روزنامه های تهران؛ باز در سیاست خارجی ضرر کردیم

روزنامه های امروز صبح تهران، سه شنبه ۱۵ دی همچنان تیرگی روابط ایران و سعودی و پی آمدهای حمله گروه کوچکی از معترضان به اعدام شیخ نمر به سفارت سعودی در تهران را دنبال کرده اند. در میان سکوت نشریات تندرو و اصولگرا که همچنان به انتقاد از کشورهای عربی ادامه می دهند، روزنامه های میانه رو و مدافع دولت از هزینه ای که یک عده خودسر بر دوش مردم و دولت گذاشته اند انتقاد کرده و خواستار قاطعیت دولت در ایجاد نظم و حفظ امنیت دفاتر کشورهای خارجی شده اند.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون علی میرایی، قانون

اگر دولت چشم خود ببندد

کامبیز نوروزی در مقاله ای در شرق دولت‌ها در این قبیل موارد تمایلی به اعلام اعدام‌هایی که در صحنه بین‌المللی ممکن است به عنوان اعدام سیاسی تفسیر شوند، ندارند، ولی دولت سعودی برخلاف رویه‌های موجود، این کار را کرد و منتظر واکنش‌های ایران ماند. ساعات اولیه بعد از انتشار این خبر، خویشتن‌داری دولت ایران، نشانی از موفقیت طرح عربستان نداشت و ظاهر امر نشان می‌داد دولت توانسته است شیوه برخورد را در چارچوب قواعد روابط بین‌الملل مهار کند.

نویسنده سپس با اشاره به اجتماع نه چندان زیاد عده ای در برابر کنسولگری سعودی در مشهد و فردایش در تهران نوشته: پیش از این واقعه، عربستان نتوانسته بود حاصلی علیه ایران به دست آورد، اما حمله به کنسولگری و سفارت، هم از نظر سیاسی و تبلیغی و هم از نظر حقوقی، مواد لازم را برای آنان فراهم آورد. آنها با بهره‌برداری از این وقایع، امکان آن را یافتند که دولت‌های عرب را به همنوایی با خود، علیه ایران تشویق کنند و به شکایت علیه ایران در سازمان ملل بپردازند و دولت ایران را به دلیل ‌رعایت‌نکردن مسئولیتش در حفاظت از سفارت و کنسولگری، مؤاخذه کنند.

به نوشته این حقوقدان در مقاله شرق از نظر حقوق کیفری باید پرسید آیا اقدام آمران و عاملان این حمله‌ها وصف مجرمانه دارد؟ اگر دارد، عنوان بزه ارتکابی چیست و آنها چه جرمی مرتکب شده‌اند؟ با توجه به جمعی‌بودن واقعه، آیا این را باید یک اقدام فردی دانست یا سازمان‌یافته؟ از حیث بازدارندگی چگونه می‌توان در چارچوب قانون مجازات اسلامی با این عمل مواجه شد؟ اگر قرار بر تثبیت نظم در کشور باشد، نمی‌توان در نظر و در عمل به‌سادگی از آنها گذشت. اگر دولت بخواهد چشم خود را به‌سادگی روی رفتارهای قانون‌شکنان سیاسی و اجتماعی در داخل ببندد، پیشاپیش باید روی همه برنامه‌های خود خصوصا در عرصه بین‌الملل نیز چشم فروبندد.

فریدون مجلسی در مقاله ای در وقایع اتفاقیه نوشته: سعودی اگر میلیاردها دلار هزینه می کرد تا اثر اعدام شیخ نمر را از ذهن فعالان حقوق بشر و جامعه جهانی پاک کند، قطعا نمی توانست به اندازه ای که نیروهای خودسر با حمله به سفارت عربستان موجی از تبلیغات منفی ایجاد کردند، مؤثر باشد. همگان می دانند سعودی در مسائل بین المللی با اعدام های جمعی که نقض آشکار حقوق بشر بود و در موضع ضعف قرار داشت، متأسفانه جریاناتی ناآگاه و ناتوان از تحلیل مسائل روز، آب به آسیاب دشمن ریختند و ایران را در موضع توجیه و توضیح نابخردانه خود قرار دادند.

این دیپلمات سابق با تاکید بر این که سعودی می تواند به دلیل تجاوز به سفارت خود از ایران در مجامع بی المللی شکایت کند نوشته: اکنون باید از عاملان حمله به سفارت عربستان سعودی پرسید براساس کدام تحلیل اقدام به آشوب آفرینی کردند؟ همگان به درستی می دانند این اولین بار نیست گروهی بی نام و نشان به حریم سفارتخانه ها تجاوز می کنند و نام آن را اقدامی ارزشی می گذارند.

در ادامه مقاله وقایع اتفاقیه آمده: از ابتدای انقلاب با این مسئله دست و پنجه نرم کرده ایم و اتفاقات این روزها واقعیت جامعه ماست. این گروه که همیشه براساس حجت شخصی خود کار می کنند، می توانستند به جای حمله به سفارت عربستان روزی را به عنوان روز "اتحاد برای مدنیت" معرفی و یک کمپین بزرگ ترتیب دهند؛ این کمپین می توانست کمک بزرگی به دولت برای مقابله با عربستان باشد اما درحال حاضر دولت ایران به جای اینکه عربستان را محکوم کند، باید پاسخگوی رفتار شهروندان خود در قبال یک سفارت خارجی باشند.

خطر برای سعودی

امیر راغب در سرمقاله مردم سالاری این پرسش را مطرح کرده که: چرا وجود جمهوری اسلامی، برای عربستان، خطرناک بود؟ زیرا جمهوری اسلامی، مانع از آن می‌شد که عربستان بتواند میانداری کند و از هر مناقشه‌ای، سر سالم به در بَرَد. در هر مناقشه‌ای، جمهوری اسلامی، «حکام عرب منطقه را به «واکنش» وامی‌داشت. اگر جنگ ۳۳ روزه رخ می‌داد؛ این جمهوری اسلامی بود که نمی‌گذاشت، عربستان، موقعیت میان‌داری بی‌دردسر خود را حفظ کند و عربستان را وامی‌داشت که «واکنش» نشان دهد.

نویسنده با اشاره به بحران اخیر در روابط تهران و ریاض آن را معرکه‌ای خوانده که از رفتار دست‌پاچه و خشونت‌بار و عصبانی عربستان، پیداست که مهیای آن نبوده است. عربستان، در معرکه سیاست، غرق خواهد شد و خود را نابود خواهد کرد. کافی‌ است به بازی با عربستان در این میدان، ادامه دهیم. کافی‌ است عرصه‌ای را که تا پیش از این، عربستان، خود را تنها بازیگر آن عرصه می‌دانست؛ با حضور خود، بر عربستان، تنگ و تنگ‌تر کنیم.

در ادامه مقاله مردم سالاری آمده: از این منظر، این چندان مهم نیست که بازی ما با آمریکا بر سر برجام، به کجا خواهد کشید. آنچه مهم‌تر است؛ این است که ما به «دیدار» آمریکا آمده‌ایم و فاصله‌ای را که تا کنون، برای بازی عربستان خالی گذاشته شده بود؛ آمده‌ایم تا پُر کنیم. راه ما، همان راهی است که عربستان را به این روز انداخته است. عربستان، خودش، سرنوشت محتوم خودش را رقم خواهد زد.

سعید علیخانی در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: وضعیت کنونی دولت عربستان چه از نظر تهدیدهای جدی که از سوی گروه‌های تروریستی تحت حمایت خود با آن روبه‌روست و چه از نظر رکورد بی‌سابقه کسر بودجه، ضعف این حکومت را نشان می دهد، اما وجه خطرناک‌تر این رویکرد، اتخاذ رویه‌ای غیردوستانه در قبال ایران و معرفی آن به عنوان تهدید است.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در ادامه مقاله خود با اشاره به اعدام شیخ نمر نوشته چنین تصمیمی با آگاهی از میزان حساسیت مذهبی و حقوق بشری- که از حیث تنش‌زایی شباهت عجیبی به ماجراجویی پرهزینه اخیر ترکیه در رابطه با روسیه داشت- نه تنها چاره‌ساز نیست بلکه شیب تند عربستان به جهتی غیرقابل کنترل و خارج از توانایی این کشور است، بویژه آنکه نگاه مقامات این کشور را به جای تمرکز بر تهدیدهای واقعی به سمتی اشتباه منحرف کرده است و هزینه‌های سنگین‌تری را متوجه آن کشور می‌کند.

مقاله روزنامه ایران در عین حال یادآور شده که: بی اعتنایی یک کشور به حقوق بشر و اخلاق، زیر پا گذاشتن قرارداد وین و حمله به سفارت کشور مزبور نیست و آتش زدن سفارتی که حاکمیت تعهد قانونی به تأمین امنیت آن دارد نه واجد فضیلتی اخلاقی است و نه منجر به مزیت راهبردی خواهد شد. یک دیپلماسی فعال اقتضا می‌کند که در عین استفاده از تمامی محمل‌های قانونی برای ایجاد فشار علیه رفتارهای ضد بشری اخیر دولت عربستان، یک بار برای همیشه و با نگاهی عاقبت‌نگر، پرونده نیروهای موسوم به خودسر که امروز عالی‌ترین مقامات نظام به هزینه‌زا بودن اقدامات خارج از قانون آنان اذعان دارند، بسته شود.

حق نشر عکس Vaghaye
Image caption کارتون مجید ادیبی، وقایع اتفاقیه

ازد‌واج آسان از طریق تسخیر سفارت

آید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ین سیارسریع در صفحه طنز بی قانون نوشته با اشاره به خواستگاری یک بازیگر زن لبنانی ازکسی که پرچم عربستان را از کنسولگری این کشور د‌ر مشهد‌ پایین کشید‌ه بود‌آن را تنها یکی از آثار خیر این حملات به سفارت به حساب آورده و نوشته: خانم رعنا هربی ساعتی بعد‌ از انتشار عکس کشید‌ه شد‌ن پرچم عربستان به پایین د‌ر صفحه توییترش نوشت: من این مرد‌ را پید‌ا می‌کنم و با او ازد‌واج می‌کنم. این یعنی یکی از آثار این حملات «رواج ازد‌واج آسان د‌ر منطقه خاورمیانه» بود‌ه است که متاسفانه رسانه‌های زنجیره‌ای و کارگزاران شبکه د‌اخلی آشوب، از د‌ید‌ن آن هراس د‌ارند‌.

طنزنویس با اشاره به ده ها نفری که مدعی شدند آن ها پرچم را پایین کشیدند که البته با نیت خیر بوده نوشته: نباید‌ از اید‌ه خلاقانه خود‌ خانم هربی هم گذشت. واقعا هیچ چیز جز این توئیت نمی‌توانست باعث افزایش انگیزه جوانان برای تسخیر سفارت‌های بعد‌ی شود‌. خبر موثق د‌اریم که از د‌یروز بسیاری از جوانان تحقیق و جست‌وجو کرد‌ند‌ که اسکارلت ژوهانسون و جنیفر لارنس از کد‌ام کشورها بد‌شان می‌آید‌، کشورهای مورد‌ نظر را پید‌ا کرد‌ند‌ و یکی یکی پرچم‌هایشان را پایین کشید‌ند‌ و عکس گرفتند‌ و به صورت د‌ایرکت برای این بزرگواران فرستاد‌ند‌.

در ادامه ستون طنز بی قانون آمده: خانم هربی کم کم د‌اشت تالار و عکاس و فیلمبرد‌ار و اینها را انتخاب می‌کرد‌ که عد‌ه‌ای موقعیت نشناس د‌ر د‌اخل آنقد‌ر بر کوس محکومیت تسخیر سفارت کوبید‌ند‌ و آنقد‌ر علیه این جوان شایسته پرچم به د‌ست ما را تبلیغ کرد‌ند‌ که روی رعنا هم تاثیر گذاشت و اعلام کرد‌ اصلا شوخی کرد‌م، نمی‌خوام ازد‌واج کنم. همین را می‌خواستید‌؟ د‌و تا جوان رعنا و آماد‌ه ازد‌واج را از هم د‌ور کرد‌ید‌.

در پایان این طنز نوشته آمده: بحرین، سود‌ان و جیبوتی هم قطع رابطه کرد‌ند‌؟ حالا مهم نیست. فرهنگ نوپای ازد‌واج با پایین کشید‌ن د‌و تیکه پارچه (پرچم) و بالا رفتن از د‌یوار را د‌ر نطفه خفه کرد‌ید‌... چی میگی؟ امارات هم کات کرد‌ه؟ تنزل د‌ر سطح کارد‌ار؟ ای بابا... من نمی‌فهمم، ازد‌واج این د‌و جوان مهم است یا این چیزها؟ به من چه اصلا! من برم ببینم شارلیز ترون با کد‌وم کشور لجه! فعلا!‌

نخبگان و اداره کشور

دنیا عیوضی در مقدمه گزارشی در اعتماد از قول علی محمد حاضری جامعه شناس نوشته: نه تنها در ایران که در اکثر کشورهای دنیا فعالیت‌های مدنی مستلزم وجود فضای امن و آرام سیاسی و اجتماعی است؛ فضایی که نقد و اظهارنظرهای مختلف در آن سرکوب نشود و مورد استفاده قرار گیرد.

به گفته این جامعه شناس: اگر امنیت لازم در فضای جامعه برای نخبگان فراهم شود، بدون شک دیدگاه‌های کارشناسی این افراد برای حل خیلی از معضلات اقتصادی و مشکلات اجتماعی موثر خواهد شد؛ اگر در جامعه میان گروه‌های مرجع و مردم انسجام لازم شکل بگیرد، بسیاری از شکاف‌های اجتماعی و عقب‌ افتادگی‌های فکری با مرور زمان کم‌رنگ می‌شود.

محمد کیانوش‌راد نماینده مجلس ششم هم به اعتماد گفته: متاسفانه دولت پیشین علاوه بر درهم ریختن شبکه‌های ارتباطی میان مردم و نخبگان که به صورتی حساب‌شده و برای تفوق روش‌های پوپولیستی ایجاد شد، آسیب‌های جدی‌ای به ارتباط میان مردم و نخبگان وارد کرد. با این اتفاق بخش زیادی از سرمایه‌های اجتماعی که عبارت از زمینه‌های اعتمادساز و اعتمادی میان جامعه ایران است، گسسته و تضعیف شد.

جعفر کامبوزیا استاد دانشگاه نماینده مجلس ششم هم اداره جامعه را یک علم خوانده و گفته: باید به اداره کشور به شکل علمی توجه بیشتری شود؛ توجهی که باعث می‌شود به دنبال علم افراد باشیم و در سطوح مختلف از کسانی استفاده می‌کنیم که علم و مهارت آنها برای حل معضلات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کارساز خواهد بود. مشکلی که در حال حاضر وجود دارد این است که نخبگان نمی‌توانند نقش موثری در جامعه ایفا کنند.

اقتصاد و تقویت امنیت سیاسی

محمدصادق جنان‌صفت در اعتماد با اشاره به گفته های چند روز قبل وزیر نیرو درباره نگرانی سعودی و ترکیه و شیخ نشین ها نوشته: این گفته ریشه در واقعیت‌های سرسخت غیرقابل انکار در منطقه دارد. ایران به مثابه بزرگ کشورهای منطقه می‌تواند پس از لغو تحریم‌ها، اقتصادی به‌مراتب بزرگ‌تر، نیرومندتر و پایدارتر از اقتصاد عربستان و ترکیه داشته باشد. حضور نیرومند عراق در بازار نفت جهان و همچنین سرمایه‌گذاری چین در کشورهای نفت‌دار آفریقایی نیز مزید بر علت شده و عربستان را در شرایط ضعف قرار می‌دهد.

مقاله اعتماد یادآور شده که: سعودی به ویژه پس از آنکه بازار نفت را به زیان ایران از تعادل خارج کرد و دید که دولت روحانی در همین شرایط توانسته است اقتصاد را تا مرز لغو تحریم‌ها و به دست آوردن فرصت طلایی سرمایه‌گذاری خارجی بکشاند بازی‌های دیگر را شروع کرد.

نویسنده اقتصاددان سپس تاکید کرده: ورود سرمایه‌های خارجی با نشانه‌های امنیت سیاسی نسبت مستقیم دارد، رفتار عربستان و رفتاری که در تلافی آن شد، کار را دست‌کم برای مدت کوتاهی برای اقتصاد ایران سخت‌تر و شرایط را به روزهای دوران تحریم نزدیک می‌کند. دولت یازدهم و نهادهای مدنی خصوصی که مظهر آنها را می‌توان اتاق بازرگانی دانست کار سختی دارند تا سرمایه‌گذاران خارجی را متقاعد کنند که آنچه رخ داد سیاست عمومی کلیت قدرت سیاسی ایران نیست. پیشنهاد می‌شود رهبران بخش خصوصی به مثابه سفیران ایران در مواجهه با همتایان خود با سرعت و دقت وارد عمل شده و تا دیر نشده است آثار منفی این رویداد را از ذهن سرمایه‌گذاران خارجی پاک کنند.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون مهدی عزیزی، بی قانون

هوای پاک، سیاست پاک

مجید فراهانی در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: این روزها دغدغه فکری اغلب شهروندان تهرانی هوای آلوده تهران است. هوایی که باعث تعطیلی چند روزه مدارس پایتخت و مسافرت اجباری جمع کثیری از شهروندان شد. هر جا که می‌رفتم و وارد هر جمع یا مکانی که می‌شدم؛ تبادل نظر در خصوص وضعیت هوا و عواقب بد ناشی از آن صورت می‌گرفت و افراد بسته به سطح دانش یا اطلاعاتشان در این خصوص ابراز عقیده می‌کردند. از میان همه این گفت‌و‌گوها و دیدگاه‌ها، یک اظهار نظر روز گذشته نظر من را به خود جلب کرد که دوست دارم با شما هم به اشتراک بگذارم.

دیروز سوار تاکسی شده بودم که به دفتر محل کار برگردم که آقای راننده هم مثل بسیاری از همکارانش در خصوص آلودگی هوا شروع به صحبت کرد و گفت: «تهرون شهر زیبا و پر از امکاناتیه که محل تولد ماست و تعلق خاطری بهش داریم... اصلاً کاسبی مون توشه و اینجا زندگیمونو میچرخونیم؛ برای همین با‌وجود آلودگی و تعطیلی شهر، مجبورم تحمل کنم و همچنان توش بچرخم اما اگه هوا یه مدت همینطوری بمونه... مثلاً به جای یکی دو ماه که آلوده است، ٦ ماه اینطوری باشه یا ٨ ماه... بازم توش میمونیم لابد بعضیا باقی میمونن تو شهر اما خیلیا هم میرن...»

حرف این شهروند محترم در ذهن من جرقه‌ای را در خصوص رابطه حکمرانی خوب با هوای پاک ایجاد کرد: حکمرانی خوب به مثابه هوای پاک!هوای غبارآلود سیاسی باعث فرار مغزها می‌شود. خروج سالانه ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار ایرانی با تحصیلات عالی از این کشور معادل خروج ۱۵۰ میلیارد دلار سرمایه سالانه از این کشور بوده به گونه‌ای که فرار مغزها در چند سال اخیر ۳۰۰ برابر جنگ ایران و عراق به اقتصاد ایران صدمه زده است.

شادی خوشکار گزارشی دارد در شهروند که در آن نوشته: شما چند نفر را می‌شناسید که به‌خاطر کمک به بهبود هوا سوار خودرو شخصی‌شان نشوند و از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند؟ اگر هم کسی چنین تصمیمی بگیرد چند بار که گذرش به مترو شلوغ صبح‌های زود یا سرپا ایستادن در اتوبوس‌هایی که ساعت‌ها در ترافیک مانده‌، بیفتد، پشیمان می‌شود. حالا دیدن دود سیاهی که از اگزوز اتوبوس‌های قدیمی بیرون می‌آید به کنار که آدم را از استفاده وسیله نقلیه عمومی منصرف می‌کند و دیدن آسمان آبی در شهرهای بزرگ آن‌قدر برایمان رویایی است که فکر نمی‌کنیم از ما آدم‌های زمینی کاری بربیاید.

به نوشته این گزارشگر: شهرهای دیگری هم در دنیا بوده‌اند که برخلاف تهران و اصفهان و اراک، تلاش‌هایشان نتیجه داده و با برنامه‌ریزی و مدیریت شهری و همکاری مردم توانستند در طول چند دهه چهره شهرشان را به سمت پاکی پیش ببرند. یکی از کارهایی که مکزیکوسیتی و لندن برای پاکی هوا انجام دادند، کم‌کردن استفاده از خودروهای شخصی بود.

حامد محمدی‌کنگرانی، روانپزشک درباره مشارکت مردم برای کاهش آلودگی هوا به گزارشگر شهروند می‌گوید باید یک دلیل منطقی برای این کار وجود داشته باشد: «من باید یک دلیل منطقی داشته باشم که اهمیت آلودگی هوا را بپذیرم و همچنین جایگزین‌هایی برای خودرو شخصی‌ام باشد که از آنها استفاده کنم. ما باید تکلیف‌مان را مشخص کنیم که آلودگی هوا مهم است یا نه و من باید به مسئولان اعتماد کنم تا بتوانم حرف‌هایشان را باور کنم.» او می‌گوید در شرایطی که هزاران‌هزار درخت قطع شده و دریاچه‌ها و رودخانه‌ها خشک می‌شوند، یعنی چیزی به اسم محیط‌زیست در کشور وجود ندارد و یک شهروند در چنین شرایطی از خودش می‌پرسد که من چرا باید دل بسوزانم؟

خوشحالی جناب خودسر!؟

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون سلمان طاهری، شهروند

پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران خطاب به خودسرها نوشته: خودسر جان سلام؛ خسته نباشی! بالاخره موفق شدی یک ضربه کاری به دیپلماسی اعتدال وارد کنی. خب به هر حال امیدوارم خستگی این چند وقت خون دل خوردن از تنت بیرون شده باشد. می‌دانم که از باب ماجرای برجام خیلی سختی کشیده ای. تحمل این همه تعامل و دیپلماسی و چانه زنی بر سر حقوق مردم کار سختی بود. درست است که شما خیلی هم تحمل ندارید و تا توانستید اینجا و آنجا تجمع گذاشتید و فریاد زدید و شلوغش کردید.

در ادامه این نامه آمده: خب الآن توجهات جهان را از جنایت وهابیون به سمت قانون شکنی و اقدام علیه مصالح ملی خودتان چرخاندید خوشحالید؟ الان جیبوتی و سودان هم برای ما خط و نشان می‌کشند، جیگرتان را خنک می‌کند؟ البته شما عادت دارید. شما کلاً به فکر این جور مصالح و منافع نبوده و نیستید. اگر بودید که حکم اخراج وزیر دولت محبوب تان سر میز مذاکره در خاک سنگال صادر نمی‌شد تا جهان به ریش ما بخندد.

در پایان ستون طنز روزنامه ایران آمده: خدا وکیلی انصاف است که فقط در یک فقره چند میلیارد خسارت یک تابلوی نقاشی را به انگلیسی‌ها بدهیم؛ چون شما به سفارت شان حمله کردید و تسخیر کردید و کندید و سوختید و رفتید؟ آن روز دل تان خنک شد اما خسارتی که از جیب ملت به باد می‌رود را کی می‌پردازد؟

مطالب مرتبط