روزنامه های تهران؛ شکست در المپیک، خصومت در سیاست

روزنامه های امروز صبح تهران، دوشنبه ۱۸ مرداد در نرسیدن خبر پیروزی ورزشکاران ایرانی از المپیک ریو، خبرهای این حادثه بزرگ جهانی را از صفحات اول خود خارج کرده اند در مقابل تشدید خصومت و مخالفت های سیاسی و اتهامات تند به رقیبان از جمله نکاتی است که در میان مطالب پراهمیت دیده می شود.

اعدام شهرام امیری که در زمان بازگشتش به کشور گفته شد اطلاعاتی از فن آوری هسته ای ایران نداشته و اینک متهم به لو دادن اطلاعات مهمی از تاسیسات هسته ای به آمریکا شده است، از جمله مطالب مهم این روزنامه هاست که خبرش از زبان سخنگوی قوه قضاییه تایید شد.

کنفرانس سه جانبه سران ایران و روسیه و جمهوری اذربایجان و موضوع قراردادهای جدید نفتی ایران از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

حق نشر عکس Farhikhtegan
Image caption کارتون امیرحسین ضرغام، فرهیختگان

اعتراض

اعتماد در صفحه ورزش خود نوشته: المپیك ٢٠١٦ ریو از همان روز نخست برای ما شروع شد؛ روزی كه می‌توانست برای ایران بهتر رقم بخورد و حالا كشورمان در جدول مدال‌ها قرار بگیرد اما متاسفانه اینطور نشد و این نه از روی كم‌كاری ورزشكاران، بلكه به دلیل مدیریت ضعیف و نبود برنامه و پشتیبانی مناسب است. حالا شاهد این هستیم كه علاوه بر ورزشكارانی كه به میدان رفتند و با تمام شایستگی نتیجه مورد نظر را دریافت نكردند، آنهایی هم كه هنوز راهی میدان رقابت نشده‌اند، به شرایط موجود و آنچه گذشته تا به امروز معترض هستند.

به نوشته این گزارش: خبر می‌رسد كه سیما لیموچی، مربی ندا شهسواری پینگ پنگ باز ایران -كه به دستور رییس‌جمهور به برزیل اعزام شد- دو ساعت بعد از شكست شاگرد خود به محل برگزاری مسابقات می‌رسد! گویا بر اثر برنامه‌ریزى غلط مسوولان سه معاون وزارتخانه و رییس پارالمپیك ٤٦ ساعت در فرودگاه دوبى و ساپولو منتظر شدند و در نتیجه پس از پایان مراسم افتتاحیه به ریو رسیدند. از طرف دیگر شنیده می‌شود هتل‌هاى محل اقامت مسوولان به محل‌هاى مسابقات بسیار دور است و براى رفتن به محل مسابقات حداقل دو ساعت در راه هستند.

سعید احمدیان در گزارشی در جوان نوشته:زهرا نعمتی در تیروكمان و پوریان نوروزیان در تیراندازی نمایندگان كشورمان در سومین روز المپیك ریو هستند. در روز اول پس از اینكه در رشته تیراندازی الهه احمدی مقام ششمی المپیك لندن را این بار در ریو تكرار كرد و نجمه خدمتی نتوانست به فینال برسد، رشته ملی‌پوشان پینگ‌پنگ و دوچرخه‌سواری هم رقابت‌شان را برگزار كردند، اما نتوانستند انتظارات را برآورده كنند و از دور رقابت‌ها كنار رفتند تا برای شنیدن خبرهای خوش از برزیل همه در انتظار روزهای آینده باشند.

کنفرانس سه جانبه و فوایدش

حسن بهشتی پور در سرمقاله روزنامه ایران نشست سه جانبه سران ایران، روسیه و جمهوری آذربایجان را که امروز به میزبانی باکو برگزار می‌شود پر اهمیت دانسته و نوشته: پروژه کریدور شمال - جنوب یکی از مهمترین محورهای مورد بحث در این نشست است. خطوط ارتباطی که در نهایت با همکاری ایران، روسیه و آذربایجان می‌تواند مسکو و باکو را به اقیانوس هند و خلیج فارس متصل کند. باکو اعلام کرده است که صد میلیون دلار در این پروسه هزینه خواهد کرد و روسیه هم که تا یکی دو سال گذشته صرفا از این مسأله استقبال کرده بود حالا به طور عملیاتی وارد ماجرا شده است. این همکاری سه جانبه اگر بعداًٌ به ورود ارمنستان و گرجستان چه در سطح روابط دوجانبه با ایران و چه به صورت دسته جمعی بینجامد به شکل‌گیری همکاری‌های جدید در منطقه کمک می‌کند در حالی که قبلاً این موضوع امکانپذیر نبود.

به نوشته این کارشناس منطقه: در گذشته هم این اقدامات انجام شده اما مورد پیگیری قرار نگرفته بود. نشست سه جانبه وزرای خارجه سه کشور ایران، آذربایجان و روسیه در فروردین ماه گذشته در باکو مقدمه دیدار سران را فراهم کرد تا توافقاتی که تاکنون روی کاغذ مانده است وارد فاز عملیاتی شود.

و خلاصه مقاله دولت این است که: قفقاز جنوبی برای ایران حوزه مهمی محسوب می‌شود زیرا دسترسی ایران به اروپا را فراهم می‌کند. یعنی در حالی که ایران برای حمل و نقل ریلی و زمینی تنها به ترکیه اتکا دارد، در صورت توافق با جمهوری آذربایجان، راههای ارتباطی‌اش به اروپا، روسیه و شرق اروپا برقرار می‌شود که از منظر ژئوپولتیک و ژئواکونومیک از امتیازات زیادی برخوردار می‌شود.

مردی که قهرمان نبود

فرشید غضنفرپور در مقاله ای در شرق ابتدا این سخن شهرام امیری را نقل کرده که گفته بود «من پژوهشگر ساده‌ای هستم که در یک دانشگاه کار می‌کنم و کار محرمانه‌ای انجام نمی‌دهم. علاوه بر آن در دانشگاهی که بنده در آن مشغول فعالیت هستم، به روی همکاری باز است و کار محرمانه‌ای در آن صورت نمی‌گیرد.» و بر آن افزوده: حالا معلوم شده این سخنان دروغ بوده است. شهرام امیری بی شک فرد مهمی در پرونده هسته‌ای ایران بود که توانسته بنا به گفته غلامحسین محسنی اژه‌ای «اطلاعات به کلی سری و پنهانی کشور» را در اختیار «شیطان بزرگ» قرار دهد.

گزارش تحلیلی این روزنامه به یادآور آورده که در روزهایی که از امیری به‌عنوان یک قهرمان ملی یاد می‌شد که توانسته بود با «ترفندهای خاصی» ماموران سیا را قال بگذارد و خود را به دفتر حافظ منافع ایران در آمریکا برساند از میان شخصیت‌های رسمی به جز حسن قشقاوی که از طرف وزارت امور خارجه به استقبال امیری رفته بود تنها منوچهر متکی بود که با اشاراتی به رسانه‌ها فهماند ماجرای امیری با روایت جیمزباند گونه‌اش در رسانه‌های ایرانی متفاوت است.

شرق نشان داده برخی از نشریات جناح راست کوشیدند تا ربایش امیری را برای امنیت ملی کشور بی خطر قلمداد کنند. چنان که سایت صراط نیوز نوشت: « نکته این است که واقعا شهرام امیری چقدر می‌دانست؟ در ایران که خروج افراد رده چندمی که دارای کمترین اطلاعات هستند ممنوع است، چگونه به کسی که با تعریف رادیو فردا منبع بزرگ اطلاعاتی آن هم مربوط به مهم‌ترین بحث ایران - انرژی هسته‌ای - به شمار می‌رود اجازه خروج آن هم به کشوری که حداکثر همکاری را با دشمن ایران یعنی آمریکا را دارد داده می‌شود؟».

گزارش شرق با نقل این که از قرار معلوم تأسیسات هسته‌ای فردو با اطلاعاتی که امیری به آمریکایی‌ها داده بود به خوراکی برای رسانه‌های غربی برای تشدید فشار بر ایران تبدیل شد نظرات سخنگوی قوه قضاییه را منعکس کرده که گفته است: این فرد با توجه به دسترسی که به اسرار سری نظام داشته است با دشمن متخاصم و شیطان بزرگ آمریکا وصل بوده و اطلاعات به کلی سری و پنهانی کشور را در اختیار آنها قرار می‌داده است.

حق نشر عکس NoAvaran
Image caption کارتون محمد طحانی، نوآوران

تقابل ساختگی انقلاب با معیشت مردم

دو روز بعد از حمله یکصدای روزنامه های تندرو به قراردادهای تازه نفتی که وزارت نفت برای جلب سرمایه گذاری خارجی در صنایع نفت کشور تهیه شده، به نوشته روزنامه های امروز معاون اول رییس جمهور گفته است شرکت های نفتی برای توقف قراردادهای جدید نفتی در داخل هزینه می کنند. همزمان روزنامه کیهان هم خبر از جریانی خزنده و چراغ خاموش داده که طراحی آن در خارج است و بسیار هوشمندانه و ظریف طراحی شده و ظاهرا حصول نتیجه فوری برای آن مدنظر نیست ،هرچند برنامه‌ریزی‌ها برای اخذ نتیجه است.

به نظر حسین شمسیان در این مقاله نه ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری این جریان قصد دارد نشان دهد که انقلاب و معیشت مردم در مقابل هم اند در در حالی که با نقل سخنانی از بینان گذار جمهوری اسلامی و رهبر فعلی معلوم می شود انقلاب با معیشت مردم نه ناسازگار نیست بلکه در دنبال آن است.

کیهان نوشته: مردم منتظر و مشتاقی را در نظر بگیرید که سالیانی است آرزومند حل مشکلات مبنایی و ساختاری خود هستند. آنها حق دارند داشتن یک نظام بانکی و مالی مبتنی بر اصول و عقود اسلامی - واقعی- را طلب کنند. این انتظار زیادی نیست. مردم حق دارند نظام آموزشی مبتنی بر اصول اسلامی را مطالبه کنند و با اطمینان‌، فرزندانشان را به سیستمی بسپارند که «تزکیه»را بر «تعلیم »مقدم بدارد و در پایان، عطر معنویت دینی را همراه با دانش نوین به جامعه تحویل دهد.آیا اکنون سیستم آموزش مدرسه و دانشگاه ما چنین وصفی دارد؟

احمد پورنجاتی در مقاله ای در اعتماد با اشاره به تشدید خصومت های سیاسی و تحرکات علیه دولت نوشته: مسابقه ورزشی كه به جای خود، دعوا و مرافعه هم برای خودش قاعده و چارچوبی دارد. آخر این چه وضعیت شلم شوربای بی‌قواره و قانونی است كه از چهار سوی این خانه مشترك كه نامش ایران است و ملك هیچ شخص یا جریان یا صنف و باند و فرقه و قوم و قبیله خاصی نیست كه جرات كند سخن از ملک خود بگوید، هر روز به بهانه‌ای گرد و خاك برمی‌خیزد و داد و فریاد بلند می‌شود كه: آهای مردم، چه نشسته‌اید كه این جماعتی كه به عنوان دولت انتخاب كرده‌اید، نه دوست، كه دشمن‌اند در نقاب دوست! مملكت را چوب حراج زدند و دودستی پیشكش بیگانه كردند و بردند و خوردند،.

رییس کمیسیون فرهنگی مجلس ششم در این مقاله تاکید کرده خوشا به احوال‌ کسانی اگر حال و مجال شنیدن و خواندن برخی سخنان و نوشته‌های آتشین را ندارند كه مدتی است ترمز بریده‌تر از پیش، به گونه‌ای درباره رییس‌جمهور و دولت منتخب و قانونی كشور حرف می‌زنند كه اگركسی از كنار پنجره این خانه عبور كند یا پا به فرار می‌گذارد از ترس، یا دست به گوشی تلفن می‌شود برای خبر كردن پلیس یا آتش‌نشانی یا اورژانس !یعنی خودزنی تا به این حد؟ یعنی برای له كردن رقیب، هركاری مجاز است؟ یعنی چون در این برهه مردم به ما رای نداده‌اند، غلط زیادی كرده‌اند و باید تقاصش را پس بدهند؟

مقاله اعتماد در نهایت به این جا رسیده که:آیا به سود كشور و آبروی ملت ایران است كه عصاره سخن ها درباره مدیریت كشور این باشد كه: ‌ای دشمنان ایران، شما برده‌اید و ما باخته‌ایم ؟ سخن «برجام» و قراردادهای نفتی و مبارزه با فساد و دیگر موضوعات محل مناقشه یا بهانه‌جویی‌های سیاسی نیست. به طور کلی این چه جور رقابت سیاسی است كه نه در دنیای قدیم و نه در جهان مدرن، نمونه‌اش را كمتر می‌توان یافت.

جناب ظریف سند منگوله دار جور کنید!

پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران از قول عموجان دلواپس نوشته پس از تماشای مناظره صادق خرازی و حسین شریعتمداری نوشته «بفرما. این هم سندش، سند خیانت و ساده لوحی دولت اعتدال! بادکنک برجام را باد کردید در حالی که هیچ گونه دستاوردی برای کشور نداشته است؛ اگر داشت که سندش را رو می‌کردید. مثلاً حرف کلینتون برای ما سند است که گفت فیلان و بهمان....

طنزنویس در جواب گفته: خب عموجان اگر حرف کلینتون سند است چطور حرف ترامپ جان‌تان سند نیست که گفته ایران با برجام سر امریکا را کلاه گذاشت یا برجام بدترین توافق تاریخ امریکاست. سند شما سند است، سند ما توله سگ است؟

اما پاسخ سخت است: «گفتیم سند، نگفتیم حرف مفت. سند چیزی است که عزیزان در روزنامه کیهان بر آن مهر تأیید زده باشند. هر بادگلوی نامربوطی که سند نمی‌شود.» خب خدا خیرتان بدهد. یکبار همین ترامپ جان شما گفته بود که برجام را پاره می‌کند و اتفاقاً دوستان کیهان هم استقبال کرده بودند که خوب کاری می‌کند. چطور پاره کردن ترامپ سند است اما باقی مواضعش بادگلوست؟

حق نشر عکس Etemad
Image caption ریشه تاریخی روزنامه نگاری - کارتون فیروزه مظفری، اعتماد

قلم در جست و جوی آزادی

مهران کرمی در مقاله ای در ابتکار نوشته: گرایش طبیعی شهروندان ترجیح آزادی بر امنیت است و حکومت ها نیز گرایش به این دارند که به خاطر تامین امنیت همگانی آزادی طبیعی شهروندان را محدود کنند. با این حال در عمل این متر و معیار حاکمیت است که مرز و محدوده هر یک از این دو را مشخص می کند. به همین خاطر معمولا دولت و حاکمیت گرایش به تامین امنیت ضروری ولو با محدود کردن آزادی ها دارد.

با این مقدمه نویسنده به این جا رسیده که روزنامه نگاران که این روزها به مناسبت روز خبرنگار مورد توجه مسئولان بخش های مختلف حاکمیت قرار دارند، زودتر از دیگران متوجه آن می شوند و همواره در خط مقدم دفاع از آزادی قرار دارند زیرا به این باورند که وجود آزادی بیان نه تنها تضمین کننده استمرار دموکراسی و آزادی شهروندان است بلکه از بسیاری از فسادهایی که به سبب تمرکز قدرت در دست بخش هایی از قدرتمندان به وجود می آید، از جمله فساد اداری، فساد مالی و اقتصادی و فساد سیاسی جلوگیری می کند، زیرا این فسادها در محیط های بسته و تاریک رشد می کند و کار رسانه و روزنامه نگار نور تاباندن بر این محیط های تاریک است.

سرمقاله ابتکار در نهایت به این جا رسیده که: امروزه برای شهروندان و حاکمیت امنیت و آزادی تفکیک پذیر نیستند و امنیت کلیتی است که باید به یکسان هم مجموعه سرزمینی و تمامیت ارضی، هم امنیت فیزیکی و روانی شهروندان و هم امنیت حکومتگران را در بر گیرد. تجربه دیکتاتورهایی چون قذافی و صدام در سال های اخیر نشان داده است که عدم ابراز مخالفت در یک کشور نشانه وجود امنیت نیست. بلکه وجود حق ابراز مخالفت و حق انتقاد شهروندان و سازوکارهای حقوقی و سیاسی تضمین کننده این حقوق است که امنیت را بر یک کلیت سرزمینی حکمفرما می کند. دیبا داوودی در مقاله ای در اعتماد نوشته: چند سالی است كه مدام در گوش یكدیگر تكرار می‌كنیم: كم می‌خوانیم. سرانه مطالعه‌مان ناچیز است و انگار این سیر نزولی را با شیبی تند و شتابی مثال‌زدنی به انتها می‌رسانیم. اما آیا حقیقتا چنین است؟ طبعا برای بررسی این وضعیت نباید تنها به اعداد و ارقامی همچون تیراژ كتاب اكتفا كنیم و نسبت به از نظر گذراندن اقبال نشریات غافل باشیم.

نویسنده اشاره کرده ایرانی ها علاوه بر آنكه كتاب كم می‌خوانند، دیگر چندان میلی به روزنامه و مجله هم ندارند. گواه این حقیقت كاهش پنجاه درصدی شمارگان روزنامه‌هایی است كه روزی روزگاری نه چندان دور، بدون هیچ وابستگی یا تخریب جناحی، تیتر و گزارش و مصاحبه‌های‌شان نقل محافل بود و جریان‌ساز و تاثیرگذار.

مقاله اعتماد در نهایت اشاره کرده: این شیب تند غم‌انگیز كه راه به ناكجایی دوست‌نداشتنی می‌برد تنها مختص ایران و جامعه ایرانی نیست. حال كه سرخط خبرها و تیترهای مهم یا جذاب در گوشی‌های‌مان دست به دست می‌شود، حال كه در ویدیوهایی ١٠‌ثانیه‌ای به دنبال همه آنچه باید بدانیم می‌گردیم آیا روزنامه‌ها و مجلات محكوم به فراموشی‌اند؟ یا باید در نگاهی كلان‌تر مجال دیده شدن را به آنها بازگرداند، فرصت جریان‌سازی و گفتن و شنیدن آنچه مردم حقیقتا مطالبه می‌كنند را از نشریات دریغ نكرد. تا روزنامه‌ها خوانده شوند، كتاب‌ها ورق بخورند و ذهن‌ها نفس بكشند.

دشت خشک کوچ

زهرا جعفرزاده در گزارشی در شهروند از دشت مسیله قم نوشته که از یازده روستایش شش روستان به کلی از سکنه خالی شده در حالی که مشک آباد کعبه آبادی دختران روستاهای اطراف است چون مدرسه دارد اما در مشک‌آباد هم نه کار هست، نه آب هست، نه زندگی.

در ادامه گزارش آمده: براساس دستورالعمل‌های نوشته‌شده در ‌سال ١٣٤٥، از دشت مسیله به‌عنوان نخستین دشت‌هایی نام برده شد که برداشت منابع آبی از آن ممنوع است، آن زمان هنوز هیچ بحرانی در این منطقه شکل نگرفته بود اما بررسی‌ها حکایت از تخریب دشت تا نیم‌قرن دیگر داشت.

گزارش شهروند در نهایت به این جا رسیده که: ماجرا تنها به دشت مسیله، محدود نمی‌شود، فعالان محیط‌زیستی، تنها نگران بحران شکل گرفته نیستند، آنها می‌دانند که بحران درحال توسعه است. دشت مسیله، نزدیک‌ترین منطقه کویری به استان تهران است که با حرکت روند فاجعه‌باری که ایجاد شده، نگرانی برای ایجاد بحران در تهران هم وجود دارد: «کانون بحران‌زا در سال‌های آینده می‌تواند وارد شهر تهران شود.»

راه های افزودن بر شادی

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون امیرحسین ضرغام، شهروند

شهرام شهید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی در ستون طنز شهروند به آماری اشاره کرده که نشان می دهد ایران درجدیدترین رتبه‌بندی کشورهای شاد از میان ١٤٠ کشور رتبه ٨٤ را به خود اختصاص داده. او نوشته: همین رتبه باعث می‌شود ما خیلی خوشحال بشویم که همین جا متوقف شده‌ایم و رتبه‌مان گوش شیطان کر افزایش نداشته و منشوری نشده. با هم برخی راهکارهای نوین شاد کردن مردم در یک دقیقه را بررسی می‌کنیم:

طنزنویس سپس شرح داده که استفاده از المپیک یکی از روش های شاد سازی است. شما یک دست لباس زاغارت برای پوشش ورزشکاران در رژه المپیک سفارش می‌دهید که خودش به خودی خود باعث نشاط جمعی و افزایش لبخند و تبسم درکشور و افزایش سرانه تولید جوک می‌شود. بعد که سروصداها درآمد می‌دهید لباس‌ها را عوض می‌کنند و این‌بار همه از شوق حذف لباس قبلی سرشار از شور و شوق و شادمانی بی‌سبب می‌شوند.

به نوشته ستون طنز شهروند:- اپلیکیشن‌ها نیز یکی از مظاهر شاد کردن ملت‌ها هستند. مثلا تازگی اعلام کردند اپلیکیشن نقشه گوگل در آینده می‌تواند تعداد جای پارک را در مناطق دلخواه نشان دهد. ببینید شما مثلا می‌خواهید بروید سینما. وصل می‌شوید به اینترنت و با‌ هزار بدبختی به خاطر سرعت افسانه‌ای اینترنت درکشور از طریق نقشه گوگل یک جای پارک مناسب پیدا می‌کنید و بعد از ١٠دقیقه شادی کردن جهت بالارفتن رتبه شادمانی در رنکینگ جهانی سوار خودرویتان می‌شوید و راه می‌افتید.

- یک نوع روش مدرن هم برای شاد شدن پیدا شده. شادی از اتفاقی که نیفتاده. مثلا اعلام کرده‌اند چین پشه تولید می‌کند. شما چرا این‌قدر شاد و خوشحالی؟ آفرین. تا وقتی چین موفق به صادرات پشه به کشور ما نشده، شما می‌توانید از عدم افزایش این محصول جدید به شادمانی بپردازید.

مطالب مرتبط