روزنامه های تهران؛ تقبیح حمله به سفارت سعودی در تهران

روزنامه های امروز صبح تهران، دوشنبه ۱۴ دی در عنوان های اصلی و سرمقاله خود از تیرگی روابط ایران و سعودی نوشته اند. رسانه های تندرو و اصولگرا اعدام شیخ نمر را به فضای داخلی انتخاباتی تهران متصل کرده و از دولت فعلی و اصلاح طلبان به دلیل ملایمت در مقابل سیاست های ریاض انتقاد کرده و خواستار پیشدستی دولت در عملیات انتقامی شده اند در همین حال روزنامه های میانه رو و هوادار دولت عمل گروهی را در حمله به سفارت سعودی در تهران تقبیح کرده اند.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption تصویر صفحه اول شهروند

وحدت در استراتژی

داود هرمیداس باوند در مقاله ای در وقایع اتفاقیه نوشته: در چند سال اخیر عربستان بسیاری از منافع خود را در منطقه از دست داده است و علاوه‌بر شکست از ایران در رقابت‌های منطقه‌ای، با آمریکا به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین متحدان خود نیز نتوانسته است وحدت و همگرایی ایجاد کند. درنتیجه ایران باید بدون غلتیدن در رفتارهای عجولانه، سیاست واقع‌گرایانه‌ای از خود نشان دهد تا موجب تحریک بیشتر عربستان و کشورهای دیگر نشود.

به نظر این استاد دانشگاه: دولت باید با آرام‌کردن فضای موجود و حرکت‌کردن به سمت تعدیل شرایط تلاش کند تا از‌یک‌طرف بحران موجود عمیق‌تر نشود و ازطرف‌دیگر در دام سیاست‌های فرقه‌گرایانه عربستان نیفتد. عربستان در وضعیت کنونی رویکرد سابق خود یعنی مقابله با حضور و نفوذ جمهوری اسلامی در حل و فصل مسائل منطقه‌ای نظیر یمن را تشدید خواهد کرد، چرا‌که تحت هیچ شرایطی نمی‌خواهد نفوذ و جایگاه ایران در منطقه رشد پیدا کند.

مقاله وقایع اتفاقیه در عین حال توجه داده که کشور باید وحدت استراتژیک داشته باشد، به این معنی که وقتی سیاست خارجی در دست وزارت‌خارجه است، تمامی امور خارجی باید برعهده آن باشد؛ نه اینکه برخی گروه‌ها و نهادهای داخلی نیز نظرات خود را در این حوزه اعمال نمایند. پیش‌تر نیز برخی افراد و نهادها با اقدامات خود هزینه‌هایی را بر وزارت خارجه تحمیل کرده‌اند؛ چون افرادی که با فوران احساس خود دست به اقداماتی مانند حمله به سفارتخانه‌ها می‌زنند، هیچ‌گونه اطلاعی از روابط بین‌المللی و آداب کنسولی ندارند.

باید ضربه استراتژیک زد

یادداشت روز کیهان برای چندمین بار به تهدید سعودی و دست دادن امریکا در افعال حکومت ریاض اختصاص دارد و در آن آمده: گستاخی شیطان بزرگ و شیطانک‌های پیرو آن، از جمله ریشه در انفعال و تحیر و خوش‌خیالی برخی از ما دارد. یا باید به منافع وپاشنه آشیل مستکبران و نوچه‌های مرتجع آنها ضربات استراتژیک زد، و یا اینکه منتظر گستاخی و تعدی و ضربه آنها بود. این بیان آیت الله خمینی استناد کرده که امروز خدا ما را مسئول کرده است. نباید غفلت نمود. امروز با جمود و سکون باید مبارزه کرد و شور و حال حرکت انقلاب را پا برجا داشت.

به نظر نویسنده این روزنامه تندرو: دست روی دست گذاشتن و پیشدستی نکردن، به دشمنان اسلام و بشریت این مجال را می‌دهد که در نهایت بیچارگی و اضطرار، مجال تنفس و تدبیر و تعدی‌های تازه را پیدا کنند. این سنت الهی است که اهل کفر و استکبار به خیال کید اندیشی و دام گستری، تله به دور خود می‌تنند؛ اما می‌توان با شجاعت و مجاهدت و خطرپذیری مؤمنانه تحقق این سنت الهی را پیش انداخت؛ اگر نه، از حسن ظن به اردوگاه شیاطین - نظیر نسخه‌هایی که در همین چند سال اخیر در قبال شیاطین بزرگ و کوچک پیچیده شد - جز زیان و هزینه بیشتر برنمی‌آید.

یادداشت روز کیهان با این جمله به پایان می رسد که: برخی از سیاسیون بد عمل ما سرخوش از نامه‌های دارای امضای «اخوک عبداله» مشغول خام کردن مخاطبان خود بودند حال آن که همان ملعون و نظایر او صراحتاً به آمریکا پیغام می‌دادند که «سر مار را باید کوبید و سر آن در ایران است»!

آسیب به منافع ملی

علی شکوهی در مقاله ای در اعتماد ضمن اشاره به قتل شیخ نمر عالمی عامل بود و در پای اعتقاداتش ایستاد و جانش را هم فدا کرد نوشته تجلیل از آن شهید باید متوجه بهره‌برداری برخی افراد سیاسی وابسته به طیفی خاص از این ماجرا برای تسویه حساب‌های داخلی است.

به نوشته این روزنامه اصلاح طلب: یک جریان خاص، سیاست خارجی را به عنوان ابزاری برای تامین منافع ملی نمی‌نگریستند بلکه وسیله‌ای برای سوءاستفاده در داخل کشور و جلب حمایت اقشاری از جامعه و کنارگذاشتن رقبای سیاسی تلقی می‌کردند و به همین دلیل، در حالی که سیاست مورد نظر آنان در خارج کشور به زیان منافع ملی تمام می‌شد اما سعی می‌کردند با تبلیغات ساختگی و ترتیب دادن مراسم استقبال آنچنانی و طرح شعارهای بی‌محتوا، پیروزی فرضی بتراشند و از موضع انقلابی‌گری، رقبای سیاسی خود را متهم به سازش کنند.

اعتماد در نهایت افزوده: در ماجرای شهادت شیخ نمر هم همین جریان فعال شده است و برای مخالفت با دولت و تشدید فشار داخلی و خارجی بر رییس‌جمهوری و وزارت خارجه، به طرح شعارهای تند و افراطی مبادرت می‌کند و بعید هم نیست ماجرای حمله به سفارت عربستان سعودی و کنسولگری این کشور در مشهد هم به نوعی کار وابستگان به همین جریان بوده باشد.

جلال خوش‌چهره در مقاله ای در اعتماد نوشته: اقدام دولت سعودی در اعدام جمعی از شهروندان این کشور و به‌ویژه شیخ نمر، رهبر شیعیان عربستان، غیر انسانی و محکوم است. اما رفتار مشکوک و غیر قابل دفاع گروهی افراطی به نمایندگی‌‌های این کشور در ایران، نه تنها بر بار محکومیت رژیم سعودی نمی‌افزاید، بلکه توپ را در زمین ایران می‌اندازد که مدعی است؛ حقوق انسانی شهروندان سعودی در زنجیره اعدام‌ مخالفان پایمال شده است.

به نظر نویسنده مقاله:هدف افراطیون فلج کردن دولت برآمده از اراده مردم در انتخابات سال ٩٢ است. آنان در این هدف از همه ابزار‌ها بهره‌ می‌گیرند؛ حتی اگر منافع ملی و امنیت کشور دچار آسیب شود. حمله به سفارت یک کشور به معنی نقض کنوانسیون‌‌های بین‌المللی است که در آن بر امنیت نمایندگی کشورها تاکید و تصریح شده است. انکار این مهم به معنی بی مسوولیتی دولتی است که میزبان نمایندگی کشورهاست.

مقاله اعتماد در نهایت به این جا رسیده که: ایران در گذر از سال‌های سخت، تحریم‌های شکننده، دشمنان ریز و درشت در جامعه بین‌الملل، قرار است شرایط تازه‌ای را در دوران پساتحریم آغاز کند. از جمله تعهداتی که می‌تواند ورود سرمایه‌های خارجی را در کشور تسهیل کند، توانایی دولت در تامین امنیت نمایندگان خارجی در داخل کشور است. آیا اتفاق شنبه شب گذشته مستمسک لازم را به مخالفان نخواهد داد؟ در این‌حال آیا چنین رفتاری، تلاش دولت را در تحکیم روابط منطقه‌ای دچار اختلال نمی‌کند؟

راه دراز ریاض تا تهران

امیر یوسفی در سرمقاله روزنامه ایران نوشته: از تهران تا ریاض، راه زیاد است؛ نه آنقدر البته که فاصله‌شان نیمکره‌ای یا نصف‌النهاری باشد. هر دو اهل یک اقلیم‌اند؛ همسایگانی زیر و روی یک آبگیر؛ پایین و بالای یک پهنه آبی: خلیج فارس. فاصله میان دو همسایه زیاد نیست، هرچند فرق میان‌شان زیاد است: تهران هنوز میزهای میهمانی‌اش برای هفته وحدت را جمع نکرده است و مدعوین سنی و شیعه‌اش را راهی شهرها و کشورهایشان نکرده است.

به نوشته این مقاله: روحانی احتمالاً خوب‌تر از هر کسی می‌داند که پنجه گرفتن و روی دیوار همسایه پریدن - ولو همسایه‌ای بی‌ملاحظه - به خودی خود یکی دو ساعت زمان می خواهد اما شکافتن و شکستن دیوارهای دشمنی دیپلماتیک سال‌ها انرژی و اندیشه دولتمردان را تلف و هدر خواهد کرد. به این نکته باید افزود که روحانی، از پیچیدگی‌های شرایط دشوار ایران و منطقه بخوبی آگاه است. گفتن ندارد که ریاض از بیخ با برجام بیگانه است و چه بسا با تنش‌آفرینی‌هایی از این دست، سودای تأثیرگذاری بر سرنوشت توافق بزرگ ایران با غرب را داشته باشد.

سرمقاله روزنامه دولت به این جا رسیده که: از سوی دیگر روحانی، برجام و انتخابات آتی را دو مسأله اصلی و ملی ایران می‌داند. به این اعتبار هر آن افراط و تندروی و تندخویی که بر این دو مسأله تأثیر سوء داشته باشد، مغایر منافع ملی خواهد بود، خواه از ناحیه افراط‌گرایان اهل ریاض باشد و خواه به دست خودسرهای آشنا و اینجایی. بالاتر از این، هر سیاست و تدبیر رسانه‌ای یا تبلیغی که خواسته یا ناخواسته دو مسأله اصلی و ملی امروز ایران (برجام و انتخابات) را زیر شعاع تأثیر خود قرار دهد، سیاستی از جنس فرقه‌گرایی‌های اهالی ریاض است.

چند‌‌‌ان هم ناشناس نبود‌‌‌ند‌‌‌

د‌‌‌اوود‌‌‌ حشمتی در مقاله ای در قانون نوشته: ماجرای حمله شنبه‌شب به سفارت عربستان د‌‌ر تهران از اقد‌‌امات نه تنها «مشکوک» نیست بلکه کاملا «روشن و واضح» نشان می‌د‌‌هد‌‌ که د‌‌ستگاه اطلاعاتی کشور باید‌‌ با «پیاد‌‌ه نظام نفوذ د‌‌ر صحنه‌های عملیاتی» برخورد‌‌ جد‌‌ی و عاجلی صورت د‌‌هد‌‌.

به نوشته این روزنامه نگار: د‌‌ر حالی که ایران یکپارچه و به د‌‌ور از هر نوع جناح بند‌‌ی سیاسی مشغول اعتراض و انزجار از عمل جنایتکارانه آل‌سعود‌‌ د‌‌ر شهاد‌‌ت شیخ نمر بود‌‌ «عملیات پیاد‌‌ه نظام نفوذ» د‌‌ر مقابل سفارت عربستان مرد‌‌م را د‌‌وپاره کرد‌‌. این شیوه آنهایی است که زیست‌شان د‌‌ر بحران است و خود‌‌شان را پشت نقاب «انقلابی‌گری» مخفی می‌کنند‌‌ تا به «انقلاب» ضربه بزنند‌‌. پشت چهره اسلام مخفی می‌شوند‌‌ تا اسلام را بد‌‌نام کنند‌‌.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون احسان گنجی، بی قانون

مقاله قانون بدین جا می رسد که: برای نمونه روشن و عینی این جماعت می‌توان به د‌‌اعش اشاره کرد‌‌. گروهی که به قد‌‌رت‌های سلطه‌گر وابسته اند‌‌ و از احساسات اسلامی طبقه فرود‌‌ست خود‌‌ بهره می‌برند‌‌. رد‌‌ه‌های بالا ی نظام جهانی اما نیت و هد‌‌ف‌شان مشخص است: «تخریب اسلام به نام اسلام و به د‌‌ست یک مشت افراطی خشک مغز».

سفارتی نمی ماند

آید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ین سیارسریع در صفحه طنز بی قانون نوشته: جوانان بالا روند‌‌ه از د‌‌یوار سفارت انگلیس که آن موقع د‌‌انشجو بود‌‌ند‌‌ و الان یک سری‌شان هزارماشاا... برای خود‌‌شان مرد‌‌ی شد‌‌ه‌اند‌‌ و عد‌‌ه‌ای‌شان هم متاسفانه به د‌‌لیل کهولت سن با د‌‌ار فانی ود‌‌اع کرد‌‌ه‌اند‌‌، این بار احضار کارد‌‌ار عربستان به خاطر پاسخگویی د‌‌ر مورد‌‌ اعد‌‌ام شیخ نمر را کافی ند‌‌ید‌‌ند‌‌ و خود‌‌ رأسا د‌‌ست به احضار روح کارد‌‌ار عربستان زد‌‌ند‌‌. این عزیزان با حمله به سفارت عربستان تلویحا اعلام کرد‌‌ند‌‌ که اجازه نمی‌د‌‌هند‌‌ د‌‌و د‌‌قیقه خبر اعد‌‌ام آن مرحوم سرخط خبرهای جهان باقی بماند‌‌ که آد‌‌م بتواند‌‌ فشاری به آن د‌‌ولت سعود‌‌ی بابت این کارهایش بیاورد‌‌.

طنزنویس با تاکید بر این که بعد‌‌ از این قضیه کلا ماجرا برعکس شد‌‌ نوشته: الان همه نگاه‌ها به جای عربستان زوم شد‌‌ه روی ما. من واقعا نمی‌فهمم اینها چه اصراری د‌‌ارند‌‌ فشار همیشه روی ما باشد‌‌. عزیز من شما خود‌‌ت فشار د‌‌وست د‌‌اری چرا برای بقیه هم سفارش مید‌‌ی؟ ما شاید‌‌ د‌‌وست ند‌‌اشته باشیم.

این‌طور که نمی‌شود‌‌ هرکسی عصبانی شد‌‌ سفارت تعطیل کند‌‌. واقعا باید‌‌ فکری برای این مسئله کرد‌‌. مثلا می‌شود‌‌ د‌‌ر خارج از شهر و د‌‌ر بیابان سفارت‌های مصنوعی د‌‌رست کرد‌‌ که اینها موقع عصبانیت بروند‌‌ آنجا و هرچقد‌‌ر می‌خواهند‌‌ سفارت‌ها را مورد‌‌آزار و اذیت قرار بد‌‌هند‌‌. یا د‌‌ر جای جای شهر د‌‌یوار مهربانی مخصوص خود‌‌سرها بگذارند‌‌ که هی ازش بالا بروند‌‌ و از آن ور بیفتند‌‌ پایین و حس فتح سفارت بهشان د‌‌ست بد‌‌هد‌‌. شعارش را هم بگذارند‌‌: نیاز د‌‌اری برو بالا / نیاز ند‌‌اری بیا پایین بذار بقیه برن…

حق نشر عکس NoAvaran
Image caption سربالایی برجام- کارتون محمد طحانی، نوآوران

طنزنویس بی قانون در نهایت از خودسران پرسیده: الان که شما د‌‌ارید‌‌ یکی یکی از سفارت‌ها می‌روید‌‌ بالا و تعطیل‌شان می‌کنید‌‌ بعد‌‌ از یک مد‌‌ت د‌‌یگر سفارتی نمی‌ماند‌‌ د‌‌ر کشور. آن‌وقت برای هر مسئله‌ای خود‌‌مان باید‌‌ بلند‌‌ شویم و برویم آن سر د‌‌نیا د‌‌فتر معاون آسیا و آفریقای وزیر خارجه فلان کشور که آقا یه کم با ما رابطه برقرار می‌کنین؟ د‌‌ر سطح معاونت کنسولی!؟ بعد‌‌ معاونه هم قیافه بگیرد‌‌ و بگوید‌‌: «لطفا نمایند‌‌ه کشورهای ناقض اصول د‌‌یپلماتیک و عناصر نامطلوب و بد‌‌تیپ نیان تو کشور من. مرسی. اَه!»

پیش‌فرض اصولگرایی

اعتماد در سرمقاله خود از مسایلی نوشته که بدون رجوع به شرع و صرفا براساس عقل می‌توان به آنها رسید. یکی از این پیش‌فرض‌های رفتاری، قاعده هر کس غنیمت می‌برد باید غرامت نیز بپردازد، است. در واقع شکلی از ضرب‌المثل «هر که بامش بیش، برفش بیشتر» است. متاسفانه برخی از اصولگرایان نسبت به این پیش‌فرض رفتاری توجه کافی ندارند و خود را ملزم به رعایت آن نمی‌دانند. نمونه بارز آن نادیده گرفتن دولت احمدی‌نژاد در کارنامه اصولگرایی است.

نویسنده اشاره کرده که: از ابتدای انقلاب، برای نخستین‌بار اصولگرایان تمام‌قد پشت دولت اول آقای هاشمی درآمدند و حمایت همه‌جانبه کردند و به تعبیری خود را منتسب به این دولت دانستند. البته در همان زمان هم برخی از اصولگرایان امثال آقای توکلی مخالف این مسیر بودند، ولی آنان فاقد صدایی رسا بودند و تعداد بسیار کمی را شامل می‌شدند، به همین دلیل نیز روزنامه رسالت که منسوب به آقایان بود، به طور دربست از آقای هاشمی حمایت می‌کرد. ولی به دلایل متعددی چرخ روزگار گردید و در ادامه معلوم نشد که آن موافقت و حمایت از آقای هاشمی کجا رفت؟

اعتماد در نهایت نوشته: دولت آقای هاشمی نیست مربوط به ٢٦ سال پیش است، چرا مسوولیت دولت تماما اصولگرای آقای احمدی‌نژاد را عهده‌دار نمی‌شوند؟ آیا آنان نبودند که چقدر نذر و نیاز برای موفقیت و پیروزی آن دولت کردند؟ آیا آنان نبودند که هرچه مقدسات بود را به حمایت آن دولت بردند و پیش‌پای آن قربانی کردند؟آیا منطقی نیست که اصولگرایان دراین‌باره خود را با اصلاح‌طلبان مقایسه کنند؟ اصلاح‌طلبان چه خوب و چه بد از دولت‌های منسوب به خودشان حمایت می‌کنند و همچنان نیز مسوولیت کارهای آنان را می‌پذیرند. ولی اصولگرایانی که به لحاظ سیاسی جرزنی می‌کنند.

دولت جاده خرج را باریک کند

محمدصادق جنان‌صفت در روزنامه ایران نوشته: دخل و خرج دولت یازدهم به دلایل گوناگون از سازگاری دور می‌شوند و کفه ترازو به نفع خرج سنگین‌تر می‌شود. دخل دولت اما همچنان سبک است و برای پر شدنش باید به شرایط مبهم چشم دوخت. مهم‌ترین درآمد دولت‌های ایران از ۵۰ سال پیش تا امروز درآمد حاصل از صادرات نفت بوده است که این روزها با آسیب جدی مواجه شده است.

دولت یازدهم اگر بتواند در بهترین شرایط روزانه ۲ میلیون بشکه نفت به قیمت هر بشکه ۳۵ دلار در بازارهای شکننده فعلی بفروشد و همه پول را سروقت بگیرد و هر دلار را نیز ۴ هزار تومان در بازار راکد فعلی بفروشد ۱۰۰ هزار میلیارد تومان به دست می‌آورد.

این در حالی است که به گفته معاون پارلمانی رئیس‌جمهوری هزینه‌های جاری کشور به ۱۶۰ هزار میلیارد تومان رسیده است که ۶۰ درصد بیشتر از کل درآمد نفت صادراتی است. با احتساب ۱۵ میلیارد دلار درآمد حاصل از فروش فراورده‌های نفت و میعانات گازی و ۵ میلیارد دلار آزاد شده احتمالی به دلیل پایان تحریم‌ها درآمد ایران از همه آنها به عدد ۱۶۰ هزار میلیارد تومان می‌رسد که برابر با هزینه‌های جاری است.

در صورتی که درآمدهای حاصل از مالیات را که در بهترین حالت ممکن ۸۰ هزار میلیارد تومان پیش‌بینی می‌شود به درآمدهای دولت اضافه کنیم، آنگاه تخصیص این ارقام یک هنر بزرگ است که باید دولت و مجلس آن را در شرایط فعلی ارائه دهند. این آمار و ارقام در شرایطی محاسبه می‌شود که همه چیز همان باشد که الان وجود دارد.

بیچاره آزادی بیان

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون محمدرضا ثقفی، شهروند

شهرام شهیدی در ستون طنز اعتماد گفتگو خبرنگاری را با یک شخصیت فرضی از گروه های فشار مطرح کرده: خبرنگار: چرا در نشریه‌ات از لفظ «سلیطه» برای بیان عقیده خود استفاده کردید؟ پاسخ: به‌خاطر آزادی بیان ! عموحسام: چرا دیروز که من بهت گفتم بالای چشمت ابروست فوری گفتی هر چی از من می‌دانی می‌گویی‌؟ موسیو شیطان: به خاطر آزادی بیان ! عموحسام: چرا توی ورزشگاه شعار شیر سماور می‌دهی‌؟ موسیو شیطان: به خاطر آزادی بیان ! عموحسام: به بچه خواهرم هم گفتی زشت. چرا ؟ موسیو شیطان: به خاطر آزادی بیان ! عموحسام: وقتی هم گفتم راننده تاکسی بقیه پولم را نداد و رفت گفتی خاک بر سرت. چرا گفتی‌؟ موسیو شیطان: به خاطر آزادی بیان ! عموحسام: تازه یادم نرفته که وقتی باهات شوخی کردم جلوی همه برگشتی بهم گفتی خیلی خری. چرا گفتی‌؟ موسیو شیطان: به خاطر آزادی بیان ! عموحسام: واقعا که پر رویی ! موسیو شیطان: بله بله ؟ تو حق نداری به بهانه آزادی بیان به من و عقایدم توهین کنی‌ها ! گفته باشم. درسته که ما پایبند آزادی بیان هستیم اما به موقع آزادی بیان را می‌گذاریم روی تاقچه، آزادی عمل را از جیب می‌ آوریم بیرون و خون جلوی چشم‌مان را می‌گیرد‌ها. از آزادی بیان سوءاستفاده نکن دیگه !

مطالب مرتبط