روزنامه های تهران؛ اصلاح طلبان وارد مجلس نشوند

روزنامه های اصولگرا و تندرو صبح تهران، امروز چهارشنبه ۹ دی، سالروز تظاهراتی در سال ۱۳۸۸ را که منتهی به سرکوب جنبش اعتراضی به نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری شد، بزرگ داشته و در مقالات خود از شورای نگهبان خواسته اند به رقیبان میانه رو آنان اجازه ندهند که در انتخابات آینده حضور داشته باشند چرا که آنان دعوت رهبر در نهم دی را تایید نکرده و یا نسبت به آن واکنش منفی نشان داده و شایسته هیچ نوع مسوولیتی از جمله در نمایندگی مجلس آینده را ندارند.

گزارش هایی درباره تشدید آلودگی هوای تهران و جست و جو برای شناختن مقصر آن در روزنامه های مختلف امروز دیده می شود.

حق نشر عکس Siasate Rooz
Image caption تیتر و عکس صفحه اول سیاست روز

تظاهرات نهم دی ۸۸ و انتخابات آینده

سیاست روز در مقاله ای پیرامون نه دی سال ۱۳۸۸ که با فراخوان رهبر جمهوری اسلامی مردم به خیابان ها آمدند و همین اجتماع بهانه سرکوب جنبشی اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری شد خواستار آن شده به جز اصولگرایان کسی در انتخابات آینده به مجلس شورا و مجلس خبرگان راه داده نشود.

به نوشته حسن اختری در این مقاله: امروز که ایام ثبت‌نام در انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری را می‌گذرانیم شاهدیم بسیاری از آن نقش‌آفرینان ایام فتنه (خرداد ۸۸) با فراموشی عملکرد و مواضع خود، با وقاحت تمام پا به عرصه گذاشته و در صف ثبت‌نام انتخابات خوش‌رقصی می‌کنند گویی مردم فراموشکارند. اما مطمئنیم که شورای نگهبان بیدار است.

نویسنده در عین حال استدلال کرده که: مروری بر انتخابات برگزار شده در ایران تحلیلگران سیاسی را بر این باور رسانده است که رأی اکثریت در ایران همیشه رویکردی توده وار بوده است. زمانی که عامه مردم (توده‌ها) به تصمیمی رسیده باشند هیچ عامل و مرجعی قادر به جلوگیری از این حرکت سیل‌آسا نخواهد بود. واقعیت تلخی که در جریان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ به وضوح دیده شد. هشت نفر از اعاظم مراجع تقلید، آقای ناطق نوری را، به عنوان کاندیدای اصلح ریاست جمهوری تایید کردند، ولیکن چون رویکرد عمومی به طرف آقای خاتمی بود لذا ایشان با رأی اکثریت مردم نه چهار سال بلکه هشت سال بر کرسی ریاست قوه مجریه تکیه زد.

به نظر این روزنامه اصولگرا رویکرد توده وار عمر طولانی نداشت چرا که در انتخابات سال ۱۳۸۴ است که جمع کثیری از «خواص» به تعبیر صاحب قلم تمامی یقه سفیدها از جناح‌های مختلف چپ و راست از دولتی و غیردولتی در مقابل عده‌ای یقه چروک از «عوام» صف‌آرایی کردند و از آنجایی که تصمیم توده‌ها بود، در نهایت ناباوری با غلبه حاشیه بر متن، سردار سازندگی مغلوب یکی از استاندارانش شد.

سیاست روز در گزارشی پیرامون انتخابات آینده هم با مقدماتی نتیجه گیری کرده که هر کس مستقیم یا غیر‌مستقیم در معرکه خائنانه ۸۸ نقش داشت چه نظام اسلامی با آنها برخورد کرده باشد و چه آنکه از رافت نظام اسلامی بهره برده و با او برخورد نشده باشد، قابل اعتماد و صلاحیت برای کاندیداتوری مجلس شورای اسلامی، خبرگان و هرگونه مسئولیتی نمی‌باشند. شورای نگهبان باید به وظیفه شرعی، قانونی و انقلابی خود عمل و قاطعانه چنین افرادی را رد صلاحیت نماید و از هرگونه جوسازی و تهمت نهراسد.

گزارش این روزنامه اصولگرا با اشاره ضمنی به نگرانی جناح تندرو از شکست در انتخابات پیش رو اصلاح طلبان و میانه روها را تهدید کرده که: هر کسی که پای فتنه‌گران را به عرصه سیاسی باز و بستر لازم را برای حضور آنان فراهم کند، جزء فتنه محسوب شده و مقصر است.

حق نشر عکس Farhikhtegan
Image caption نوزاد آلودگی - کارتون فیروزه مظفری، فرهیختگان

آلودگی هوا و ناهماهنگی ها

نورا حسینی در گزارشی در دنیای اقتصاد نوشته: تسلیم شدن مدیران شهری تهران –مجموعه دولت و شهرداری- در برابر موج دست‌کم ۲۰روزه آلودگی هوا باعث شد روز گذشته به‌عنوان یک روز تعطیل و کم‌تردد، تنفس در پایتخت وارد وضعیت «هشدار قرمز» شود و شدت ذرات ریز آلاینده در هوای تهران از درجه «ناسالم برای گروه‌های حساس» روزهای قبل به حالت «کاملا ناسالم برای همه» افزایش پیدا کند.

به نوشته این گزارش: هر چند عوامل، محرک‌ها و منشأ اصلی و فرعی تولید ذرات ریز آلاینده سمی در هوای تهران، هم برای مدیران شهرداری و هم برای مسوولان مرتبط در دولت، معلوم و شناخته‌شده است اما فعلا آسمان این کلان‌شهر به‌خاطر دست روی دست گذاشتن مجموعه تصمیم‌گیران، به باد و باران سپرده شده و عنوان می‌شود که «هوای کثیف تهران ظرف چند روز آینده مشروط به بارش‌های زمستانی، تصفیه خواهد شد»!

دنیای اقتصاد تاکید کرده: بین دولت، شهرداری و پلیس راهور به‌عنوان سه ضلع تصمیم‌گیر در مجموعه مدیریت شهری پایتخت، اختلاف‌نظر شدید برای حوزه خاص آلودگی هوا وجود دارد به‌طوری‌که دود این اختلاف طی روزهای اخیر ساکنان کلان‌شهر تهران را حتی از یک اقدام ساده و در عین حال ضربتی که می‌تواند جلوی تشدید آلودگی را بگیرد نیز محروم کرده است.

علی خدایی بیجاری در گزارشی در روزنامه جوان نوشته: این روزها به موازات تداوم معضل آلودگی هوا، ارگان‌های متولی در امر پایش و مقابله با این معضل پیروز، فشاری مضاعف را تحمل می‌كنند و این فشار روانی تا به جایی می‌كشد كه مسئولان سكانداری كه وظیفه هدایت ارگان‌های خود را بر عهده دارند، در یك گفت‌و‌گوی تلویزیونی نمی‌توانند منع آشفتگی و مهار خشم كنند و به نظر می‌رسد علت این مهارگسیختگی‌ها چیزی جز ارائه آمارهای بدون منبع نیست؛ آمارهایی كه محلی از اعراب ندارد و تا به جایی متغیر است كه بتواند تمام قصور را بر گردن سازمانی دیگر بیندازد!

گزارشگر روزنامه سپاه پاسداران نتیجه گیری کرده که این گفت‌و‌گو از چالش‌ها و اختلافات عمیقی حكایت داشت كه در بین برخی اعضای «كمیته اضطرار كاهش آلودگی هوا» که قاطبه نمایندگان ارگان‌های مختلف كه در این كمیته حاضرند، دفاعیات‌شان فلسفه شریفی ندارد كه بر اساس منافع و مصالح مردم باشد، بلكه سفسطه‌هایی است كه پیرو آن به هر نحوی از انحا قصور و اهمال‌ورزی‌های خود را به گردن سایر دستگاه‌ها و مسئولان بیندازند.

جوان اضافه کرده: مادامی كه در مصلحت حضرات بر این پاشنه می‌چرخد، نمی‌توان به این كمیته دل خوش كرد، چراكه كمیته كاهش آلودگی هوا مصداق همان تمثیلی‌ است كه «نه كور می‌كند و نه شفا می‌دهد»! پس كاملاً طبیعی است كه نهادهای مسئول برای سرپوش گذاشتن بر كوتاهی‌های خود به آمار سازی‌های بی‌اساس متوسل شوند!

نعمت احمدی در مقاله ای در شرق پرسیده: روزانه چند نفر به علت آلودگی هوا جان خود را از دست می‌دهند؟ و خود جواب داده: آمار اگر درست باشد روزانه نزدیک به ٥٠ نفر به علت هوای آلوده و گردوغبار و به‌اصطلاح امروزی‌ها، ذرات معلق‌مانده در وارونگی هوا جان خود را از دست می‌دهند. آمار شهرهای بزرگ مانند اصفهان، اراک، مشهد، کرج و دیگر شهرها را هم به این فوت‌شدگان اضافه کنید. پرسش این است؛ مقصر کیست؟

این حقوقدان اضافه کرده: قرار است شهرداری، به خودروها معاینه فنی بدهد، اما برخی خودروهای همین نهاد، دودزا هستند و بدون معاینه فنی. مراکز فعلی در تهران هم کاستی‌هایی دارند که بسیاری از ما با آن برخورد کرده‌ایم. اما این یک سوی ماجراست. همین مسئله اتومبیل‌های به‌فروش‌رفته اقساطی را در نظر بگیرید. هزاران اتومبیل به‌اصطلاح روی دست تولیدکنندگان مانده بود و دولت به فکر خودروسازان افتاد، نه مصرف‌کنندگان. بر کسی پوشیده نیست که عمده گرفتاری آلودگی هوا به نحوه کارکرد اتومبیل‌ها و موتورسیکلت‌ها و سوخت مصرفی آنها برمی‌گردد.

مقاله شرق با اشاره به این که با یک آمار سردستی، بیش از سه میلیون دستگاه خودرو در کلان‌شهر تهران در حال تردد است. تا چندی قبل، بنزین سرب‌دار توزیع می‌شد و امروزه هرچند بنزین بدون سرب به اتومبیل‌ها تحویل داده می‌شود، اما چه کسی است که نداند نوع سوخت و سیستم تعلیق اتومبیل‌های وطنی است که آسمان غبارآلوده و پر از گازهای سمی را بالای سر شهرنشینان گسترده است. موتورسیکلت ها هم گفته شده به اندازه ١٧ میلیون اتومبیل معیوب باعث آلودگی می‌شود.

حسن وزینی در سرمقاله روزنامه ایران ضمن اشاره به تهدیدی که محیط زیست را از راه الودگی هوا تهدید می کند نوشته در حالی که چنین مشکلی نیاز به همفکری و همرایی نهادهای مختلف و تخحصص های مختلف دارد اما برخی بحران را فرصتی ایده‌آل برای پیشبرد منافع بخشی خود می‌دانند. بخشی از نهادهای مرتبط با موضوع با بمباران تبلیغاتی یکسویه وانمود می‌کنند که آنها به آلودگی هوا اعتقاد دارند اما دولت به این موضوع توجه ندارد.

نویسنده روزنامه دولت معتقد است این در حالی است که در بحران تدبیر علاوه بر اینکه اثر سیاست‌هایی مثل کاهش تردد خودروها و فعالیت‌های صنعتی و تعطیلی مدارس با همراهی نکردن سایر بخش‌ها مثل تلاش برای کاهش مشکلات رفت و آمد شهروندن از طریق بسیج امکانات حمل و نقل عمومی از بین می‌رود حتی این تصور عمومی شکل می‌گیرد که چاره‌جویی برای مسأله در حاشیه قرار گرفته و مسئولان اساساً برداشت مشابهی از واقعیت‌ها و اهداف کلان و اصلی ندارند.

تهرانِ برزخی

سعید برآبادی در مقاله ای در شرق نوشته: ‌روزهای پردود، از تهران یک تصویر آخرالزمانی می‌سازد؛ همه‌چیز در غبار سربی‌رنگی فرورفته و انتهای خیابان‌های پر از ماشین شهر محو شده است؛ آنچه باقی مانده، انگار تکه‌ای از یک تابلوی نقاشی پاک‌شده است یا بخشی از نگاتیوی که سهوا نور خورده. شهر دیگر یک شهر واقعی نیست؛ بلکه یک خاطره دور از تهران است؛ یا شهر مرده یا ما در کابوس‌هایمان داریم آن را به یاد می‌آوریم.

برخلاف آنچه می‌گویند، کوه‌های چهار سوی این شهر، دلیل آلوده‌بودن هوایش نیستند؛ اتفاقا آنها به تصویر ما از هوای پاکیزه جان می‌دهند؛ اگر در میدان امام‌حسین بایستید، کوه‌های سرخه‌حصار، اگر در انقلاب بایستید، کوه دماوند، اگر در آزادی بایستید، ادامه البرز و اگر در شوش بایستید، کوه ری را می‌بینید اما به این شرط که هوا پاکیزه باشد، پس کوه‌های محوشده خبر از پایان کار زمین و آدم‌هایش می‌دهند.

در ادامه مقاله شرق آمده: در چنین تصویرِ آخرالزمانی، ما با نتیجه عمل خود مواجهیم. درست است که ماسک می‌زنیم، شیر و سبزیجات می‌خوریم و توصیه‌های «مکش مرگ ما»ی دکترها را رعایت می‌کنیم اما در دودی فرورفته‌ایم که خودمان به هوا فرستاده‌ایم. بنزین آلوده، کارخانجات دودزا، ماشین‌های بی‌کیفیت، اتوبوس‌های شهرداری همیشه روشن و... همه قبول؛ اما تک‌تک ما در این شهر خاکستری تنهاییم تا تقاصِ ماشین‌سواری‌های تک‌سرنشین، شانه‌خالی‌کردن از زیر بار رعایت مسائل بهداشتی و بی‌ارادگی‌مان در بهترشدن هوای شهر را پس بدهیم و به‌همین‌خاطر است که تهرانِ روزهای آلوده، تصویر یک برزخ را به یاد می‌آورد و کوه‌هایش دیگر پیدا نیست.

باروری را باور کنید

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: رئیس مرکز ملی تحقیقات و مطالعات باروری ابرها اعلام آمادگی کرد و گفت: آمادگی کامل داریم تا در صورت فراهم‌شدن شرایط جوی، نسبت به اجرای باروری ابرها در همه مناطق اقدام کنیم. این خبر ما را یاد مادربزرگمان انداخت که معتقد بود باروری راه آخر است. مثلا ما می‌رفتیم پیشش و می‌گفتیم مامان‌بزرگ من توی درس‌هام مشکل دارم. می‌گفت ازدواج کن. می‌گفتیم چرا؟ می‌گفت تا باروری کنی.

طنزنویس نتیجه گرفته: الان هم بعید نیست مامان‌بزرگ ما رفته باشد در سازمان مربوطه و مدیرکلی، چیزی شده باشد. چون تابستان که باد نمی‌آید می‌گوید ابرها را بارور کنیم. زمستان که هوا وارونه می‌شود می‌گوید ابرها را بارور کنیم. باز جای خوشحالی دارد که مامان‌بزرگ نرود توی سازمان‌های دیگر. مثلا برود توی کنترل ترافیک، احتمالا می‌گوید ماشین‌ها را بارور کنید. یا برود توی وزارت صنعت بگوید کشاورزی را بارور کنید. باور نمی‌کنید؟

حق نشر عکس Etemad
Image caption کارتون محسن ایزدی، اعتماد

نقض برجام تبریک دارد یا خروج اورانیوم غنی‌شده؟

کیهان در صفحه اول خود خبر داده که مدیرکل سیاسی و بین‌الملل وزارت خارجه در اقدامی شگفت‌انگیز خروج ۹۸ درصد ذخایر اورانیوم غنی شده از کشور را تبریک گفت!

روزنامه تندرو صبح بر این خبر افزوده: این میزان غنی‌سازی حاصل زحمات ده ساله متخصصان اتمی کشورمان بوده است. پیش از این به هنگام نیاز ایران به تأمین سوخت ۲۰ درصد راکتور تهران که نیاز دارویی ۸۴۵ هزار بیمار صعب‌العلاج را تأمین می‌کرد، غربی‌ها نیاز ایران را گروگان گرفته و اعلام کردند حتی به قیمت چند برابر نیز حاضر نیستند سوخت ۲۰ درصد را تأمین کنند. به عبارت دیگر انباشت مواد غنی‌سازی شده مصارف گوناگون در مقیاس صنعتی (نیروگاهی - دارویی و ...) موضوعیت دارد و خروج ۹۸ درصد این مواد از کشور نوعی خلع‌ید و خلع قدرت محسوب می‌شود.

کیهان بر این خبر تحلیلی خود اضافه کرده: ساخت دوباره این مقدار اورانیوم حداقل ۱۰ سال طول می‌کشد و این البته غیر از دوره ممنوعیت ۱۰ ساله‌ای است که در برجام قید شده است. در این دوره ایران نباید بیش از ۳۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده داشته باشد و بنابراین یا اصلا نباید غنی‌سازی کند و یا اینکه در صورت غنی‌سازی، بلافاصله مازاد ۳۰۰ کیلوگرم باید از کشور خارج شود و بنابراین ذخیره این مواد عملا امکان‌پذیر نیست؛ در حقیقت گویا قرار است که ایران چرخه‌ای از تبدیل کیک زرد به مواد غنی‌شده و سپس تبدیل مواد غنی‌شده به اورانیوم طبیعی و کیک زرد را به اجرا بگذارد و اصل این عمل چنان که از سوی غرب به عنوان افزایش «زمان گریز» مطرح شده، خلع قدرت ایران است و نه پذیرفتن ایران به عنوان صادرکننده اورانیوم غنی‌شده!

آب باریکه کارمندی

مسعود سلیمی در سرمقاله جهان صنعت با اشاره به این که براساس لایحه بودجه قرار است در سال آینده حقوق کارمندان دولت ۱۲ درصد افزایش یابد نوشته: این رقم برپایه نوسان مشخصه‌های اقتصادی از جمله مهم‌ترین آنها تورم تعیین شده اما به قول معروف نرخ قوت لایموت برای قشر فرودست جامعه از جمله جمعیت کثیری از مملکت که عنوان کارمند را یدک می‌کشد، هم با نرخ تورم اعلامی همخوانی ندارد، چرا که قیمت کالاهای اساسی از جمله انواع لبنیات، گوشت، برنج و مرغ به طور رسمی در حال افزایش است. حتی اگر برچسب برخی از کالاها، اندکی کاهش نشان می‌دهد، تولیدکننده یا با کاهش وزن یا کیفیت جای آن را چه‌بسا بیشتر هم پر می‌کند.

نویسنده اقتصاددان اشاره کرده: با ۱۲ درصد اضافه حقوق، اوضاع کارمند دچار چه تحولی می‌شود. آیا از کار دو و سه شیفته آنها کاسته می‌شود. یا اجاره خانه آنها پایین می‌آید و اصلا اگر همان حقوق یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومانی را در ۱۲ ضرب کنیم به عددی حدود ۱۶۰ تومان در ماه می‌رسیم که صدالبته اگر در تعداد کارمندان ضرب کنیم رقم کلانی می‌شود اما با توجه به هزینه‌های کنونی کشور به قول معروف کجای کار کارمند را می‌گیرد.

در پایان سرمقاله جهان صنعت آمده: قدیمی‌ها به جوان‌های جویای کار، کارمندی دولت را سمت عنوان «آب‌باریکه» دائمی پیشنهاد می‌کردند که صدالبته با قیمت‌های زمان خود همخوانی داشت اما ۱۶۰ تومان امروز چه دردی از صاحبان «آب‌باریکه» امروزی دوا می‌کند.

بکوبید بابا، پاساژ بهتر است

حق نشر عکس Hamdeli
Image caption کشتی نجات - احسان گنجی، همدلی

سوشیانس شجاعی فرد در ستون طنز شهروند پیشنهاد داده آقای محمود دعایی که دو تا ملک مرغوب، یکی در نزدیکی بازار تهران، یکی در میرداماد، عین باقلوا دستش است! همه‌اش آن وسط خانه سالمندان باز کرده و برای یک عده پیرمرد و پیرزن بزرگداشت می‌گیرد! هی می‌گوید مفاخر ملی! جمع کنید این بساط را! این دو ملک را بکوبید بکنید پاساژ! این افتخار ملی است!

پیشنهاد بعدی این طنزنویس لانه جاسوسی است. نوشته: ما که دندان رابطه با آمریکا را کنده‌ایم! ما که هیچی، اون برادر کوچکم بود، آن هم کنده است! خب سفارتخانه می‌خواهید چه کار؟! انگار دو نفر که طلاق گرفته‌اند، خانه‌شان را نگه دارند! بکوبید آقا، بکوبید، بکنیدش پاساژ! روبرویش هم امجدیه است! آن را هم بکوبید! محکمتر بکوبید! یه مجتمع تجاری ورزشی بسازید! خود این کاخ گلستان و شمس‌العماره هم حقیقتا سرطانی است.

در انتهای طنز شهروند آمده: من نمی‌فهمم این نمادهای سلطنتی، برای چه باید جلوی چشم ما افتخار‌آفرینان باشد؟! هی حرص بخوریم که قاجاری‌ها مملکت را دو دستی دادند دست روسیه و انگلیس! خب بکوبید آن‌جا را دو تا مجتمع تجاری بسازید، روحمان تازه شود! (کی بود گفت ‌ای توی آن روحمان؟!)

مطالب مرتبط