روزنامه‌های تهران، فساد از کی چنین گسترده شد؟

روزنامه‌های امروز تهران، یکشنبه ۳۰ خرداد به وضعیت وخیم شهرهایی که گرفتار ریزگردها و غبار مدام شده اند پرداخته و در عین حال مقالات و گزارش هایی را به ماجرای گسترش فساد در کشور و افشای حقوق های میلیونی مدیرانی دولتی اختصاص داده اند. آیا این ها همه تبلیغات مخالفان علیه دولت است و یا از سر دلسوزی برای پاک کردن محیط اداری کشور صورت می گیرد.

نامعلوم بودن علت انفجار دو روز پیش در تهران، روز جهانی بیابان زدایی و روز جهانی پناهندگان از دیگر مسایلی است که روزنامه های امروز بدان پرداخته اند.

حق نشر عکس Siasat Rooz
Image caption تیتر و عکس صفحه اول سیاست روز

ریشه بیابان زایی و ریزگردها

مژگان جمشیدی در گزارش اصلی روزنامه ایران نوشته: مراسم روز جهانی مقابله با بیابان زایی صبح دیروز در حالی با حضور وزیر جهاد کشاورزی و تأکید رئیس سازمان جنگل ها و مراتع کشور برای مقابله با گسترش بیابان ها برگزار شد که وقوع گرد و غبار شدید ناشی از گسترش بیابان ها در عراق و سوریه در چند روز اخیر، تقریباً بیش از نیمی از کشور را تحت تأثیر خود قرار داده است. اما آنچه در سال های اخیر موجی از نگرانی را در بین کارشناسان و مسئولان دستگاه‌های متولی حفاظت از طبیعت دوچندان کرده گسترش بیابان زایی در نتیجه تخریب گسترده منابع طبیعی و کمبود اعتبارات لازم برای مقابله با این پدیده در کشور است.

به نوشته این گزارش: رئیس سازمان جنگل ها و مراتع در جمع خبرنگاران در همین رابطه گفت: «سال گذشته حدود 40 هزار هکتار بیابان زدایی انجام شده که بخش مهم آن به دریاچه ارومیه، خوزستان، کرمان و مناطق شرقی کشور مربوط می‌شود و امسال نیز در ۹۰ هزار هکتار اراضی بیابان‌زدایی انجام می‌شود.»

گزارش روزنامه ایران تاکید کرده: این در حالی است که بر اساس برنامه پنجم توسعه، سازمان جنگل ها به نمایندگی از دولت مکلف شده بود هر ساله بالغ بر ۴۸۰ هزار هکتار طرح‌های بیابان زدایی اجرایی کند که به دلیل نبود تخصیص اعتبارات لازم با وجود نزدیک شدن به پایان برنامه پنجم تنها ۱۷۰ هزار هکتار بیابان زدایی در ۵ سال گذشته انجام شده است. از سوی دیگر به گفته این مقام ،در حال حاضر حدود 5/7 میلیون هکتار کانون بحرانی بیابانی در کشور وجود دارد .

سوشیانت آسمانی در گزارش اصلی سیاست روز نوشته: در حالی که معصومه ابتکار معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان محیط‌زیست کشور پیش از این اعلام کرده بود که برجام می‌تواند راهگشای بهبود اوضاع محیط‌زیست، احیای دریاچه ارومیه، رفع آلودگی هوا و دیگر معضلات محیط‌زیستی باشد اما انگار همه این گشایش‌ها بدون ثبات عراق و صلح جهانی بی‌معنی است!! هر چند که طرح ما که در سازمان ملل پذیرفته شده بود مورد استقبال کشورهای منطقه قرار نگرفته تا حال هوا بد باشد.

گزارشگر این روزنامه مخالف دولت با اشاره به گفته های یک مقام دولتی که فاش کرده که در کنترل گرد و غبار با منشاء خارجی اقدامات با دشواری پیش می‌رود ، نوشته: وی از استقبال اندک کشورهای منطقه از طرح پیشنهادی ایران برای مقابله با گرد و غبار با منشاء خارجی خبر داد که به دلیل شرایط سیاسی منطقه و بحران‌های موجود، کشورهای همسایه آن طور که باید از طرح مقابله با گرد و غبار ایران استقبال نکرده و برای تحقق این کار نیازمند ساختارهای سازمان ملل هستیم.

گزارش سیاست روز به طعنه نوشته: حال باید منتظر بمانیم تا وضعیت عراق هم ثبات یابد تا جنگ‌های گوشه و کنار دنیا تمام شود و ریزگردها رخت ببندند. مضمون سخنان مطرحه توسط رئیس سازمان محیط‌زیست این است که لطفا فعلا نفس نکشید تا با صلح جهانی ریزگردها بروند!

دولت باید یک مرحله‌ای شود!

پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: منت خدای را که فوتبال شروع شد و باز رونقی به رسانه ملی رسید. اما با این وجود عموجان غریدند: «جا دارد دولت اعتدال بی‌چون و چرا همین امروز استعفا دهد!» چرا؟ «شما که خجالت سرتان نمی‌شود. شما که شرم و حیا ندارید. چرا در جام ملت‌های اروپا دول استعماری همه پیروز و مدعی اول صعود هستند اما کشور دوست و برادر روسیه در معرض حذف است؟ اصلاً ما متحیر مانده‌ایم چطور یک جام بدون کشور دوست و برادر چین رسمیت پیدا می‌کند!؟ واقعاً وزارت خارجه دولت اعتدال و جناب ظریف با چه رویی با کری و موگرینی پشت یک میز می‌نشینند؟ ماحصل همین ساده انگاری هاست که اموال ما را بالا می‌کشند.»

طنزنویس جرات کرده جواب می دهد:خب اول اینکه امریکا هم مثل چین در این تورنمنت غایب است؛ پس این به آن در! در ثانی دوستانی که در دولت قبل اموال ما را از خطر هاپولی نجات ندادند مقصر نیستند و دولت اعتدال که با هزار و یک مصیبت به ارث مانده از گذشته دست به گریبان مانده مقصر است؟

عموجان مشتی تخمه را چنگ زده و فرمودند: «آخی. الهی بگردم که زیر بار مصیبت‌ها کمر خم کرده اید. همچین ناله و زاری می‌کنید که انگار یک نفس دارید کار می‌کنید و یک ریال هم گیرتان نمی‌آید! اصلاً فیش حقوقی ات را بیاور ببینیم چند چندی؟» فیش حقوقی ما که اساساً رقمی نیست. هر چند کاش فیش حقوقی آدم چندین و چند صفر داشته باشد اما اموال ملت با صفرهای انبوه را در کانادا به کار ساخت و ساز با شرکا نینداخته باشد.

گسترش فساد

اعتماد در سرمقاله خود به گسترش فساد در کشور اشاره کرده و نوشته: برای تشخیص وضعیت سال های گذشته کشور از این نظر می توان به آمار نهادهاي بين‌المللي از جمله بانك جهانی اشاره کرد که هر سال منتشر مي‌شود اماری که نشان می دهد وقتي كه دولت اصلاحات بر سر كار آمد، فقط وضع ٢٨ درصد كشورها از حيث كنترل فساد بدتر از ايران بودند، ولي اين امر به مرور بهبود يافت و در سال ١٣٨١ به اوج خود كه ٥٠ درصد است، رسيد. در واقع ايران به لحاظ شاخص فساد در آن زمان در نقطه مياني كشورهاي جهان قرار داشت.

مقاله اعتماد توجه داده که با توجه به تضعيف نهادهاي مدني و افزايش درآمدهاي نفتي اين شاخص در دو سال آخر اصلاحات هستيم، ولي نزول جدي و اساسي در دولت آقاي احمدي‌نژاد رخ داد كه در سال ١٣٨٩ به پايين‌ترين حد رسيد و وضع ايران فقط از ١٦ درصد كشورها بهتر بود.در واقع گسترش فساد در ايران محصول اين دوره بود.

اعتماد یادآور شده که: در حال حاضر دولت در برابر مخالفان قوي و صاحب رسانه‌اي قرار دارد كه هرچه مي‌خواهند مي‌نويسند، و كسي را ياراي جلوگيري از آنان نيست. همين عامل به تنهايي كفايت مي‌كند كه معتقد شويم ارتكاب فساد جرات زيادي مي‌خواهد، يا آنكه اگر هم كسي انجام داد وابسته به مخالفان دولت بايد باشد تا دست به چنين اقدامي بزند. پول چنداني هم براي اينكه فسادي صورت گيرد نمانده است. اگر در گذشته افرادي با ارقام هزاران ميلياردي مرتكب فساد مي‌شدند الان پولي براي ارتكاب اين فسادها وجود ندارد.

حق نشر عکس Jahan Sanat
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

فیش‌های حقوقی سابقه‌دار

داریوش قنبری هم در سرمقاله ابتکار نوشته:در طی روز ها و هفته های گذشته هجمه هایی به دولت روحانی صورت گرفته است که بی ارتباط با مسئله انتخابات سال آینده ریاست جمهوری نیست. مسائلی که در ارتباط با دولت مطرح می شود از اساس ربط خاصی با عملکرد دولت ندارد. مانند حقوق یک رییس بانک که در یک مجموعه ی مدیریتی غیر دولتی قرار دارد که به فرض درست بودن ادعا این مسئله ارتباطی با دولت ندارد. از طرفی فیش حقوقی افشاشده مربوط به ۱۰ یا ۱۱ ماه این مدیر است که تبدیل به پیراهن عثمان شده است تا به این روش دولت را تحت فشار قرار دهند.

اما این بزرگ نمایی و حتی دروغ پردازی های علیه دولت به نوعی برای پوشاندن اختلاس های هزاران میلیاردی در دولت گذشته است. مخالفان دولت قصد دارند تا ماجرای تخلفات بابک زنجانی که میلیاردها دلار به اقتصاد کشور آسیب زد را با انتشار برخی فیش های حقوقی تحت الشعاع قرار دهند که البته در این امر نمی توانند موفق باشند. معادل سازی هایی که توسط مخالفان دولت برای فسادهای گسترده دولت قبل که در سطح معاون اول نیز صورت گرفت به طرز ناشیانه ای به اجرا درآمد .

ابتکار در نهایت نوشته: به عنوان نمونه حقوقی که برای مدیر سازمان تامین اجتماعی در دولت قبل در نظر گرفته شده بود 13 میلیون تومان بود که در این دولت رئیس جدید تنها 6 میلیون آن را برداشت می کند. حقوق هایی که در حال حاضر پرداخت می شود یک شبه متولد نشده است بنابراین پایه و مبنا در دولت قبل گذاشته شده است.

سیاووش کاویانی در سرمقاله سیاست روز نوشته:سیاستی که در دولت کنونی و از سوی برخی هواداران و طیف سیاسی اصلاحات از زمان آغاز به کار تاکنون ادامه داشته، انداختن همه تقصیرها به گردن دولت گذشته بوده است. آیا چنین سیاستی مشکلات موجود را حل می‌کند؟ با سیاست فرافکنی که در پیش گرفته شده است، می‌توان خود را از قصور پرداخت‌های میلیونی مبرا ساخت؟ اگر چنین اتفاقی در دولت گذشته افتاده بود، رسانه‌ها و شخصیت‌های سیاسی اصلاح‌طلب و مدعی هواداری دولت قطعاً در همان زمان اقدام به افشای فیش‌های حقوقی مدیران دولتی می‌کردند و اکنون چرا اصرار بی منطق دارند که دولت فعلی نقشی نداشته است؟

این روزنامه مخالف دولت پرسیده: اگر هم پذیرفته شود در دولت گذشته افزایش حقوق‌های میلیونی مصوب شده است، چرا دولت کنونی برای اصلاح آن و جلوگیری از چنین پرداخت‌های نامتعارف اقدام نکرد تا این که رسانه‌ها وارد موضوع شدند و به افشاگری پرداختند؟ سه سال است که حقوق‌های میلیونی پرداخت می‌شود.

سیاست روز در نهایت به این پرسش رسیده که:آیا به صلاح است که همچنان در برخی شهرهای محروم کشور کودکان این مملکت بدون مدرسه و در کپرها یا در فضای باز درس بخوانند چون آموزش و پرورش بودجه ندارد، آنگاه یک مدیر ماهیانه ۵۰، ۸۰، ۱۰۰، ۱۵۰ یا ۲۰۰ میلیون تومان دریافتی داشته باشد؟

جهان صنعت در گزارش اصلی خود نوشته:رکود چنبره عجیبی بر صنایع ایران انداخته است. رکود و ورشکستگی دامنگیر بنگاه‌های اقتصادی کشور شده و هنوز کسی به فریاد تولید نرسیده است. تشدید فشار مالیاتی و بیمه‌ای دولت بر تولید نیز قوز بالا قوز شده تا صنایع نتوانند نفس بکشند. به دلیل تعمیق رکود اعلام ورشکستگی بنگاه‌های تولیدی رو به افزایش است تا جایی که ۲۰ درصد بنگاه‌های مستقر در تهران تعطیل شده‌اند!

در این گزارش از زبان معاون پیشین وزارت صنعت آمده که مشکل در اجرا نشدن اقتصاد مقاومتی است که رهبر توصیه کرد و بنابراین دولت روزمرگی می‌کند و اولویت‌بندی در مسایل اقتصادی ندارد. مسلما با آزمون و خطا و باندبازی نمی‌توان اقتصاد مقاومتی را پیش برد.

مرثیه برای ارج یا اقتصاد دولتی؟

حق نشر عکس Farhikhtegan
Image caption روز جهانی پناهندگان / کارتون امیرحسین ضرغام، فرهیختگان

تیمور رحمانی در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته: تعطیل یا نیمه تعطیل شدن کارخانه ارج به‌عنوان قدیمی‌ترین تولیدکننده لوازم خانگی در ایران بازتاب رسانه‌ای گسترده‌ای به‌دنبال داشت. گرچه بسیاری از افراد زیر ۴۰ سال ایران ممکن است حتی اسم ارج هم به گوش‌‌‌‌‌‌شان نرسیده باشد، اما برای نسل ما که نیم قرن دوم زندگی خود را سپری می‌کنیم نام ارج یادآور خاطره‌های بسیار است. ولی آیا صرف دلبستگی عاطفی نسل من و صرف افتخار به تولیدات داخلی برای تضمین تداوم فعالیت چنین صنایعی کفایت می‌کند یا اینکه تعطیل شدن این بنگاه‌ها امری اجتناب‌ناپذیر است و جلوگیری تصنعی از آن تنها دوره درد کشیدن را طولانی‌تر می‌کند.

به نوشته این اقتصاددان:اقتصاد ایران همواره از دخالت بیش از حد دولت زیان دیده است و پس از ملی شدن بسیاری از صنایع و فعالیت‌های اقتصادی این زیان بسیار تشدید شده است. بسیاری از کارخانه‌ها پس از آنکه با موج ملی شدن در اختیار بخش دولتی و شبه‌دولتی قرار گرفتند، به‌طور معمول دچار کاهش شدید بهره‌وری و توان رقابتی شدند و به تدریج علاوه‌بر آنکه با افزایش هزینه‌ها روبه‌رو شدند بازار خود را نیز از دست داده و با کاهش درآمد و به تبع آن سودآوری، روبه‌رو شدند و کارخانه ارج نیز طبق همین داستان و در ازای مطالباتی که توانایی بازپرداخت آن را نداشت به تملک بانک ملی ایران درآمد و به شرکت‌های زیر مجموعه بانک ملی پیوست.

سرمقاله دنیای اقتصاد به این جا رسیده که: تحت چنین شرایطی اگر گروه شرکت‌های وابسته با بانک ملی به این جمع‌بندی برسد که کارخانه‌ای مانند ارج از نظر اقتصادی قادر به تداوم فعالیت اقتصادی نیست و باید تعطیل شود، آیا مرتکب خطا شده است و آیا نیاز به این همه فشار رسانه‌ای وجود دارد که مسوولان ارشد گروه شرکت‌های وابسته به بانک ملی را به پاسخگویی و توضیح وادارد؟ اگر بانک‌ها وادار به اعطای تسهیلات تکلیفی شوند و بازهم بدهی ها نتوانست به شکل متعارف بازپرداخت شود، آیا بانک باید هزینه این تکلیف را متحمل شود؟

سونامی بیکاری

شهروند در سرمقاله خود به تعریف سونامی بیکاری پرداخته که این روزها در گزارش ها و مقالات روزنامه ها بدان اشاره می شود در شرايط حاضر ر حدود ٥ ميليون نفر پشت بازار كار قرار دارند تا به محض آنكه ظرفيتي براي اشتغال ايجاد شود، وارد اين بازار شوند. یعنی حتي اگر بازار كار فعال و اشتغال زياد شود، غيرممكن است كه نرخ بيكاري در بلندمدت و حتي ميان‌مدت كم شود. اگر نيمي از اين افراد هم وارد بازار شوند، نرخ بيكاري را تا دو برابر افزايش خواهند داد؛ و اين همان سونامي بيكاري است.

به نظر این مقاله: ريشه اين سونامي در ركود اقتصادي سال‌هاي ١٣٨٤ تا ١٣٩٢ است. اگر سياست‌هاي دولت اصلاحات ادامه مي‌يافت و سالانه مطابق معمول آن سیاست‌ها حداقل ٦٠٠ تا ٨٠٠‌هزار شغل ايجاد شده بود، امروز نرخ فعاليت در ايران به حدود ٤٦ تا ٤٧‌درصد مي‌رسيد و تعداد شاغلان نيز نزديك به ٣٠ ميليون نفر بود و به احتمال زياد نرخ بيكاري نيز تک‌رقمی مي‌شد. ولي از دست رفتن اين فرصت ١٠ساله ميان سال‌هاي ١٣٨٤ تا ١٣٩٤، ضربه جبران‌ناپذيري به اقتصاد ايران زد كه چند دهه طول خواهد كشيد تا بخشي از آن جبران شود.

در پایان مقاله شهروند آمده: ولي فراموش نكنيم كه بخش مهمي از آن هیچ‌گاه در آينده نيز جبران نخواهد شد، زيرا ظرفيت توليد و اشتغال در اين ١٠ سال از ميان رفت، آنچه هم كه در آينده ايجاد شود، مربوط به آينده است و اگر اين ظرفيت در گذشته از ميان نمي‌رفت، ظرفيت‌هاي آينده نيز به آن اضافه مي‌شد.

زنگ خطر برای مدیران تهران

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون مهدی ایزدی، شهروند

حمیده امینی‌فرد در گزارشی در روزنامه ایران نوشته: حادثه ترکیدگی و انفجار لوله گاز؛ غرب تهران در منطقه شهران، در زمانی اتفاق افتاد که با وجود همه نگرانی‌ها به علت زمان وقوع و روز تعطیلی، «شرایط ریسک و پر خطر» محسوب نمی‌شد و همین مسأله موجب شد تا خسارات و تلفات آن هم کاهش یابد، اما این حادثه نه چندان سهمگین که البته هنوز ابعاد دقیق آن واکاوی نشده، حاشیه‌های تلخی هم بدنبال داشت، اینکه دستگاه‌های خدمات رسان هنوز نقشه کاملی برای مشخص کردن خطوط گاز، آب و برق ندارند و براساس آمار و شواهد تا هماهنگی و رسیدن به محل وقوع حادثه، زمان طلایی زیادی از دست می‌دهند.

به نوشته این گزارش: صدها اما و اگر دیگری که دستگاه‌ها را در زمان وقوع حادثه رودرروی یکدیگر قرار می‌دهد، یعنی تهران، امروز بیش از هر زمان دیگری به اجرای مدیریت یکپارچه شهری برای مقابله با بحران‌های طبیعی و غیر طبیعی نیاز دارد، به طوری که براساس پژوهشی که اخیراً روی ۲۰ طرح عمرانی فعال در شهر تهران انجام شده، ۲۰ درصد طرح‌ها از نظر ایمنی وضعیت ضعیف و بسیار ضعیف دارند و ممکن است هر زمان، در شرایط حادثه ساز قرار بگیرند. البته همه اینها جدا از خطر بزرگ زلزله تهران است که شواهد موجود نشان می‌دهد هیچ نوع آمادگی برای مقابله با آن وجود ندارد.

یکی از مدیران سازمان مدیریت بحران کشور در گفتگو با روزنامه ایران از لایحه یکپارچه مدیریت شهری گفته که در مجلس تحت بررسی است و اگر زودتر تصویب شود، یک نماینده از هر دستگاهی که با شریان‌های اصلی شهری در ارتباط است، به صورت شبانه‌روز در اتاق «کنترل مدیریت بحران» حضور خواهد داشت و زمانی‌که حادثه‌ای اتفاق می‌افتد، بسرعت سر صحنه حضور می‌یابد و این‌طور نیست که مثل الان دستگاه‌ها در انتظار دستگاه دیگر باشند و زمان زیادی تلف شود.

آمریکا بورینگ است

پوریا عالمی در ستون طنز شرق به کسانی که فکر می کنند در خارج خبری است توصیه کرده فکرش نباشند چرا خیلی بوُرینگ و ضدحال است.هر چندسال یک‌بار یکی شبیه ترامپ یا بوش پیدا می‌شود و مردم سرشان گرم می‌شود. همین. باقیش خبری نیست‌ها. ولی توی همین ایران خودمان. ماشاالله... تا بخواهی سیاست‌مدار بانمک. یعنی این‌قدر توی استندآپ‌کمدی ما قوی بودیم که آقای احمدی‌‌نژاد در حد بین‌المللی اجرا داشتند. البته اساتیدی هم داریم که اجرای داخلی دارند و مردم را سرگرم می‌کنند.

طنزنویس اضافه کرده: یا مثلا کارگرها را برای اینکه بدنشان ورزیده باشد، چندوقت پیش ورزش تخصصی دادند و چندتا هم شلاق زدند.یا مثلا یک نفر پول همه را می‌‌خورد و می‌رود بغل سلین دیون، همسایه‌شان می‌شود، بعد مردم خوشحال می‌شوند که ما بغل سلین دیون هستیم. یا مثلا همین گردوغبار که سال‌هاست در غرب کشور هست، درواقع پیام روشنی است به ابرقدرت‌های غرب که بدانند اگر مؤدب نشوند ما چنین گردوخاکی در غرب خواهیم کرد.

ستون طنز شرق به این جا رسیده که: اصلا برویم آمریکا که چی؟ دلار آمریکا توی آمریکا بالا و پایین نمی‌شود‌ها. درحالی‌که اینجا همه منتظرند دلار بکشد بالا که آنها بکشند پایین کرکره را و بفروشند و بروند. یا تلویزیون ایران که برنامه‌هایی می‌سازد که چنان آدرنالینی در مردم ایجاد می‌کند که سینمای ترسناک جهان هنوز نتوانسته به آن دست پیدا کند.

مطالب مرتبط