روزنامه‌های تهران، حمله به سفارت حمله به دولت بود

روزنامه‌های امروز صبح تهران، یکشنبه ۲۰ دی در صفحات اول خود سخنان تازه آیت الله خامنه‌ای را در تشویق مردم به شرکت در انتخابات مجلس و خبرگان منعکس کرده و همچنان آسیب شناسی حمله افراد خودسر را به سفارتخانه‌ها و مراکز عمومی موضوع مقالاتی قرار داده‌اند که در ضمن انتقاد از سیاست های دولت سعودی مضمون همه آن هاست.

آلودگی هوای تهران، گسترش فساد اقتصادی و گزارش هایی درباره فعالیت های انتخاباتی از دیگر گزارش های این روزنامه هاست.

مثل قتل‌های زنجیره‌ای‌ است

حق نشر عکس Javan Newspaper
Image caption صفحه اول روزنامه جوان

اعتماد در سرمقاله خود با اشاره به حمله به سفارت سعودی در تهران و به آتش کشیدن آن نوشته: این اقدام هیچ ربطی به جنایت آل‌سعود (اعدام شیخ نمر) نداشت. هدف آن زمین زدن دولت در اجرای برجام بود. در واقع مهم‌ترین نقطه قوت دولت که اصلاح و بهبود روابط خارجی بود را نشانه گرفت و درست هم نشانه گرفت.

به نظر نویسنده این مقاله: برجام بازگشت‌ناپذیر است. ایران همه هزینه‌های آن را پرداخته و خیال خامی است که گمان شود می‌توان از آن برگشت، مگر آنکه طرف مقابل خلف وعده کند، و اکنون نوبت استفاده از منافع آن است که این ماجرا رخ داده است. اگر رییس‌جمهور بتواند این فتنه را در نطفه خفه کند، می‌تواند به آینده برجام یا حتی سایر سیاست‌های خود نیز امیدوار باشد، در غیر این صورت هیچ تصوری از موفقیت وجود نخواهد داشت. این اقدام تعرضی آشکار به اقتدار دولت است.

در ادامه سرمقاله اعتماد آمده: اگر بخواهیم شبیه‌سازی کنیم، اقدام علیه سفارت عربستان، مشابه قتل‌های زنجیره‌ای ولی از نوع دیگرش است. دولت اصلاحات، متوجه عمق ماجرا شد و توانست جلوی آن را بگیرد. در این ماجرا نیز باید دولت قاطع عمل کند. مساله فقط منافع دولت نیست، بلکه منافع ملی و اعتبار کشور نیز در میان است.

در انتهای مقاله آمده: اینکه گفته‌اند رسیدگی شود چراکه حمله‌کنندگان یا عامل نفوذ هستند یا به علت نادانی این کارها را کرده‌اند، اصلا قابل قبول نیست. چرا می‌خواهیم همه‌چیز را به نفوذ یا نادانی ربط دهیم؟ در قضیه قتل‌های زنجیره‌ای این مساله مطرح شد، ولی واقعیت جز این بود. نه بحث نادانی بود و نه بحث نفوذ. اتفاقا آگاهانه اقدام به عمل کردند که اگر برخورد نمی‌شد به اهداف خودشان رسیده بودند. تا وقتی که این گزاره نادانی و نفوذ را کنار نگذاریم، مشکل حل نخواهد شد.

مهدی مالمیر در مقاله ای در شهروند نوشته: قطع روابط دیپلماتیک عربستان با ایران پس از ماجراهایی که در هفته گذشته در مشهد و تهران رخ داد، رویدادی بسیار محتمل بود. حالا کشوری که دستش به خون ده‌ها مخالف آلوده است و به منتقدان حکومتش با شلاق و شمشیر پاسخ می‌گوید، چنان دست پیش را گرفته است که انگار مخالفانش در امنیت کامل، زنانش در آزادی و سیاستش با آخرین روش‌های دموکراتیک اداره می‌شود!

به نوشته این روزنامه نگار: به حاشیه رفتن اصل ماجرا که محاکمه مشکوک و اعدام شیخ نمر و چند ده تن از مخالفان دولت عربستان بود تنها بخشی از هزینه‌هایی است که امروز گروه‌های خودسر برای سیاست خارجی تراشیده‌اند و نیازی به گفتن نیست که پیامدهای بیشتری در راه خواهند بود. درحالی‌که می‌شد با روش‌های دیپلماتیک به اعدام شیخ نمر اعتراض کرد و با گفت‌و‌گو و نوشتن مقاله و تحلیل، در رسانه‌ها موجی علیه آنان به راه انداخت و عربستان را تا ابد شرمسار این جنایت نگه داشت.

مقاله شهروند به این جا رسیده که: با توجه به سابقه بد خودسران، هنوز برخورد آسانگیرانه‌ای با موضوع وجود دارد، در حالی که می‌توان با کمترین خسارت از این روش‌های معقول بهره گرفت. بالا رفتن از دیوار و عکس سِلفی گرفتن با ساختمان آسیب‌دیده سفارت کشور خارجی، تنها به تصویر کشور به مثابه کشوری با ثبات و امن آسیب می‌رساند که شاید کمترین خسارت آن رَماندن کشورهای ثروتمند جهان از سرمایه‌ریزی در کشور باشد که در حوزه اقتصادی سخت بدان نیازمندیم.

اختلاف تا کی؟

مهدی مطهرنیا در مقاله ای در فرهیختگان نوشته: با توجه به اینکه شکاف‌های میان ایران و عربستان در بافت متن‌گذار نظام بین‌الملل و نظم منطقه‌ای نیز چهره نشان داده و برجسته شده، روابط ایران و عربستان به رابطه‌ای بحران‌زا تبدیل شده است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. با وجود این سیگنال‌ها باید بگویم که رابطه میان این دو کشور در آینده‌ای نزدیک بیش از امروز دچار اصطکاک خواهد شد.

به نظر نویسنده علت این است که ایران و عربستان علاوه بر اینکه رقیب استراتژیک در خاورمیانه هستند، به نوعی رقیب سیاسی _امنیتی نیز در آینده نظم نوین جهانی خواهند بود. مرز خاورمیانه در گستره هاتلند بزرگ تا مرزهای نوهاتلند تعریف می‌شود؛ به عبارتی دیگر تا مرز خلیج فارس و فلات ایران. عربستان یک قدرت بزرگ در هاتلند نو یعنی خاورمیانه عربی و ایران یک قدرت بزرگ در مرکزیت هاتلند بزرگ که از مصر تا تبت خواهد بود.

نتیجه گیری مقاله فرهیختگان این است که: رقابت ایران و عربستان در آینده بیش از امروز چهره نشان خواهد داد؛ اما آنچه باید به آن اذعان داشت این است که در آینده، هر دوی این کشورها باید هم‌زیستی مسالمت‌آمیزی با یکدیگر داشته باشند و احترام متقابل به یکدیگر را بیش از پیش باید تجربه کنند و به واسطه همین بافت موقعیتی پیش رو، کنش‌های اصطکاک برانگیز خود را کنترل کنند.

ایران در انتظار سرمایه خارجی

حق نشر عکس Sharq
Image caption کارتون فیروزه مظفری، شرق

تعادل در گزارشی نوشته: حداکثر تا دو هفته آینده، همه تحریم‌های بانکی از بانک‌های ایران برداشته خواهد شد. از این‌رو بنابه گفته رییس اتاق ایران، شاهد گشایش اعتبار، سوئیفت و همه نقل و انتقالات ارزی برای فعالان اقتصادی به حالت عادی و حتی بهتر از شرایط قبل از اعمال تحریم‌ها خواهیم بود.

رییس پارلمان بخش خصوصی به نوشته این روزنامه همچنین اعلام کرد: دوشنبه این هفته نخستین گشایش‌های بعد از برجام کلید زده می‌شود و شرایط بهتر صادراتی را در روزها، هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌های آینده مشاهده خواهیم کرد. برهمین اساس، «بلومبرگ» در همین زمینه طی گزارشی نوشت: چنانچه لغو تحریم‌های ایران در هفته‌های آینده اجرایی شود، دست ایران برای پیدا کردن ۱۰۰میلیارد دلار سرمایه خارجی برای بازسازی صنایع نفت و گاز باز خواهد شد.

در ادامه گزارش تعادل آمده: از طرفی بنابه گفته تحلیلگران تنش دیپلماتیک عربستان با ایران، راه ایران را برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی پس از لغو تحریم‌ها دشوار‌تر خواهد کرد و قطع روابط دیپلماتیک دو کشور، زمانی رخ داد که ایران خود را برای لغو تحریم‌ها آماده می‌کند؛ لذا بی‌ثباتی منطقه‌یی ناشی از بحران دیپلماتیک به‌وجود آمده، این تلاش‌ها را تهدید خواهد کرد و منجر به کشمکش طولانی قدرت خواهد شد. همچنین این وضعیت تصمیم‌گیری در مورد سرمایه‌گذاری بلندمدت در ایران را سخت‌تر می‌کند و این بحران دیپلماتیک، سرمایه‌گذاری و اضافه شدن تولید جدید را احتمالا ماه‌ها یا حتی سال‌ها کند خواهد کرد.

متحدان سعودی کم‌اند

رحیم نعمتی در جوان نوشته: شاید عربستان توانسته باشد بعد از شهادت النمر و در همان روزهای اولیه یک گام در جلب نظر کشورهای مسلمان پیش برود، آن هم به دلیل تبعیت کشورهایی نظیر بحرین، سودان، جیبوتی و تا اندازه‌ای امارات از این سیاست اما زود معلوم شد که میزان موفقیت آل‌سعود تنها در همین حد است و نه بیشتر. روشن است که سعودی انتظار حمایتی بسیار گسترده‌تر از این حد را داشت و شاید به دلیل همین انتظار است که محمد بن سلمان، جانشین ولیعهد و وزیر دفاع عربستان، راهی اسلام‌آباد پاکستان می‌شود تا پی‌جوی عدم همراهی این کشور بشود به خصوص اینکه پاکستان در مورد ائتلاف ضدتروریسم آل‌سعود هم حاضر به مشارکت نشده است.

اسلام آباد گذشته از عدم همراهی و تبعیت از آل‌سعود، برای میانجیگری بین تهران و ریاض اعلام آمادگی کرده تا آنکه بر موضع بی‌طرفانه و عدم تبعیت از آل‌سعود تأکید کرده باشد. این اعلام موضع شبیه موضع حیدر العبادی، نخست وزیر عراق است. حالا آل‌سعود درخواست نشست‌های اضطراری برای شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی کرده تا شاید در این نشست‌ها بتواند دستاوردی از حمایت کشورهای منطقه‌ای، عربی و اسلامی به دست آورد.

به نوشته روزنامه سپاه پاسداران: سعودی ابتدا متوجه نشد که پول‌های نفتی‌اش تنها تعداد بسیار معدودی دنباله‌روی محض را برای برنامه تهاجمی‌اش علیه ایران به ارمغان آورده و نمی‌تواند در هماوردی در برابر ایران وزنی بیشتر از این حد داشته باشد. معلوم نیست که سعودی تا کی بخواهد این مسیر را از لجاجت خود در هماوردی در برابر ایران ادامه بدهد اما تجربه شهادت النمر و حوادث بعد از آن نشان داده سعودی از ابتدا روی زمین سوخته سرمایه‌گذاری کرده است.

فازشان چیست این‌ها؟

میترا زمانی در ستون طنز جهان صنعت نوشته: نمی‌دانم این سعودی‌ها جنسشان چیست؟ فازشان چیست؟ چی می‌زنند دقیقا؟ یک چیزهایی می‌گویند‌ یک توهماتی می‌زنند که متوهمان عالم پیششان کم می‌آورند. سلمان الانصاری تحلیلگر برجسته سعودی در ادعایی بی‌اساس گفته داعش توافق ضمنی با ایران دارد. به همین خاطر ایران را هدف حملات تروریستی خود قرار نمی‌دهد. سایت شبکه العربیه طی ادعای عجیبی گزارش داده که القاعده با گروهک داعش درباره حمله نکردن این گروهک به ایران به توافق رسیده است. شبکه سعودی العربیه در این رابطه ادعا کرد: القاعده در سال ۲۰۱۴ نامه‌ای به داعش نوشته که در این نامه خواستار شد هیچگاه نیروهای داعش ایران یا منافع این کشور در خارج را هدف قرار ندهند.

در انتهای این نوشته آمده: ما با القاعده ارتباط داریم‌، بعد القاعده زنگ‌ زده داعش که داداش! اینها رفیق تورگی ما هستند‌، شما با ما کار نداشته باش! آنها هم گفته‌اند چشم! واقعا فازشان چیست؟

احترام به حریم خصوصی دیگران

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون محمدرضا ثقفی، بی‌قانون

در ادامه اخباری که از انتشار عکس‌ها و نامه های خصوصی افراد در شبکه های اجتماعی خبر دارد بهمن کشاورز در مقاله ای در شرق نوشته:موضوع تجاوز به حریم خصوصی تازگی ندارد. در گذشته مصادیق این هجمه در مسائلی نظیر ورود به منازل یا تفتیش و تجاوز به اتومبیل‌ها و مواردی از این قبیل به چشم می‌خورد. بعدها موضوع عکس‌برداری مخفیانه و انتشار عکس‌ها به آن اضافه و باعث تصویب قانون مجازات کسانی شد که از امور سمعی و بصری سوءاستفاده می‌کنند. اینک ماجرای فضای مجازی نیز به این مجموعه اضافه شده و شاید پیچیدگی‌هایی را ایجاد کرده است.

به نظر می‌رسد هر نوع شکستن حریم خصوصی افراد با هر وسیله‌ای که باشد – هرچند با آنچه اینک ابزارهای فضای مجازی خوانده می‌شود- قابل‌مجازات است و از این جهت با خلأ قانونی مواجه نیستیم. اما همچنان که درباره سایر جرائم مصداق دارد، در این مورد نیز مجازات یا شدت آن به‌تنهایی مشکل‌گشا نیست و باعث تقلیل موارد جرم نخواهد شد. گفته شده است پس از آنکه تمام قواعد اخلاقی جهان را خلاصه کردند، به دو قاعده رسیدند: «آنچه را لازم نداری، نگه‌ ندار و آنچه را بر خود نمی‌پسندی، بر دیگران نپسند». مورد نظر ما قاعده دومی است.

بسیاری از کسانی که مرتکب اقداماتی در این زمینه می‌شوند، چنان کسانی هستند که به‌اصطلاح اگر کسی به آنها یا خویشانشان «نگاه چپ کند، خون به راه می‌اندازند»، اما از انتشار عکس دیگران ابایی ندارند. پس مشکل بیشتر جنبه خلقی و فرهنگی دارد و لاجرم نمی‌توان حتی با برخورد قضائی شدید، آن را حل کرد. با توجه به ابعاد گسترده استفاده از فضای مجازی باید دراین‌باره فکری عاجل کرد. بنابراین هر اقدامی در این زمینه، چه فردی و چه جمعی و عمومی ازجمله کمپین «وارد حریم خصوصی دیگران نمی‌شوم»، قطعا مثبت ارزیابی می‌شود و باید موردحمایت قرار گیرد. والله اعلم.

زنان و انتخابات خبرگان

محمدجواد حق‌شناس در مقاله ای در روزنامه ایران از کمبود زنان نامزد مجلس خبرگان انتقاد کرده و نوشته: مشارکت سیاسی عبارت از تلاش برای تأثیرگذاری در سرنوشت سیاسی خود با حضور در فرآیندهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی می‌باشد. مجلس خبرگان رهبری یکی از مهم‌ترین نهادهای تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر در جمهوری اسلامی ایران است. در قانون دو شرط برای کاندیداتوری اشاره گردیده و بندی که بتواند مستمسک برخی افراد جهت توجیه عدم اجازه مشارکت به زنان جهت رقابت برای کرسی‌های این نهاد مهم باشد، وجود ندارد.

اما استقبال زنان برای کاندیداتوری این انتخابات چشمگیر نبوده است. این مسأله، شاید بیش از هر چیز به خاطر تابوی مردانه بودن این مجلس باشد که متأسفانه در میان خود بانوان نیز طرفدارانی یافته است و شرایط را برای حذف بی‌هزینه آنان از نهادهای تصمیم گیر کشور، تسهیل می‌نماید.

بر این اساس، حضور مؤثر و تلاش‌های هر یک از این ۱۶ خانم علاوه بر برنامه‌ها و استراتژی‌های حزبی، تلاشی مبارک و سرمشقی در جهت ارتقای زنان به جایگاه شایسته خود در عرصه‌های مدیریت کلان کشور و عبور از فرهنگ سیاسی پیروی از مردان و انفعال سیاسی به فرهنگ سیاسی مشارکتی و فعال بوده و لازم است مورد حمایت همه مجریان و رأی‌دهندگان (مردان و زنان) قرار گیرد تا ان‌شاءالله در بلندمدت بتوان زمینه گسترش و تعمیق حضور نیمی از جمعیت کشور را در اداره جامعه فراهم کرد.

فساد از کجا می‌آید

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

شهروند در سرمقاله خود با عنوان درکی از کلاهبرداری نوشته: نبود مقررات شفاف و رقابتی، موجب شکل‌گیری روابط رانتی می‌شود. در روابط رانتی، به‌راحتی می‌توان ثروتمند شد، بدون آنکه سهمی در تولید کشور داشت. امثال بابک زنجانی ریز و درشت زیاد خواهد بود. این پدیده موجب گرایش دیگران به حضور در این روابط و زمینه‌ساز فساد و کلاهبرداری می‌شود.

نویسنده با ذکر چند مثال که نشان می دهد قلم های طلایی در دست مقامات چطور باعث ایجاد درآمدهای کلان می شود نوشته: درآمدهای این رانت‌ها آثار تخریبی در اقتصاد دارد و رقابت ویرانگری را برای ثروتمند شدن و جلوگیری از کاهش ارزش پول مردم شکل می‌دهد که زمینه را برای کلاهبرداری افراد از یکدیگر فراهم می‌کند. چه‌بسا در ابتدا هدف آنان کلاهبرداری نیست، ولی در عمل کم‌کم به جایی می‌رسند که یا چاره‌ای جز کلاهبرداری ندارند یا آنکه آن را خیلی به‌صرفه می‌بینند.

مقاله شهروند به این جا رسیده که: قوانین برای مبارزه با کلاهبرداری و گرفتن خسارت تاخیر تأدیه، چنان است که افراد را ترغیب به این کار می‌کند. ضمن اینکه زمان و هزینه دادرسی و سلامت آن به‌گونه‌ای است که بسیاری از افراد را از رسیدگی قضائی ناامید می‌کند و همه اینها منفعت کلاهبرداری را بیش از تولید خلاقانه می‌کند. از طرفی نبود نهادهای واسطه و کارگزاری معتبر برای سرمایه‌گذاری و حفظ و افزایش سرمایه، موجب می‌شود که مردم پول خود را در مسیرهای غیررسمی و نامعتبر به جریان بیندازند.

آلوده‌ترین

مریم شکرانی در گزارشی در شهروند نوشته: بحران آلودگی هوای پایتخت، این‌روزها صدرنشین اخبار ایران است. حالا بار دیگر زمستان مسموم تهران شلوغ دست به دامن آسمان شده است تا در نبود زیرساخت‌های مناسب حمل‌ونقل عمومی معجزه بارش، نجات‏بخش ساکنانش باشد. تهران براساس اعلام انجمن اقتصاد شهری ایران» هشتمین شهر پرترافیک و سی‌امین شهرآلوده جهان در‌سال ٢٠١٥ شناخته شده‌است.

مطابق با اعلام همین انجمن، آلودگی هوای تهران زیان اقتصادی معادل ١٠‌درصد درآمدهای نفتی ایران به کشور تحمیل می‌کند. این زیان هنگفت ناشی از تردد بی‌شمار خودروهای شخصی در پایتخت ایران است. کلانشهر تهران در توسعه ناوگان حمل‌ونقل عمومی موفق نبوده و حالا خیابان‌های آن از هجوم تردد خودروهای شخصی به مرز انفجار رسیده است.

«به نوشته شهروند: رئیس پلیس ترافیک شهری معتقد است که اگر تمام خودروها و موتورسیکلت‌های تهران را به صورت طولی پشت‌سر هم قرار دهیم، مسیر تشکیل شده ٢ برابر طول مرزهای آبی و خاکی ایران می‌شود. حالا خیابان‌های تهران که تنها برای تردد یک‌میلیون و ٥٠٠‌هزار وسیله‌نقلیه گنجایش دارد با هجوم ٧‌میلیون دستگاه خودرو و موتورسیکلت مواجه است که این تعداد مسیری به طول ١٦هزار کیلومتر را تشکیل می‌دهد. براساس اعلام شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی، این حجم از تردد در خیابان‌های تهران روزانه به ١٣‌میلیون لیتر بنزین نیاز دارد که این میزان، تقریبا معادل بنزین مصرفی در ١٥ استان کشور است.

همه چی کثیف

مسعود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مرعشی در سرمقاله صفحه طنز بی قانون نوشته: با بارش باران، متاسفانه شاهد‌ مسمومیت برخی از شهروند‌ان عزیز بود‌یم. هوای تهران به د‌رجه ای از کیفیت رسید‌ه که اگر باران بیاید‌ کثیف است، باد‌ بیاید‌ کثیف است، هیچی نیاید‌ کثیف است. حتی کثیف نباشد‌ هم باز کثیف است.

مطالب مرتبط