'بحران آب' در ایران؛ وزیر نیرو از بقیه بدبین‌تر است

حمید چیتچیان حق نشر عکس TASNIM
Image caption آماری که وزیر نیروی ایران ارائه کرده از آمار رسمی بسیار بدبینانه‌تر است

گفته‌های روز پنجشنبه حمید چیتچیان وزیر نیروی ایران می‌تواند نه فقط تحلیل‌ها در باره بحران آب در کشور بلکه حتی ذهنیت‌ها در باره مسائل عام دیگری در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی همچون جمعیت، اشتغال و مهاجرت را کاملاً تغییر دهد.

او اعلام کرده: «در سال‌های اخیر متوسط آب کشور از ۱۳۰ میلیارد متر مکعب به بیش از ۸۰ میلیارد متر مکعب رسیده است».

به گزارش خبر گزاری های ایران آقای چیتچیان همچنین با اشاره به «کاهش بیش از ۴۰ میلیارد متر مکعبی منابع آب در ایران» گفته است: «باید در مصرف و سبک زندگی خود تجدید نظر کنیم و خود را با شرایط محیطی جدید تطبیق دهیم».

آنچه که وزیر نیرو گفته صریح‌ترین اظهار نظر مقامات رسمی دولت جمهوری اسلامی و در عین حال شدیدترین و نگران‌کننده ترین گفته در باره وقوع تغییر اقلیم در ایران است. حتی در بدبینانه‌ترین گزارش‌ها، نوشته‌ها و اظهارنظرها در باره بحران آب در ایران تاکنون به حداکثر ۲۰ درصد کاهش در بارش‌های جوی اشاره شده بود، اما اکنون وزیر نیرو اعلام کرده است که واقعیت دو برابر بدبینانه‌تر از آن چیزی است که تاکنون تصور می‌شده است.

خشکسالی در ایران

۸۰.۵

میلیارد مترمکعب ذخایر آب در سال جاری

۱۳۰

میلیارد متر مکعب ذخایر آب در سال گذشته

  • ۳۰۰,۰۰۰ حلقه چاه غیرمجاز در ایران

MEHR

۱۳۰ میلیارد متر مکعب، کمیتی که مبنای گفته‌های وزیر نیرو است، میزان آب‌های تجدید پذیر کشور است. یعنی آب هایی که سالانه سرزمین ایران از طریق بارش‌های جوی دریافت می‌کند. این میزان بارش افزون بر مواردی همچون حجم آب‌های زیرزمینی و فسیلی و یا حتی رطوبت موجود در خاک مجموع منابع آب کشور را تشکیل می‌دهد. کاهش ۴۰ درصدی در حجم بارش‌های دریافتی به معنای وقوع تغییر اقلیم شدید و تبدیل ایران به کشوری بسیار خشک‌تر است.

متولی احصاء و اعلام اخبار و گزارش‌های هواشناختی و اقلیمی ایران سازمان هواشناسی کشور است. جای پرسش وجود دارد که چنین خبر مهمی چرا تاکنون از سوی سازمان هواشناسی اعلام نشده است؟ آنچه که وزیر نیرو گفته، آیا مورد تأیید سازمان هواشناسی قرار دارد؟ اساساً منبع اظهارنظر وزیر نیرو چیست؟ البته وزارت نیرو به عنوان متولی آب و انرژی کشور خود سامانه‌هایی برای محاسبه روندهای اقلیمی ایران در اختیار دارد. چیتچیان نیز بنا به گفته‌های قبلی‌اش نشان داده که به ادبیات و واژگان تخصصی حوزه آب و اقلیم تسلط دارد و قاعدتاً متوجه است که کاهش ۴۰ درصدی بارش‌های دریافتی (به عنوان یک متوسط جدید اقلیمی و نه صرفاً به عنوان بیلان یک فصل بارش) با گزارش‌های رسمی موجود مغایر است و می‌تواند بر هرگونه تحلیل و بررسی در باره مسائل محیطی و اقلیمی ایران اثرگذار باشد. با این وجود همچنان برای اظهارنظر قطعی در باره میزان تغییر اقلیم در ایران باید منتظر صدور گزارش رسمی سازمان هواشناسی ماند.

جالب است که هنوز موضوع تغییر اقلیم در ایران مورد بی اعتنایی جامعه دانشگاهی کشور و همچنین تحلیلگران مسائل آب ایران قرار دارد. غالباً بحران آب ایران به برخی ناکارآمدی‌های مدیریتی و مشکلات فنی در حوزه آب فروکاسته می‌شود، گویی که با جبران این اشتباهات کلاً مسئله آب قابل حل است. البته که «بحران آب» بیش از آنکه یک عبارت اقلیمی باشد دلالت دارد بر وضعیت منابع آب یک کشور در قیاس با دو مؤلفه نیاز محیط طبیعی و حداقل سرانه مصرف انسان. به عبارت دیگر، همیشه این امکان وجود دارد که با سوء مدیریت منابع آب حتی بدون تغییر اقلیم بحران آب رخ دهد، اما بسیار بعید است حتی با پیچیده‌ترین و مسئولانه‌ترین روش‌های مدیریت منابع آب، در صورت وقوع تغییر اقلیم تا حد ۴۰ درصد بارش‌های جوی بحران آب رخ ندهد. مانند دیگر کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، خشکسالی شدید در ایران از حدود بیست سال پیش شروع شده است. البته اگرچه از حدود دهه هفتاد میلادی کمابیش بارش در این منطقه کمتر از نرمال بوده است، اما همانطور که گفته شد این روند از دهه ۹۰ میلادی شدت گرفته است. نکته این است که غالب آنچه که در ایران سوء مدیریت حوزه آب نامیده می‌شود سابقه‌ای چند دهه‌ای دارد. پس بدون تغییر اقلیم هم ایران می‌توانسته هم اکنون با بحران آب روبرو باشد، اما با کاهش بارش در این حد، که وزیر نیرو روز پنجشنبه اعلام کرده است، به نظر می‌رسد که اوضاع وخیم‌تر و بحرانی‌تر از چیزی است که تاکنون تصور می‌شد.

نگارنده البته کماکان تصور می‌کند باید با گفته‌های اخیر وزیر نیرو عجالتاً با احتیاط برخورد کرد. قاعدتاً این گفته‌ها زمانی می‌تواند مبنای تحلیل‌های کارشناسی قرار گیرد که در قالب گزارش رسمی (و نه صرفاً مطلبی که در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام شده) و همراه با جزئیات فنی منتشر شود. اما به فرض اینکه صحبت‌های وزیر بر مبنای گزارشی فنی ابراز شده که مستندات آن در اختیار دیگر حوزه‌های دولت هم قرار دارد، می‌توان متوقع بود که اطلاع از کاهش ۴۰ درصدی منابع آب ایران حاکمیت را برای تجدیدنظر اساسی در بسیاری از رویه‌های معمول حکمرانی مجاب کند. برای مثال، دولت باید بسیار جدی‌تر از قبل به دنبال جلب اعتماد پایدار و فراگیر جامعه جهانی، با هدف برخورداری از بیشترین ارتباطات بین‌المللی برای نوزایی اقتصاد ایران و کاهش اثرات بحران آب باشد. در سیاست‌های کلی جمعیت باید تجدید نظر شود. برنامه ششم باید باز پس گرفته شده و کلاً از نو تنظیم شود. بسیاری از اولویت‌های اجتماعی و فرهنگی باید تغییر کند. حاکمیت ناچار خواهد بود در فرآیند حکمروایی افزون بر اطاعت مردم به دنبال مشارکت آنها هم باشد.

هم اکنون دوسوم مساحت ایران بیابان و نیمه بیابان است. نیمی از ایران بیابان است و حدود بیست درصد از گستره ایران بیابان مطلق است. اگر رطوبت خاک تأمین نشود نیمه بیابان‌ها به بیابان و بیابان‌های موجود به بیابان مطلق تبدیل می‌شوند. کاهش رطوبت خاک در گستره‌های وسیعی از ایران افزون بر عامل اقلیمی، منشاء انسانی دارد. اختصاص نزدیک به نود درصد آب‌های تجدیدپذیر به بخش کشاورزی و اساساً مصرف انسان، به معنای خشکاندن تعمدی دست کم هفتاد درصد مساحت ایران است. ما هم اکنون بیابانزاترین ملت جهان هستیم. (به واسطه بیابانزایی با منشاء انسانی). تغییر اقلیم دست یاری به ما خواهد داد برای شتابناک‌تر خشکاندن ایران. در درازمدت البته می‌توان بسیاری از رویه‌های نادرست کنونی در حوزه بهره‌برداری از منابع طبیعی، کشاورزی و مصرف منبع آب را تغییر داد. اما درازمدت کمکی به دشت‌هایی که هم اکنون در حال خشکیدن هستند نمی‌کند. اگر مؤلفه‌های انسانی مؤثر در کاهش رطوبت خاک به صورت ضربتی و اضطراری تعدیل نشوند، گستره بزرگتری از ایران به بیابان مطلق تبدیل می‌شود.

دولت حسن روحانی ممکن است بگوید که فقط سه سال است بر سر کار آمده و به تازگی هم از مهمترین مأموریتش یعنی به سرانجام رساندن توافق جامع اتمی فارغ شده است. اما آینده در اختیار همین دولت است. آقای روحانی می‌تواند همین فردا دستور بازنگری در برنامه ششم را با لحاظ کردن اولویت مسئله آب، لغو سیاست کلی افزایش جمعیت، اجرای برنامه فنی برای احیای رطوبت دشت‌های بحران زده (حدود نیمی از دشت‌های کشور) از طریق برچیدن شماری از سدها و تعطیلی بیشتر چاه‌های عمیق و به طور کلی تدوین یک برنامه جامع ریاضت ملی برای مهار بحران آب صادر کند. دشوار است، اما برای پهنه‌های وسیعی از ایران انتخابی بین مرگ و زندگی است و چاره دیگری هم نیست.