روزنامه‌های صبح تهران: چینی‌ها آمدند

روزنامه‌های صبح تهران، یکشنبه چهارم بهمن با چاپ عکس‌هایی از استقبال رییس جمهور از همتای چینی خود در تهران و ملاقات رییس‌جمهور چین با آیت‌الله خامنه‌ای و تایید نظر دولت برای تهیه برنامه ۲۵ ساله مشترک با چین، این موضوع را مهم ترین خبر روز دیده و در صفحات اول خود نقل کرده‌اند.

رد صلاحیت های گسترده نامزدان انتخابات مجلس و اعتراض رییس جمهور به کنار گذاشتن میانه روها از جمله مباحثی است که روزنامه های جناح راست و تندرو آن را رها نکرده و همچنان به حسن روحانی حمله می برند.

چینی‌ها باز آمدند

حق نشر عکس Ebtekar
Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

در حالی که روزنامه های دولت و جناح راست با نقل گفته های رهبر و رییس جمهور از توافق استراتژیک برای تهیه برنامه ۲۵ ساله تعریف کرده و «حکمت آمیز» خوانده اند، روزنامه های مستقل مانند جهان صنعت با تیترهایی مانند چین دامن ما را رها نمی کند به تفاوت نگاه های دو کشور اشاره کرده و در راه ایجاد روابط رهبردی بین تهران و پکن اما و اگر هایی یافته اند.

حسین ملائک در مقاله ای در وقایع اتفاقیه نوشته: سفر رئیس جمهوری چین به ایران قطعا باعث افزایش تبادلات دو کشور خواهد شد. بااین‌حال این امر به ‌این‌معنا نیست که تهران و پکن می‌توانند مشارکت راهبردی با یکدیگر داشته باشند. رئیس جمهوران چین و ایران ی چین از توافق به دستیابی دو کشور به روابطی مبتنی‌بر «مشارکت جامع راهبردی» سخن گفتند، با‌این‌حال باید گفت این‌گونه قراردادها را که چینی‌ها با ۱۷ کشور دیگر نیز بسته‌اند، به معنای رسیدن به توافق راهبردی بین چین و ایران نخواهد بود.

به نظر سفیر سابق ایران در پکن نکته دیگر اینکه ایران و چین هیچ‌کدام اهل بستن روابط راهبردی نه تنها با یکدیگر بلکه با هیچ طرف دیگری نیز نخواهند بود، چراکه ایران و چین کشورهایی با خصوصیات واحد هستند؛ به‌این‌معنا که نرم‌های بین‌المللی را به چالش می‌کشند. در نتیجه در اتحادیه‌ها کمتر می‌گنجند. چین و ایران هر دو براین‌باورند که تعابیر بین‌المللی توسط کسانی تنظیم شده است که قابل قبول نیستند. تنها تفاوت در این است که چینی‌ها از زاویه به مراتب قدرتمندتری نسبت به ما به این‌گونه از مسائل بین‌المللی نگاه می‌کنند. قابل قبول‌نبودن نرم‌های بین‌المللی توسط چین در مقاطعی به نفع ایران نیز بوده است.

نویسنده مقاله وقایع اتفاقیه یادآوری کرده که به محض روی‌کار‌آمدن دولت حسن روحانی، جو شدید ضدچینی در کشور شکل گرفت. به‌این‌معنا که وزارت خانه‌های مختلف دولت یازدهم براین‌باور بودند، پکن در شرایطی غیررقابتی توانسته اکثر پروژه‌های اجرائی کشور را به خود اختصاص دهد. هرچند این امر موجبات دلخوری چینی‌ها را فراهم آورد اما حق را باید به طرف ایرانی داد زیرا چینی‌ها با استفاده از شرایط ایران، یک‌طرفه بسیاری از روابط را تعریف کرده بودند. باید پذیرفت که چین قدرتی سوداگر است که تنها و تنها به فکر سودهای اقتصادی است اما در زمان تحریم ایران، چین تنها کشوری بود که آمار روابط اقتصادی و تجاری‌اش سال به سال با ایران افزایش می‌یافت.

مزیت ایران در تجارت با چین

علی اصغر زبردست در سرمقاله فرهیختگان نوشته: با وجودی که جمهوری خلق چین طی اجرای تحریم‌های بی‌سابقه اقتصادی علیه ایران، یکی از معدود شرکای تجاری ما به حساب می‌آمد، اما دولتمردان پکن از همراهی با قطعنامه‌های تحریمی علیه ایران بازنماندند و بخشی از دارایی‌های ایران در بانک‌های آن کشور را یا مسدود کردند یا صرفا با تبدیل ارزهایی نظیر دلار و یورو به یوان از این حربه به‌منظور گشایش خط اعتباری برای تجار ایرانی جهت خرید کالاهای چینی استفاده کرده و سود سرشاری از تحدید شرکای تجاری بین‌المللی ایران به جیب زدند، به‌گونه‌ای که در فاصله‌ای اندک بخش زیادی از تجارت خارجی ایران از کشورهای اروپایی به سمت چین سوق پیدا کرد.

رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی همدان در این مقاله تاکید کرده: از این رو در سایه رفع تحریم‌های بین‌المللی و باز شدن نسبی فضای مبادلات تجاری و اقتصادی ایران با شرکای سابق، قدرت مانور ایران در قبال سیاست‌های اقتصادی و تجاری چین افزایش می‌یابد و دولت چین یا فعالان اقتصادی آن کشور ناچارند بسته‌های تجاری جذاب‌تری را به طرف‌های تجاری خود در ایران عرضه کنند.

برای این مهم اجرای تفاهم «ارتقای کمربند اقتصادی جاده ابریشم و ایجاد جاده ابریشم دریایی قرن 21» که ایران بخش مهمی از آن را تشکیل می‌دهد، ضروری می‌نماید. پارسال رئیس‌جمهوری چین از اختصاص 40 میلیارد دلار برای انجام این طرح خبر داد و به قزاقستان، بلاروس و روسیه رفت تا همکاری این سه کشور را برای اجرای این طرح جلب کند. با این اوصاف می‌توان امید داشت با احیای جاده ابریشم در خشکی و دریا، ایران به‌عنوان یکی از مراکز تجاری منطقه و پل ارتباطی میان آسیا- اروپا- آفریقا از مزیت‌های خود برای حمل و ذخیره و فرآوری یا بازصادرات کالاها بهره گیرد.*

هژمونی به سبک چینی

حق نشر عکس Farhikhtegan
Image caption کارتون امین منتظری، فرهیختگان

حسین راهداری در سرمقاله دنیای اقتصاد با اشاره به سفر هیات هشتصد نفری چینی ها به ریاست رییس جمهور آن کشور به ایران نوشته: ایران و چین تفاوت‌های زیادی با هم دارند و نمی‌توان مدل رشد اقتصادی چین و تعامل سیاسی این کشور برای ورود سرمایه و تکنولوژی و فتح بازارهای دنیا را به ایران تسری داد. اما ایران همچون چین، بیش از هر چیزی در زمان فعلی نیاز به قدرت گیری اقتصادی دارد تا بتواند از این طریق مانع از حذف ساده خود از معاملات سیاسی و اقتصادی شود.

به نوشته این مقاله: تحریم‌ها به ایران نشان داد از نظر اقتصادی چه اشتباهاتی دارد. تحریم بانکی و در ادامه تحریم نفت ایران نشان داد که تا چه اندازه پیش‌فرض‌های در مورد جایگاه اقتصادیمان و همراهی کشورهای به اصطلاح دوست اشتباه بوده است. نحوه تعامل اقتصادی کشورهایی از جمله خود چین در دوران تشدید تحریم‌ها، هنوز در خاطره ملت است. این نوع تعاملات نه فقط به‌دلیل قدرت آنها که به‌دلیل ضعف ما نیز بوده است. ایران اگر بازیگر مهمی در تامین کالا و خدمات ضروری کشورهای مختلف حتی کشورهای همسایه باشد، دشمنی بدخواهان و تحریم قدرت‌های جهانی نتیجه‌ای نخواهد داشت.

در ادامه سرمقاله دنیای اقتصاد آمده: گرچه چین و ایران قابل مقایسه نیستند، اما سیاست پرهیز از تنش خارجی چین برای قدرت گیری اقتصادی، می‌تواند چراغ راه آینده ما باشد. ایران برای قدرت گرفتن اقتصادی، بیش از هر زمانی به این نوع سیاست نیاز دارد تا از این طریق بتواند عقب ماندگی اقتصادی خود را جبران کند و مسیر ورود سرمایه و تکنولوژی به ایران از یکسو و بازاریابی ایران برای ارائه خدمات و کالاهایش از سوی دیگر باز شود. بدترین خسارت تحریم‌ها برای ایران، جا ماندن ایران از قافله بازارهایی بود که حق ایران هم به حساب می‌آمدند.

دورهمی

شهرام شهیدی در ستون طنز اعتماد به واکنش های احتمالی به حضور رییس جمهور چین در تهران پرداخته است:

احمدی‌نژاد : فقط زمان ما جنس چینی اخ بود؟

قالیباف: یره من هم برم چین بد نیست. تهران و پکن خواهر خوانده بشوند بد نیست‌ها.

مطهری: فقط مواظب باشید در حد خواهرخواندگی باشد و یکهو تبدیل به ریلیشن شیپ نشود.

مایلی‌کهن: ورود رییس جمهور چین تقصیر کی‌روش است.

صدای ناشناس: جناب مایلی‌کهن ورود رییس جمهور چین مگر ايراد دارد؟

مایلی‌کهن : آهان. ارتباط با غرب به خاطر خیانت‌های کی‌روشی‌پورهاست.

احمدی‌نژاد: راستی رفتین المپیک؟

مایلی‌کهن: برو. متلک می‌اندازی؟ اصلا رفاقت با تو هم مثل علی پروین اتوبان یک‌طرفه است. ندیدی به‌رغم شایستگی حذف شدیم؟

احمدی‌نژاد : پس از چه سالی اینجا منتظر المپیک هستین؟ ١٣٥٣؟ ١٣٥٢؟... اصلا باید کاری می‌کردی المپیک‌دان تیم‌ها پاره می‌شد و همه مسابقات را ترک می کردند. استراتژی که سرت نمی شود. الکی به حرف اینها گوش نکن . بازی برد-برد کشک است. بردن در بازی را بیا من یادت بدهم.

قالیباف : دوم ... دوم... میشه به من هم یاد بدی؟

رییس جمهور چین : ژونگ میسونگ تائه سونگ...

آرش فرزین: به عنوان یک مترجم متبحر عرض کنم رییس جمهور محترم چین می فرمایند چه عجیب. تهران چقدر بوی وطن می دهد. ما تو چین اینقدر وسیله چینی نداریم که شما اینجا دارین.

روحانی: تازه تجارت ایران و چین ۱۵ برابر می‌شود.

احمدی‌نژاد: دولت کجایی؟ دقیقا کجایی؟ یادش بخیر.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون کیوان وارثی، قانون

در ضرورت جوانگرایی سیاسی

عباس عبدي سرمقاله اعتماد را به موضوع ضرورت جوانگرایی در سیاست پرداخته و نوشته: انتخابات فارغ از هر مشكل و نكته‌اي كه براي آن منظور شود، مي‌تواند آغاز اجباري يك راه براي جوانگرايي سياسي نيز تلقي شود.

نویسنده در اهمیت این فکر نوشته:. نسل ٦٠ ساله و بالاتر به دلايل گوناگون قادر نيست كه خود را با وضع جديد سياست تطبيق دهد و بايد ميدان را براي جوانان و نسل بعد از خود خالي كند. بخش اصلي شخصيت سياسي افراد مربوط به دوره‌اي از زندگي جواني آنها است، كه اگر در ادامه شرايط محيطي تغييرات زيادي كند، آن افراد نمي‌توانند به راحتي از ويژگي‌هاي قبلي دست بردارند و خود را با محيط جديد انطباق دهند. آن ها با فضاي دوقطبي و كينه ناشي از نظام دوقطبي جهان، نگاه دوقطبي داخلي و فضاي صفر و يكي جنگ گذرانده‌اند. و بعيد است كه قادر به عبور از آن نگاه‌ها و آموزه‌ها باشند.

نویسنده جامعه شناس اشاره کرده به لیست نامزدهای اصلاح طلبان و نوشته: آنان جز همان كساني هستند كه پيش از اين نيز بارها و بارها حضور داشتند و حتي برخي از آنان در مجلس اول هم نماينده بوده‌اند. يعني در ٢٥ تا ٣٠ سالگي نماينده شده‌اند، و حالا هم در ٦٠ تا ٧٠ سالگي مي‌خواهند همين نقش را ايفا كنند. خودشان در دهه سوم عمرشان وارد بالاترين سطح سياست شده‌اند و همچنان هم تا دهه هفت و هشت عمر خودشان را اصلح و شايسته‌ترين فرد براي رياست‌جمهوري و نمايندگي مجلس يا وزارت و هر پست ديگري مي‌دانند.

البته قصدم اين نيست كه بگويم از موضع قدرت‌طلبي در پي اين هدف هستند و اگر از اين موضع بود به نظرم بهتر بود. بلكه، از موضع خيرخواهانه و صادقانه چنين فكر مي‌كنند و اين خطرناك است.

انتخابات و صف آرایی مخالفان دولت

دو روز بعد از یادداشت روز کیهان که به سخنان رییس جمهور درباره اعمال سلیقه ها در تایید صلاحیت نامزدهای انتخاباتی اعتراض کرده و با طعنه و طنز حسن روحانی را به بی اطلاعی از تاریخ اسلام متهم کرده بود رسالت در سرمقاله خود با تکرار همان استدلال ها جواب هایی مانند این داده است: آنان كه تاكنون مورد تاييد قرار گرفته‌اند با همه جوسازي‌ها عليه شوراي نگهبان تقريباً براي هر كرسي ۱۶ نماينده است. آيا مي‌توان حكم كرد كه يك جناح در رد صلاحيت‌ها حذف شده است؟

محمدكاظم انبارلويي در سرمقاله رسالت تاکید کرده: رئيس جمهور از كجا مي‌داند يك جناح در بررسي صلاحيت‌ها حذف شده است؟ آنچه در مطبوعات و رسانه‌هاي آنها مطرح شده، تعدادش از انگشتان دو دست كمتر است.جناح مورد نظر رئيس جمهور كه معتقد است حذف شده براي هر كرسي چند نفر نامزد مي‌خواهد معرفي كند؟ اگر بيش از يك نفر بخواهد مطرح كند از عقلانيت سياسي به دور است چون اين رويكرد يك نوع خودزني است. اگر بخواهد براي هر كرسي يك نفر را معرفي كند كه به اندازه كافي فرد براي معرفي و وقت براي حضور دارند.

روزنامه جناح راست در نهایت به حسن روحانی توصیه کرده به سخنان ۳۳ سال پیش خود برگردد که گفته بود براي اينكه جلوي ديكتاتوري گرفته شود قانون اساسي پيش بيني كرده شوراي نگهبان، قانون اساسي را تفسير كند و افزوده: آيا رئيس جمهور مي‌تواند توضيح دهد علت تغيير مواضع خود در مورد شوراي نگهبان و جايگاه آن در قانون اساسي چيست؟

درسی از برجام در آستانه انتخابات

رضا نصری در مقاله ای در شرق به دوران مذاکرات هسته ای ایران و آمریکا اشاره کرده و نوشته:یکی از ویژگی‌های آمریکا در مذاکرات هسته‌ای این بود که همه کشورها در صحنه‌ بین‌المللی و همچنین افکار عمومی، پذیرفته‌ بودند «کنگره» نهاد مستقلی است که از هیچ مرجع مافوقی دستور نمی‌گیرد؛ در نتیجه دولت آمریکا می‌توانست در طول فرایند مذاکراتی، بسیاری از مطالبات طرف مقابل را موکول و مشروط به رأی و نظر کنگره و از این طریق خطوط و چارچوبی برای مذاکرات ترسیم کند؛ ضمن اینکه برحسب مصلحت، با حفظ ظاهر، پشت سپر کنگره نیز پنهان شود.

این عضو مرکز مطالعات بین‌المللی ژنو در مقاله شرق پرسیده: آیا مجلس ایران در صحنه بین‌المللی از چنین وجهه‌ای برخوردار است؟ اگر به مقالات رسانه‌ها، نوشته‌های تخصصی و توصیه‌های کارشناسان در اتاق‌فکرهای غربی در طول مذاکرات هسته‌ای نگاهی بیندازیم، به‌خوبی درمی‌یابیم که آنها کمتر وقت خود را به بررسی و واکاوی نقش و اختیارات قوه مقننه ایران صرف کرده‌اند؛ بالطبع، دولت آمریکا و سایر اعضای گروه ١+٥ نیز، مجلس ایران را بی‌قیدوشرط تابع تصمیمات نظام می‌دانستند و به‌همین‌خاطر هم برای تیم مذاکره‌کننده ایران، یا همان نمایندگان نظام، هیچ‌گونه محدودیتی در پذیرش شروط و مطالبات خود قایل نبودند.

با این مقدمه مقاله شرق به اهمیت حضور سلایق سیاسی مختلف در مجلس پرداخته و نوشته: به‌عبارت‌دیگر درباره ایران چه در مذاکرات هسته‌ای و چه در سایر مذاکرات بین‌المللی، مقوله «تفکیک اختیارات» و «استقلال قوا»، بهانه چندان قابل‌قبول و پذیرفته‌‌شده‌ای نیست و این امر خود فشار مضاعفی بر شانه مذاکره‌کنندگان و دستگاه دیپلماسی کشور وارد می‌آورد.

من هم؟

حق نشر عکس Sharq
Image caption توریست و تروریست؛ کارتون فیروزه مظفری، شرق

نصرت‌الله تاجیک در مقاله ای در شرق نوشته: اوضاع منطقه ملتهب است و هر لحظه باید انتظار تحولی داشت که می‌تواند به برهم‌زدن قواعد و زمین بازی بینجامد و صرفا نباید به اجرائی‌شدن برجام دل خوش کنیم. نیاز به اجماع ملی یک ضرورت است تا هم بر مشکلات بوروکراتیک کشور فائق آییم و هم مباحث سیاسی- اجتماعی و در رأس آنها مباحث اقتصادی را سر‌و‌سامان دهیم. در مدیریت اجتماعی هیچ راهی جز اعمال و اجرای قانون و حاکمیت آن نیست.

این استاندار و دیپلمات پیشین که سال ها نام و نشان وی در روزنامه های جهانی انعکاس داشت و شش سال در لندن در حبس خانگی بود تا توسط دولت بریتانیا به آمریکا سپرده نشود، از همین رو در ادامه مقاله خود نوشته: ایراد عدم اعتقاد و التزام عملی به جمهوری اسلامی و اسلام به بسیاری از نیروهای سیاسی و مدیران کشور، توجیه‌پذیر نیست. تحمل این اتهام برای کسی که چهار بار برای تأسیس، استقرار و تحکیم این نظام دستگیر و زندانی شده و شش سال در حبس خانگی در انگلیس مانده و مبارزه کرده تا به ایران بازگردد و اولین پیروزی ایران بر آمریکا را در صحنه جهانی رقم زده است؛ به‌مراتب سخت‌تر است.

مقاله شرق چنین پایان می گیرد: فردی که فقط به همراه خانواده‌اش شش سال مقابل آمریکا در یک کشور غریب و با انواع مشکلات ایستادگی کرد و دم برنیاورد باید با چنین مسئله‌ای مواجه شود؟

الگوی پسابرجامی

روزنامه های اصلاح طلب بعد از موفقیت ایران در به سامان رساندن مذاکرات هسته ای با شش کشور بزرگ جهان، در ماه های اخیر به دفعات از دولت خواسته اند که از الگوی برجام که بر اساس تعامل و گفتگو و سیاست برد و برد هموار بود و به موفقیت رسید برای حل مشکلات داخلی و منطقه ای هم استفاده کند، امری که روزنامه تندرو صبح با آن مخالفت است.

به نوشته جعفر بلوری در یادداشت روز کیهان: برجام به خاطر همان هزینه‌های سنگین هم که شده، الگوی خوبی برای حل مشکلات کشور نیست، مشکلات جهان پیشکش. عده‌ای با بهانه قرار دادن توانمندی هسته‌ای ایران، ضمن سرقت اموال و دارایی‌های کشورمان و اعمال برخی تحریم‌های ظالمانه تلاش کردند، معیشت مردم را به گروگان بگیرند و از طریق ریختن مردم به خیابان‌ها نظام را تحت فشار قرار دهند. دولت برای حل این مشکلات بخش قابل توجهی از داشته‌های هسته‌ای‌ را تقدیم کرد تا در مقابل، تنها «بخشی» از اموال سرقتی خودمان (نه همه آنها) را پس گرفته.

در نهایت کیهان پرسیده: حریف در طول پیش رفتن این الگوی مذاکراتی، واقعا چه امتیازی از جیب مبارک خود به ما داد؟ پاسخ «هیچ» است. اما ما از جیب خود چه دادیم؟! پاسخ روشن است. شاید ماجرای دستگیری ۱۰ تفنگدار متجاوز آمریکایی در خلیج فارس مثال نزدیک و خوبی باشد برای یافتن یک «الگوی خوب» پسابرجامی. بلا استثناء تمام رسانه‌های دنیا و بسیاری از کارشناسان و سیاستمداران حرکت سپاه در دستگیری نظامیان آمریکایی را تحقیر آمریکا و قدرتمند‌ترین ارتش جهان تیتر زدند. اما برجام الگوی خوبی نیست.

تصویر مشهد بعد از اشغال سفارت

سعید برآبادی در ستون صفحه آخر شرق نوشته: ‌دلار که سه‌هزارتومان شد، اقتصاد شهر مشهد، یک‌شبه تغییر مسیر داد؛ خیابان‌های این شهر مذهبی پر شدند از پاساژها و مال‌ها و سنترهای لوکسی که مشتری‌هایشان، نه ایرانی‌ها و به‌اصطلاح مجاوران، بلکه عرب‌های منطقه بودند. برای مسافران خارجی مشهد، می‌صرفید که بیایند به یک شهر توریستی، زیارت کنند، در بهترین هتل‌ها، اتاق بگیرند و بعدازظهرهایشان را در پاساژهای بزرگ به خرید کالاهای لوکس و مارک مشغول شوند. چرا؟ چون دلار در برابر ریال، سه‌هزارتومان شده بود نه در برابر دینار و درهم و... .اما اتفاقات تلخی که برای کنسولگری عربستان در این شهر مقدس افتاد، شرایط را عوض کرده و بعید نیست که به‌زودی آسیب آن، اقتصاد این شهر را دگرگون کند.

امانی که یکی از فعالان حوزه خدمات پاساژسازی به حساب می‌آید، مشهد دیروز را این‌طور توصیف می‌کند: «از محدوده حرم تا بلوار سجاد، پر شد از پاساژهایی که محصولات پرزرق‌وبرق پشت ویترین‌های خود قرار می‌دادند با این استدلال که عرب‌ها، لباس‌های پرزرق‌وبرق دوست دارند. او هم همچون مدیران یکی از فروشگاه‌های زنجیره‌ای مشهد، معتقد است که با اشغال سفارت عربستان، اقتصاد مشهد از حضور عرب‌ها خالی نخواهد شد اما حضور پررنگ شرکت‌های ترک، خبر از تغییر فصل می‌دهند: ‌«اولین ضربه را قطعا، فروشگاه‌های کوچک و بزرگ اطراف حرم خواهند خورد چون بخشی از زائران خود را از دست داده‌اند اما هنوز زائران شیعه عراقی، اصلی‌ترین مشتری‌های اقتصاد برند در مشهد هستند».

نویسنده مقاله شرق پیش بینی کرده: بعید نیست بخش دیگری از این خسارت‌ها، ناشی از بی‌رغبتی ورود و سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاران خارجی در مشهد باشد؛ این شهر به گفته فعالان اقتصادی‌اش، برای سرمایه‌داران خارجی، در عمل، «فرش قرمز» پهن کرده بود تا به این بهانه، پروژه‌های سنگین شهری‌اش را تنها نگذارند، اما در این چند ساله تحریم، به حضور کم‌رونق دلارهای خارجی بسنده کرد و حالا که بعید نبود، مشهدِ پساتحریم، با اقبال آنها مواجه شود، حوادث اخیر، راه ورود سرمایه‌گذاران به شهر را پرفرازونشیب خواهد کرد.

نکند انتخابات فتنه است!

شهرام شکیبا در ستون طنز و قایع اتفاقیه از احتیاط زیاد روزنامه ها گلایه کرده و نوته مطالبم خودم را راضی نمی کند گرچه همکاران همین بی نمک ها را می پسندند. خلاصه گفتم که بدانید ما هنوز هم بلدیم بخندانیم، ولی برخی‌ها اعصاب درست و حسابی ندارند و کار دستمان می‌دهند. شما به ما اعتماد داشته باشید و اگر سوژه بانمکی دیدید بخندید و مطمئن باشید که اگر می‌شد یک چیز جالبی درباره‌اش می‌نوشتیم!

طنزنویس سپس اشاره کرده که: یکی از چیزهایی که باعث بی‌نمکی مفرط‌مان شده، همین جو خوف و خطری‌ست که بی‌خود و بی‌جهت راه افتاده. یک عده‌ای کار و زندگی‌شان را تعطیل کرده‌اند و دائم سخنرانی می‌کنند که بدانید و آگاه باشید که فتنه اکبر در راه است. من نمی‌دانم این چه فتنه‌ای است که همه از آن خبر دارند. ضمنا اگر خبر دارند، خب چرا کلا موضوع فتنه و فتنه‌گران مزبور را لو نمی‌دهند تا قضیه از حیٌّز انتفاع ساقط شود و برود پی‌کارش.من که هرچه فکر می‌کنم، می‌بینم انتخابات در راه است.

در پایان ستون طنز وقایع اتفاقیه آمده: نکند منظور جماعت از «فتنه اکبر»، «انتخابات» است. خب اگر این است یکباره در انتخابات را گل بگیرند تا مسئله حل شود.این هشدارهای دوستان مانند حرف‌های کسانی‌ست که فال قهوه می‌گیرند. فقط یک موضوعات کلی را می‌گویند، بدون توضیح: یک مسافرت می‌روی، یک‌چیزی را امضا می‌کنی، یک زن با تو دشمن است، یک زنی دوستت دارد، به زودی فتنه می‌شود...!

مطالب مرتبط