قتل رزم‌آرا؛ صد سال ترور سیاسی در ایران

حاجعلی رزم آرا حق نشر عکس
Image caption حاجعلی رزم آرا

روز ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ حاجعلی رزم‌آرا نخست وزیر وقت در مسجد شاه تهران به ضرب گلوله یکی از اعضای فدائیان اسلام از پای درآمد.

این واقعه سرآغاز ملی شدن صنعت نفت و تشکیل دولت مصدق و سرانجام کودتای بیست و هشت مرداد ۱۳۳۲ بود.

اما ترور رزم‌آرا نه نخستین و نه آخرین ترور سیاسی در ایران بود.

ترور سیاسی چیست؟

بنا به تعریف داریوش آشوری در «دانشنامه سیاسی»، ترور واژه‌ای فرانسوی است به معنای هراس و هراس‌افکنی است.

ترور «در سیاست به کارهای خشونت آمیز و غیر قانونی حکومت‌ها برای سرکوبی مخالفان خود و ترساندن آنها» گفته می‌شود.

همچنین «کردار گروه‌های مبارزی که برای رسیدن به هدف‌های سیاسی خود، دست به کارهای خشونت آمیز و هراس انگیز می‌زنند، ترور نامیده می‌شود... ترور به معنای کشتار سیاسی نیز به کار می‌رود.»

بنا به این تعریف، با نگاهی اجمالی در تاریخ معاصر ایران شاهد ترورهای سیاسی بیشمار هستیم که برخی از آنها مسیر تاریخ ایرانیان را دگرگون کرد.

از آنجا که بررسی همه موارد این ترورها در یادداشتی کوتاه نمی‌گنجد از زمان ورود رضاخان در صحنه سیاسی تا تأسیس جمهوری اسلامی، سه دوره را در نظر می‌گیریم و به ترورهای مشهور اشاره می‌کنیم.

دوره پهلوی اول

حق نشر عکس
Image caption حسن مدرس

شکل گیری سلطنت پهلوی سال ۱۳۰۴ بود. اما برخی ترورها قبل از به سلطنت رسیدن رضا شاه و در دوره سرداری و نخست‌وزیری او رخ داد که به روند قدرت گرفتن او ربط داده شده است.

به عنوان نمونه میرزاده عشقی شاعر و روزنامه‌نگار آزادیخواه یکی از مخالفان صریح‌الهجه رضاخان بود. او در صبح ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در خانه خود به ضرب گلوله چند ناشناس کشته شد. در این زمان رضاخان سمت نخست‌وزیری را به عهده داشت.

عبدالحسین تیمورتاش از همراهان اولیه رضاخان بود که در کودتای سوم اسفند و در تأسیس پهلوی اول نقش داشت. او بعدها وزیر دربار رضاشاه شد. اما پس از چندی گفته می‌شود رضاشاه از قدرت گیری او هراسناک شد و آینده ولیعهد خود را در سایه حضور تیمورتاش شکننده دید. اتهاماتی علیه تیمورتاش مطرح و او از همه مناصب خود برکنار شد و به زندان افتاد. گفته می‌شود او مهر ۱۳۱۲ در زندان به قتل رسید.

شیخ خزعل یکی از حاکمان قدرتمند محلی و حاکم خوزستان بود و دولت بریتانیا از او حمایت می کرد. گفته می‌شود که او در خرداد ۱۳۱۵ در منزل خود به قتل رسید.

فیروز میرزا نصرت‌الدوله فرزند عبدالحسین فرمانفرما و نوه مظفرالدین شاه بود. با اینکه مدتی در حکومت پهلوی به همکاری مشغول بود اما بنا به گزارشات مغضوب شاه قرار گرفت و به سمنان تبعید شد. گفته می‌شود که در سال ۱۳۱۶ آنجا به او سم خوراندند و خفه‌اش کردند.

حسن مدرس از مخالفان سرسخت رضاشاه بود و جزو معدود سیاستمدارنی بود که با واگذاری سلطنت به او مخالفت کرد. او یک‌بار در سال ۱۳۰۵ مورد سوءقصد قرار گرفت، اما جان به در برد. مدرس از سال ۱۳۰۷ تبعید شد و در ۲۰ آذر ۱۳۱۶ در کاشمر به قتل رسید.

عبدالحسین دیبا، رئیس محاسبات دربار و از نزدیکان تیمورتاش بود. بعد از مغضوب شدن تیمورتاش، دیبا نیز به جرم ارتشاء به زندان در ملایر محکوم شد. به باور برخی او در زندان به قتل رسید.

محمد فرخی یزدی، شاعر و روزنامه‌نگار آزادیخواهی بود که در دوره هفتم مجلس شورای ملی به عنوان نماینده یزد انتخاب شد. به خاطر انتقادهای صریحش از حکومت وقت بعد از پایان دوره هفتم از ایران گریخت. بعد از مدتی به ایران بازگشت و با گشودن پرونده‌ای مالی به زندان افتاد. گفته می‌شود در مهر ۱۳۱۸ در زندان قصر به قتل رسید.

تقی ارانی یکی از اعضای ۵۳ نفر بود که عقاید مارکسیستی داشتند. او در بهمن ۱۳۱۸ در زندان قصر در حالی که محکومیت خود را طی می‌کرد به قتل رسید.

دوره پهلوی دوم

حق نشر عکس
Image caption محمدرضا شاه پهلوی

با برکناری رضا شاه و جایگزین شدن فرزندش، آزادی نسبی سیاسی همزمان با اشغال نیروهای متفقین در ایران حکمفرما شد. در این دوره ترورهای سیاسی رخ داد که برخی از آنها همچنان پرونده نا روشنی دارند.

احمد کسروی، مورخ و از فعالان مشروطیت به خاطر انتقاداتش از مذهب تشیع، از طرف نواب صفوی و گروه فدائیان اسلام مرتد شناخته شد. او یک‌بار در ۲۹ فروردین ۱۳۲۴ مورد حمله قرار گرفت و جان سالم به در برد، اما در ۲۰ اسفند ۱۳۲۹ در حالی که برای محاکمه در دادگاه حاضر شده بود مورد هدف گلوله‌های اعضای فدائیان قرار گرفت و این بار دفتر زندگیش بسته شد.

محمد مسعود، نویسنده و روزنامه‌نگار و مدیر روزنامه مرد امروز بود و از منتقدان جدی دولت احمد قوام به شمار می‌رفت. در بهمن ۱۳۲۶ وقتی در حال ترک چاپخانه بود با چند گلوله زندگیش به انتها رسید. بعدها گفته شد که برخی اعضای حزب توده مانند خسرو روزبه در قتل او دست داشتند.

محمد رضا پهلوی در بهمن ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران ترور شد که نافرجام بود. بر سر اینکه ترور کار چه گروهی بود اختلاف نظر وجود دارد. برخی آن را به حزب توده منتسب می‌کنند. به باور برخی این ترور باعث شد که شاه جوان موقعیت خود را در سپهر سیاسی ایران محکم کند.

گفته می شود که در بهمن ۱۳۴۰ قرار بوده شاه وقت در مسیر حرکت به سمت مجلس با بمبی که در ماشینی کار گذاشته شده بود، ترور شود اما بمب مورد نظر عمل نکرد.

شاه همچنین در ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ در کاخ سلطنتی مورد سوءقصد قرار گرفت که از این سوءقصد هم جان سالم به در برد.

عبدالحسین هژیر مدتی به عنوان نخست‌وزیر و نماینده مجلس شورای ملی مشغول کار بود، اما در آخرین سمت خود به عنوان وزیر دربار در آبان ۱۳۲۸ در مسجد سپهسالار با گلوله یکی از اعضای فدائیان از پا درآمد.

حاجعلی رزم‌آرا در زمانی که مقام نخست وزیری را بر عهده داشت در اسفند ۱۳۲۹ در مسجد شاه تهران به دست اعضای فدائیان اسلام جان خود را از دست داد. مخالفان او دربار و نمایندگان حامی شاه و طیف گسترده موافقان ملی شدن صنعت نفت بودند.

حق نشر عکس
Image caption حسنعلی منصور

محمود افشار طوس به عنوان رئیس کل شهربانی دولت مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۲ مفقود شد و چندی بعد جنازه‌اش در تپه‌های لشکرک پیدا شد. گفته می‌شود این قتل مقدمه کودتای ۲۸ مرداد بود.

علیرضا پهلوی برادر محمدرضا پهلوی، مرگ مشکوکی داشت و برخی معتقدند که مرگ او به خاطر سانحه هوایی ۶ آبان ۱۳۳۳ عامدانه بوده است زیرا او رقیبی برای محمدرضا پنداشته می‌شد و به گفته برخی، علیرضا طرح ترور شاه وقت را در سر داشت.

حسین فاطمی از همکاران حلقه نزدیک مصدق و وزیر خارجه او، پیش از اعدام دو بار مورد سوءقصد واقع شد. بار اول ۲۵ بهمن ۱۳۳۰ بر سر مزار محمد مسعود هنگام سخنرانی هدف یکی از اعضای فدائیان اسلام قرار گرفت اما جان سالم به در برد. بار دوم بعد از کودتای ۲۸ مرداد بعد از چند ماه که در مخفیگاه خود شناسایی و بازداشت شد، هنگام اعزام به دادگاه به دست یاران شعبان جعفری معروف به "شعبان بی‌مخ" با چاقو مورد حمله قرار گرفت، این بار هم زنده ماند تا در ۱۹ آبان ۱۳۳۳ با تنی تب‌آلود به جوخه اعدام سپرده شود.

حسنعلی منصور در مقام نخست وزیر مقابل مجلس شورای ملی به دست یکی از اعضای موتلفه اسلامی که به لحاظ فکری برآمده از گروه فدائیان اسلام بودند، در بهمن ۱۳۴۳ کشته شد.

تیمور بختیاری از فرماندهان دست اندرکار کودتای ۲۸ مرداد و اولین رئیس ساواک بود. بعدها در دهه چهل شاه به اقدامات پنهانی او سوءظن پیدا کرد و او را از سمت‌های خود بر کنار کرد. بختیاری از ایران رفت و به عنوان مخالف شاه اقداماتی کرد، سپس به عراق رفت و گفته می‌شود در آنجا مأموران ساواک او را در مرداد ۱۳۴۹ به قتل رساندند.

مجید شریف واقفی یکی از اعضای اصلی سازمان مجاهدین خلق بود. در سال ۱۳۵۴ این سازمان دچار تغییر ایدئولوژی از اسلامی به مارکسیستی شد. شریف واقفی که دلبسته همان ایدئولوژی اسلامی بود از در مخالفت با رهبران سازمانش درآمد. نهایتاً سازمان مجاهدین او را در اردیبهشت ۱۳۵۴ به قتل رساند.

بیژن جزنی و تعدادی از زندانیان سیاسی چپ در حال طی کردن محکومیت خود در زندان بودند که در ۳۰ بهمن ۱۳۵۴، حکومت وقت اعلام کرد که هنگام فرار مورد هدف گلوله قرار گرفتند. بعدها گفته شد که آنها بدون حکم رسمی دادگاه عملا تیرباران شدند.

دوره جمهوری اسلامی

حق نشر عکس
Image caption مرتضی مطهری

موج اول ترورها بعد از انقلاب ۵۷ به دست گروه فرقان انجام شد. این گروه از اولین مخالفان جمهوری اسلامی بود و ترورهای خود را از اردیبهشت ۵۸ آغاز کردند.

از مشهورترین ترورهای این گروه می‌توان به این موارد اشاره کرد: محمد ولی قره‌نی (۳ اردیبهشت ۵۸)؛ مرتضی مطهری (۱۱ اردیبهشت ۵۸)؛ ترور ناموفق علی اکبر هاشمی رفسنجانی (۴ خرداد ۵۸)؛ محمد مفتح (۲۸ آذر ۵۸).

موج دوم ترورها زمانی شروع شد که حزب جمهوری اسلامی توانست دست رقیبان سیاسی خود را از قدرت کوتاه کند. با عزل ابوالحسن بنی‌صدر از ریاست جمهوری، گروه‌هایی وارد فاز مبارزه مسلحانه شدند و تعدادی از مقامات جمهوری اسلامی را ترور کردند.

از مهمترین موارد می‌توان به بمب‌گذاری در مقر حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست‌وزیر اشاره کرد که به کشته شدن چهره هایی چون محمد بهشتی (رئیس وقت دیوان عالی کشور)، محمدعلی رجایی (رئیس جمهور وقت) و محمدجواد باهنر (نخست وزیر وقت) انجامید.

ترور ناموفق علی خامنه ای از طریق انفجار یک بمب هم در روز ششم تیرماه ۱۳۶۰ اتفاق افتاد که به جراحت و معلولیت دائمی دست راست او منجر شد.

پس از جنگ به نظر می‌رسید ترورهای سیاسی پایان گرفته باشد. هر چند برخی معتقدند که ترور روشنفکران و رقیبان سیاسی حکومت به طور خاموش طی جنگ و بعد از آن ادامه داشته به بارو آنها قتل مشکوک کاظم سامی رهبر جنبش انقلابی مردم ایران (جاما) یکی از این موارد بود.

برخی نیز معقتدند کشتار جمعی چند هزار زندانی سیاسی در طی چند ماه در سال ۱۳۶۷ به حکم شرعی بنیانگذار جمهوری اسلامی که دوران محکومیت خود را طی می‌کردند، نوعی ترور سیاسی محسوب می‌شود.

طی دهه هفتاد قتل روشنفکرانی صورت گرفت که از میان آنها می‌توان به احمد میرعلائی، احمد تفضلی، غفار حسینی، حمید حاجی‌زاده و پسر نه ساله‌اش، ابراهیم زالزاده، مهدی دیباج و غیره اشاره کرد. تا به امروز کسی مسئولیت این قتل‌ها را نپذیرفته است.

همچنین طی دهه هفتاد قتل‌هایی سیاسی در خارج ایران اتفاق افتاد که حکومت ایران به برنامه ریزی و دست داشتن در آنها متهم است، مواردی چون: قتل شاپور بختیار مرداد ۷۰، عبدالرحمن برومند ۷۰، کشتن دبیر کل و نمایندگان حزب دموکرات کردستان صادق شرفکندی، همایون اردلان، فتّاح عبدلی ۷۱ و قتل فریدون فرخزاد ۷۱.

شهریور ۱۳۷۶ اسدالله لاجوردی که زمانی رئیس زندان اوین دادستان انقلاب تهران بود و در بسیاری از اعدام‌های دهه شصت نقش محوری داشت، در دوره بازنشستگی در بازار تهران ترور شد.

با برآمدن دولت اصلاح‌طلب، در سال ۷۷ چند فقره قتل روشنفکران و فعالان سیاسی صورت گرفت که به قتل‌های زنجیره‌ای معروف شد. مجید شریف، پیروز دوانی، پروانه و داریوش فروهر، محمدجعفر پوینده، محمد مختاری طی چند هفته به قتل رسیدند. در نهایت دولت اصلاح‌طلب محمد خاتمی اعلام کرد چهار فقره از قتل‌های زنجیره‌ای، کار گروهی "خودسر" از اعضای وزارت اطلاعات بوده است.

سعید امامی (اسلامی)، از مقامات عالی رتبه وزارت اطلاعات به اتهام دست داشتن در قتل روشنفکران دستگیر شد. اما بعدا مقامات رسمی قضایی اعلام کردند که او در زندان خودکشی کرده است. مخالفان این نظر معتقدند که او کشته شد.

۲۱ فروردین ۱۳۷۸ علی صیاد شیرازی فرمانده پیشین نیرویی زمینی جمهوری اسلامی در مقابل خانه خود ترور شد.

۲۲ اسفند ۱۳۷۸ سعید حجاریان نایب رئیس وقت شورای شهر در جلوی ساختمان شهرداری به ضرب گلوله ترور شد اما جان سالم به در برد. او یک‌بار هم در دهه شصت ظاهرا از سوی اعضای سازمان مجاهدین خلق مورد سوءقصدی نافرجام قرار گرفته بود.

طی سال‌های ۸۹-۸۸ نیز تعدادی از کارشناسان هسته‌ای ایران ترور شدند.