روزنامه های تهران: خشونت، امنیت جامعه را تهدید می‌کند

روزنامه های امروز صبح، دوشنبه ۹ آذر در گزارش های اصلی خود از حمله تندروها با سلاح سرد به سخنرانی خانم منصوری اصلاح طلب در شهر یاسوج نوشته و آن را مقدمه شکست اصولگرایان و تندروها در انتخابات آینده خوانده اند. در همین حال کیهان روزنامه تندرو صبح خبر داده که اصلاح طلبان تبلیغات و غلو می کنند و امکان پیروزی آن ها در انتخابات آینده مجلس متصور نیست.

این روزنامه ها ضمن تعقیب تحولات منطقه و از جمله تیرگی روابط ترکیه و روسیه دو همسایه ایران، از دومین نامه رهبر جمهوری اسلامی خطاب به جوانان غرب با اهمیت یاد کرده و در وصف آن مقالاتی نوشته اند.

حق نشر عکس Ebtekar
Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

خطر گسترش خشونت

مرجان توحیدی در ابتدای گزارش اصلی شرق نوشته: دومین برخورد خودسرها با نشست‌های اصلاح‌طلبان این‌بار به فاصله ١٠ روز در یاسوج اتفاق افتاد. با دو مضروب و یک مجروح,١٠ روز پیش بود که در قرچک ورامین، دلواپسان با هدایت نماینده عضو جبهه پایداری این شهر، به سخنران نشست اصلاح‌طلبان یعنی موسوی‌لاری حمله کرده و عمامه از سر او انداختند. این‌بار یک نشست دانشگاهی با هجوم دانشجوهای دلواپس لغو شد و سه نفر هم در پی این هجوم مصدوم شدند که یکی از آنها در بیمارستان بستری است.

روزنامه اصلاح طلب بهار هم در گزارش اصلی خود نوشته: تندروها و گروه هاى فشار عزم خود را جزم کرده اند تا از همین حالا بازى باخته را برهم بزننـد. روز گذشـته پـرده دیگـرى از نمایـش خودسرىشان را روى صحنه بردند و با همه الگوهاى سالیان دورشان، وارد میدان شدند. این بار پاى سلاح سرد هـم به غائله شـان باز شـد تـا سخنرانـى آذر منصورى، عضو شوراى مرکزى حزب اتحاد ملت، در یاسوج با حملات آنهـا به هم بخـورد.

غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی در مقاله ای در روزنامه ایران با اشاره به افزایش حمله خودسران به سخنرانی ها و تجمعات قانونی گروه های سیاسی نوشته: اگر بی‌قانونی‌ها و قانون‌شکنی‌ها و اقدامات فراقانونی استمرار یابند، علاوه بر تزریق خشونت به جامعه، سبب زیر سؤال رفتن سلامت و امنیت روانی جامعه می‌شوند. این اقدامات بویژه در آستانه انتخابات می‌تواند امنیت روانی انتخابات را به مخاطره بیندازد و از اکنون یک فضای زور، وحشت و ارعاب را به جامعه تسری دهد.

به نوشته این نماینده اصولگرای مجلس: در این شرایط ضروری است تا از یک طرف گروه‌های سیاسی خویشتنداری کنند و از سوی دیگر با متخلفان برخوردی شدید و بازدارنده صورت گیرد. زیرا در غیر این صورت رخدادهای پیش آمده آثار و پیامدهای منفی در فضای سیاسی کشور بویژه در فضای قبل از انتخابات برجای خواهد گذاشت.

اینکه پس از درگیری‌های ورامین حالا شاهد نوع دیگری از درگیری در یاسوج هستیم، نشان از آن دارد که در صورت نداشتن تدبیر و برخورد لازم با این رویدادها فردا در جای دیگری اتفاق شدیدتر و بدتری رخ خواهد داد. از این رو برای جلوگیری از گسترش این مسأله دولت و حاکمیت باید برنامه‌ریزی کنند و قاطعیت نشان دهند. زیرا در کشوری که آرامش و امنیت برقرار است، نمی‌توان اجازه داد که بی‌قانونی حاکم شود و عده‌ای خودسر خود را مجری قانون بدانند.

صادق زیبا کلام در مقاله ای در قانون نوشته: حمله به سخنرانی ها و تلاش در بر هم زدن سخنرانی ها از سوی گروه های فشار و جریانات وابسته به تندروها در این سال ها زیاد اتفاق افتاده و کسانی که برنامه هایشان لغو و مورد تهدید قرار می گرفتند از جمله خود من ظرف شش ماه گذشته چند مورد از برنامه هایم که بعضا نهاد های رسمی متولی آن بودند، تعطیل شد.

این استاد دانشگاه اظهار نظر کرده که: این رویدادها را مسئولان می‌توانند کنترل کنند. نمی توان پذیرفت این افراد خودسر هستند و نمی‌توان آن‌ها را کنترل کرد. ممکن است نهاد خاصی به این افراد دستور العمل ندهد که جلسات را به هم بزنید اما خیلی از نهاد ها می‌توانند این افراد را کنترل کنند گرچه عزم و اراده ای برای این امر وجود ندارد.

مقاله قانون اشاره کرده: اتفاقی که روز گذشته در جریان سخنرانی خانم آذر منصوری در یاسوج افتاد و حمله عده ای با سلاح سرد به ایشان یک رشد چشمگیر در حمله به سخنرانی‌هاست و متاسفانه فضای سیاسی را به فضایی که در دوران اصلاحات توسط لباس شخصی‌ها و افراد خودسر به وجود آمده بود نزدیک می‌کند. سوال بزرگ از نهاد های وابسته به اصولگرایان این است که چرا جلوی این اتفاقات را نمی‌گیرید و چرا اجازه می دهید با سلاح سرد به یک انسان حمله کنند؟ اینکه ۱۵ نفر به نام های مختلف برنامه‌های سیاسی را بر هم می‌زنند بیش از آنکه برنامه‌های سیاسی را بر هم بزند، به نام اصولگرایان و اندیشه های آن ها ضربه می زند.

اسماعیل حسین پور در ابتکار نوشته: با نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس، حرکت عصبی و نطق‌های نمایشی تندروها‌ی به بن بست رسیده که خود را در بین مردم تنها می‌بینند علیه دولت دکتر حسن روحانی بیشتر خواهد شد و روی آوری دوباره این جماعت قلیل به اردوکشی‌های خیابانی و برگزاری تجمعات غیرقانونی که بر خلاف منویات بزرگان نظام بوده، نشان از تنهایی آنها و تفکرشان در بین مردم است.

نویسنده مقاله ابتکار تاکید کرده: این روزها در حالی که جهان در هراس از ترور و تروریست‌ها به سر می‌برد، ایران جزیره‌ی امن در منطقه است و اقتدار دولت و ملت ما به عنوان الگوی کشورهای منطقه زبانزد است؛ عده ای قانون شکن خویش اندیش که به دروغ خود را انقلابی تر از دیگران می‌نُمایانند، این اقتدار و آرامش را بر نمی‌تابند و قصد دارند با برخی هرج و مرج طلبی‌های خیابانی و مخالفت با نشست‌های قانونی وفاداران به قانون اساسی، این پیام روشن را به دنیا بدهند که دولت روحانی از تامین امنیت شهروندانش ناتوان است و در درون اقتداری ندارد و دولت بی اقتدار، بی اعتبار است.

ابتکار نوشته: این جماعت جان گرفته در این روزهای نزدیک به انتخابات که به هر بهانه ای کفن و پیرهن بر تن می‌درانند و به نام مردم با گذر از قانون، به جنگ ارزشها آمده‌اند همان آرام گرفتگان دیروزند که چشم بر غارت بیت المال بسته بودند و گویا فرمانی برای فریادگری نداشتند.

حق نشر عکس Shargh
Image caption کارتون آروین، شرق

نسخه تقلبی زوال کلنل در خیابان های تهران

اعتماد گزارش داده کتاب "زوال کلنل" محمود دولت‌آبادی که در معاونت فرهنگی دولت گذشته، توقیف شده و هنوز سرنوشتش مشخص نیست، در خیابان‌های تهران با قیمت ٣٠ هزارتومان فروخته می‌شود. چنین اتفاقی در روزگار نویسنده‌ای بزرگ مثل دولت‌آبادی چه تاثیری دارد و چه پیامی برای او دارد.

محمود دولت‌آبادی نویسنده کلیدر و رمان تحسین شده زوال کلنل گفته است این روزها حس و حال خوبی ندارم و فقط سعی می‌کنم که تحمل کنم. تحمل کنم که کتابی جعلی، کتابی که از آن من نیست به بازار آمده و دست‌های زیادی کتابی دروغین و به نام من را به بازار قاچاق وارد کرده‌اند. اگر این کتاب نسخه اصلی "کلنل" بود باید با آرم ناشر منتشر می‌شد و پی‌نوشتی که من برای آن نوشته بودم در کتاب می‌آمد. من به عنوان نویسنده کلنل از وزارت ارشاد می‌خواهم که ماجرای انتشار این کتاب را پیگیری کند و تکلیف را روشن کند.

حسن کیاییان در پاسخ اعتماد گفته: نوشته‌های دولت‌آبادی را می‌خوانیم، چون نثر وزین و سنگین و خاص و دوست‌داشتنی‌اش برای هر ایرانی که به ادبیات علاقه دارد و مخاطب خاص ادبیات است، شناخته شده و ارزشمند است. اما این کتابی که به نام دولت‌آبادی در خیابان‌های تهران دیده می‌شود، کتاب دولت‌آبادی نیست. کتابی که از یک نسخه به زبان دیگری ترجمه شده و بعد دوباره به زبان فارسی بازگردانده شده، چیزی از نثر دولت‌آبادی ندارد.

فریدون مجلسی به اعتماد گفته: می‌دانم روزگار سختی است برای یک نویسنده که نتواند کتابش را در بازار کتاب و کتاب‌فروشی‌ها ببیند و کنج خیابان و در رفت و آمد رهگذرها نام اثرش را بخواند، اما نمی‌توانم متاسف باشم و حتی می‌توانم تبریک بگویم که بازهم چاپ دست سوم رمان تازه دولت‌آبادی به ما رسیده. اما اگر این اتفاق برعکس بود و کتاب دولت‌آبادی مجوز داشت، باید تسلیتی برایش می‌فرستادم و متاسف می‌شدم از بازار کتابی که کتاب مجوزدار را در کنج خیابان و بازار قاچاق می‌نشاند.

لغو برنامه ارکستر سمفونیک

مینا مهری در گزارش اصلی قانون نوشته: حال این روزهای موسیقی شبیه به کودکی یتیم است که هرغریبه‌ای به خود اجازه دخالت درسرنوشتش را می‌دهد. خبرلغوکنسرت های موسیقی دردوسال گذشته ازعمردولت یازدهم به خبری عادی تبدیل شده است که دراین شرایط خیلی هم تعجب برانگیز نیست اماهرروزاتفاق جدیدی ازراه می‌رسدکه نمی‌گذارد خبر تعطیلی کنسرت‌های موسیقی از تب وتاب بیفتد. اگرتادیروز فقط کنسرت‌های شخصی با خواننده لغویاتعطیل می‌شد امروزدامنه تعطیلی‌هابه اجرای ارکستر سمفونیک تهران که یک گروه رسمی است کشیده شده است.

با این مقدمه گزارشگر توضیح داده که روزجمعه ودرخلال یک برنامه بین‌المللی که مربوط به رقابت‌های کشتی باشگاه‌های جهان در ورزشگاه آزادی بوداجرای برنامه ارکسترسمفونیک تهران ازسوی گروهی نامشخص لغوشد و آن هم تنها به یک دلیل ؛ وجود نوازندگان زن در بدنه نوازندگان ارکستر سمفونیک.

گزارشگر از قول علی رهبری نوشته قراربوده که ارکسترش درافتتاحیه‌ رقابت‌های کشتی باشگاه‌های جهان اجرا داشته باشد "دلیل اصلی لغو این اجرا،خیلی ساده بود؛مابه مجموعه‌ ورزشی آزادی دعوت شدیم وآنجا همه‌چیز برای اجراآماده بود.صندلی‌هارابرای نوازندگان چیده بودندوهمه‌چیز خوب به‌نظرمی‌رسید،اماوقتی ۱۵ دقیقه به اجرامانده بودوماداشتیم برای اجرای سرود رسمی کشورآماده می‌شدیم،یک‌دفعه اعلام کردندکه زنان نبایدروی صحنه سازبزنند."

او در ادامه گفته: "من ازاین اتفاق ناراحت شدم وگفتم امکان ندارداین اهانت رابپذیرم یا همه باهم اجرامی‌کنیم یاسالن راترک می‌کنیم.بعدعده‌ای رفتندکه رایزنی کنندتااین مشکل حل شود.درنهایت هم گفتند،اصلانمی‌شودخانم‌ها سازبزنند.من هم پاسخ دادم، اصلااجرانمی‌کنیم."

سودای گنج نابرده رنج

محمد مطلق در مقاله ای در ایران نوشته: "گنج‌بازی"رؤیای یک شبه پولدار شدن و حل کردن همه مشکلات با پول و جست و جوی هدف پولداری در خود پول و نه چیزی دیگر، به بیماری‌های جدی اجتماعی اشاره دارد که یک سر آن را باید در فرسایش سرمایه و اعتماد اجتماعی و احساس تنهایی و غمزدگی جست و جو کرد و یک سر دیگر آن را در نارضایتی از سطح معیشت، رفاه و برخورداری در همه پایگاه‌ها و طبقات اجتماعی که خود ریشه در بهم ریختگی نظام اقتصادی، رانت‌خواری و اختلافات جانکاه طبقاتی دارد و تردید نکنید که دولت قبل اگر مقصر اصلی چنین وضعیتی نباشد لااقل شتاب‌دهنده و محرک اصلی آن است.

به نوشته این مقاله دولت پیشین با به هم ریختن نظام اخلاقی و اقتصادی و برکشیدن کسانی چون بابک زنجانی از یک سو و بی توجهی به تخصص از سوی دیگر و نیز با بی‌توجهی به میراث فرهنگی کشور، عملاً جمعیت بزرگی از رؤیابین‌های بیکاری را پدید آورد که روزها در خوابند و شب‌ها با بیل و کلنگ در بیابان‌ها مشغول کندن و کاویدن؛ یافتن و نیافتن هم اهمیتی ندارد، مهم زنده ماندن این رؤیاست که می‌شود روزی فاصله‌های پرناشدنی طبقاتی را با گنجی بادآورده و به ضرب و زور ورد و طلسم پر کرد.

در آخر مقاله ایران آمده: تا همین چند وقت پیش یعنی قبل از دادگاه بابک زنجانی، آرزوی رؤیابین‌ها ۳ هزار میلیارد تومان بود اما حالا آنها با خیال تأسیس ۶۵ شرکت در ترکیه و مالزی و تاجیکستان سر به بیابان می‌گذارند.

حق نشر عکس Ghanoon
Image caption کارتون احسان گنجی، بی‌قانون

اجلاس خوب و خبرهای بد

مهدی بهلولی در مقاله ای در شهروند از شرکت خود در همایش توسعه و عدالت آموزشی نوشته که هم امیدوارکننده بود، هم ناامیدکننده؛ گرچه در کل نقطه‌های امیدواری بیشتر می‌نمود. برخی چیز‌ها را تا با چشم خود نبینیم، باور نمی‌کنیم. مدرسه‌های چادری و کپری، مدرسه‌های بدون سقف، مدرسه‌هایی با در و دیوارهایی فروریخته یا نیمه‌فروریخته، مدرسه‌هایی که چند دانش‌آموز روی یک نیمکت کهنه آن نشسته‌اند و دیگر دانش‌آموزان روی موکت کف کلاس؛ اینها را باید دید که خوبِ خوب باورتان شود.

به نوشته این آموزگار که خود سال ها در مناطق محروم تدریس کرده است گویا نوبخت، رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور هم شگفت‌زده شده بود که پس از دیدن کلیپ نخست همایش برگشت و گفت من هم به‌نوبه خودم از این وضع شرمسارم؛ گرچه پس از آن افزود که تلاش‌های زیادی کرده و می‌کند که دست‌کم این چهره خشن از فقر و نابرابری‌های آموزشی نابود شود یا دست‌کم از آن کاسته شود.

سخنان مدیرکل آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان شنیدنی بود که گفت که امسال بیش از ۹۶‌هزار کودک بازمانده از آموزش در استان وجود دارند که‌ درصد چشمگیری از آنها به دلیل فقر است که مدرسه نمی‌آیند و بسیاری هم به خاطر دوری راه. البته این را هم گفت که از‌ سال گذشته تا امسال توانسته‌اند میزان جذب سرمایه از خیرین مدرسه‌ساز را ١٠ برابر کنند؛ از ۳‌میلیارد تومان به ۳۰‌میلیارد تومان.

نویسنده مقاله شهروند افزوده: در پنل بودجه آموزش و پرورش گفتم برابر آمار سایت بانک جهانی، تولید ناخالص داخلی ایران در‌ سال ۲۰۱۴ بیش از ۴۱۳‌میلیارد دلار بوده و می‌دانیم که در‌‌ همان‌ سال هم بودجه آموزش و پرورش ایران ٨– ٧میلیارد دلار بوده است. حالا اگر نسبت بگیریم می‌شود پیرامون یک و نیم درصد. یعنی ایران در ردیف کشورهای فقیر جهان قرار دارد. نماینده سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی گفت نه این تقسیم نادرست است و باید این عدد چیزی پیرامون ۶‌درصد باشد! خب، این هم از آن حرف‌هایی بود که تا خودت نشنوی باور نمی‌کنی.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون مهدی عزیزی، شهروند

کابوس مارکز

محمد‌ زند‌یه در صفحه طنز بی قانون نوشته: چند‌ی پیش، یک پیام پُرمغز د‌ر تلگرام به د‌ستم رسید‌ که د‌ر انتهاش این جمله اومد‌ه‌بود‌: "آد‌مِ با احساس، کسی است که می‌بخشد‌ ولی فراموش نمی‌کند‌". بعد‌ به همین سوی چراغِ مود‌م قسم، د‌ر پایانِ جمله نوشته شد‌ه بود‌: "گابریل گارسیا مارکز". رفتم این جمله رو تو گوگل سرچ کرد‌م. د‌ید‌م نه! اون خد‌ابیامرز اصلا اهلِ این‌جور مسائل نبود‌ یعنی می‌خوام بگم حواستون رو جمع کنید‌.

به نوشته این طنزنویس: الان د‌ر فضای مجازی، از برند‌ِ "گابریل گارسیا مارکز" د‌اره سوء استفاد‌ه میشه و یک عد‌ه نشستن با اسم ایشون تولید‌ِ محتوا می‌کنن. این مسئله، خیلی ذهنم رو مشغول کرد‌ و اعصابم رو ریخت به‌هم. یعنی سه روز بود‌ که شاید‌ ۲ وعد‌ه غذا خورد‌م. تا اینکه د‌یشب د‌یگه خود‌ گابریل اومد‌ به خوابم. انگار یک چیزی د‌اشت عذابش می‌د‌اد‌ و مثلِ هر روحِ د‌یگه‌ای که به خواب آد‌م میاد‌، خیلی شکسته و فرتوت شد‌ه بود‌. گفتم: "استاد‌!! اجازه بد‌ید‌ د‌ستتون رو ببوسم". اونم فهمید‌ جوگیر شد‌م.

بی قانون افزوده: نامرد‌ی نکرد‌ و اجازه ند‌اد‌. هُلم د‌اد‌ عقب. زل زد‌ تو چشم‌هام. با یه نگاهِ ملتمسانه بهم گفت: "زاکارد‌وعِررو د‌ُلا سیمونکو فِد‌ِریتته آلبرتو کُنتاد‌ورره...". لعنتی خیلی سریع د‌رخواستش رو مطرح کرد‌. د‌قیقا نفهمید‌م چی گفت. ولی خب د‌ر همین حد‌ بد‌ونید‌ که از د‌ستمون شاکی بود‌ و مضمون کلامش تقریبا این بود‌: "اگه بی‌خیالِ جملات قصارِ من بشید‌، هم می‌بخشمتون. هم فراموش می‌کنم".

مطالب مرتبط