ها رادیکال‌تر و خشن‌تر خواهد بود. دولت‌های غربی باید بدانند که خشونت با خشونت از بین نمی‌رود. این منطق تاریخ است و این حمله از بیرون بر تمدن غربی نیست، بلکه شورش خشم‌آلود و خونین درونی (شهروندان درجه چندم) علیه متن زندگی غربی است.

وقتی دل‌تان می‌گیرد

سروش صحت در ستون پنجشنبه های خود در اعتماد نوشته: راننده تاکسی مردی پا به سن گذاشته بود. کنارش روی صندلی جلوی تاکسی دختر جوانی نشسته بود. من و یک نوجوان ١٥-١٤ ساله و یک مرد میانسال که موهای جلوی سرش ریخته بود، عقب تاکسی نشسته بودیم.

به نوشته این هنرپیشه و قصه نویس: غروب دلگیری بود. نه راننده مسن، نه دختر جوان، نه من، نه پسر ١٥-١٤ ساله و نه مرد میانسال هیچ کدام حرف نمی‌زدیم. همه در فکر بودیم. همه به روبه‌رو نگاه می‌کردیم و هیچ کدام حرف نمی‌زدیم. دلم گرفته بود. دلم داشت می‌ترکید. آیا بقیه هم دل‌شان گرفته بود؟... یک لحظه می‌خواستم بپرسم شما هم دل‌تان گرفته است؟ ولی نپرسیدم. موبایلم را از جیبم درآوردم و نگاه کردم، نه میس‌کال داشتم و نه اس‌ام‌اس. موبایل را توی جیبم گذاشتم و دوباره به روبه‌رو خیره شدم.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption تیتر و عکس صفحه اول قانون

در انتظار پایان کار برجام

حشمت الله فلاحت پیشه در سرمقاله مردم سالاری نوشته: مطابق توافق صورت گرفته بین ایران و ۱+۵ بایستی چند موضوع را حل و فصل که یکی هم موضوع پی ام دی است، به معنای ابعاد نظامی احتمالی. رهبر یکی از شروط اصلی‌شان آن بود که پی‌ام‌دی زمان‌دار باید باشد یعنی فقط یکبار گزارش آن ارائه شود، نه شبیه شرایطی که در عراق و دیگر کشورها پیش آمد و این مساله تا آنجا پیش رفت که به کاخ صدام هم کشیده شد.

این نماینده پیشین مجلس در ادامه مقاله خود نوشته: این ها یعنی یک پرونده کامل بسته شود و ادعاهایی مطرح نشود چون ایرانی‌ها یک تجربه منفی مربوط به پنج سال پیش دارند؛ زمانی که مدالیته شش‌گانه مطرح شد ایران شش ابهام را ظرف چند ماه برطرف کرد اما آنها باز ۶۰ ابهام جدید مطرح کردند و چنین شد که پرونده هسته‌ای ایران بسته نشد. لذا این مساله از لحاظ زمانی مهم است که زودتر پرونده‌ها بسته شود و از ۲۴ آذرماه تحریم‌ها شکسته شود و روند اجرایی دور جدید آغاز شود.

سرمقاله مردم سالاری در عین حال تاکید کرده: الان دنیای سیاست به شدت آشفته شده و شاید همین مسائل تا حدی پرونده هسته‌ای ایران را از دستور کار خارج کند مثل تروریسمی که الان به اروپا کشیده شد و اروپایی‌ها برای مقابله با تروریزم نیازمند ایران هستند. لذا اگر ایران خوب بازی کند زمان مناسبی برای بسته شدن پرونده هسته‌ای ایران است.

مقاله این روزنامه با ابراز امیدواری به پایان کار پرونده و شکست تحریم ها نوشته به نظر می رسد من هم در ایران و هم در جهان شرایط مساعد است و در ۲۴ آذرماه می توان شاهد آغاز شکست تحریم‌های ایران بود.

محمدباقر شریعتی در مقاله ای در شرق نوشته: مسیر دشوار و پرمخاطره‌ای که از بزرگراه دیپلماسی تا میدان «برجام» طی شد؛ متضمن حقوق شهروندانی است که «صلح»، «آرامش» و «رفاه» را همراه با عزت ملی از دولتمردان خود مطالبه می‌کنند. لغو تحریم‌ها و فشارهای غیرقانونی که بر کشور ما و اقتصاد ملی سنگینی می‌کرد کمک بزرگی به مجموعه ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور خواهد بود و فرایند توسعه و پیشرفت برای دستیابی به اهداف عالیه نظام را تسریع خواهد کرد.

به نوشته نماینده بهبهان و آغاجاری در مجلس: می‌توان گفت دنیای «پسابرجام» با دنیای «پیشابرجام» تفاوت‌های آشکاری دارد.

دعوت از ایران برای حضور در اجلاس بین‌المللی حل بحران سوریه در همین راستا قابل تحلیل است. اکنون در شرایط پیچیده‌ای که بر خاورمیانه حاکم است و حضور داعش در منطقه و اهداف توسعه‌طلبانه خطرناکی که این گروه دنبال می‌کند؛ همچنین نگرانی‌های ناشی از تجزیه و چندپاره‌شدن برخی کشورهای منطقه، لازم است کشور ما با دیپلماسی فعال منطقه‌ای، ابتکار عمل را در دست گیرد.

نویسنده مقاله شرق با تاکید به تاثیر دیپلوماسی در سنجش قدرت و اهمیت کشورها نوشته: ایران به‌ عنوان بزرگ‌ترین قدرت منطقه می‌بایست ضمن حفظ دستاوردهای دیپلماتیک ارزشمندی نظیر «برجام» برای بسط و گسترش حضور و نفوذ خود از همه ظرفیت‌های موجود نهایت استفاده را به عمل آورد.

حق نشر عکس Sharq
Image caption تیتر و عکس محمود حسینی، شرق

مازراتی سوار خودنما دستگیر شد

شهروند در گزارشی نوشته: جنجالی‌ترین متهم این روزها که عکس‌هایش، کلیپش و طنزهایش در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌چرخد، درنهایت به دام ماموران پلیس فتا افتاد. این پسر که خود را به معروف‌ترین سوژه تلگرام تبدیل کرده بود، نمی‌دانست که با هوشیاری پلیس فتا دستش رو و در مقابل ماموران مجبور به اعتراف می‌شود.

به نوشته این گزارش: از یک هفته پیش آغاز شد. ٢٨ عکس که در تلگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی، تعجب‌برانگیز و جنجالی بود و همه در مورد آن حرف می‌زدند؛ پسری مازاراتی‌سوار که تمام عکس‌هایش به همراه ١٤ دختر در خانه‌های لوکس را پخش کرده تا همه او را ببینند. گفته می‌شد عامل انتشار این عکس‌ها خود پسر جوان است. با انتشار این عکس‌ها تنها یک سوال برای همه ایجاد شد که این پسر کیست و در کجا زندگی می‌کند؟ ٣ روز گذشته بود و هنوز کسی نمی‌دانست که این پسر کیست تا این‌که کلیپی منتشر شد و جنجال‌ها را بیشتر کرد.

گزارشگر شهروند در نهایت نوشته: این پسر جوان با انتشار این کلیپ قصد سرپوش گذاشتن بر کارهای خود را داشت که با شکایت تعدادی از دختران مواجه شد. او که سعی داشت از این طریق راه فراری برای خود داشته باشد سرانجام با تلاش پلیس فتا در دام افتاد. تیمی از کارآگاهان پلیس فتا به سرپرستی سرهنگ محمدمهدی کاکوان، رئیس پلیس فتا تهران تحقیقات تخصصی را در این زمینه آغاز کرده بودند که در ادامه متوجه شدند پسر جنجالی فضای مجازی نه‌تنها پولدار نیست، بلکه از طریق ربات اقدام به پخش تصاویر کرده است.

شرق گزارش داده جوان مازراتی سوار با ظاهر پولدار و خانه های متعدد کارگر یک بنگاه املاک بوده و چون کلید خانه هایی در اختیارش بوده از همان استفاده کرده است. او در بازجویی گفته این کار‌ها را برای خودنمایی و معروف شدن انجام دادم.

امروز، تور کتاب گردی

پژمان موسوی در مقاله ای به مناسبت روز کتاب گردی نوشته: می‌گویند ایرانیان به طور میانگین، ۸ دقیقه یا چیزی در این حدود مطالعه می‌کنند، می‌گویند سرانه مطالعه ما ایرانیان در یکی از بدترین شرایط خود در طول سال‌های گذشته و سال‌های پیش از آن است، می‌گویند ما با کتاب قهر کرده ایم، «آمارها» را می‌گویم، آنها هستند که این‌ها را می‌گویند، اما بگذار آمارها هر چه می‌خواهند بگویند، بگذار آمارها خودشان را بکوبند به دیوار و تقلا کنند‏‏‏، بگذار آمارها خودشان را هر روز توی چشم ما بیاورند.

به نوشته این روزنامه نگار: آمارها خیلی چیزها را هم نمی‌بینند؛ مثلاً لرزش دست‌های پیرمرد را توی قفسه کتابفروشی وقتی چشم تیز کرده و دارد کتابی تازه چاپ را ورق می‌زند، یا نمی‌بینند بهترین هدیه برای «عزیز‌ترین ها»، هنوز کتاب است نه هیچ چیز دیگر، نمی‌بینند راسته انقلاب و کریم خان را که هنوز پاتوق کتابخوان‌ها و کتابگردهاست و فست فود و رستوران هنوز هم نتوانسته است جای آنها را بگیرد؛ این‌ها را هم اگر ببینند، این همه شور و شوق برای حضور در کتابفروشی‌ها را که یک ماهی می‌شود در شبکه‌های مجازی و زندگی واقعی جاری شده است دیگر اصلاً نمی‌بینند، یعنی نمی‌توانند ببینند اصلاً؛ مگر می‌توانند این همه شور و شوق و انگیزه را ببینند و باز هم ناامیدانه از گریز ایرانیان از کتاب و کتابخوانی بگویند؟

مقاله روزنامه ایران با اشاره به پیشنهاد وزیر پیشین ارشاد برای کتاب گردی در پایان هفته کتاب نوشته: این حرکت می‌تواند یک آغاز خوب و تأثیر‌گذار باشد، آغازی برای حل ریشه‌ای یک مشکل بزرگ. امروزمان را به کتابگردی و حضور در کتابفروشی‌ها برای خرید و تورق کتاب این یار دیرین اختصاص دهیم، ضرر نمی‌کنیم.

عباس عبدی اما در مقاله ای با طعنه آمیز «تور کتاب گردی!» در شهروند نوشته پرسش اساسی این است که چرا اصرار داریم مردم کتاب بخوانند؟ آیا اصرار می‌کنیم که مردم نان بخرند؟ یا لباس بخرند؟ یا... روشن است که به چنین اصراری نیاز نیست، البته طبیعی است که تبلیغات تا حدی اثر دارد، ولی اصل گرایش به خرید و خواندن کتاب باید معطوف به رفع نیازی از مردم و جامعه باشد، نه فقط کتاب، بلکه مطبوعات نیز با همین مشکل مواجه هستند.

نویسنده پرسیده: چرا تیراژ مطبوعات بسیار کم شد؟ به این دلیل روشن که نیازهای خبری و تحلیلی مردم از روش‌های دیگر تأمین می‌شود؛ روش‌های غیررسمی که به وفور در دسترس مردم است. بنابراین با جلوگیری از نشر آزاد مطالب، با دست خودمان منابع رسمی خبر و تحلیل را ناکارآمد کرده‌ایم و مردم را به سوی استفاده از منابع غیررسمی و غیرمسئول سوق داده‌ایم. منابعی که چون گذشته نمی‌توانیم مانع از دسترسی مردم به آنها شویم.

مقاله شهروند به این جا رسیده که: فرض اساسی ما این است که مردم تا حدودی عقلانی رفتار و پول خود را صرف اموری می‌کنند که برای آنان مفید باشد. البته ما می‌توانیم معنای فایده را از منظر خودمان برای مردم تعریف کنیم، ولی این معنا باید ابتدا در ذهن آن‌ها شکل بگیرد. مشکل کتابخوانی فقط محدود به مردم کوچه و بازار نمی‌شود، بلکه نویسندگان و روشنفکران کشور نیز به آنچه در کشور تولید می‌شود، عنایتی ندارند. پس چگونه می‌خواهند مردم به تولیدات آن‌ها اعتماد کنند و رغبت داشته باشند و آن را بخرند؟

علی میرفتاح ستون کرگدن امروز اعتماد را به همین موضوع اختصاص داده و در آن نوشته: اگر سیصد و شصت و چهار روز کتاب نخوانید، این یک پنجشنبه هم نمی‌خوانید. این بازی کتاب گردی البته اتفاق خوبی ست. به خصوص برای رونق بازار کاسد کتاب بد نیست.

به نوشته این مقاله: اینکه ملت جمع بشوند توی کتابفروشی‌ها خوب است. کلا هر اتفاقی که باعث دورهمی و رفاقت و مودت بشود خوب است. حتی اگر اقتصاد کتاب را نتوانیم نجات دهیم همین قدر که چراغ کتابفروشی‌ها را روشن نگه می‌داریم خوب است. کتابفروشی‌ها به تلنگری بندند که بانک بشوند یا تغییر کاربری پیدا کنند و کافه بشوند. البته که کتابفروشی بر بانک و کافه فضیلتی ندارد اما از آن طرف نزدیک است که شهر از وفور بانک و کافه لبریز شود. همین‌جوری دارد فوران می‌کند. بانک و کافه و سوپری دارد از سر و کول شهر بالا می‌رود.

در انتهای ستون کرگدن اعتماد آمده: برای رفع تشنگی باید بلند شد و آب خورد. برای دروغ نگفتن باید دروغ نگفت. تبلیغات کسی را راستگو نمی‌کند. حرف آخر را بگویم برای ترویج کتابخوانی باید کتاب خواند. برای اینکه مردم کتاب بخوانند کار ویژه‌ای نباید انجام داد. باید کتاب خواند. باید کتاب خرید و کتاب خواند. برای این کار بهترین راه همین است که کسی کاری به کتابخر و کتاب‌‌فروش ندارد.

استقبال شدید مردم

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون احسان گنجی، شهروند

آیدین سیارسریع در ستون طنز ایران نقل کرده که در ازدحام جلو کتابفروشی از یکی پرسیده برای چه کار آمدی معلوم شده که فکر می کرده جنسی مجانی می دهند و بعد نوشته: به کتابفروشی دیگری می‌رویم. ازدحام و همهمه عده‌ای برای ورود به این کتابفروشی صحنه باشکوهی را رقم زده است. حجم تقاضا به حدی است که برای امنیت حاضران در فروشگاه، درهای کتابفروشی را بسته‌اند با این حال انبوه جمعیت با مشت به شیشه‌ها می‌کوبند و قصد دارند به زور وارد کتابفروشی شوند. در میان حیرت حاضران یک جوان لاغراندام به طرز شگفت انگیزی از زیر در عبور می‌کند و با سرعت خودش را به آن طرف در می‌رساند.

به نوشته این طنزنویس: عده‌ای با دیدن این صحنه شجاعت پیدا می‌کنند و شیشه‌های کتابفروشی را می‌شکنند و بالاخره وارد می‌شوند. این صحنه‌ها صحنه‌های نادری است که عرصه کتاب و کتابخوانی کمتر به خودش دیده. در چهره‌ها می‌توان تشنگی و اشتیاق به کتاب را به وضوح مشاهده کرد.

در ادامه ستون طنز ایران آمده: عملا کاری از دست صاحبان فروشگاه بر نمی‌آید. افراد به قفسه‌ها حمله کرده‌اند و با پریشانی و اشتیاق به دنبال کتاب مورد علاقه خود می‌گردند که ناگهان آن جوان لاغراندام از میان قفسه‌ها فریاد می‌زند: بیایید اینجاس! بله.... انبوه جمعیت پس از گرفتن امضا و عکس یادگاری با خانم بازیگر مشهور که به آن کتابفروشی رفته بود بسرعت آنجا را ترک کرده و به کتابفروشی دیگری که قرار بود بازیگر دیگری در آن جا حضور به هم برساند هجوم بردند.

واقعاً با دیدن این حجم استقبال از کتاب و کتابخوانی باید دید باز هم کسانی پیدا می‌شوند که بگویند مردم ما با کتاب قهر کرده‌اند؟

مطالب مرتبط