روزنامه‌های تهران، همچنان دعوای برجام

روزنامه‌های امروز صبح تهران، یکشنبه ۲۲ فروردین در مقالات خود همچنان جدل میان رسانه‌های تندرو با دولت و به ویژه توافق برجام را مطرح کرده، در حالی که رسانه‌های تندرو همچنان به تبلیغات ضد غربی و مخالفت با سیاست گفتگوی دولت روحانی ادامه می‌دهند رسانه های مستقل به دفاع از دولت پرداخته‌اند.

تولیدات موشکی کشور، موضوع مخالفت با جمهوری اسلامی در مبارزات انتخاباتی آمریکا، دعوای دولت و صدا و سیما، و سرانجام ادامه تحسین جامعه از معلمی که جان خود را برای حفظ جان شاگردان خود گذاشت، از جمله مهم ترین موضوع هایی که این روزنامه ها بدان پرداخته اند.

معلم فداکار

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

رحیم عبادی در مقاله‌ای در شرق نوشته: هفته گذشته کتاب فداکاری بازهم ورق خورد و زنده‌یاد حمیدرضا گنگوزهی، معلم فرهیخته با نثار جان خویش، راه فداکاری در عرصه تعلیم و تربیت را استمرار بخشید. این نخستین‌بار نیست که معلم فداکاری برای نجات جان شاگردانش همه هستی خود را تقدیم می‌کند و قطعا آخرین‌بار هم نخواهد بود؛ گویا اقتضای شغل معلمی است که همچون شمعی بسوزد تا پروانه‌ها زندگی را تداوم بخشند.

به نوشته این استاد دانشگاه فرهنگیان درس‌های فراوانی در این فداکاری نهفته است ازجمله این که معلمی شغل نیست، عشق است و هنر، بخشیدن است و حیات‌دادن، فداکاری است و ازخودگذشتن؛ نمونه‌اش زنده‌یاد «حمیدرضا گنگوزهی» که در آغاز زندگی مشترک در شرایطی که هنوز شرایط شغلی ناپایداری داشت، از همه‌چیزش برای حیات شاگردان خویش گذشت. ٢

دیگر تاکید نویسنده مقاله شرق این است که: فداکاری معلمان قابل‌تقدیر است اما این یک ‌سوی واقعه است؛ آن سوی دیگر مسئولیت‌هایی است که برعهده دیگران قرار می‌گیرد. نابسامانی‌های برخی فضاهای آموزشی و قربانی‌شدن سالانه تعدادی از دانش‌آموزان امری است که نباید از آن غفلت شود و بر مسئولیت و پاسخ‌گویی وزارت آموزش و پرورش به‌ویژه «سازمان نوسازی و تجهیز مدارس» می‌افزاید. این مهم با ارسال پیام تسلیت و اعلام همدردی از سوی مسئولان ذی‌ربط تسکین نمی‌یابد.

جدال تندروها با دولت

فریدون مجلسی در سرمقاله شرق نوشته: ما که خودمان در حال تحریم بودیم، چه اصراری است که به آن شرایط بازگردیم؟ ارتباطات بین‌المللی ما در مقطعی هشت‌ساله به حداقل کاهش یافته بود؛ با آنکه جمع صادرات نفت در آن دوره به ٨٠٠‌میلیون‌دلار نافرجام هم رسید، تحریم تشدید شد و سپس چین و هند تنها مشتریان نفت ما شدند که با اجازه ویژه «بزرگ‌ترها»، مقادیری نفت می‌بردند و به‌جای پولش نیز وعده سر خرمنِ بعد از تحریم یا قبول کالای خودشان را می‌دادند. برای دورزدن تحریم یا درواقع دورزدن پول نفت، ‌میلیاردها دلار و یورو به افرادی سپرده شد که تا پای اعدام هم «نم» پس نمی‌دهند.

این تحلیلگر روابط بین‌الملل به یاد آورده که: به نماینده رسمی کشور ایران که رئیس دولت بود، در دانشگاه کلمبیا ناسزا گفتند و در برزیل رئیس کلانتری فرودگاه یا کسی در آن حد را به استقبالش فرستادند. حتی روس‌ها و چینی‌ها هم در شورای امنیت کمکی نکردند و جلوي صدور آن «کاغذپاره»‌های ویرانگر را نگرفتند. اما دولت ما، درهای کشور را روی کالاهای مصرفی گشوده بود و حتی انگور، شلیل، پورشه و مرسدس «شب عید» برخی‌ها هم از خارج وارد می‌شد و صنایع کشور که تولیدات بسیاری از آنها مازاد بر مصرف داخلی و برای صادركردن بود به دلیل تحریم تعطیل شد.

مقاله شرق به شرایط امروز پرداخته که چندین هیأت اقتصادی و سیاسی اروپایی و آسیایی که مایل به بهره‌مندی از تجارت با ایران هستند و افق‌های امیدبخشی پدید آمد آن هم در این شرایط در منطقه ناامن ما، آن گاه افزوده: آقایان عزیز! رفع تحریم‌ها فقط شامل مسائل هسته‌ای و ترمیم بحران‌هایی بود که دولت پیشین آفریده بود. زیروبم‌های همیشگی روابط بین‌الملل ادامه دارد. نباید هرروز، نعل وارونه بزنیم و به‌جای پذیرفتن حرف خودی‌ها، به سخنان این رسانه بی‌اعتبار یا آن شخصیت مسئله‌دار استناد کنیم؛ فقط برای زدن دولتی که به‌دنبال توسعه کشور است.

برجام حباب پرطمطراق

اما محمد ایمانی در یادداشت روز کیهان همچنان استدلال های پیشین این روزنامه تندرو را علیه توافق های منتهای به برجام تکرار کرده و نوشته:برجام اگر مرده به دنیا نیامده باشد، در اثر بزرگ‌نمایی بیش از اندازه تحریم‌ها و اغراق در آثار معجزه‌آسای آن مرده است. البته کوشیدند برجام را مقدس کنند و از آن امام‌زاده بسازند. اما اکنون معلوم شده برجام اگر کور نکند، دست‌کم شفا نمی‌دهد. مذاکره و توافق و معامله به عنوان روش پذیرفته در حوزه سیاست یک چیز است و خود را پای معامله مستأصل و بی‌گزینه و محتاج و رؤیااندیش نشان دادن و دست‌ از همت و اقدام و عمل شستن، اتفاقی دیگر.

نویسنده ضمن رد طرح های دولت روحانی نوشته: آیا دولت نقشه جایگزین برای گشایش اقتصادی مورد انتظار از برجام و مهار چالش‌های جدید ناشی از ۳۰ ماه غفلت و تأخیر در اجرای اقتصاد مقاومتی دارد؟‌ آیا دولت غیر از نیش و کنایه و توهین و بدگویی به دولتی که مرداد ۹۲ تمام شده یا دادن پز جامه برجامی که مردم نمی‌بینندش، نقشه و تدبیر دیگری که درون‌زا و اقتصادی و حقیقی باشد دارد یا مانند دولت دهم که در سال ۹۰ و ۹۱ غافلگیر شد و به اعتبار سیاست‌زدگی در همان غافلگیری هم ماند، غافلگیر می‌شود؟!

و کیهان در نهایت پرسیده: دولت از همین امروز چند روز یا چند ماه دیگر زمان می‌خواهد تا مردم و فعالان اقتصادی حقیقتا شیرینی وعده‌های دولت در حوزه گشایش و رونق اقتصادی را بچشند؟ اگر شوخی برجام ۲ و ۳ و ۴ را جدی بگیریم و برای هر برجام ۲.۵ سال زمان بدهیم، ۷-۸ سال دیگر زمان لازم است تا معلوم شود این حباب‌های پرطمطراق پر از هیچ بوده است.

حملات اصولگرايان فرصت اصلاح‌طلبان

حق نشر عکس Vaqayeh
Image caption کارتون حسین صافی، وقایع اتفاقیه

غلامحسين كرباسچي در سرمقاله روزنامه اعتماد نوشته: بعد از انتخابات هفتم اسفند و خصوصا در سال جديد، حملات سياسي به دولت يازدهم به شكل مشهودي شدت گرفته است. اين نوع از موضع‌گيري در شرايط سياسي جديد مي‌تواند طبيعي و حداقل قابل درك باشد چرا كه دولت به عنوان رقيب اين جريان در سياست خارجي و مجموعه دولت و اصلاح‌طلبان در سياست داخلي توانسته‌اند موفقيت‌هاي جدي را به نام خود رقم بزنند.

به نوشته دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی: تغيير تركيب مجلس براي اصولگرايان منتقد دولت به معناي تضعيف آنها در نهادي است كه هم داراي كاركرد يك تريبون قوي سياسي است و هم امكان دخالت و تاثيرگذاري بالايي در سياست‌ها و برنامه‌هاي جاري كشور دارد. اما مساله اساسي‌تر اين است كه اين وضعيت تازه نقطه آغازين سال و شرايطي براي اصولگرايان منتقد دولت است كه بايد در انتهاي آن به انتظار جدي‌شدن صف‌كشي‌ها براي انتخابات رياست‌جمهوري و همين‌طور شوراهاي اسلامي باشند. قطعا رسيدن همراه با آرامش به آن نقطه براي جرياني كه در آغاز سال جديد بيش از دو سال و نيم دستش از نهادهاي قدرت كوتاه شده است، چندان امكان‌پذير نيست.

با این مقدمه مقاله اعتماد پیشنهاد کرده که مدیران دولتی قدر این انتقادها را بدانند: اصلاح‌طلبان و هواداران دولت بايد فعاليت‌هاي جريان رقيب را در باب نقدها و حتي در برخي موارد حملات سياسي به فال نيك بگيرند و به آن به چشم يكي از ملزومات و احتياجات واقعي رقابت سياسي نگاه كنند كه هرچند شايد زحمت‌هايي نيز براي‌شان فراهم مي‌كند، اما همزمان فضاي سخن گفتن و بيان نقطه‌نظراتي را هم در اختيار آنها قرار مي‌دهد.

محاسبه‌ای که خیام هم نمی‌داند

پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: دوستان سابق ایشان در روزنامه توپخانه به تازگی محاسبه کرده‌اند که اگر برجام نبود قیمت نفت هر بشکه‌ای ۱۲۰ دلار می‌شد. عمراً اگر حضرت خیام و جناب غیاث الدین جمشید کاشانی و کوشیار گیلانی هم می‌توانستند به چنین نتیجه‌ای دست یابند. خب البته بیراه هم نمی‌گویند! روزگاری در دوره دولت هاله نور نفت ۱۲۰ دلاری هم داشتیم اما آخرش نفهمیدیم که چرا رشد اقتصادی و مهار تورم و تبلور اشتغال نداشتیم.

به نوشته این طنزنویس: به هر حال شاید جناب خیام فرمول معادله درجه ۳ را کشف کرده باشد اما عمراً بتواند رابطه یارانه ۲۵۰ هزارتومانی و نفت ۱۲۰ دلاری و انتخابات ۹۶ را با این معادله مشخص کند. به هر حال دوستان روزنامه توپخانه روز حساب که فرا می‌رسد، خودشان را از دولت هاله نور مبری فرض می‌کنند. روز برجام که می‌رسد چنان برای تحریم‌های همان دولت یقه می‌درانند که آدم حیرت می‌کند. حالا هم در تلاش هستند که یارانه ۲۵۰ هزارتومانی را با دست پس بزنند و با پا پیش بکشند.

طنز روزنامه ایران چنین ادامه می یابد: بدون شک حکیم عمر خیام برای حل این معما باید با جناب پاسکال و اقلیدس بنشینند و ببینند که محور ولنجک بار دیگر می‌تواند میدان توپخانه را قطع کند یا همچنان طرفین خودشان را دو خط موازی از هم جا می‌زنند؟

اهرم‌های فشار سیما به دولت

کتایون کیخسروی در گزارشی در وقایع اتفاقیه نوشته:: صدا‌و‌سیما می‌گوید پول ندارم و دو سال است با دولت درافتاده که چرا به ما بودجه نمی‌دهید و توقع دارید با کم‌کردن آگهی‌ها و افزودن به محتوای برنامه‌ها و بالا‌بردن کیفیت کار، بیشتر از قبل درآمدزایی کنیم؟ مشکلات صدا‌و‌سیما با دولت یازدهم از همان روزهای روی کار‌آمدن روحانی و کابینه‌اش آغاز شد و کم‌کم بالا گرفت. پیش‌از‌آن و در دولت قبلی هم می‌شد رگه‌هایی از اختلاف بین صدا‌و‌سیما و دولت را پیدا کرد اما در اصل ماجرا و سیاست‌های کلی، مشترکات زیادی بین طرفین دیده می‌شد و حداقل اینکه در مدت هشت سال فعالیت دولت قبلی، مهم‌ترین رسانه کشور سعی در تخریب دولت نداشت.

گزارشگر با اشاره به برنامه های نوروزی صدا و سیما که نمره منفی داشت نوشته: به نظر می‌رسد این نمره منفی برای مدیران جام‌جم چندان هم آزار‌دهنده و نگران‌کننده نبوده و شاید به عنوان اهرم فشار روی دولت عمل کند. حالا و با کنار هم قرار‌دادن تکه‌های این پازل، می‌توان این سؤال را مطرح کرد که آیا نمره منفی درج‌شده در کارنامه جام‌جم ابزاری تازه برای فشار‌آوردن به دولت نیست تا با بالا‌گرفتن انتقادها از صدا‌و‌سیما، این ارگان بتواند روی بحث بودجه پافشاری کند؟

به نوشته وقایع اتفاقیه: این فرضیه وقتی قوت می‌گیرد که می‌بینیم از میان تعداد بی‌شمار برنامه‌هایی که برای پخش در نوروز انتخاب شدند، مدیران سیما تصمیم گرفتند دقیقا دو برنامه پرطرفدار را از کنداکتور پخش حذف کنند؛ کلاه قرمزی و پایتخت. آیا مدیران تلویزیون با افزایش نارضایتی از حذف برنامه‌های مورد پسند مردم به بهانه نبود بودجه، می‌خواهند کاری کنند که بالاخره اعتبار مورد نظر را از دولت بگیرند؟

دولت احمدی‌نژاد و پوپولیزم

شهروند در سرمقاله خود نوشته: مرد‌مي كه د‌ر ايران زند‌گي مي‌كنند‌، كمتر مي‌توانند‌ باور كنند‌ كه يك د‌ولت د‌ر طول د‌وره خود‌ صد‌ها ميليارد‌ د‌لار د‌رآمد‌ نفتي د‌اشته باشد‌، ولي د‌ر سال‌هاي پاياني عمرش رشد‌ اقتصاد‌ي آن نه‌تنها به صفر برسد‌، بلكه به كمتر از ٦-‌د‌رصد‌ بالغ شود‌! و د‌ر يك كلام ميزان اشتغالي كه د‌ر یک د‌وره هشت‌ساله و به صورت خالص براي جامعه به ارمغان آورد‌ه‌اند‌!! د‌ر حد‌ صفر باشد‌.

به نوشته این روزنامه: د‌رست است كه فساد‌ د‌ر آن د‌ولت گسترد‌ه بود‌، به طوري كه معاون اول آن كه پس از رياست جمهوري بالاترين مقام د‌ولتي محسوب مي‌شد‌، به اتهام فساد‌ هم‌اكنون د‌ر زند‌ان است و بسياري از مرتبطين با آن د‌ولت محكوم شد‌ه‌اند‌ يا اتهام آنان د‌ر حال رسيد‌گي است یا از کشور فرار کرد‌ه‌اند‌. ولي همه اين صد‌ها ميليارد‌ د‌لار از سوي عناصر فاسد‌ ميل نشد‌ه‌ است؛ بلكه بخش بيشتر آن حيف شد‌ه و كاشكي اين بخش هم ميل شد‌ه بود‌؛ حد‌اقل مي‌د‌انستيم كه جايي مصرف شد‌ه است.

نویسنده مقاله شهروند با ذکر چند مثال نشان داده: واقعيت اين است كه د‌ر د‌وره هشت‌ساله ١٣٨٤ تا ١٣٩٢ بسياري از منابع مالي كشور حيف شد‌؛ به همين د‌ليل است كه شاهد‌ رشد‌ اقتصاد‌ي متناسب با آن د‌رآمد‌هاي مالي نيستيم. د‌ست‌اند‌ركاران آن د‌ولت بايد‌ د‌ر برابر اتلاف اين منابع پاسخگو باشند‌. يكي از موارد‌ تاسف‌آور كه د‌ر اين ياد‌د‌اشت به آن اشاره خواهد‌ شد‌ وضعيت مونوريل تهران، كرمانشاه و قم است. اي كاش يكي، د‌و ستون از این مونوریل ها را به‌عنوان مظهر ناد‌اني د‌ر طرح‌هاي شهري و اتلاف منابع مالي مرد‌م نگهد‌اري مي‌كرد‌ند‌.

جلال خوش چهره در سرمقاله ابتکار احتمال بازگشت پوپولیسم را از سوی مردم منتفی دانسته و نوشته: رسانه‌ها با مطالعه عمیق‌تر در جامعه ایران امروز در صدد نهادینه کردن بصیرتی باشند که خوشبختانه هرروز بر دامنه آن در همه طبقات اجتماعی گسترده می‌شود. در این کار پرداختن به آثار پوپولیسم و هزینه‌ای که همه ایرانیان مجبور به پرداخت آن هستند، بیش از بازتاب اخبار جنجال آفرینان اهمیت دارد.

به نوشته این مقاله: جنجال‌های رسانه‌ای درباره سوژه خبری این روزها مربوط به جریان شکست خورده‌ای است که می‌خواهد نگاه‌ها را به صحنه تغییر دهد. این جریان می‌کوشد جامعه را دچار فراموشی تاریخ معاصر کند و هم فرصتی باشد برای دو انتخابات میان دوره‌ای مجلس دهم در اردیبهشت آینده و دوره دوازدهم ریاست جمهوری سال ۹۶. مهمترین ابزار این طیف، ایجاد تردید و ناامیدی در میان مردمی است که با درک مطالبات واقعی برای تغییرات لازم‌، پای صندوق‌های رای رفتند.

ابتکار ابراز عقیده کرده که: در حالیکه فرصت اندکی تا انتخابات دور دوم مجلس دهم برای تعیین تکلیف ۶۰ کرسی باقی مانده است، پرداختن به سوژه‌های انحرافی خبط نابخشودنی برای رسانه‌هایی است که از سر سهل کانون توجهات را تغییر می‌دهند. پوپولیست‌ها نیز منافع خود را می‌جویند. کافی است نزدیک به درک مردم عمل کرد تا به درستی دریافت؛ ایرانیان از فریبکاری پوپولیسم عبور کرده‌اند.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption تیتر و عکس صفحه اول قانون

دفاع از گنجینه‌های هنری

مينا مهري در گزارشی برای قانون نوشته: انجمن نقاشان نخستین نهاد غیر دولتی است که تمام‌قد به مخالفت با این اقدام پرداخت و در ۲۶ اسفند ماه بیانیه‌ای صادركرد. انجمن هنرمندان نقاش ایران در بیانیه خود هشدار می‌دهد که واگذاری موزه هنرهای معاصر و سکوت مسئولان در این مورد، عواقب ناگواری در جریان هنرهای تجسمی کشور به وجود خواهد آورد و باعث تضییع حقوق ملت ایران و همچنین نابودی سرمایه ملی و میراث گرانبهای هنر خواهد شد.

این گزارش با اشاره به اجتماعی گروهی از هنرمندان و استادان دانشگاه در برابر موزه هنرهای معاصر در ابراز حمایت از حفظ وضع موجود موزه های کشور نوشته: روی برخی پلاکاردهایی که در دست معترضان دیده می‌شد، جمله‌هایی مانند «گنجینه ملی را واگذار نکنید»، «نه به خصوصی‌سازی»، «سرمایه ملی را واگذار نکنید» و «آقای رئیس‌جمهور موزه هنرهای معاصر را نجات دهید» نوشته شده بود.

اما توضیح محمد بهشتی رییس پیشین میراث فرهنگی نکته دیگری را نشان می دهد

وی در مقاله ای در شرق نوشته: بنیاد رودکی یکی از این نهادهای عمومی غیردولتی است که در صورت واگذاری مدیریت موزه هنرهای معاصر به آن، امکان اداره راحت‌تر و به‌دور از قوانین دست‌وپاگیر دولتی فراهم می‌شد. بااین‌همه در سال گذشته این موضوع توسط بخش حقوقی نهاد ریاست‌جمهوری مطرح شد، متوقف شد و. عجیب اما اینجاست که چرا اکنون که قرار نیست چنین جابه‌جایی‌ای صورت گیرد، گروهی دست‌به‌کار جنجال شده‌‌اند، حال آنکه تا قبل از انقلاب و تشکیل وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی، عملا اداره مکان‌هایی چون همین موزه، در اختیار نهادهای مشابه که عملا عمومی و غیردولتی بودند قرار داشت.

مقصرکیست کافه‌دارها یا مشتریان

حق نشر عکس Noavaran
Image caption تگرام بد و خوب - کارتون محمد طحانی، نوآوران

مهد‌ی مالمیر در مقاله‌ای در شهروند با اشاره به وضع کافه ها و کافی شاپ های شهر و با اشاره به سابقه کافه نشنینی روشنفکران ایرانی نوشته: اما امروزه روز، مشتری پروپاقرص کافه‌ها نه روشنفکران که د‌انشجویان و تینِیجرهایی هستند‌ که انگار کافه‌های شهر را مکانی د‌نج برای خند‌ه و شوخی و گذراند‌ن وقت می‌د‌انند‌! جوانانی که کافی‌شاپ‌ها را با صد‌ای بلند‌ خند‌ید‌ن و حرف‌زد‌نشان روی سر می‌گیرند‌ و…

این روزنامه نگار با مروری بر سریال تکراری بسته‌شد‌ن کافی‌شاپ‌ها می‌شود‌ بی‌د‌رنگ این نتیجه را گرفت که بیشتر کافی‌‌شاپ‌ها نه به علت بی‌قانونی و د‌ورزد‌ن قانون توسط کافه‌د‌ارها که به سبب برخی رفتار مشتریانشان پلمب شد‌ه‌اند‌. این‌که جشن گرفتن روز ولنتاینِ میهمانان کافه چه ربطِ واضحی به گرد‌انند‌گان کافه د‌ارد‌، نکته‌ای است که هنوز د‌ر استد‌لالات مسئولان ناپید‌است.

مقاله شهروند: به عبارت د‌یگر، صاحبان کافه جز تذکری محترمانه به مشتریانشان برای رعایت شئونات، مکانیزم نظارت د‌یگری د‌ر د‌ست ند‌ارند‌ و با خطر سهمگین از کف د‌اد‌ن مشتری نیز مواجه‌اند‌. از این‌رو این‌که به صرف رفتار خارج از عرف و قانون مشتری‌ها، کافه‌د‌ارها مجازات شوند‌ و به سرزمین بیکاران بپیوند‌ند‌، نکته‌ای است که تجد‌ید‌نظر د‌ر روند‌ پلمب کافه‌ها را ضروری می‌سازد‌. کافه‌د‌ارها منطقا نمی‌توانند‌ مسئول همه رفتارهای میهمانانشان باشند‌.

مطالب مرتبط