روزنامه های تهران؛ جنگ چهارشنبه سوری امشب است

روزنامه های امروز صبح تهران، سه شنبه ۲۵ اسفند در شب چهارشنبه سوری در گزارش های خود از عید و چهارشنبه سوری نوشته و ضمن یادآوری از خدمات نیکوکاران و حمایت از کودکان یتیم، از صدمات بازی های خطرناک در این شب خبر داده اند.

ادامه گفتگوی رسانه های دو جناح سیاسی درباره نتایج انتخابات و انتقاد شدید اصولگرایان و تندروها از وضعیت اقتصادی کشور و تصمیم های دولت روحانی بخشی دیگر از مطالب این روزنامه ها را به خود اختصاص داده است.

حق نشر عکس Iran
Image caption تیتر و عکس علی محمدی، ایران

جنگ شده است

پویان خوشحال در گزارشی در ابتکار نوشته: از حدود یک ماه قبل سروصداهایش شروع شده است. گویا عادت کرده‌ایم در این روز مبارک نفر نفر آدم روانه قبرستان کنیم. در حال راه رفتن و یا گوشه‌ای از پارک نشسته‌اید، جسم کوچکی قل می خورد و بُم... . این فقط قسمت کوچکی از این روز است، به خیابان‌ها بیایید و آتش گرفتن سیم ظرف‌شویی را ببینید که بی‌اختیار در آسمان می‌چرخد و یا لاستیک خودرو ای را می‌بینید که به آتش کشیده‌اند و دودش در چشم آسمان می‌رود. گویا جنگ شده است! این جنگ کشتار نیز به همراه دارد.

به گزارش این روزنامه نگار: بیمارستان‌ها پر می‌شود. شاید بگویید داستان به چند قطع عضو و یا تخلیه چشم پایان می‌یابد اما این شروع ماجرا است، بیماران سوختگی پس از ترخیص از بیمارستان روزهای سختی پیش رو دارند. دیگر زندگی شکل سابق نخواهد بود. به راستی چرا ما بلد نیستیم درست شادی کنیم؟

حمیدحاجی‌پور در گزارشی در روزنامه ایران نوشته: چند ساعت بیشتر نمانده به آغاز یک جنگ تمام عیار. جنگی که جبهه مقابل ندارد و اصلاً معلوم نیست چه کسی با چه کسی می‌جنگد. خبری از سنگر و خاکریز و توپ و تانک هم نیست ولی انفجارها دست کمی از آثار ویرانگر ادوات جنگی ندارد. صدای انفجار شدید و دود غلیظ سفیدرنگی فضای کوچه‌ها و خیابان‌ها را پر می‌کند، آتش زبانه می‌کشد و بارانی از ترقه‌ از هر سو می‌بارد. بارانی که جرأت نمی‌کنی با چتر فولادی هم زیر آن قدم بزنی.

ای کاش فقط پای ترقه خارجی در میان بود. نارنجک‌های دست ساز گوی رقابت را از رقیبان چینی ربوده‌اند و گذشته از صدای مهیب و موج شدید صوتی‌شان، در چشم به هم زدنی محیط اطراف خود را به یک منطقه جنگزده و دودگرفته، تبدیل می‌کنند. چه شیشه‌هایی که پودر می‌شوند و فرو می‌ریزند، چه زنان بارداری که راهی بیمارستان می‌شوند و چه پیرزنان و پیرمردانی که تا چند قدمی سکته پیش می‌روند.

پرونده حوادث مربوط به چهارشنبه سوری سال ۹۳ با مرگ ۶ تن و مجروحیت ۵۲۰ زن و مرد بسته شد. در جریان حوادث شب چهارشنبه سوری سال گذشته ۲۲ جوان قطع عضو، ۲ نوجوان نابینا و ۶۰ نفر دچار سوختگی شدند. در این جنگ خیابانی تنها ۱۳۹ تهرانی به علت وارد شدن آسیب جدی به چشمان‌شان به بیمارستان فارابی منتقل شدند.

گزارشگر ابتکار شرح داده که: ساعت هشت شب آخرین چهارشنبه سال ۹۲ پرتاب نارنجک دستی به سوی مأمور پلیسی که در حال گشتزنی در یکی از خیابان‌های مجاور بزرگراه نواب بود، منجر به بیهوشی ۵۰ روزه و در نهایت مرگ وی شد. این مأمور که هنوز یکسالی از ازدواجش نمی‌گذشت به خاطر شدت جراحاتی که به وی وارد شده‌بود تسلیم مرگ شد و پرتاب‌کننده نارنجک که جوانی ۱۹ ساله بود پس از دستگیری در بازجویی‌ها به جرم خود اعتراف کرد و پرداخت دیه و سه سال زندانی خود را پذیرفت که اینک نیز در حبس به‌سر می‌برد.

کودکانی شاد با تخم مرغ های رنگین

شهروند در گزارش اصلی خود نوشته: صدایشان را می‌شد از آن طرف پارک شنید، هیاهویی به راه انداخته بودند در پارک هنرمندان؛ جایی در دل شهر. آنها، همان ١٢٠ کودک، از سوی نهادهای خیریه آمده بودند تا تخم‌مرغ‌های سفید را رنگ کنند. تخم‌مرغ‌هایی هم‌قد خودشان. سبز، قرمز، آبی و بنفش که به قلم‌موهایشان رنگ داد، نقش و نگارهایی شد و روی همان تخم‌مرغ‌ها نشست؛ شهری پر از خانه، پرچمی به رنگ ایران، خورشیدی تابان، دعای نستعلیق‌ سال تحویل و حروف و نقش‌هایی با مفهوم عشق.

به گزارش این روزنامه: آنها، این ١٢٠ کودک تحت پوشش نهادهای خیریه، نه فقط تخم‌مرغ‌ها را که صورت‌ها و دست‌هایشان را هم نقاشی کردند، با خنده، با هیجان. حوضچه وسط پارک، جایی برای تمیز کردن قلم موهایشان بود. مدام در رفت‌وآمد بودند تا تخم‌مرغ‌ها را نقاشی کنند. دست‌های بنفش و قرمز و آبی‌شان را به صورت هم کشیدند، با هم خندیدند و تا ظهر کار را تمام کردند. آب حوض دیگر به رنگ کاشی‌ها آبی نبود، سبز و قرمز و بنفش شده بود، همرنگ تخم‌مرغ‌های بزرگی که دور تا دور حوض، ردیف شده بود. این بخشی از جشنواره «بهارستان» هنرهای محیطی بود.

هر ایرانی یک جوب

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: شما ایرانی‌ها را نمی‌دانم ولی ما ایرانی‌ها یکهو نظرمان عوض می‌شود. مثلا سال‌ها بوته جمع می‌کردیم که چهارشنبه‌سوری آتش روشن کنیم و از روش بپریم، الان نظرمان عوض شده و کمپین راه انداختند که جای پریدن از روی آتش از روی جوب بپریم که به محیط‌زیست آسیب نرسد.

این طنزنویس معتقد است این کار غلط هم نیست؛ قبلا چوب زیاد بوده در ایران، الان جنگل‌ها را از بین برده و جای چوب جوب گذاشته‌اند. در واقع شعار امسال شهرداری «هر ایرانی یک درخت یا چوب» باید بشود هر ایرانی یک جوب.

حق نشر عکس Sharq
Image caption کارتون محمدرضا ثقفی، شرق

یك گام پیش به سمت مدنیت

احمد پورنجاتی در ستون هفتگی خود در اعتماد نوشته: در سال‌های اخیر و با توجه به تحولات بسیار متفاوت و معنادار هم در عرصه سیاست داخلی و هم در وضعیتی كه زندگی مردم ایران را با مناسبات جهانی پیوند داده، حركت به سمت جامعه مدنی شتابی ملموس‌تر و برخوردار از نشانه‌هایی آشكارتر داشته است. یكی از مهم‌ترین‌ها مشخصات شکل گیری جامعه مدنی برخورداری از آگاهی و درك مشترك از موقعیت جامعه، كشور، منافع و مصالح عمومی جامعه است.

به نظر رییس کمیسیون فرهنگ مجلس ششم: در جامعه‌ای كه هر قشر یا لایه‌ای از جامعه آگاهی و درك متفاوتی از بقیه دارد، حتی درباره مسائل مشترك هم نمی‌تواند به گام مهم‌تری كه پس از این درك لازم است، یعنی رفتار مشترك برسد. اما در این سال‌ها هم درك مشترک از موقعیت عمومی جامعه و وضعیت كشور بیشتر از گذشته شده و هم آگاهی از حقوق و تكالیف عمومی برای تحقق منافع مشترك. از طرف دیگر این درك مشترك، دیگر تنها فقط مربوط به موضوعات عمومی و كلی نیست و حتی درباره سوژه‌ها و موضوعات مشخص گوناگون دیگر هم، درك مشترك در جامعه ایران قابل سنجش، كمی و كیفی شده است.

مقاله اعتماد به این جا رسیده که: مشخصا با نگاه به كارنامه دو سال اخیر و به خصوص سال ٩٤ و تمركز روی دو موضوع مهم انتخابات و قبل از آن برجام، می‌توانیم این ارزیابی را داشته باشیم و بگوییم: شاید اگر نه برای نخستین بار اما دو نمونه قابل تحول و مهم و ارزشمند درباره جامعه مدنی ایران در این سال‌ وجود دارد كه نشان دهنده حركت جامعه ایران به سمت شكل‌گیری جامعه مدنی است.

اما محمد جواد اخوان در سرمقاله جوان از حقایقی گفته که در انتخابات اخیر مجلس و خبرگان آشکار شد و در میان آن ها به «جابه‌جایی در قدرت با امنیت و آرامش» اشاره کرده و نوشته: یکی از تلاش‌های دشمن همواره مبتنی ‌بر بی‌ثبات‌سازی ایران اسلامی بوده اما متانتی که اصولگرایان در این انتخابات در برابر نتایج تهران و انتخابات ۹۲در برابر ۵۷ ‌دهم درصدی نامزد پیروز از خود نشان دادند، نشان داد که راه و روش صحیح و عقلانی کنشگران سیاسی در برابر اقبال عمومی چیست و باید به فتنه‌گران و تجدیدنظرطلبان این مسئله را یادآور شد.

نویسنده روزنامه سپاه پاسداران اظهار عقیده کرده که در انتخابات اخیر اصولگرایان بر خواست های حقیقی مردم که عمدتا اقتصادی است تاکید کردند هرچند به دلایلی در برخی از حوزه‌های انتخابیه، دوقطبی‌های کاذب سیاسی مانع شد تا این مطالبه‌گری به موج‌آفرینی اجتماعی منتهی شود، اما هیچ‌کس نمی‌تواند انکار کند که جبهه مؤمن انقلابی مطالبات واقعی مردم را فراموش نکرد و به همین دلیل در اکثریت کرسی‌های مجلس موفقیت به دست آورد.

به نظر روزنامه جوان: در مقابل جریان رقیب کاملاً سیاسی عمل نمود و اساس کنش خود را بر دوقطبی‌سازی سیاسی و فرهنگی بنا نمود. هرچند این نوع کنش، طیفی در مناطق برخوردارتر و قشر مرفه جامعه را وارد مشارکت می‌کند، اما مطلوب اکثریت جامعه و قشر متوسط به پایین نیست.

بودجه قسطی دولت

اعتماد در گزارش اصلی خود خبر از گفتگوی مجلس و دولت در آخرین روزهای مجلس نهم داده و نوشته: سومین لایحه بودجه دولت روحانی، دو دوازدهمی شد؛ لایحه‌ای كه این‌بار هم بوی نفت می‌دهد و هم بوی انرژی هسته‌ای. قیمت اولی و طول كشیدن مذاكرات ایران و ١+٥ بر سر دومی، ماجرای بودجه ٩٥ را در دوراهی پاستور – بهارستان كشدار كرده است. كاهش ارزش نفت دولت را زیر فشار مالی برد و طول كشیدن اجرای برجام، تاخیر در كار پاستورنشینان انداخت؛ بودجه‌ای كه باید ١٦ آذر تقدیم مجلس شود، یك ماه و نیم دیرتر آمد تا حالا كار به لایحه چند دوازدهم و دادن تنخواه به دولت بكشد.

به نوشته این گزارش: هنوز هم در مجلس نمایندگان می‌گویند دولت بودجه را به «برجام» گره زده بود تا كار به اینجا بكشد. دولت اما حرفش این است كه چاره دیگری جز این نداشته. بودن و نبودن برجام برای دولتی‌ها یعنی دو راه متفاوت در بودجه سال بعد؛ دو راهی كه نمی‌دانستند قبل از قطعی شدن اجرای برجام باید كدام یك از آنها را در پیش می‌گرفتند. البته از آن طرف هم دولت در مقابل نمایندگان بی‌توقع نبود.

اعتماد نوشته اصرار دولتی‌ها به گرفتن مهلت از مجلس اما در تمام این دو ماه با انكار مجلسی‌ها مواجه شد تا نهایتا در هفته آخر اسفند، پاستورنشینان لایحه چند دوازدهم بودجه را به مجلس تقدیم كنند؛ لایحه‌ای كه دیروز صحن علنی دو فوریت و كلیات آن را تصویب كرد و كمیسیون برنامه و بودجه جزییات آن را. حالا اگر مشكلی پیش نیاید امروز هم طبق قرار قبلی باید صحن علنی رای خود را به جزییات این لایحه تقدیم كند. آن هم در شرایطی كه دست نمایندگان تنها برای یك تغییر در این لایحه باز است و آن اینكه بودجه ابتدای سال آینده دو دوازدهم باشد یا سه دوازدهم.

کیهان در ادامه مخالفت های خود با برنامه های اقتصادی دولت روحانی در یادداشت روز خود نوشته:ممکن است برخی ادعا کنند که در‌آمدهای دولت کم شده و توان سرمایه‌گذاری جدید و یا تزریق نقدینگی به صنایع و کارگاه‌ها را ندارد. در پاسخ باید گفت اولا دولتمردان مدعی بودند که تنها ۲۵ درصد بودجه و اقتصاد در دولت یازدهم به نفت وابسته است و مابقی آن غیرنفتی و بر همین اساس ادعا می‌کردند که کاهش قیمت نفت هیچ تاثیری بر اوضاع اقتصادی ندارد! اکنون یا باید رسما حرف گذشته را پس بگیرند و یا حرف اخیر مبنی بر سخت بودن سال ۹۴ را!

به نوشته حسین شمسیان در این مقاله: در آغاز دولت یازدهم، کل نقدینگی کشور حدود ۴۵۰ هزار میلیارد تومان بود که این رقم تنها در عرض سی ماه به رقم وحشتناک ۱۱۰۰ میلیارد تومان رسیده است. دولت یازدهم باید توضیح بدهد که منشا این خلق پول کجاست و در کجا هزینه می‌شود. آیا چنین پولی وجود ندارد؟

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون مهدی عزیزی، بی قانون

کیهان افزوده: آمارهای رسمی از صحت این خبر حکایت دارد. اما می‌بینیم که دولتمردان رسما از فقدان پول و جیب خالی سخن می‌گویند. پس این تناقض را چگونه می‌توان حل کرد. آیا جز این است که سیاست‌های کارگزارانی، ارکان دولت یازدهم را سیطره کرده و به فربه کردن بانک‌ها و بنگاه‌های وابسته و نابودی تولید منجر شده است.

مسئولیت اجتماعی مجلس دهم

روزبه کردونی در مقاله ای در شرق نوشت کشور ما در برخی حوزه‌ها و شاخص‌های اجتماعی وضعیت مطلوبی ندارد. ابعاد مختلف پدیده شوم اعتیاد (کاهش سن، تغییر الگوی مصرف، اعتیاد کودکان، افزایش مرگ‌ومیر زنان بر اثر سوءمصرف مواد مخدر)، تغییر الگوی مبتلایان به ایدز، چالش‌های کودکان کار و خیابان، آمار بالای کودکان بازمانده از تحصیل، روند صعودی طلاق، آسیب‌های نوپدید ناشی از فضای مجازی، تعداد چندصد‌هزار نزاع منجر به معاینه در سال، تعداد چند‌میلیونی پرونده‌های قضائی، آسیب‌های اجتماعی مرتبط با سالمندان، مشکلات زنان سرپرست خانوار، روند صعودی خودکشی در کشور همه مواردی هستند که نشان از ضرورت اهتمام ویژه، مدبرانه و غیرشعاری سیاست‌گذاران و مسئولان به معضلات اجتماعی دارد.

نویسنده کارشناس تامین اجتماعی با اشاره به آغاز مجلس دهم نوشته: این انتظار به‌حق وجود دارد که اهالی بهارستان، یک مجلس «سیاستی»، «اجتماعی» و پیشگام در تدوین سیاست‌ها، نظارت بر برنامه و ارزیابی پروژه‌های مختلف مرتبط با آسیب‌های اجتماعی شکل دهند. توجه به این نکته ضروری است که آسیب‌های اجتماعی، جناح سیاسی، قومیت، جنسیت و سن‌وسال نمی‌شناسد و جز با یک ائتلاف فراگیر بین نخبگان و سیاست‌گذاران و مشارکت فعالانه شهروندان، امکان مواجه با آن وجود ندارد.

مقاله روزنامه شرق به این جا رسیده که ابراز امیدواری کرده نمایندگان مجلس دهم یک مسئولیت مهم اجتماعی خود را گفتمان‌سازی، حساسیت‌زایی و تدوین سیاست برای کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی تعریف کنند.

علاقه خودسران به چهارشنبه سوری

شهرام شهید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی در ستون طنز شهروند کسانی را مامور کرده که ببینند کدام بخش از فرهنگ غنی نوروزی بیشتر باب میل سیاست‌مداران و فعالان حوزه‌های سیاسی- اجتماعی است و آنها را تحت‌تأثیر قرار داده.

- از آن‌جا که برخی عوامل خودسر و خودجوش تخصص و البته علاقه‌شان در گره‌زدن کلیه مسائل است در بین سنت‌های نوروزی هم به سبزه گره‌زدن علاقه بسیاری دارند. آنها معمولا سبزه‌ها را در نقاط کم‌رفت‌وآمدی گره می‌زنند که پای هیچ‌کس به آن گیر نکند و گره‌ای از هم باز نشود! ولی گاهی هم برای گره‌زدن سبزه از دیواری بالا می‌روند که بعدا معلوم می‌شود دیوار مناسبی نبوده و کلی در دنیا سروصدا می‌کند. البته سبزه‌ای که آنها سر دیوار گره می‌زنند هم دیگر به همین راحتی باز نمی‌شود و از این جهت این دوستان به هدفشان می‌رسند.

- قاشق‌زنی هم یکی دیگر از سنت‌های چهارشنبه‌سوری است. ازجمله کسانی که به این سنت علاقه زیادی دارند، نمایندگان سازمان ملل در امور یمن و سوریه هستند که کاسه چه کنم گرفته‌اند دستشان و هی در این و آن را می‌زنند بلکه کسی راهکاری بگذارد تو کاسه‌شان.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون علی میرایی، قانون

- یکی دیگر از رسوم چهارشنبه‌سوری پریدن از روی آتش است. جواد ظریف در این چندین ماهی که وزیر امورخارجه ایران شده، به مناسبت‌های مختلف از روی بته‌ها و آتش‌هایی که برایش روشن کرده بودند، پریده و حالا در امر از روی آتش پریدن متخصص شده. او موقع پریدن از روی آتش می‌خواند زردی من از تو، سرخی تو به شرطی که شائبه‌ای در آن نباشد و منکراتی نباشد و یکهو زیر پای مرا خالی نکند از من.

مطالب مرتبط