روزنامه‌های تهران، برجام و پی آمدهای سیل

روزنامه‌های امروز صبح، چهارشنبه اول اردیبهشت همچنان از مجادلات بر سر برجام نوشته از سفر رییس جمهور به استان زادگاهش سمنان و استقبال مردم از وی خبر داده و از قول او نوشته اند که مردم مدافع سیاست های دولت هستند. ادامه بارندگی ها و سیل و خرابی های آن درست در زمانی که مجلس بخش عمده ای از بودجه سالانه مرکز هلال احمر را قطع کرده است از جمله مطالب این روزنامه هاست.

موضوع دخترک افغان که قربانی شد و استخدام هفت هزار نیروی نامحسوس برای کنترل مردم در شهرها همچنان در روزنامه ها موضوع مقالات و نقدهایی است.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption تیتر و عکسی از صفحه اول شهروند

زهرا جعفرزاده در گزارش اصلی شهروند نوشته: سیل آمد و همه چیز را با خود برد؛ خانه‌ها، پل‌ها، ساختمان‌ها، دام‌ها و محصولات کشاورزی. آنها، همان بازماندگان سیل، حالا نه خانه و زندگی دارند و نه زمینی برای کشاورزی. سیل هر آنچه داشتند، با خود برد. حالا خیلی از روستانشینان خوزستان، روی پشت‌بام‌ها زندگی می‌کنند، چون خانه‌هایشان را آب گرفته و امروز در نخستین روز از برداشت گندم‌هایشان، به سوگ زمین‌هایشان نشسته‌اند که فقط آب گل‌آلود است و سنبله گندم‌های کاشته‌شده‌شان در گل فرو رفته.

به نوشته این گزارشگر: امروز، برای آنها عزای عمومی است. به فاصله‌ای نه‌چندان دورتر، روستاهای لرستان هم که سیل به جانشان افتاد، یک هفته‌ای می‌شود که آب ندارند. تانکرهای آبرسانی برایشان کافی نیست. سیلی که دو روز آخر هفته گذشته آمد، ٢١ استان را درگیر کرد و جان هفت نفر را گرفت.

بزرگ نمایی آمریکا

ابوالحسن نواب روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته:برخی منتقدان بر دولت خرده گرفته‌اند که تعهدات طرف‌های مقابل به طور کامل اجرایی نشده و به طور مثال مدعی شده‌اند «سوئیفت» و مبادلات بانکی ما با جهان برقرار نیست و روابط ما با کشورهای دیگر همانند دوران قبل از اعمال تحریم‌ها است. ناگفته پیداست که بازگشت به دوران قبل از اعمال تحریم‌ها، راهی یک‌شبه نیست هر چند توافق هم امضا شده و برجام در مرحله اجرایی است.دغدغه‌های رهبر نسبت به برجام، نه ناشی از سوءظن به دولت، که ناشی از اطمینان به عهدشکنی امریکاست؛ امری که رئیس جمهوری نیز به آن اذعان دارد. اما باید تأمل کرد که امریکا همه دنیا نیست.

در بدعهدی امریکا تردیدی نیست، اما نباید با رویکردی غیرمنصفانه، جهان را با امریکا برابر گرفت. بسیاری از منتقدان دولت، کسانی هستند که نمی‌توان در دشمنی و خصومت آنان با امریکا تردیدی روا داشت، اما پرسش این است که چرا این دوستان تا این اندازه امریکا را بزرگ می‌کنند؟ چنین امریکازدگی و نشان دادن این که همه چیز در امریکاست، نشانه سوء برداشت آنهاست.

منتقدانی که دشمنی با امریکا را بزرگنمایی می‌کنند و مدعی هستند او را زیر پای خود له خواهند کرد، روا نیست که به دلیل مخالفت با دولت، هر روز امریکا را در رسانه‌های خود بزرگ جلوه دهند. خلاصه آنکه، این واقعیت را باید پذیرفت که نگاه صفر و صدی به برجام، تأمین کننده منافع ملی نیست و حتی نمی‌تواند مخاطبان منتقدان را نیز قانع کند. برجام به عنوان یک دستاورد ملی، موفقیت‌هایی داشته و در حوزه‌هایی چون تحریم‌های نفتی، دریایی و بیمه‌ای مشکلات اساسی را رفع کرده است.

نقد برجام، به جای نفی فرجام

مهدی مطهرنیا در مقاله ای در وقایع اتفاقیه نوشته: توافق جامع اقدام مشترک یا همان «برجام» یا با اجبار و اکراه یا با استقبال پذیرفته شده است. مهم این است که پذیرش برجام از سوی ساختار نظام و حکومت مورد قبول واقع شده است و به‌همین‌خاطر کسی نمی‌تواند منفعتش را مصادره کند یا ضررش را به دیگری ربط دهد. باید اذعان داشت نفی برجام را باید امری هزینه‌ساز تلقی کرد که موجب هدر‌رفتن فرصت‌های زیادی شده و در نتیجه، منافع ملی را به راحتی از بین می‌برد و زمینه‌ساز بروز و ایجاد بحران خواهد شد.

این کارشناس مسایل بین المللی تاکید کرده: آنهایی که این روز‌ها ساز مخالف کوک می‌کنند، نباید فراموش کنند کشور به مدت ۳۵ سال انواع و اقسام تهدید‌ها و تحدید‌ها را متحمل شده، به‌طوری‌که فروش نفت به آمار نازل ۸۰۰ هزار بشکه رسیده بود ولی امروز و بعد از توافق برجام، شاهد فروش نفت حدود دو میلیون بشکه در روز هستیم. تعجب افکار عمومی از دلواپسان هسته‌ای این است که چطور انتظار دارند، مشکلاتی که ریشه در تحریم ۳۵ساله داشت، یک شبه حل‌وفصل شوند.

در پایان مقاله وقایع اتفاقیه آمده: آنها فراموش کرده‌اند با کشورهای صاحب اقتصاد رابطه‌ای حتی جزئی هم نداشتیم، فراموش کرده‌اند که باوجود باقی‌ماندن رکود، کنترل تورم برای مردم ملموس است. همچنین باید بدانیم با دشمنان قسم خورده‌ای روبه‌رو هستیم که تعهداتی به ما داده‌اند. پس باید بجای تنش و جدل داخلی، انرژی موجود در کشور را صرف رصد دقیق و موشکافانه رفتار آنها کنیم تا نخواهند و نتوانند از چارچوب توافق خارج شوند.

گزارش به ملت

جاوید قربان‌اوغلی در مقاله ای در شرق با اشاره به گزارش وزارت خارجه درباره برجام به مجلس که با انتقاد گسترده روزنامه های تندرو و استقبال روزنامه های میانه رو روبرو شد نوشته: با نزدیک‌شدن به سال پایانی دولت روحانی، تهاجم سازمان‌یافته مخالفان رئیس‌جمهور وارد مرحله جدیدی شده است و اتاق‌های فکر آنان هر روز سناریوی جدیدی را برای ناکام‌جلوه‌دادن دولت در عرصه‌های داخلی و خارجی طراحی می‌کنند. در همین رابطه، اظهارات رئیس بانک مرکزی پس از مذاکره با وزیر خزانه‌داری آمریکا، بار دیگر بهانه‌ای را برای مخالفان فراهم کرد تا این سخنان را به‌نظر خود «مصداقی برای طبل توخالی برجام» بینگارند و با درشت‌ترین تیترهای خبری و سخیف‌ترین عبارات، بزرگ‌ترین دستاورد کشور در عرصه دیپلماسی را زیر سؤال ببرند.

به نظر این مدیر پیشین دستگاه دیپلوماسی: در شرایطی که مخالفان با استفاده از اشراف‌نداشتن افکار عمومی به متن پیچیده و به‌شدت حقوقی و فنی برجام، در معرض تهاجم سازمان‌یافته دلواپسان و تحمیل مطالب و مطالبات خارج از برجام قرار دارند، مردم حق دارند بدانند برای بازشدن فضای جهان به روی ایران و خروج از انزوای تحمیل‌شده به ما در دوران دولت و مجلس اصولگرایان، ‌در دولت روحانی چه راهی طی شده است.

نویسنده مقاله شرق خود توضیح داده: صف طولانی درخواست عالی‌ترین مقامات کشورهای جهان برای سفر به ایران، لغو تحریم صادرات نفت و دستیابی به فروش دو‌ میلیون بشکه با وجود ازدست‌دادن بازارهای قبل از تحریم، ازسر‌گیری ارتباطات بانکی با سیستم مالی جهان که کار دلالان تحریم و فساد ناشی از آن را یکسره خواهد کرد، افزایش چشمگیر صادرات محصولات پتروشیمی، احیای ناوگان هوایی، ایجاد فضای سهل‌تر کسب و کار با جهان، آمادگی بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان برای بازگشت به ایران و از همه مهم‌تر احیای کرامت ملت بزرگ ایران با از‌بین‌رفتن پروژه «ایران‌هراسی» از جمله دستاوردهای افتخارآفرین برجام است.

دولت اعتدال و اصغر قاتل!

پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: یکی از رسانه‌های دلواپس مدعی شده که وزارت ارتباطات مقصر جنایت هولناک قتل کودک شش ساله در ورامین است! چرا؟ چون «دولت به اسم اینترنت آزاد و برای مصارف انتخاباتی چشم بر کانال‌های مستهجن تلگرام بسته است.» خب این طور که رسانه‌های هماهنگ و زنجیروار می‌فرمایند دولت اعتدال کلاً در کار قتل و جنایت است.

نویسنده سپس فهرستی ارایه داده از جنایت پاکدشت که موقعش روحانی تمام توجهش به مذاکرات سعدآباد و بزک کردن خاویرسولانا و جک استراو بود. دولت اسمش را نبر هم از آن زمان با همکاری سورس و دیگران می‌خواست زمینه تاخت و تاز دولت اعتدال را در آینده فراهم کرده و با بستر‌سازی رسانه‌های زنجیره‌ای آن روزها، افکار عمومی را برای درگیر شدن در کانال‌های تلگرامی و غفلت از عواقب امضای برجام مهیا کنند. یا در ماجرای خفاش شب که مصادف بود با آغاز به کار دولت اسمش را نبر. واقعاً همین تقارن تاریخی برای روشن شدن زوایای تاریک برجام و تحرکات خانمان سوز دولت اعتدال کفایت نمی‌کند؟

در ادامه ستون طنز روزنامه ایران آمده در جنایت خیابان گاندی نیز بی‌توجهی دولت دوم سازندگی به تبعات دوستی با غرب بر کسی پوشیده نیست. آن زمان هم حضرات روحانی و ظریف همچنان بر مسند امور بوده‌اند و لابد همه فکر و ذکرشان بتون ریختن در قلب رآکتور اراک بوده چنان که وقتی اصغر قاتل در سال ۱۳۱۲ در پایتخت جنایت می‌کرد اساساً معلوم نیست اصلاً روحانی و ظریف کجا بوده‌اند و هیچ ردپایی از این دو نفر در کشور به دست نیامده. واقعاً نباید به این مسأله شک کرد؟ این غیبت برای رد گم کردن نبوده؟

گشت نامحسوس

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کنترل نامحسوس - کارتون کیوان وارثی، قانون

سید علی میرفتاح در ستون کرگدن روزنامه اعتماد نوشته: از اول انقلاب تا به امروز هم کار فرهنگی کرده و هم کار امنیتی و پلیسی. واقع‌بینانه به این سی و چند سال نگاه کنیم، می‌بینیم که نهادهای دخیل در این حیطه آنچه از دست‌شان برآمده کرده‌اند. پول خرج کرده‌اند، قانون وضع کرده‌اند، ستادهای مختلف باسط‌ الید تاسیس کرده‌اند؛ امنیتی و حقوقی و قضایی و اداری و اجتماعی و انتظامی برنامه ریخته‌اند و کار کرده‌اند اما به نتیجه دلخواه که نرسیده‌اند هیچ، کمی نتیجه عکس هم گرفته‌اند.

. در واقع همین استخدام هفت هزار نفر پلیس خفیه، خودش حجت موجهی است که معلوم می‌کند روش‌های مرسوم از پس این معضلات برنیامده‌اند و... اما یک نکته مهم را نباید از یاد ببریم. خود این هفت‌هزارنفر که از مریخ نمی‌آیند. اینها هم مثل ما مال همین جامعه‌اند و همه عادت‌هایی که باقی مردم دارند اینها هم دارند. اینها هم دختر دانشجو دارند و پسر آلامد دارند و در اقوام دور و نزدیک خود کسانی را دارند که معتاد و بزهکار و گناهکارند. یعنی اگر پلیس یونیفرم پوش از عهده برنیامده دلیلی نیست که فکر کنیم اینها برمی‌آیند.

در پایان ستون کرگدن آمده: یک بار در یک محفلی یک نفر از من پرسید شما در فامیل خود زن خیابانی دارید؟ با عصبانیت گفتم نه. از یک نفر دیگر پرسید. او هم اخم کرد و با دلخوری گفت نه. هشت، ده نفر دیگر هم بهشان برخورد و ناراحت شدند و با مد و تشدید گفتند نه. بعد رفیق ما گفت پس این زنان خیابانی فامیل کی هستند؟ سوال مهمی است. بدحجاب‌ها، سیاه‌مست‌ها، معتادها، کارتن‌خواب‌ها، ساقی‌ها، قاچاقچی‌ها و... اینها را که امریکا مثل بمب روی سر ما نریخته. به عدد و رقم‌های رسمی نگاه کنید تا معلوم‌تان شود این هفت هزار نفر هم کاری از پیش نخواهند برد. باید واقعیت جامعه را بفهمیم تا بتوانیم تصمیم درست بگیریم.

سعودی‌ها علیه ایران

علی محقق در سرمقاله ابتکاراین سووال را مطرح کرده که سعودی این بازی را تا کجا خواهد برد و در ابتدای آن نوشته: سعودی‌ها چند سالی است که با چشم بستن بر تمام خطرهایی که خاورمیانه و جهان اسلام را تهدید می کند، به هر دلیل یا بدون هیچ دلیلی تهران را بزرگترین دشمن خود و متحدان خود معرفی می کنند. از این رو است که حکام این کشور در هیاهوی دود و آتش خاورمیانه سر در برف کرده و بر طبل رویارویی با نفوذ تاریخی ایران در منطقه متمرکز شده‌اند.

به نظر این مقاله:جدای از عرصه دیپلماسی و روابط بین الملل، حاکمان فعلی عربستان بازار جهانی نفت و منافع کشورهای عضو اوپک را هم قربانی این نگاه افراطی و رقابتی خود در قبال تهران نموده و این بخش از اقتصاد منطقه و جهان را به فضایی برای دامن زدن به جنجال سازی و تکثیر رویکرد تنش زای خود بدل کرده اند. سعودی چندسالی است که اصرار دارد این سازمان را همانند سازمان همکاری اسلامی، اتحادیه عرب و ... با اهرم های در اختیار به گروگان گرفته و تصمیم سازی‌ها و سیاست های نفتی اوپک را در راستای منافع خود و متحدان غیر اوپکی‌ش مصادره نماید.

مقاله ابتکار با اشاره به اجلاس بی نتیجه دوحه نوشته: در مذاکرات و چانه زنی های نفتی اوپک و خارج از اوپک، هدف ریاض الزاما حصول تفاهم بین دولت ها و حفظ و تقسیم منافع درون سازمانی نیست و اینجا و هرجای دیگری که ردی از ایران باشد- اوپک، سازمان همکاری های اسلامی یا هر سازمان و اجلاس دیگری- فقط و فقط به تلاش برای یارگیری جهت شکست ایران می اندیشد؛ حتی اگر مجبور به تهدید و تطمیع متحدان شود یا مثلا با افزایش تولید نفت یا ورود مستقیم به جنگ در یمن خودزنی کند.

اگر سپاه نبود

یدالله جوانی در سرمقاله روزنامه جوان نوشته: راستی اگر سپاه و بذل جان پاسداران آن در ماه‌های اولیه شکل‌گیری جمهوری اسلامی و دوران پس از انقلاب نبود، جریان ترور و گروه‌های تجزیه‌طلب که از حمایت‌ها و پشتیبانی‌های امریکا، شوروی، انگلیس، اسراییل و دولت‌های مرتجع منطقه برخوردار بودند، چه سرنوشتی را برای ایران اسلامی رقم می‌زدند. اگر سپاه و پاسداران فداکار و انقلابی نبودند؛ چگونه توطئه‌های دشمنان در کردستان، بلوچستان»، خوزستان، ترکمن‌صحرا خاتمه می‌یافت. اگر سپاه و پاسداران نبودند، رهبران انقلاب و مسئولان کشور در برابر نقشه‌های ترور و حذف فیزیکی گسترده و فراگیر، چه سرنوشتی پیدا می‌کردند. آری، این سپاه و پاسداران انقلابی آن بودند که از انقلاب، نظام نوپای جمهوری اسلامی، استقلال کشور و تمامیت ارضی آن در برابر تمامی توطئه‌ها پاسداری کردند.

نویسنده روزنامه سپاه پاسداران به مناسبت روز سپاه پاسداران که فرداست نوشته:امریکایی‌های شکست خورده در صحنه‌های افغانستان و عراق، برای تضعیف قدرت منطقه‌ای ایران و مقابله با نفوذ راهبردی جمهوری اسلامی، به اسراییل مأموریت نابودی حزب‌الله لبنان را دادند، اما سپاه پاسداران با ایستادن تمام‌قد در کنار حزب‌الله و در ادامه آن در کنار گروه‌های مقاومت فلسطینی، نقش برجسته‌ای در جنگ‌های ۳۳ روزه، ۲۲ روزه، هشت روزه و ۵۱ روزه ایفا کرد و توطئه‌ها علیه مقاومت را درهم شکست.

سرمقاله روزنامه جوان به این جا رسیده که: دلیل عصبانیت‌ها و تهاجم‌های نظام سلطه و متحدانش علیه سپاه را باید در همین کارنامه سراسر افتخار این نهاد انقلابی جست‌وجو کرد.

ستایش و شمعی

حق نشر عکس Hamdeli
Image caption کارتون احسان گنجی، همدلی

سعید اصغرزاده در سرمقاله شهروند از ستایش و شمعی که شعله نکشید نوشته . به نوشته وی : نمی‌شود رابطه قانون و رفتارهای مدنی را نادیده گرفت. گاه رفتارهای مدنی ما از قانون پیشی می‌گیرد، در آن هنگام چاره چیست؟ نمونه‌اش وقایع عصر دوشنبه! بعد از ماجرای قتل ستایش (دختربچه‌ای که باید فارغ از ملیتش به او اندیشید)، مردم و برخی از مسئولان با اندکی مکث، پس از رسانه‌های افغانستان از خود واکنش نشان دادند و طبیعی‌ترین کار ممکن، روشن کردن یک شمع بود!

با این مقدمه نویسنده گزارش داده که:در پی فراخوانی که از سوی کاربران شبکه‌های اجتماعی انجام گرفته بود، تعدادی از مردم تهران و همچنین افغانستانی‌های مقیم پایتخت برای گرامی‌داشت یاد «ستایش قریشی» و روشن‌کردن شمع در برابر سفارت افغانستان در تهران حضور یافتند که نیروی انتظامی مانع برگزاری هر گونه تجمع شد. ماموران با این استدلال که چنین تجمع و بزرگداشتی مجوز ندارد، از برگزاری این مراسم در مقابل سفارت افغانستان در خیابان پاکستان تهران جلوگیری و افراد حاضر در این خیابان را متفرق کردند. در پی این اقدام، برخی از شرکت‌کنندگان به پارک نزدیک مترو مصلای تهران رفتند و در آن‌جا اقدام به روشن‌کردن شمع یادبود کردند که باز هم با دخالت نیروی انتظامی، جمعیت متفرق شد.

مقاله شهروند با اشاره به کار نهادهای مدنی برای همدردی با ستایش و افغان ها نوشته: آیا جا ندارد که برخی از امور را که مردم از قانون و مسئولان پیشی می‌گیرند، با توجه به ابعاد احساسی و اخلاقی و انسانی‌اش مورد توجه قرار داده و خارج از نوبت رسیدگی کنند؟ آیا امکان نداشت که وزارت کشور برای همدردی با مردم، تبصره و قاعده‌ای خاص می‌گذاشت و شمع روشن کردن برای یک انسان را مستثنی از مراودات و تظاهرات سیاسی و صنفی می‌پنداشت؟.

پدرها هدیه نمی‌خواهند ولشون کنید!

حق نشر عکس Noavaran
Image caption روز پدر - کارتون محمد طحانی، نوآوران

آید‌‌‌‌‌‌ین سیارسریع در صفحه طنز بی‌قانون نوشته: ظاهرا داریم به روز پدر نزدیک میشیم و به همین مناسبت چند روزیه سوال‌ها از «چی بپوشم» به «چی بخرم» تغییر پیدا کرده. سوال مذکور گویا به قدری سخت و سنگین بوده که از ابتدای هفته چند کشته و زخمی به جا گذاشته. عده‌ای هم زیر فشار خودشون پدر شدن.

در ادامه این طنزنوشته آمده: طرف یه هفته گشته دیده جز جوراب هیچی نمی‌تونه واسه پدرش بخره. جوراب هم که دیگه اینقدر جوکش دراومده حکم توهین پیدا کرده. گفته چی کار کنم چی کار نکنم رفته به پدرش گفته بابا من پدر شدم! پدره هم گفته: یه هفته‌ای چه جوری پدر شدی؟ گفته: بچه از پرورشگاه آوردم. پدره عصبانی شده و گفته: یعنی نمی‌خوای هدیه بدی؟ پسره گفته: چرا ولی شما هم باید هدیه بدی. پدر نگاهی به جیبش انداخت و گفت: پسرم آیا همین صفا و صمیمیتی که بین ماست خودش یک نوع هدیه الهی نیست؟

طنزنویس افزوده:برای اون دسته از پدرها که هدیه گرفتن روز پدر از این جیب به اون جیبه بهترین کار نخریدن هدیه است. مورد داشتیم اعضای یک خانواده برای روز پدر حدود۱۰ میلیون تومان یواشکی از کارت پدر برداشتن که براش هدیه بخرن. خوشحال و خندان رفتن۱۰ میلیون‌رو خرج کردن و پدر گرامی فردا کوفته بر سرش که بیچاره شدم، امروز چک داشتم! چند ماه بعد همسر و فرزندان با به همراه داشتن هدیه‌های روز پدر رفتن زندان ملاقات پدر.

طنز بی قانون به این جا رسیده که:در مجموع من فکر می‌کنم پدرها از ما انتظار خاصی ندارن. همین که آدم باشیم، تا ۴۵ سالگی ازشون پول توجیبی نگیریم و حرص‌شون ندیم برای اون‌ها بهترین هدیه است... بله یک پدر در کنار بنده ایستاده و میگه تو غلط می‌کنی از قول ما حرف می‌زنی. اصلاح می‌کنم، برای پدرهایمان هدیه بخریم و بهشان توجه کنیم. ببخشید، عذر می‌خوام!

مطالب مرتبط