روزنامه های تهران؛ ظریف در کانبرا

روزنامه های امروز صبح تهران، چهارشنبه ۲۶ اسفند در صفحات اول خود از چهارشنبه سوری نوشته و با اشاره به آغاز سفرهای نوروزی به مسافران توصیه هایی کرده اند تا از تصادف ها و مشکلات کم کنند.

ادامه مجادلات دو جناح درباره انتخابات گذشته، اعتراض اصولگرایان از آخرین گفته های حسن روحانی مبنی بر این که کشور را از ته چاه به درآوردیم، از جمله دیگر مطالب روزنامه های روز قبل از تعطیلات دو هفته ای است.

حق نشر عکس Etemad
Image caption تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

سارا معصومی در گزارش اصلی اعتماد با عنوان "سفر به کشور مهاجران" که ششمین میزبان محمدجواد ظریف در تور آسیایی و اقیانوسیه اوست، نوشته: کانبرا در قریب به چهار دهه گذشته از انقلاب اسلامی، با وجود نزدیکی به سیاست‌های غرب و تبعیت از سیاست‌های انزواگرایانه این بلوک علیه ایران اما همواره همان رابطه دست و پا شکسته با تهران را هم حفظ کرده است. یخ حاکم بر این رابطه سرد ابتدا با برگزاری انتخابات در ایران و روی کار آمدن دولت تدبیر و امید شکسته شد.

به نوشته خبرنگار خارجی روزنامه اعتماد: ایران و استرالیا در زمره کشورهایی هستند که با وجود ظرفیت بالای همکاری، حجم مبادله‌های بازرگانی بالایی را به خود اختصاص نداده‌اند و حتی به ظن کارشناسان این حجم بسیار پایین‌تر از رقم ظرفیت موجود است. رتبه ایران در میان کشورهای صادرکننده به استرالیا در جایگاه ٧٥ و همچنین رتبه ایران در میان کشورهای وارد‌کننده از استرالیا در رده ٥٨ قرار دارد.

در ادامه گزارش اعتماد آمده: دست و پای استرالیا و ایران در چند سال اخیر برای گسترش رابطه بسته بود. تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران، موانع بانکی و بیمه‌ای موجود برای رابطه بازرگانی دو کشور و لزوم همراهی کانبرا برای اعمال تحریم‌ها با بلوک غرب عملا ارتقای رابطه میان دو کشور را غیرممکن کرده بود. اکنون با برداشته شدن آن تحریم‌ها عملا مسیر برای گسترش رابطه باز شده است؛ رابطه‌ای که سفر ظریف به کانبرا و سیدنی میتواند مقدمه‌ای برای گشایش بیشتر آن باشد.

ادعایی که قطعنامه نشد

سعید علیخانی در مقاله ای در روزنامه ایران تشریح کرده که چطور جلسه شورای امنیت سازمان ملل در مورد آزمایش موشکی ایران به نتیجه نرسید و نماینده روسیه درسازمان ملل، در این جلسه مخالفت کرملین را با تحریم ایران اعلام کرد و موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز خبر داد که هیچ‌یک از وزیران امور خارجه کشورهای عضو این اتحادیه خواستار تحریم ایران برای برنامه موشکی‌اش نشده‌اند.

به نوشته این مقاله: اول این که ورود شورای امنیت به موضوع آزمایش موشکی ایران نافذ نیست، چرا که قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت فقط به ایران توصیه کرده که از توسعه موشک‌هایی که توانایی حمل کلاهک‌های سلاح هسته‌ای را دارند خودداری کند. توصیه در واقع ناظر به عبارت "فرا می‌خواند" در قطعنامه ۲۲۳۱ است که در نتیجه تلاش هوشمندانه تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای از عبارت "تصمیم می‌گیرد" که در قطعنامه ۱۹۲۹ آمده بود به چنین عبارت حقوقی غیر الزام‌آوری تبدیل شد.

این کارشناس مسایل بین المللی در عین حال یادآور شده که: در قطعنامه ۱۹۲۹ اشاره شده بود به "موشک‌هایی بود که قادر به حمل سلاح هسته ای" بودند اما در قطعنامه ۲۲۳۱ این عبارت به "موشک‌های طراحی شده برای..." تبدیل شد. یعنی حتی اگر موشکی توانایی حمل کلاهک را داشته باشد اما در کلاس موشک‌هایی که برای این منظور طراحی شده‌اند، نباشد بازهم مشمول تحریم نیست چه برسد به اینکه بدانیم در این صورت هم قطعنامه جدید صرفاً درخواستی غیر الزام آور است.

مشخصه انقلاب

روزنامه های امروز سخنان تازه رهبر جمهوری اسلامی را در صفحات اول خود آورده که با تاکید بر احساس خطر می کنم هشدار داده که نباید از حوزه های علمیه انقلاب زدایی بشود. عبدالله متولیان به همین دلیل در سرمقاله رسالت نوشته: سال های میانی جنگ، یک گفتمان غیر انقلابی در مقابل گفتمان انقلابی توسط لیبرال ها و جریان ملی گرا شکل گرفت که بعد از فتح خرمشهر خواستار قبول آتش بس و مذاکره با طرف یا طرف های مقابل زیر نظر سازمان ملل و قدرتهای بزرگ شد، ولی به دلیل شرایط زمانی و تفوق اندیشه ولایی در جریان نبرد با دشمن عملاً کاری از پیش نبرده و خواسته تفکر غیر انقلابی در نطفه خفه شد. پس از پایان جنگ تحمیلی و با روی کار آمدن دولت سازندگی، این تفکر مجدداً مجال ظهور یافت.

به نوشته این روزنامه که ارکان اصلی جناح راست محسوب می شود: این گفتمان غیر انقلابی توان و جرأت مقاومت در برابر فشارهای دشمن را ندارد، شیطان بزرگ را کدخدای جهان می داند و بر این باور است که چاره ای جز قبول هژمونی آمریکا و غرب و هضم شدن در هاضمه جهانی نداریم. و اصول تفکرش این هاست: قبول هژمونی آمریکایی در صحنه بین الملل بویژه در غرب آسیا، نگاه اقتصادی منبعث از لیبرال سرمایه داری غربی در همه زمینه ها و شیون زندگی مردم و اداره جامعه، ضرورت تعامل با غرب بویژه آمریکا به عنوان صاحبان قدرت در جهان.

رسالت بدون اشاره مستقیم به اصلاح طلبان و هواداران دولت روحانی در ادامه مشخصات دیگر این گروه را چنین برشمرده:

خوش بینی به مذاکره با غرب بویژه شیطان بزرگ ، برای حل مشکلات فی مابین. عدم باور به اصول بنیادین تفکر انقلابی امام خمینی، عدم اعتقاد و باور به دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی، قبول حق برای آمریکا در منطقه غرب آسیا، اصرار بر مذاکره جامع با غرب (آمریکا) در تمامی موضوعات و مسایل ، مبتنی بر نگاه تعاملی با غرب و آمریکا، توافق با غرب بر اساس منافع مشترک مادی حتی به قیمت لطمه دیدن عزت و مصلحت نظام و حذف نیروهای انقلابی از عرصه های مدیریتی کشور به اتهام تندروی و افراطی گری.

این که انتخابات نبود

با گذشت دو هفته از اعلام نتایج انتخابات در حالی که همچنان روحانیون صاحب مقام از مردم و اصلاح طلبان انتقاد می کنند که چرا به کسانی از اصولگرایان به خصوص در مجلس خبرگان رای نداده اند و هم امروز از رییس قوه قضاییه نقل شده که رای ندادن به منصوبان رهبری در خبرگان را تقبیح کرده است.

علی میرفتاح در ستون کرگدن روزنامه اعتماد به همین واکنش ها پرداخته و پرسیده: آیا اگر ما به یکی که شورای نگهبان تاییدش کرده، رای بدهیم و به یک نفر دیگر که او را هم شورای نگهبان تایید کرده، رای ندهیم مرتکب گناه و خطا شده‌ایم؟ همه زیبایی مردمسالاری دینی به همین است که "مردم" به هر کس بخواهند رای میدهند و به هر کس هم نخواهند رای نمیدهند. بعضی از سخنرانان و نویسندگان موجی راه انداخته اند تا رایدهندگان تهرانی و غیرتهرانی را سرزنش کنند و فعالان سیاسی را هم به اتهامات عجیب و غریب متهم کنند.

به نوشته این مقاله: رای دهنده‌ها هیچ کار بدی نکرده‌اند و به هیچ مقدار از خط و ربط‌های قانونی پا بیرون نگذاشته‌اند. سلیقه سیاسی را نمی شود بلکه نباید یکسان کرد. گروهی این، گروهی آن پسندند. اصلا خوبی دموکراسی همین است که در آن همه سلیقه‌ها می توانند قانونی و منطقی اظهار وجود کنند و به قدر وسع جلب رای کنند. اما برخوردی که بعضی خطبا میکنند چنین است که گویی فعالان سیاسی و رای دهنده‌ها از موقعیت انتخابات سوءاستفاده کرده و اتفاقی تلخ و ناگوار را باعث شده‌اند.

در پایان ستون کرگدن آمده: اگر بنا بود در انتخابات رقابت پیش نیاید و هر گروه به نفع خود تبلیغ نکند و مردم هم مطابق سلیقه حاکم عمل کنند، پس اصلا چه نیازی به انتخابات بود؟ فکر می کنید قانونگذار از سوی تفنن و تعارف، در ساختار سیاسی ما جای انتصابات، انتخابات تعبیه کرده است؟ قانونگذار می توانست کار خود و کار حاکمیت را راحت کند و نصف بیشتر انتخابات را از سر راه بردارد و با انتصابات کار خود را راه بیندازد.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول جوان

کشور را از ته چاه درآوردیم

روزنامه جوان در صفحه اول خود در زیر عکس بزرگی از حسن روحانی در دیدار با قهرمانان ورزشی نوشته: "کشور را از ته چاه خارج کردیم." این گفته روز گذشته رییس‌جمهور است. او بار دیگر از تریبون به دست آمده استفاده کرد تا به عملکرد دولت‌های گذشته حمله کند و به تمجید از دستاوردهای خود بپردازد. اگرچه برخی سوءمدیریت‌ها و رفتارهای غیراصولی در سال‌های پایانی دولت دهم، عملکرد و خدمات دولت نهم را به محاق برد اما به نظر میرسد که در دولت جدید هم اتفاقی شاخص که بتواند خلأ‌ها و کمبودهای دولت‌های گذشته را بپوشاند، به وقوع نپیوسته است.

روزنامه سپاه پاسداران در تکرار ادعاهای پیشین رسانه های تندرو نوشته: رییس‌جمهور در رقابت‌های انتخاباتی وعده داد که در عرض کمتر از ۱۰۰ روز بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور را حل خواهد کرد و پس از آن با پیوند دادن معضلات اقتصادی کشور به موضوع مذاکرات هسته‌ای، این قول را داد که با به ثمر نشستن برجام، گشایش اقتصادی در کشور به وقوع خواهد پیوست، اما عملاً نه در طی ۱۰۰ روز، بلکه با به ثمر نشستن برجام و اجرایی شدن آن که به قول دولتمردان سبب بازگشت داراییهای بلوکه شده کشور و برقراری ارتباط بانک‌های کشور با سوییفت شده و با گذشت قریب به سه سال از عمر دولت همچنان اوضاع اقتصادی کشور نابسامان و وضعیت معیشتی مردم تعریف چندانی ندارد.

جوان نوشته: تمامی این وقایع در حالی است که ادبیات رییس‌جمهور طی ماه‌های گذشته به یک ادبیات تکراری برای افکار عمومی تبدیل شده و دیگر کمتر تریبونی است که حسن روحانی در آن حاضر شود و نتوان گفته‌هایش را پیش بینی کرد. حال دیگر برای وی مهم نیست که به چه مناسبتی و در چه جمعی سخن میگوید.

فرصت ‌ها و چالش‌های دولت

محمدصادق جنان‌صفت در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: دولت یازدهم رویکرد نویی به شناسایی گردنه‌های سخت پیش روی ایرانیان داشت و آسیب بزرگ را شناخت و در راه برداشتن سنگ سترگ خوب عمل کرد. دور کردن کابوس تحریم اقتصادی از زندگی و کسب و کار ایرانیان، گام بلند دولت یازدهم بود که با وجود همه کارشکنی‌های منتقدان در سال ۹۴ انجام شد. ژرف‌اندیشان، آینده‌نگران و گروه‌هایی از جامعه که در داوری‌های خود به جای تعصب‌های جاهلانه از نیروی کارشناسی استفاده می‌کنند، ارزش کار دولت را نیک می‌دانستند و می‌دانند.

به نظر این روزنامه نگار: یکی از کاستی‌های دولت مستقر به نظر نخبگان مدارای بیش از اندازه با مراکز و منتقدان رادیکالی است که با رفتارشان، دولت را دچار دردسر کرده‌اند. با توجه به اینکه مردان دولت یازدهم این مراکز و محل‌های تولید دردسر را می‌شناسند، باید آنها را به شهروندان بشناسانند و به ایرانیان بگویند که زاده و رشد آنها چگونه ممکن شده است. باید این گروه مغرض را که با استفاده از رسانه‌های پرشمار خود که از منابع مالی نیرومندی بهره می‌برند و یکسره در کارگاه ناامیدسازی فعالیت می‌کنند، به مردم معرفی کرد تا مردم آنها را بشناسند و کالاهای آنها را هرگز در سبد مصرف خود قرار ندهند.

و کاستی دیگری که به نظر روزنامه ایران دولت با آن درگیر شده است، زیر نظر قرار دادن مراکز و محل‌های تولید رانت و فساد است. دولت یازدهم می‌توانست و می‌تواند با افزایش شرایط رقابت در تولید صنعتی، در تجارت خارجی، در بانکداری، در کشاورزی و حمل و نقل؛ شرکت‌ها و انحصارهای رانت‌جو را در محاصره قرار دهد.

حسن کمی محمود باش

آید‌‌‌‌‌‌ین سیارسریع هم با نقل سخنان تازه حسن روحانی به تفسیر آن ها پرداخته وقتی که گفته: شما وقتی به عنوان کشور ایران به مقابله با آن‌ها می‌روید و پیروز می‌شوید برای ملت خود غرور می‌آفرینید اما وقتی کسی برای این موفقیت کف نمی‌زند شما چه لقبی به او می‌دهید یا وقتی گروه یا جناحی پیدا می‌شود که در برابر این پیروزی، لبخند را در چهره او و کف محکم در دست‌های او نمی‌بینید. گاهی هم کفی زده می‌شود ولی گفته می‌شود ای بابا، این همه تلاش کردیم سه گل زدیم ولی یک گل هم خوردیم.

طنزنویس قانون در جواب رییس جمهور نوشته: روحانی از این که دست ها شله و اون عقبی ها حال نکردن ناراحت است و می گوید: شما به کسی که بعد از پیروزی کف نمی زنه چی میگین؟ نمی دونم. ما معمولا می ریم بهشون می گیم خودتو [...] نکن! دست بزن. اگه باز هم دست نمی زدن فحش می‌ذاشتیم وسط. پشت سرشون هم میگیم طرف یُبسه یا پف کنش تو برقه! یا کاسب تحریمه، یا جنگ طلبه یا... ! خیلی چیزها بهشون میگیم.

و بالاخره رییس جمهور گفته: ما در دولت این بحث را داشتیم که در پرداخت حقوق دی، بهمن و اسفند دچار مشکلیم و نمی‌توانیم حقوق را پرداخت کنیم. من هم که با استقراض بانک مرکزی مخالف بودم و معتقدم باید دنبال راه دیگری باشیم. من سختگیرترین رییس‌جمهور در خصوص قرض گرفتن از بانک مرکزی هستم.

"همینه که مسکن مهر متوقف شده دیگه! آقای رییس جمهور! پول بگیر از بانک مرکزی برای مردم خونه بساز، پخش کن بین مردم خوشحال شون کن. بانک مرکزی طبعش بلنده از اینا نیست که هی زنگ بزنه بگه پول من چی شد. یه کم محمود باش!"

اعتدال طبیعت، اعتدال سیاست

مهران کرمی در مقاله ای در فرهیختگان نوشته: در بهار طبیعت همه‌چیز از دما و بارش در حد اعتدال است و مناسب برای رویش و بالندگی و بهار سیاسی نیز پس از چندین سال افراط و تندروی و در حاشیه بودن نیروهای اعتدالگرا، اکنون جای متن و حاشیه عوض شده و جامعه و حکومت نیز در وضعیت تعادل قرار گرفته‌اند و پیامی که از این اعتدال صادر می‌شود نوید برقراری امنیت برای سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی و زمینه‌سازی برای رویش و بالندگی اقتصادی را می‌دهد.

به نوشته این مقاله: از جهتی می‌توان گفت که ورود جمهوری اسلامی پس از چند دهه انقلاب و جنگ و سازندگی و تثبیت به دوره تحول و پویایی‌اش کار چندان آسانی نیست.طبیعی است که برخی از نیروهای سیاسی که ذهنیتی از زیستن در آرامش و امنیت ندارند و تاکنون حال و هوای آشوب را تجربه کرده‌اند، نتوانند خود را با شرایط تازه وفق دهند.

و خلاصه مقاله فرهیختگان این که: آن‌چه مهم است اینکه کشور نیاز دارد تجربه صلح درون در بعد سیاسی و مدیریتی به آزمون گذاشته شود و همه طرف‌های سیاسی از روند تحولات احساس آرامش و نبود خطرات امنیتی و موجودیتی داشته باشند و این مهم در صورتی به دست می‌آید که اولا همه نیروها و جریانات بخواهند در مسیر تحول قرار گیرند و اعتماد لازم را به یکدیگر بکنند.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون امین منتظری، بی قانون

زندان، زندگی و بهار

مهدی بهلولی در یادداشتی در شهروند نوشته: در زندان هم زندگی جریان دارد؛ زندگی با شادی‌ها و اندوه‌هایش، با خنده‌ها و گریه‌هایش، با تازگی‌ها و کهنه‌هایش- گرچه شادی‌ها و خنده‌ها و تازگی‌هایش با آنچه در بیرون است، فرق دارد. زندگی در زندان هم جریان دارد: دوستی و دشمنی، کار و بیکاری، نواندیشی و کهنه‌‌اندیشی و اینها همه نشان می‌دهند که در دنیای زندانی‌ها هم زندگی هست: شطرنج، کتاب، ورزش باستانی، زیبایی اندام، ورزش صبحگاهی و خیلی چیزهای دیگر مثلا سیگارکشیدن. اندوه و دوری و دلهره و ناامیدی هم هست.

به نوشته این آموزگار: برخی زندانیان امید به آزادی و عفو و گشایشی دارند و برخی هم ناامید ناامیدند و گویا به تنها چیزی که نمی‌اندیشند، آزادی است. برخی‌ها در زندان، فراموش‌شدگانند. نه به کسی تلفنی می‌زنند و نه کسی به ملاقاتشان می‌آید. مدت زندان که زیاد می‌شود، آهسته آهسته زندانی از یاد‌ها می‌رود یا زندانی بودنش عادی می‌شود. مدت زندان که زیاد می‌شود، رفته‌رفته دیگران فکر می‌کنند که طرف از‌‌ همان آغاز در زندان به دنیا آمده و زندگی‌اش با زندان پیوندی ناگسستنی دارد!

و خلاصه مقاله شهروند این که: هر زندانی، یک داستان است، یک سرگذشت است. برخی‌شان چیزهای زیادی می‌دانند. دنیا دیده‌اند، سرد و گرم روزگار چشیده‌اند. کتاب‌خوان، اهل اندیشه و اهل هنرند. اخلاق‌شناس و اخلاق‌مدارند و در کل بسیار دوست‌داشتنی‌اند. برخی پیر و برخی جوان‌اند. برخی بسیار امیدوار و با انرژی و با انگیزه‌اند. بستگی به خودت دارد که چگونه با زندان برخورد کنی. البته اگر شانس بیاوری و پیش چند تا از همین دوست‌داشتنی‌ها و اهل اندیشه بیفتی می‌توانی در هر روز زندان چیزهای زیادی یاد بگیری. نمی‌گویم که زندان از بیرون بهتر می‌شود اما می‌توانی از وقت‌ تلفی‌ها و دل‌تنگی‌ها و اعصاب خُردی‌های زندان بگریزی و چیزهای زیادی یاد بگیری.

کارهای ناتمام دولت هاله نور!

پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: معجزه هزاره سوم یا همان رییس دولت هاله نور خودمان بار دیگر به عرصه بازگشته است. آنهایی که ناراحت هستند "آب رو بریزن همونجا که می‌سوزه" چون ما طنز نویس جماعت همیشه از خوان نعمت کلمات نغز ایشان بهره‌ها برده‌ایم و آرزو داریم تا حالا حالاها همین گوشه موشه‌ها باشند تا بازار هیچ مطرب و طنز نویسی بی‌رونق نشود. اگر ۱۰۰ سال دیگر هم می‌گذشت عمراً ما اجازه می‌یافتیم تا درباره "میم. میم" را لولو برده در روزنامه‌های رسمی این مرز بوم حرف بزنیم اما الان چندین و چند سال است که خیلی راحت و بی‌دغدغه درباره لولو و سرقت ناجوانمردانه‌اش می‌نویسیم و کسی هم عارض مان نمی‌شود.

به نوشته این طنزنویس: آن روزها ایشان امروزها را می‌دیدند که بعد از دو سال مذاکره فشرده و جانکاه با طرف تا بن دندان مسلح غربی و تهدید به سیمان کاری شدن و خاین و جوجه خروس و بی‌غیرت خوانده شدن از سوی دوستان معجزه هزاره سوم، کل یوم سازمان تحریم فروپاشیده شد ورفت پی کارش. یا زمانی بود که جناب شان فرمودند: "تسهیلات بانکی برای اقتصاد مثل رگ در خون هست" آن روز همه به این حرف خندیدند اما گذشت و گذشت تا همین امسال یک خواننده پر طرفدار در ترانه‌ای که خیلی محبوب شده خواند که: "بیا تا رگ هام رو تو خون ات بریزم... عزیزم کجایی؛ دقیقاً کجایی"

در ادامه ستون طنز روزنامه دولت آمده: راست می‌گویند. هنوز تمام نشده است. هنوز تپه‌هایی مانده که در دولت قبل گلکاری نشده باشد. خب درست است که بابک زنجانی جانشان دو میلیارد و خرده‌ای دلار پول مملکت را نیست و نابود کرده و معلوم نیست کجاست. حالا شما گیرداده اید به یک اشتباه لپی که جناب احمدی‌نژاد در عبارت "عباسیان به نام پیامبر حکومت کردند، اما ده پیامبر را کشتند" منظورشان ۱۰ پیامبر بوده یا ۱۰ امام... چه فرقی دارد؟ حالا بگذریم از اینکه عباسیان ۱۰ امام را هم شهید نکرده اند. خلاصه اینکه، ببینید کی می‌گوید، گیر ندهید که چی می‌گوید...

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون کیوان وارثی، قانون

مطالب مرتبط