روزنامه های تهران؛ تندی تندروها از هراس شکست است

روزنامه های امروز صبح تهران، دوشنبه سوم اسفند در تیترهای اول و گزارش های خود خبر از شدت گرفتن رقابت ها بین دو گروه سیاسی داده اند که یک طرف دیگری را متهم می کند که توسط انگلیس انتخاب شده است و طرف دیگر در جواب این نوع اتهام زدن به کسانی که از سد شورای نگهبان عبور کرده اند را جاهلانه خوانده است.

از میان خبرهای انتخاباتی بیشتر روزنامه های میانه رو سخن سید حسن خمینی نوه بنیان گذار جمهوری اسلامی را مهم دیده اند که با وجود این که صلاحیتش توسط شورای نگهبان برای عضویت در مجلس خبرگان تایید نشد از مردم خواسته با صندوق های انتخاباتی قهر نکنند. روزنامه های اصولگرا سخنان انتخاباتی احمد خاتمی نامزد مجلس خبرگان را با اهمیت دیده اند که گفته سفیر انگلیس له له میزند برای ملاقات با من و من قبول نمی کنم حالا می خواهید انگلیس بگوید به لیستی که نام من درش هست رای بدهید.

حق نشر عکس Vaghaye Etefaghie
Image caption تیتر و عکس صفحه اول وقایع اتفاقیه

عجایب این دوره انتخابات

مرضیه جلیلی در گزارشی درباره تبلیغات انتخاباتی این دوره در ابتکار نوشته: گاه برخی کاندیداها از شیوه‌هایی توام با شوخی و خلاقیت به منظور جلب توجه بیشتر برای تبلیغات انتخاباتی خود استفاده می‌کنند که خارج از عرف و گاه عجیب نیز هست.

یکی از کاندیداهای همین دوره انتخابات مجلس دست به اقدام عجیبی زده است. وی به جای کاغذ برای معرفی برنامه‌های خود و از جهت حفظ محیط زیست بسته‌های کوچکی تهیه کرده و در آن بذر درخت قرار داده است.

به نوشته این گزارشگر: یکی از کاندیداهای جوان که در این دوره از انتخابات شرکت کرده است فرزند نماینده قبلی این حوزه انتخابیه است در کنار عکسش، عکس پدر را در حالت تذکر‌ دادن و نصیحت‌ کردن خود قرار داده و در شرح آن نیز به نقل از پدرش آورده است: «همیشه خاک پای مردم باش.» یکی دیگر با استفاده از ریتم شعار ملی «نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی» شعار «نه شرقی نه غربی فقط آقای برقی» را برای خود برگزیده است. در عکسی از ستاد تبلیغاتی یکی از کاندیداها نیز وعده یک سال اینترنت رایگان به حامیان این کاندیدا داده شده است.

نمونه دیگر را گزارشگر ابتکار یکی از کاندیداهای انتخاباتی مجلس دیده که گفته است: «رنگ مورد نظر ستاد تبلیغاتی‌ام را صورتی انتخاب کرده‌ام و هر کس نمادی از این رنگ داشته باشد، یعنی طرفدار من است و اگر طرفدار من باشید، رژلب صورتی برای خانم‌ها و قاب عینک صورتی در میان آقایان توزیع خواهم کرد. دوران شام دادن و طایفه‌گرایی به سر آمده است چون در صورت طایفه‌بازی، کوتوله‌پروری در جامعه رواج پیدا می‌کند.»

شورای نگهبان کافی نیست

دو روز بعد از انتشار لیست دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب و در حالی که اصولگرایان چند لیست دارند و موفق به اتحاد نشده اند، لبه تیز حمله روزنامه های تندرو متوجه فهرست اصلاح طلبان است و برای سومین روز در تیترهای اصلی خود افراد این لیست را متهم می کند که توسط انگلستان برگزیده شده اند. همین گزارش ها هاشمی رفسنجانی و چند تن از مراجع را به واکنش واداشته و اتهام انگلیسی زدن به کسانی که شورای نگهبان صلاحیتشان را تایید کرده جهل دانسته اند.

حسین شریعتمداری در یادداشت روز خود نوشته: می‌پرسند وقتی که صلاحیت نامزدهای هر دو مجلس شورای اسلامی و خبرگان از سوی شورای نگهبان تائید شده است، بنابراین نگرانی از ورود احتمالی آنها به کانون‌های تصمیم‌ساز نمی‌تواند توجیه‌پذیر باشد! در پاسخ باید گفت شورای نگهبان کف صلاحیت‌ها را بررسی می‌کند و با مشاهده حداقل شرایط در یک داوطلب مجلس، صلاحیت او را احراز شده می‌داند.

مدیر کیهان یادآور شده که طی سی و چند سال گذشته بارها شاهد بوده‌ایم که برخی از افراد مورد تائید شورای نگهبان برای ریاست‌جمهوری و مجلس شورای اسلامی، تا مرز وطن‌فروشی و پادویی قدرت‌های استکباری برای براندازی نظام پیش رفته‌اند که بنی‌صدر، میرحسین موسوی، بسیاری از نمایندگان مجلس ششم از جمله نمونه‌های بارز آن است. بدیهی است که شورای نگهبان در تائید صلاحیت آنها - به غیر از چند مورد کم‌شمار- کم‌توجه نبوده است.

تندی از هراس شکست است

محمدصادق جنان‌صفت در زمانی که تیترهای تند روزنامه های تندرو هر روز تندتر می شود در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: خشم آدمی از ناکامی در رسیدن به خواسته‌ها نیز سرچشمه می‌گیرد. فردی می‌خواهد در هماوردی سرنوشت‌ساز برنده باشد و ذهن و عمل خود را برای پیروزی در این مسابقه آماده می‌کند اما در جریان مبارزه می‌بیند هماورد او شانس بیشتری دارد. پس خشمگین می‌شود. رهبران یک گروه و حزب سیاسی از مدت‌ها پیش برنامه ریخته‌اند در هماوردی از پیش اندیشیده و برای تسخیر یک نهاد سرنوشت‌ساز اجازه ندهند رقبایشان در دل مردم جایی داشته باشند اما در جریان عمل، وارونگی را تجربه می‌کنند و خشمگین می‌شوند.

به نوشته این روزنامه نگار: تا اینجای کار رخداد شگفتی اتفاق نیفتاده است که فردی و گروهی آرزوهایشان را بر باد رفته می‌بینند و خشمگین می‌شوند اما کار از جایی گره می‌خورد که خشم و هراس با بدترین روش نشان داده شود و افراد خشمگین به هنجارشکنی روی بیاورند. روش نشان دادن رفتار و گفتار برخاسته از خشم درون و هراس از پیروزی هماورد، نباید با زدن انگ و نشان‌های ناروا همراه باشد.

در پایان مقاله روزنامه دولت آمده: افرادی که با رأی دادن یا رأی ندادن به فرد و گروهی سرنوشت آرزومندان برای تسخیر جایی را دگرگون می‌کنند، می‌دانند که آنها که خشمگین شده و ناسزا و ناروا می‌گویند، از هراس شکست است که به این روز افتاده‌اند. هماوردی در جایی که شهروندان داوران و رأی‌دهندگان آن هستند کار سختی است و خشم و هراس و نارواگویی یک سوی هماورد نشان دهنده ترس از شکست و باز شدن دست است.

چرا حذف

مهدی نیاکی در سرمقاله ابتکار نوشته: اصلاح طلبان و اعتدال گرایان به رغم تنه ها و طعنه های بسیار،‌ می کوشند موسم انتخابات را به فصل آشتی ملی و منفعت ملت تبدیل کنند و از هر التهاب آفرینی و تنش پرهیز دهند. در این میان اما هستند کسانی که حد تحمل حاکمان و سقف فعالیت اصلاح طلبان را نمی شناسند. یا می‌شناسند به آن اعتنا نمی کنند و آزموده را دوباره می آزمایند و پروای هیچ نهی و نهیبی را ندارند.

به نوشته این مقاله: تحریمی ها دم گرفته اند و مردمان را به سفر در روز انتخابات فرا می خوانند و از مشارکت در انتخابات حذر می دهند. از سوی دیگر جماعتی محدود نشسته اند که مردمان را به مشارکت در انتخابات فرا می‌خوانند اما با این ایده که چنین مشارکتی به حذف چند چهره مشخص و مشهور از سرآمدان اصولگرا در لیست پیروزشدگان شود. آیا می توان از حامیان و حاملان این طریق پرسید که نفع این کار در کجاست؟!

سرمقاله ابتکار در مخالفت با فکر حذف چند نام از فهرست انتخاب ها نوشته: فرض کنید رویای «تئوری پردازان رای سلبی» محقق شود و چند نام از لیست پیروزشدگان، باز مانند. چه تاثیری بر آن مترتب است؟ می گویند: «پیام نیرومندی است!». آری! پیامی هست. اما نه نیرومندی دارد و نه تازگی. اکثریتی از حاملان و حامیان گفتمان اصلاح، ‌سال هاست مشغول ارسال پیام هایی از این دست هستند.

در ادامه این مقاله آمده: تبلیغ گفتمان حذف،‌ خواه ناخواه خوشه های خشم را می پرورد و در گوش مردمان، ‌نفیر نفرت می نوازد. این حس و حال اگر بماند و ریشه بگیرد و تبدیل به حرکت شود، آیا می توان مسئولیت آن را به عهده گرفت؟ آیا آنان که امروز با قوت تمام این ایده را تبلیغ می کنند ضمانتی دارند که این احساسات منفی در رای دهندگان، ‌باقی نماند یا با هر حادثه و واقعه ای تازه نشود؟

اقتصاد و انتخابات در پیش

علی دادپی در مقاله ای در فرهیختگان نوشته: اگر انتخابات ریاست‌جمهوری باعث مشروعیت دولت و افزایش توانایی‌اش در مذاکره برای رسیدن به برجام و اجرایی کردن آن شده است، انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز نشان خواهد داد که فضای اقتصادی کشور آماده مشارکت در اقتصاد جهانی هست یا خیر. هرچند بسیاری از رای‌دهندگان و نامزدهای انتخاباتی معمولا روی اهدافی محلی تمرکز می‌کنند که برای حوزه انتخاباتی ایشان مهم است، با کاهش درآمدهای نفتی دیگر بودجه‌هایی که این اهداف منطقه‌ای را ممکن می‌کردند، وجود نخواهد داشت.

به نوشته این استاد دانشگاه: در شرایطی که اشتغال‌زایی و ایجاد منابع درآمدی برای تحقق برنامه‌های توسعه در شهرستان‌های مختلف و حوزه‌های انتخاباتی از نگرانی‌های اکثریت نامزدهای نمایندگی خواهد بود، باید پرسید که ایشان از چه راه‌حل‌هایی برای تسهیل ایجاد اشتغال و افزایش درآمدهای محلی استفاده خواهند کرد؟ کاهش درآمدهای نفتی برای حوزه‌های ایشان به این معناست که دیگر سرمایه مورد نیاز از خزانه عمومی قابل تامین نیست و فرصت طلایی برای همگرایی نمایندگان حوزه‌های مختلف برای سیاستگذاری اقتصادی کشور در ابعاد مختلف به‌وجود آمده است.

مقاله فرهیختگان بدین جا رسیده که: چنانچه انتخابات پیش رو مجلسی را به‌وجود بیاورد که نمایندگانش متوجه اهمیت سیاستگذاری اقتصادی باشند، آنگاه این انتخابات گام بزرگی در تثبیت موقعیت اقتصادی کشور و تضمین رشد اقتصادی کشور خواهد بود. این نمایندگان با تصویب قوانین لازم و مکفی به سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی این اطمینان را خواهند داد که امنیت سرمایه و حوزه فعالیت‌شان تامین خواهد شد و نام خود را در تاریخ توسعه اقتصادی کشور ماندگار خواهند کرد.

حق نشر عکس Javan
Image caption روزنامه جوان

دو ساعت تحقیر کافی است

جوان در زیر عکس بزرگی از ارباس که در فرودگاه تهران گرفته شده، در صفحه اول خود نوشته: دو ساعت توقف ایرباس ۳۵۰ فرانسه در فرودگاه مهرآباد، فقط یک مدل از تبلیغات تحقیرکننده جهان سومی‌هاست که فرنگی‌ها متخصص آن هستند. عده‌ای از مدیران و کارمندان ایرانی در این دو ساعت فرصت می‌یابند تا کنار طیاره فرانسوی که در مسیر سنگاپور به اروپا لختی در مهرآباد به زمین می‌نشیند، عکس یادگاری بگیرند.

روزنامه سپاه پاسداران از قول رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نوشته «این ماهواره ایرانی سال ۸۷ بود که کنار آن عکس گرفتند یا کاوشگر ایرانی سال ۹۱ که به فضا رفت یا دستاوردهای هسته‌ای؟!» عکس گرفتن کنار یک طیاره خریداری شده ـ که تازه در خرید آن هم شبهه وارد شده است ـ مثل رفتار آن مایه‌دار بی‌مایه‌ای می‌ماند که می‌افتد در بازار و جنس لوکس می‌خرد تا عکس‌هایش را با اجناس لوکس‌اش منتشر کند. این یعنی افتادن در چاهی که آخرش، اول پهلوی است!

جوان افزوده: «دو ساعت تحقیر برای شما کافی است!» این پیام دو ساعت نشستن ایرباس ۳۵۰ ساخت فرانسه در تهران بود. «مردمی بیکار با اقتصاد راکد و در رکود بازار با نمایش دوساعته ایرباس سرگرم می‌شوند.» و این دستاورد دولت از آن دو ساعت تحقیر بود. اگر خودمان این هواپیما را ساخته بودیم اینقدر اشتیاق گرفتن عکس یادگاری با آن نداشتیم.

نصف روز اعلام برائت از انگلیس

آیدین سیارسریع در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: به نظر ما انتخابات خیلی مهم است. برای همین باید فضا را دو قطبی کرد تا بتوانیم در آن پیروز شویم. حیف هیجان و بزن بزن نیست که به جای آن بیاییم برنامه ارائه دهیم که مردم بر اساس این سوسول بازی‌ها به ما رأی بدهند؟ برچسب زنی بیشتر لذت دارد یا مناظره؟ لذتی که در دعوا هست در گفت‌و‌گو وجود دارد؟

این طنز نویس سخن وزیر کشور را نقل کرده که گفته: نگوییم در کشور عده‌ای انگلیسی اند. و پیشنهاد کرده بگوییم همه در کشور انگلیسی اند، غیر از ما. یا بگوییم عده‌ای آمریکایی‌اند عده‌ای انگلیسی. یا بگوییم هر کی غیر از ما وارد مجلس شد انگلیسی است. یا نگوییم انگلیسی اند، نگوییم امریکایی اند، این را هم نگوییم که رد پای مجلس ششم را می‌بینیم. پس چه جوری انتخابات را ببریم؟

نقل قول دیگر طنزنویس روزنامه ایران از علی لاریجانی است که گفت: کسی که مخالفتی دارد با لنگه کفش نظر نمی‌دهد. و افزوده: با دمپایی نظر می‌دهد. یا جفت پا نظر می‌دهد. یا از دیوار بالا می‌رود. یا گردن طرف را می‌شکند.

جمله دیگر از محمدرضا عارف است که گفته: بیکار نیستم که ۲۴ ساعت از بی‌بی سی اعلام برائت کنم. و در جواب او نوشته: لااقل نصف روز سخنرانی کنید نصف روز اعلام برائت. مگه اصلش این نیست که اتهام بزنی اونا خودشون ثابت کنن؟ عارف چرا اینجوری می‌کنه؟

فاجعه محیط زیست

شهروند در مقاله ای تحت عنوان سوپ پلاستیک نوشته:‌ "مسأله بسیار مهم‌تر اینکه اگر کشورهای غربی مثل استرالیا آن قدر دست روی دست گذاشتند که مواد زاید پلاستیکی مثل یک هیولا آنان را کم‌کم محاصره کرده و برایشان سوپ پلاستیک تدارک دیده است، و با پیشرفت بحران توان مقابله با آن نیز کمتر شده، در این صورت ما به عنوان یک کشور در حال توسعه نیز باید دقت کنیم که کم‌توجهی به مسایل گوناگون و به طور مشخص موضوعات زیست‌محیطی، کم‌کم چنان پیشرفت خواهد کرد که توان ما برای مقابله با آنها نیز کافی نخواهد بود. هر مشکلی را می‌توان در همان ابتدای کار و با هزینه‌های به نسبت اندک حل کرد. ولی هنگامی که این مشکل ابعاد بزرگ‌تری پیدا کردند، قادر به مقابله با آن نخواهیم شد. مثل بیماری سرطان است که اگر زود شناخته شود در اوایل کار به راحتی و با هزینه‌های به نسبت کم قابل درمان است. ولی با روند پیشرفت غده سرطانی، هم درمان بسیار سخت‌تر خواهد شد و هم بسیار پرهزینه و گران می‌شود."

"وضعیت امروز ما در موضوعاتی مثل بهره‌برداری از منابع آبی، نگهداری و حفظ جنگل‌ها و مراتع، مشکل زباله‌های شهری و جاده‌ای، آلودگی‌های ناشی از سوخت و صدا، حفظ حیات وحش و موارد مشابه جملگی شامل این استدلال می‌شوند. حتی در امور اجتماعی مثل آسیب‌ها و اعتیاد و جرم نیز این قاعده برقرار است. پیشگیری و نیز حل مسأله در ابتدای امر بسیار ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر است. ولی هنگامی که مسأله به سطح فراگیری رسید کمتر کسی حاضر می‌شود که اراده لازم را برای حل آن به کار گیرد. اگر اراده‌ای هم پیدا شود، به دلیل ابعاد وسیع ماجرا بودجه لازم یافت نخواهد شد. بنابر این تا انواعی از این نوع آش یا سوپ ما را احاطه نکرده باید کاری انجام دهیم. فردا دیر است."

حق نشر عکس NoAvaran
Image caption کارتون محمد طحانی، نوآوران

بعد از ظهر سگی سگی

پویان خوشحال در گزارشی در ابتکار نوشته: در روز های گذشته فایل تصویری در صفحات مجازی در حال بازنشر است، که در آن مردی در حضور دوستان اش، سگی را به فجیع ترین شکل با بیل کتک می زند و یا حیوان را به شدت به ماشین می کوبد. این تصاویر به قدری درد آور بوده که واکنش بسیاری از افراد و شخصیت ها را در برداشته است.

مسعود ریاحی، روانشناس در ارتباط با تصاویر منتشر شده از اذیت و آزار یک سگ در فضاهای مجازی به خبرنگار اجتماعی روزنامه «ابتکار» می گوید: از این دست فایل های تصویری، هر از گاهی منتشر می شوند و با توجه به سبقه چنین حوادثی، اصلاً چیز تازه ای رخ نداده است. وی می افزاید: شاید کاری که با جوجه ها در مرغداری‌ها برای مرغ شدنشان می کنند، به مراتب دردناک تر بوده و چون جنایتی بهنجار شده است، شبیه بسیاری از جنایات دیگر، ممکن است به چشم نیایند. شاید وجه تمایز این فایل جدید را بتوان در اتمسفر تمسخر و تحقیر آمیز آن جستجو کرد و یا در لذتی که افراد حاضر، از ناله ها و شکنجه این سگ می برند، یافت.

این روانشناس نظر داده: انواعِ رفتارهای فیزیکی جنایت بار را شاهدیم از کتک زدن با چوب، کوبیدن سگ به زمین و بدنه خودرو، وارد کردن ضربات سهمگین با بیل به بدن سگ و حتی تحقیر و خشونت کلامی که در قالب تمسخر ظاهر می شود. به نوعی علاوه بر وقوع یک رفتار جنایت بار فردی، یک خشونت اجتماعی و یک جنایت جمعی نیز رو به وقوع است. افرادی که در محل وقوع حادثه حضور دارند، نه تنها دخالتی در بهبود ماجرا نمی کنند، بلکه تاییدیه خود را که نشانه ای از کسب لذت بصری و روانی در قالب خنده ها و ضبط فیلم است ابراز می کنند.

گزارش ابتکار با این خبر به پایان رسیده که عامل آزار آن سگ توسط یگان محافظت محیط زیست گلستان دستگیر شده و سگی مجروح هم مورد درمان قرار دارد.

هوای اهواز به گِل رسید

قاسم منصور آل‌کثیر در گزارشی در اعتماد نوشته: امروز بزرگ‌ترین مجموعه تفریحی جهان در اهواز افتتاح می‌شود؛ سرزمین موج‌های خاکی. همه جا تعطیل است که به تفریح‌تان برسید. مجموعه‌ای مفرح از سرسره خاکی گرفته تا اسکی روی خاک و چندین امکانات خاکی بی نظیر دیگر. اینها مطالب طنزی هستند که اهوازی‌ها در شبکه‌های اجتماعی رد و بدل می‌کنند. برخی نیز که اغلب مسوولان پایتخت نشین را در کوتاهی نسبت به رسیدگی به وضعیت خاکی اهواز مقصر می‌دانند پیام‌های طنز دیگری از قبیل «تمامی ادارات و مدارس تهران به دلیل گرد و خاک خوزستان فردا و پس‌فردا تعطیل است» را منتشر می‌کنند.

هر کسی به نوعی معترض است.

به نوشته این گزارشگر: واکنش مردم در برابر خاکی شدن مثل همیشه با طنزهای تلخی همراه بود. مهدی یراحی خواننده مشهور اهوازی نیز ترانه‌ای با نام خاک را دوباره در کانالش منتشر کرد؛ ترانه‌ای که با این ادبیات آغاز می‌شود: «هوا هر روز بدتر، آب کمتر، تمام کار مردم انتظاره».

بهتر بود نامزد می شدم

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون مهدی عزیزی، شهروند

شهرام شهیدی در ستون طنز اعتماد از قول یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نوشته: اصلاح‌طلبانی که لباس اصولگرایی پوشیده بودند، هویت‌شان فاش شد. و بر این خبر افزوده: این جور باشد که از فردا باید به سبک و سیاق شنگول و منگول نامزدها را تشخیص داد. وقتی در زدند برای تبلیغ بگویید اول دستت را نشان بده ببینم آشنایی یا لباس آشنا پوشیدی؟

طنزنویس اعتماد افزوده:-‌ هرچه از زمان تبلیغات انتخابات مجلس می‌گذرد من حس می‌کنم می‌توانستم گزینه بسیار خوبی برای رای آوردن باشم. یعنی تبلیغات چپ‌ها را می‌خوانی می‌بینی می‌گویند کسی را انتخاب کنید که اقتصاد بفهمد. تبلیغات راستی‌ها را می‌خوانی می‌بینی می‌گویند باید به کسی رای بدهید که دغدغه اقتصاد داشته باشد. یعنی کسی از ما مردم بیشتر دغدغه اقتصاد دارد و آن را با پوست و استخوانش لمس می‌کند؟ فکر کنم اصلا بهتر بود نامزدها رای می‌دادند تا ما مردم برویم تو مجلس.

مطالب مرتبط