روزنامه‌های تهران، عزل مدیران، زنده باد افشاگری

روزنامه‌های امروز صبح، یکشنبه ۱۳ تیر در صفحات اول خود از برکناری مدیران گیرنده حقوق های کلان نوشته و روزنامه های اصولگرا نوشته اند دولت حق مردم را بازگرداند، گرچه روزنامه های میانه رو این را هجوم راست گرایان علیه دولت روحانی می‌دانند.

پیش شرط مبارزه با فساد

حق نشر عکس Farhikhtegan
Image caption تیتر و کارتون فیروزه مظفری، فرهیختگان

کامبیز نوروزی در مقاله‌ای در روزنامه ایران نوشته: «کلان بگیری» مدیران ارشد دستگاه‌های عمومی که از طریق دریافت حقوق‌های بالا یا ارتکاب جرایم سنگین مالی اتفاق می‌افتد، واژه تکراری «شفافیت» را دوباره بر سر زبان‌ها انداخته است. اما این واژه همان قدر که مهم است، مبهم است. کسی نمی‌گوید چه چیز و چه منابعی و چگونه و برای چه کسانی باید شفاف شود.

نویسنده حقوقدان معتقد است: شفافیت دستگاه‌های عمومی زمانی محقق می‌شود که جامعه بتواند به تصمیمات و عملکرد واقعی آنها دسترسی داشته باشد در حالی که در ساخت تمامی سازمان‌های اداری، دستگاه‌های عمومی غیردولتی و شرکت‌های دولتی و نیمه دولتی و شبه دولتی (شرکت‌های لایه‌ای) مدیران یکی از مهم‌ترین موانع انتشار اطلاعات واقعی‌اند. تجربه مکرراً ثابت کرده است که مدیران با پنهان کردن یا توجیه کردن اشتباهات خود و نیز پنهان کردن اطلاعات امتیازآور مانع از آگاهی جامعه از واقعیت‌ها می‌شوند و خصوصاً با اتکا به رانت اطلاعات و اخبار مزایای پرشماری را برای خود و شبکه پیرامونی خود مهیا می‌کنند.

مقاله روزنامه دولت به این جا رسیده که: قانون مجازات افشای اسناد طبقه‌بندی شده قانونی است که در گذشته‌های دور توسط رژیم استبدادی به تصویب رسید و تماماً به مقصود پنهان نگه داشتن همه چیز از چشم مردم وضع شد. این قانون پوسیده در تمام عمر طولانی خود بیش از هرچیز به کار پنهانکاری دستگاه قدرت و حفظ موقعیت مدیران آمده است و مردم را از حقوق اساسی خود محروم کرده است. اصلاح فوری این قانون ضروری است. باید فقط اسنادی قابل طبقه‌بندی باشند که ارتباط مستقیم با منافع ملی و امنیت عمومی دارند.

مهدي پورصفا در گزارشی در روزنامه جوان با عنوان «دولت حق مردم را بازگرداند» به بخشی از نامه رهبر جمهوری اسلامی به معاون اول رییس جمهور اشاره کرده که در آن آمده: «كليه دستگاه‌ها موظفند نسبت به پرداخت‌هاي غيرمتعارف حساسيت نشان دهند و قاطعانه با موارد تخلف برخورد كنند. دفتر هم موظف است ضوابط مصوب دولت را در مجموعه‌هاي وابسته به خود مورد توجه و امعان نظر قرار دهد.»

به نوشته روزنامه سپاه پاسداران اين دستور نشان مي‌دهد كه از نگاه رهبر هيچ دستگاه و سيستمي حتي زير‌مجموعه‌هاي ايشان نيز از بحث برخوردهاي دقيق در اين حوزه معاف نيستند. از اين رو هيچ بهانه‌اي براي عدم رسيدگي دقيق به اين مسئله در هيچ حوزه‌اي باقي نمي‌ماند.

گزارش جوان ضمن اشاره به این که برکناری روسای بانک و توفان فیش های حقوقی که با تصمیم دولت به نتیجه رسید حاصل دستور هدایت کننده رهبر بود نوشته:ناگفته نماند كه در طول سال‌هاي گذشته رسانه‌هاي بيگانه به صورت مرتب بر اين نكته تأكيده كرده‌اند كه زير‌مجموعه‌هاي دفتر رهبر معظم معظم انقلاب از جمله نهادهاي اقتصادي همچون بنياد مستضعفان و جانبازان يا برخي ديگر از دستگاه‌ها از هرگونه نظارتي معاف هستند. گرچه اين مسئله از همان ابتدا با توجه به نظارت دستگاه‌هاي گوناگون همچون سازمان بازرسي كل كشور نيز دور از ذهن بود، اما این دستور نشان داد كه هيچ گوشه امني در نظام جمهوري اسلامي براي مبارزه با فساد و تجمل‌گرايي وجود ندارد.

خاطره وطن‌خواه در سرمقاله فرهیختگان با اشاره به نزدیک شدن پایان عمر دولت روحانی نوشته رقابت های انتخاباتی از هم اکنون شروع شده و این جاست که به ماجرای افشای فیش های حقوقی «فیش گیت» نام داده و آن را طرح بعدی مخالفان علیه دولت خوانده است.

به نوشته این مقاله برکناری و قبول استعفاها شاید حداقل کاری بود که دولت می‌توانست در مواجهه با هجمه‌ای که این روزها مجموعه دولت را نشان گرفته، انجام بدهد. افشای فیش‌های حقوقی مدیران بیمه مرکزی که در شبکه‌های اجتماعی آن را «فیش‌گیت» نامگذاری کردند، ابتدا به نظر می‌رسید تنها یک تسویه‌حساب جریانی درون بیمه مرکزی است، اما به‌تدریج که فیش‌های دیگری از بانک‌های دیگر منتشر شد و نشان می‌داد مدیران آنها حقوق و پاداش غیرمتعارف دریافت می‌کنند، ماجرا را تامل‌برانگیز‌تر کرد.

نویسنده سرمقاله فرهیختگان با اشاره به سابقه قانونی این پرداخت ها که در دوره دولت قبلی تصویب شده نتیجه گرفته که آنچه اتفاق افتاده غیرقانونی نبوده و اتفاقا درست براساس قانون صورت گرفته است. شاید این سوال مطرح باشد که چرا مجریان که از ابتدا نامتعارف بودن حقوق و مزایای دریافتی را دیدند سکوت اختیار کردند؟ قطعا مدیرانی که حقوق‌های نامتعارف دریافت و سکوت کردند، بزرگ‌ترین اشتباه را انجام داده‌اند.

این راه اصلاح نیست

عباس عبدی به سخنان رییس بازرسی کل و متهم کردن برادر رییس جمهور به دخالت در استخدام رییس یک بانک پرداخته که در آن گفته شده مدیر با حقوق کلان دارای پرونده بوده و سازمان بازرسی تذکر داده اما اصرار حسین فریدون سازمان چه می توانست کرد.

به نوشته اعتماد ميان جامعه و مردم متحير مي‌مانند كه آيا قرار است موضوع به صورت توپ از زمين يك بخش به زمين بخش ديگري پرتاب شود؟ بنابراين به جاي ادامه اين اظهارات كه هيچ مشكلي را حل نمي‌كند، بلكه برعكس، گره‌هاي كور ماجرا را بيشتر مي‌كند نخستين و مهم‌ترين مساله اين است كه معلوم شد، افراد مي‌توانند پرونده‌هاي سنگيني داشته باشند، و همچنان در مسندهاي مديريت اداري حاضر باشند. بحث اين نيست كه اين افراد محكوم يا تبرئه خواهند شد و چون هنوز محكوم نشده‌اند، پس مي‌توانند مدير باقي بمانند. بحث اين است كه وقتي عليه كسي و مديري پرونده‌اي گشوده مي‌شود كه به قول خودشان سنگين است، بايد تا رسيدگي نهايي از مديريت بركنار بماند، زيرا حضور در يك پست مديريتي مثل رياست يك بانك مهم، مانع از رسيدگي بي‌طرفانه و نيز مانع از انجام وظايف مديريتي در آن بانك است

نویسنده مقاله تاکید کرده:اظهارات آقاي رييس سازمان بازرسي نيز محل تامل است. زيرا نشان مي‌دهد كه روابط اين سازمان يا ادارات دولتي شفاهي است. خوب اگر اين انتصاب ايراد داشته يا حداقل اينكه قريب به مصلحت نبوده، مي‌توانستند آن را مكتوب و مستدل كنند و مطابق وظايف خود آن را به سازمان ذي‌ربط ابلاغ كنند. بيان شفاهی نه اعتباري دارد و نه مي‌تواند مستند شود.

زنده‌باد تلگرام

حق نشر عکس Arman
Image caption شلاق در سفره افطار کارگران / کارتون مازیار بیژنی، آرمان

ابوتراب فاضل در مقاله ای در شرق با اشاره به گسترش فعالیت شبکه های اجتماعی و تاثیر آن در ماجرای افشای فیش های حقوقی مدیران نوشته فرض متقن آنکه هرکس گوشی هوشمند دارد حداکثر در چهار یا پنج گروه فعال است...و روزانه دسترسی فراوانی به اطلاعات منتشرشده در شبکه‌های مجازی دارد. به رسم معمول و عادت مألوف که از قضا همه کاربران گوشی‌های هوشمند به آن گرفتار شده‌اند، اطلاعات رسیده به هر کاربر بلافاصله به کاربر دیگر در مقام دوست یا هم‌گروه ارسال می‌شود.

به نوشته این فعال سیاسی: این فعل‌و‌انفعال عادی در فضای مجازی، از همه کاربران یک کنشگر فعال رسانه‌ای به وجود آورده که فعالیت رسانه‌ای خود را در حد انجام وظیفه یا ایفای رسالت خبری پنداشته و به انجام آن بسیار وابسته‌اند. این رویه مدتی است که به‌عنوان امور روزمره همه را به خود مبتلا کرده و جزئی از زندگی ما شده است.

مقاله شرق نتیجه گیری کرده: اولا پلشتی اقتصادی‌ای که اینک در قالب فیش‌های حقوقی نجومی نمایان شده، در یک اقتصاد غیرشفاف وجود دارد، بعد همخ برای اینکه از آلودگی‌های اقتصادی کاسته شود، بی‌تردید باید با همه ابزار لازم به مبارزه‌ای تن داد که نتیجه آن پیروزی شفافیت باشد، جز این که بدون ملاحظات سیاسی و اینکه این ابزار امروز در دست کدام جناح سیاسی و علیه کدام جناح به کار می‌رود، فارغ از اینکه اصلاح‌طلب باشیم یا اصولگرا، طرفدار احمدی‌نژاد باشیم یا خاتمی، حمایت از دولت روحانی را وظیفه بدانیم یا مخالفش باشیم، باید از فرصت و توانمندی فضای مجازی حداکثر استفاده را ببریم و فریاد شفافیت و عدالت سر دهیم و بلندتر بگوییم: «زنده‌باد تلگرام».

فلسطین و امنیت ایران

سعدالله زراعی در یادداشت روز کیهان نوشته: غرب با تأکید بر اینکه ایران به دلیل عرب نبودن و فاصله مرزی با فلسطین حق دخالت در این پرونده را ندارد، سعی کرده‌اند که یک جبهه عربی اسلامی را در مقابل ایران قرار دهند. هدف غرب از این صحنه‌آرایی الزاماً تحمیل یک جنگ نیست کما اینکه به فرض وجود چنین علاقه‌ای، در بین کشورهای اسلامی کشوری وجود ندارد که بتواند به جنگ با ایران برود و بر آن پیروز شود. غرب در واقع در ورای این صفحه‌بندی تلاش می‌کند تا بر «عزم» ایران تأثیر بگذارد و ایران را وادار کند تا از پرونده فلسطین فاصله بگیرد.

به نظر نویسنده این روزنامه تندرو:فاصله گرفتن ایران از پرونده فلسطین فقط ملت فلسطین را به خطر نمی‌اندازد بلکه بیش از آن تأثیر فوری بر وضع امنیتی و منافع ملی ایرانیان برجای می‌گذارد. اما چرا؟ اتصال وثیق ایران به فلسطین از یک سو هرگونه رویه‌ای که مبتنی بر تثبیت رژیم صهیونیستی بعنوان مهمترین دشمن جهان اسلام باشد را خنثی می‌نماید کما اینکه تاکنون

اینگونه بوده است. از سوی دیگر جدا شدن ایران از پرونده فلسطین، یک علامت استراتژیک مبتنی بر عقب‌نشینی خواهد بود.

یادداشت روز کیهان نتیجه گرفته: پس پرونده فلسطین از این منظر سنگ محک ابقاء یا اضمحلال انقلاب اسلامی است. دقیقاً به همین دلیل است که هر کسی که با انقلاب سر ناسازگاری دارد در پرونده فلسطین، موضعی نزدیک به آمریکا می‌گیرد هر چند داخلی‌ها با به ابتذال کشاندن بحث مخالفت با انقلاب، کوچه بازاری‌ترین روش و ادبیات و عبارات را برای ابراز پیوستگی به غرب برمی‌گزینند.

مرز بحران کجاست

حق نشر عکس Arman
Image caption تیتر و کارتون مهدی عزیزی، ابتکار

هادی مومنی در سرمقاله روزنامه جهان صنعت نوشته: اعداد در اقتصاد هیچ‌گاه دروغ نمی‌گویند به شرطی که خروجی اعداد از منابع معتبری استخراج شده باشند. بر همین مبنا نگاهی به آمار خرید و فروش سهام در بورس از ابتدای سال تا امروز به روشنی نشان می‌دهد سهامداران روزهای سختی را در سه ماه گذشته در بازار سهام سپری کرده‌اند.

به نظر نویسنده: بورس در سال ۹۵ تا امروز بیش از ۶۰ روز معاملاتی را پشت سر گذاشته است که براساس آمار تنها کمی بیش از ۳۰ درصد از این روزها، خرید و فروش سهام در تالار شیشه‌ای با رشد مواجه بوده و در مقابل ۷۰ درصد روزهای بورس برای سهامداران سیاه بوده است. واقع‌بینانه اینکه بورس همچنان هیچ جایگاه قابل اعتباری در اقتصاد ایران ندارد و به همین خاطر دولتمردان هم برای حمایت از این بازار جدیتی به خرج نمی‌دهند. اگر بازار سهام به اندازه بازار ارز، طلا و سکه اهمیت داشت، با کوچک‌ترین نوسان غیرمعمول همه مسوولان برای خروج آن از رکود برنامه‌ریزی می‌کردند و وارد عمل می‌شدند و آن را این‌گونه به حال خود رها نمی‌کردند.

جهان صنعت در انتها نوشته: تقریبا هر روز شاهد اعلام توافقنامه همکاری بین بورس ایران و کشورهای خارجی، راه‌اندازی یک ابزار معاملاتی تازه، صدور کدهای سهامداری برای خارجی‌ها و... از سوی مقامات بورس هستیم اما تقریبا اثر چندان مثبتی در بازار سهام به پشتوانه این وعده‌ها، توافق‌ها و برنامه‌های جدید دیده نمی‌شود. حتی کاهش رسمی نرخ سود بانکی هم نتوانست در بورس تحرک معاملاتی ادامه‌دار ایجاد کند. ادامه این فضای سرد معاملاتی در تابستان دیگر برای سهامداران مطلوب و قابل تحمل نیست. می‌تواند برای خیلی‌ها گران تمام شود.

اختلاف بر سر درجه حرارت

زهرا داستانی در ابتکار نوشته: تنها چند درجه میان آنچه هواشناسی اعلام کرده و آن چیزی که دماسنج ماشینم می‌گوید اختلاف نظر وجود دارد اما قطره های عرقی که مدام بر پیشانیم می نشیند وادارم می‌کند تا آن چیزی را که دماسنج ماشین می‌گوید و من تجربه‌ اش می‌کنم بپذیرم. به یاد می‌آورم که کمتر زمانی شده که من به آمارها و پیشگویی‌های هواشناسی اعتماد کنم. این سوال در ذهنم نقش می‌بندد به راستی کدام راست می‌گویند؟ دماسنج ماشین یا سازمان هواشناسی کشور.

به نوشته این گزارشگ: اینجا تهران است. شهری که داغ ترین روزهایش را طی می‌کند. هرچند تهران تا گرم ترین روزهای خود فاصله دارد اما همین روزهای آغازین تابستان نشان می‌دهد که فصلی گرم پیش روی ایران است. گرچه تهران بر طبق آن چه سازمان هواشناسی اعلام کرده هنوز به رکورد گرمای سال های پیش خود نرسیده، اما منابع غیر رسمی هواشناسی از جمله دماسنج خودروها دمایی بالاتر از رکورد تهران (۴۲/۵ درجه در سال ۶۷) را نشان می‌دهند.

در انتهای گزارش شرق آمده: شاید شما هم در چند روز اخیر شاهد تصاویر و عکسهایی بوده اید که دمای تهران را ۴۹ درجه سانتی گراد یعنی ۹ درجه بیشتر از آماری که هواشناسی اعلام کرده، نشان می ‌دهد. مسلما شما هم به این تصاویر بیشتر از آماری که هواشناسی از دمای هوا گزارش کرده است، اعتماد دارید، چرا که تجربه شخصی شما از گرمای هوا بیش از آمار و ارقامی است که هواشناسی اعلامی می‌کند. اما آیا به جد نمی‌توان به آمار هواشناسی اعتماد کرد؟

لیوایز دچار سرنوشت کی‌. اف‌. سی شد؟

شرق در گزارشی با طرح این سووال نوشتته: هرچند بسیاری منتظر بودند که بعد از ماجرای برجام و برداشته‌شدن تحریم‌ها، ارتباط با کشورهای دیگر، ممکن شود اما خیلی زودتر از آنچه ممکن بود، راه ورود کالاهای آمریکایی و برخی دیگر از کشورها به ایران مسدود شد. دولت نیز كه اعلام کرده بود راهی قانونی برای ورود کالاهای معتبر خارجی به کشور بگشاید حالا با برخي رفتارها مواجه شده كه برخوردهايي به‌دور از نگاه کلان دولت در حوزه ارتباط با جهان به شمار مي روند.

در آخرین واکنشی که به حضور یکی از این برندهای خارجی در تهران اتفاق افتاده، پای پلیس هم به میان آمده است درحالی‌که یکی از مسئولان روابط‌عمومی دپارتمان استور که موضع گزارش است به شرق گفته اتفاقی که روز چهارشنبه در این مركز افتاده، باعث شده که رسانه‌های خارجی، ایران را کشوری ناامن برای سرمایه‌گذاری معرفی کنند. ماجرا این بود که در یک فراخوان عمومی، این مرکز از اعضای باشگاه مشتریان خود خواسته، چهارشنبه‌شب برای افتتاح نمایندگی پوشاک لیوایز به این مجتمع تجاری بيايند اما پلیس امنیت تهران این مراسم را لغو کرده است.

خلاصه گزارش شرق این که: قرار بود به مناسبت افتتاح برند لیوایز، برنامه‌ای داشته باشند و تمامی برندهایی را که در حوزه پوشاک آقایان فعالند به اعضای باشگاه مشتریان خود معرفی کنیم. اما متأسفانه این برنامه به حاشیه کشیده شد درحالی‌که برخلاف آنچه برخی از رسانه‌ها گفته‌اند، در این مراسم نه خبری از کَت‌واک بود و نه فرش قرمز، ما تنها اقدامی که قرار بود انجام دهیم، بریدن یک روبان ساده بود که آن‌هم با بزرگ‌نمایی برخی رسانه‌های داخلی به‌خوبی انجام نشد».

حق نشر عکس Noavaran
Image caption کارتون محمد طحانی، نوآوران

هشتگ شما اول بفرما

شهرام شهيدي در ستون طنز اعتماد نوشته: در پي بمبگذاري در فرودگاه آتاتورك تركيه برخي رانندگان تاكسي پس از انفجار به‌جاي ۲۰ دلار، تا صد دلار كرايه گرفتند تا مردم رو از فرودگاه نجات بدن! در حملات تروريستي مشابه در «بلژيك و پاريس»، رانندگان به‌صورت رايگان اين كار را انجام دادند. تحقيق شد تا معلوم شود در بقيه كشورها در صورت مشابه چه اتفاقي مي‌افتد:

در عربستان: صف تشكيل مي‌شود. بعد از كساني كه وابستگي به خاندان سعودي دارند مي‌خواهند بيايند اول صف و به ترتيب نزديكي به پادشاه بايستند. خانم‌ها بايد بروند ته صف.

در ايتاليا: راننده تاكسي‌ها و مسافران اينقدر سر هم كلاه مي‌گذارند كه معلوم نمي‌شود كي به كي است. آخرش هم يكي مي‌گويد فرار نكنيد سر بمبگذار هم كلاه گذاشته بودند و بمب چيني بهش داده بودند. منفجر نشد!

در كره شمالي: مردم بر سر زنان و شيون كنان دسته جمعي مي‌روند كاخ رهبر كره شمالي و او را سوار ماشين مي‌كنند مي‌آورند فرودگاه تا اول او سوار تاكسي شود و برگردد كاخ. بعد خودشان پاي پياده بر مي‌گردند خانه.

طنزنویس اعتماد در نهایت پیش بینی کرده در ايران: مردم فوري به اينترنت وصل مي‌شوند و در شبكه‌هاي مجازي كمپين تاكسي ارزان و هشتك شما اول بفرما را تشكيل مي‌دهند. اما وقت سوار شدن… به علت وقوع اتفاق‌هاي ناگوار براي موسيو شيطان حين سوار تاكسي شدن گزارش نصفه رها مي‌شود. پايان باز اصغر فرهادي‌طور!

مطالب مرتبط