روزنامه های تهران؛ بخشش شهرداری و مشت نماینده به خبرنگار

روزنامه های امروز تهران سه شنبه نهم شهریور در تیترهای صفحه اول خود از دیدار آیت الله جوادی آملی و هاشمی رفسنجانی در دماوند خبر داده و گفتگوهای دوستانه آن دو را با اهمیت دیده اند. موضوعی که از جانب روزنامه های تندرو اهمیت چندانی نداشته چنان که اخبار مربوط به درگیری نماینده ارومیه در مجلس با خبرنگار روزنامه ایران هم در این روزنامه ها منعکس نشده است.

نتایج اقتصادی سفر وزیر خارجه به کشورهای آمریکای لاتین و ابراز خشنودی رییس دولت و وزیر خارجه وی از مذاکرات هسته ای و توافق برجام از دیگر مطالب این روزنامه هاست.

حق نشر عکس IRAN
Image caption تیتر و عکس علی محمدی، ایران

مریم سالاری در مقدمه گزارش اصلی روزنامه ایران نوشته: محمد جواد ظریف بی‌تردید یکی از خبرسازترین وزرای کابینه دولت روحانی بوده است. دیپلماتی که به یمن آشنایی با چم و خم حقوق بین‌الملل، تبحر در اصول بازی در دایره قدرت جهان و ادب دیپلماتیکش سکاندار بازسازی سیاست خارجی از سوی روحانی شد. مأموریتی که اگرچه مذاکرات هسته‌ای دشوارترین بخش آن به حساب می‌آمد اما بعدها سونامی حوادث منطقه و صف آرایی دوستان و دشمنان ایران تحت تأثیر تنش‌هایی که بنا به اقتضای ضرورت‌های حاکم بر ژئوپلتیک منطقه شکل گرفت، وظایف سخت تری را پیش پای او نهاد.

به نوشته این روزنامه نگار: ظریف اما با حل پرونده هسته‌ای گام نخست را محکم برداشت تا قدم‌های بعدی‌اش را در پیگیری مناسبات با کشورهای مختلف جهان و همچنین حل و فصل بحران های منطقه‌ای که بی‌شک بدون نقش آفرینی ایران ممکن نبود، استوارتر بردارد. با او درباره فراز و فرودهای این مأموریت دشوار که زیر تیغ تیز تندروی برخی جریان‌های خودی، سخت‌تر هم شده گفت‌و‌گو کردیم.

در ادامه این مقدمه آمده: در بخشی از مصاحبه، هنگامی که درباره مهم‌ترین دستاورد دیپلماسی دولت یازدهم صحبت می‌کردیم بلافاصله گفت که امید واقعی در جامعه به وجود آمده است که البته برخی تلاش می‌کنند این امید میان مردم رنگ ببازد. ظریف در این مصاحبه همچنین گفت که وزارت خارجه نمایندگان و سفرایش را از همان آغاز به کار دولت یازدهم مأمور کرده تا چرخ دیپلماسی را برای رسیدن به هدف توسعه و اقتصاد کشور به گردش درآورند.

مشت نماینده به سینه خبرنگار

در غیاب رسانه های اصولگرا و تندرو که نسبت به برخورد فیزیکی یک نماینده مجلس با یک خبرنگار ساکت مانده اند، بیشتر روزنامه های امروز صبح در مقالاتی به تقبیح این حرکت نماینده ارومیه پرداخته و خواستار رسیدگی قضایی به فحاشی و ضرب و شتم خبرنگار توسط وی شده اند.

بهمن کشاورز در مقاله ای در شرق به بررسی پیش بینی حقوقی برای عمل غیراخلاقی یک نماینده مجلس پرداخته و یادآوری کرده که عده ای با استناد به دو اصل قانون اساسی معتقد به مصونیت کامل پارلمانی نمایندگان بودند اما شورای نگهبان پانزده سال قبل در تفسیر خود نشان داده اصل قانون اساسی در مقام بیان آزادی نماینده در رابطه با رأی‌دادن و اظهارنظر در جهت ایفای وظایف نمایندگی در مجلس است و ارتکاب اعمال و عناوین مجرمانه از شمول این اصل خارج می‌باشد و این آزادی، منافی مسئولیت مرتکب جرم نمی‌باشد.

به تاکید این حقوقدان قانون نظارت مجلس بر رفتار نمایندگان، رفتار خلاف شئون نمایندگی را درخور مجازات دانسته است و این‌گونه تعریف کرده: «منظور از موارد خلاف شئون نمایندگی، رفتار خلاف عرف مسلم نمایندگی است به‌نحوی‌که نوعا نمایندگان آن را خلاف شأن بدانند».

در ادامه مقاله شرق آمده: گمان نمی‌رود هیچ نماینده‌ای، ایراد ضرب به خبرنگار را که نماینده رکن چهارم مشروطیت است، عملی درخور نماینده مجلس و درنتیجه منطبق با شئون نمایندگی بداند. بنا بر مراتب درصورتی‌که خبرنگار محترم اعلام شکایت کیفری کند حرفش شنیدنی خواهد بود و قطعا کسانی که ناظر بوده‌اند بر مبنای فرموده «شهادت و گواهی را کتمان نکنید...» قطعا شهادت خواهند داد.

حامد وکیلی در سرمقاله ابتکار نوشته: هر کسی که از میزان حق و تکلیف مقرر شده برای خبرنگاران اطلاعی داشته باشد می داند که اقدام آن نماینده با آنچه امروز به طور کلی بر خبرنگاران می رود چندان بیگانه نیست! حقوق خبرنگاران چندان اندک است که گمان نکنم این تعرض و برخورد، اساسا عقوبتی برای نماینده ضارب داشته باشد. منزلت خبرنگاران چندان افت کرده است که هر کس می تواند به خود اجازه دهد چنین برخوردی با خبرنگار انجام دهد.

نویسنده ابتکار به طعنه صداقت قاضی پور را ستودنی دانسته و نوشته: او آینه تمام نمای توزین حقوق در کشور است. تفاوت او با دیگر بانیان این وضعیت این است که او ریا نمی ورزد و به آنچه در پستوی ذهن اعتقاد دارد در پیشگاه دوربین ها نیز عمل می کند. می توان گفت، طعمه حمله های او، طبقه ضعیف حقوقی است. اگر اینان زنان را "ضعیفه " خطاب می کنند از همین روست. در واقع این حقوق زنان است که ضعیف است.

در ادامه مقاله آمده: با این حساب می توان گفت، خبرنگاران، روشنفکران و زنان، ضعیف و ضعیفه های جامعه امروز ایرانند! لذا نواختن آنان، به این شکل، دور از ذهن نیست.

جدا کردن اقوام به قصد جلب توجه

رضا بازی برون در مقاله ای در جهان صنعت خطاب به نماینده مجلس پرسیده: به چه قیمتی باید دنبال جلب توجه بود؟ آیا سوءاستفاده از احساسات قومی آن هم در مقابله با اتحاد ارزشمند ملی نوعی ربودن رای مردم نیست. جدا کردن ترک، کرد، بلوچ، شیعه، سنی، مسیحی و زرتشتی یعنی موزاییک‌های تشکیل‌دهنده ملت یکپارچه ایران چه معنایی دارد؟ پیشنهاد تشکیل فراکسیون ترک‌زبان‌ها در مجلس و حتما بعد هم باید منتظر پیشنهاد فراکسیون مازنی و گیلکی و کرد و بلوچ و عرب‌زبان و... هم باشیم.

در ادامه این مقاله آمده: کسی که تحمل شنیدن یک نظر و یک انتقاد را ندارد یا توانایی پاسخگویی به یک سوال منطقی را در خود نمی‌بیند، چطور به خودش اجازه می‌دهد هموطنان غیور آذری و دست‌بالا حفظ منافع ملت بزرگ ایران را نمایندگی کند.

جهان صنعت نوشته: اینک با وجود رفتار و سخنان ناشایست این نماینده مجلس، آیا درست است که با او رفتار متقابل صورت گیرد. بدون تردید پاسخ منفی است اما ضروری است که اهالی رسانه در قبال چنین رویدادهایی بی‌تفاوت نباشند تا ضمن بیان واقعیت‌ها و دفاع از خویش تلنگری باشد که مردم در انتخاب نمایندگان خود که باید الگوی رفتاری موکل‌شان باشند، توجه و دقت بیشتری کنند تا رفتار نادرست یک نماینده به حساب یک منطقه و یک شهر واریز نشود.

زمان مداخله هیات نظارت است

علی شکوهی در مقاله ای در اعتماد نوشته: برخورد فیزیکی یکی از نمایندگان مجلس با خبرنگار پارلمانی روزنامه ایران موجب برانگیختن اعتراضات فراوانی شد. نماینده مذکور در جریان فعالیت انتخاباتی هم اظهاراتی را مطرح کرده بود که جنجالی شد و حتی این احتمال وجود داشت که منجر به اعتراض به اعتبارنامه‌اش در مجلس شود. در آن زمان به ملاحظاتی هیچ اعتراضی به اعتبارنامه‌اش نشد و وی کارش را به عنوان نماینده مجلس ادامه داد اما اقدام تازه همان نماینده مجلس آنقدر زشت و دور از شان نمایندگی است که نباید از کنار آن گذشت و اقدامی انجام نداد.

به نظر نویسنده مقاله: نخستین اقدامی که باید صورت بگیرد محکوم کردن این رفتار نماینده مذکور از سوی دیگر نمایندگانی است که مخالف این کارند. فراکسیون‌های مختلف و نمایندگان سرشناس و بانفوذ مجلس با اعلام نظر در این باره باید وی را وادار به عذرخواهی رسمی و علنی کنند و اجازه ندهند که زشتی این روش برخورد کمرنگ شود. در تکمیل این مواجهه تادیبی باید هیات نظارت بر رفتار نمایندگان هم وارد ماجرا شود و فلسفه تشکیل این هیات را عملیاتی کند.

مقاله اعتماد افزوده: قرار بود این هیات به موضوعاتی رسیدگی کند که تخلف نمایندگان از وظیفه نمایندگی آنان است یا اموری که از نماینده مجلس سر می‌زند و در شان نمایندگی مجلس نیست. برخلاف نظر کسانی که اختلاف نظر سیاسی خودشان با نماینده‌ای خاص را به این هیات ارجاع می‌دهند، الان زمان ورود «هیات نظارت» به این ماجرا و دفاع از شان نمایندگی و نمایندگان مجلس است.

مشت به کله

محمد حسین روانبخش در شعر بلندی در ستون طنز مردم سالاری در استقبال از کتک زدن یک خبرنگار توسط نماینده متشخص مجلس نوشته:

پرسید سوال ... گفتمش هیس، عزیز!

پرسید دوباره ... گفتمش مزه نریز!

پرسید برای سومین بار، آنگاه

یک مشت به کله‌اش زدم، سفت و تمیز!

حق نشر عکس Sharvand
Image caption کارتون نعیم تدین، شهروند

امروز، رقابت در میان افشاگری

ایران در گزارشی نوشته: امروز روز سرنوشت ساز خیابان «بهشت» خواهد بود. «مسجد جامعی» و «چمران» دو گزینه نهایی جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا پس ازگذشت یک سال از ریاست شورا به نام و سلوک «مهدی چمران، رئیس فعلی»، برای سال آخر بار دیگر رودرروی هم قرار می‌گیرند تا رأی‌های سفید هر دوجناح و رأی ۴ نفر از اعضای مستقل، نتیجه انتخابات امروز را همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دهد!

به نوشته روزنامه دولت: انتخابات امروز ممکن است تحت تأثیر گزارش سازمان بازرسی کشور درباره تخفیف و تقسیط‌های میلیاردی محمد باقر قالیباف، شهردار تهران، نتیجه متفاوت و دور از معادلات مرسوم را رقم زده و کفه پیروزی اصلاح‌طلبان را سنگین‌تر کند، اگرچه نباید از رایزنی اصولگرایان برای انتخاب دوباره «آقای رئیس» هم غافل شد و یک رأی بیشترجامعه اصولگرایان را نادیده گرفت! اصلاح‌طلبان در این دوره۱۳ رأی و اصولگرایان ۱۴ رأی مشخص دارند.

دفاع از شهردار

اما کیهان در تیتر بزرگی در صفحه اول خود درباره تقسیم املاک بین اعضای شورای شهر و افراد خاص ابتدا به سراغ موضوعی رفته که تیتر هر روزه این روزنامه در یک ماه گذشته بوده است و نوشته: از همان اول معلوم بود که دولت هیچکاری برای حقوق های نجومی، این خیانت بزرگ به آرمان‌های انقلاب نخواهد کرد و دیگرانی هم که مسئول هستند، با هزار اما و اگر، بار را بر زمین خواهند گذاشت. اما یک چیز دیگر هم از ابتدا پیدا بود و بعدتر، خبری از برنامه‌ریزی اتاق فکر دولت در این موضوع اخباری به بیرون درز کرد و آن، شبیه‌سازی و بدل زدن در این پروژه بود.

با این مقدمه کیهان در دفاع از سردار باقر قالیباف شهردار تهران نوشته: نشانه‌های اولیه این پروژه آشکار شد و البته انتظار می‌رفت که ادامه پیدا کند. حالا بعد از مدتی، یک چهره اصلاح‌طلب شورای شهر، در سایت خود، چند بندی از یک گزارش مقدماتی را منتشر کرده و روی آن اسم پروژه زمین‌های نجومی گذاشته است و اسم افرادی را هم ردیف کرده که اینها همه از شهرداری زمین‌هایی به نصف قیمت و اقساط طولانی مدت گرفته‌اند.

کیهان در انتهای گزارش خود نوشته: آنچه مسلم است منبع و مرجع اولیه خبر، منبعی بدنام و بدسابقه است و طبیعتا سر سوزنی دغدغه معاش مردم و صیانت از بیت‌المال را ندارد. شائبه سیاسی‌کاری و تلاش برای کمرنگ کردن فساد ناشی از حقوق‌های نجومی در این موضوع و افشاگری کاملا مشهود است. اما حتی اگر به صورت یقینی و صد در صد هم بدانیم که هدف، تاثیرگذاری بر انتخاب شهردار تهران یا بر ذهن مردم در ماجرای فیش‌‌های نجومی است، این امر به هیچ عنوان نباید مانع رسیدگی به اصل ماجرا بشود. اگر تخلفی شده، با اشد مجازات با متخلفین برخورد شود و اگر نشده، دروغ‌گویان را به اشد مجازات برسانند.

دفاع دیگر از شهردار تهران در مقابل افشاگری ها توسط عبدالله گنجی مدیر مسوول روزنامه جوان رخ داده که به نوشته جوان حجم حملات به شهرداری تهران را در استانه انتخاب هیات رییسه شورا بی سابقه خوانده و در تویتر خود نوشته : حجم حملات در مقیاس زمان، نشان از ساماندهی عملیات مبتنی بر اتاق فکر است.

به نوشته مدیر روزنامه سپاه پاسداران: اتاق فکر تجدید نظر طلبان به این نتیجه رسیده اند که رمز عبور رییس جمهور بعدی از صندوق "کار" است، احمدی نژاد ممکن است در فیلتر نظام گیر کند و در بین اصول گران چهره ای که با "کار" شناخته می شود شهردار فعلی تهران است. لذا اولویت تخریب به سمت اوست و برای این کار کانال خاص و افراد خاص شبانه روزی تلاش می کنند تا بتوانند در روز موعود روحانی را در غیاب کار و رقیب، قهرمان نمایند.

نویسنده مدافع شهردار تهران به گزارش جوان از انقلابیون خواسته که انسجام درونی خود را برای تلطیف فضا نسبت به قالیباف شکل دهنده و آن ها که حملات به شهرداری را فراسوی فساد می بینند. پس بازگشت تیم کرباسچی به شهرداری یک رویای تعبیر نشدنی است.

این زمین ها از کجا آمده

غلامرضا کیامهر در سرمقاله جهان صنعت نوشته: اخبار مربوط به واگذاری‌های گسترده میلیون‌ها متر از زمین‌های مناطق شمالی تهران به شماری از اعضای شورای شهر و مدیران ارشد شهرداری که این روزها زینت‌بخش صفحات روزنامه‌ها و شبکه‌های خبری مجازی شده، صرفنظر از مسایل حقوقی مرتبط با آن که باید از سوی سازمان‌های نظارتی و قوه قضاییه دنبال شود، این سوال را به ذهن متبادر می‌سازد که شهرداری تهران این همه زمین را که تازه قله‌یخی آن از آب بیرون آمده، از کجا آورده و کدام سازمان و مرجع ذی‌صلاح این همه زمین را به تملک شهرداری درآورده است؟

به نوشته این مقاله: اگر به این سوال‌ها پاسخ داده شود، میزان مسوولیتی که شخص دکتر قالیباف در بذل و بخشش زمین‌های شهرداری به افرادی خاص دارد، برای مردم روشن خواهد شد و افکار عمومی در این زمینه به نتیجه‌گیری بهتری خواهد رسید و مردم واقعیت‌های پشت پرده مدیریت شهری و شورای شهر را برای انتخابات آینده بهتر خواهند شناخت هرچند متاسفانه به تجربه ثابت شده نهادهای انتخابی هم چندان از وسوسه‌های رسیدن به ثروت و مکنت و رانت‌هایی که بعد از پیروزی‌های انتخاباتی به آنها پیشنهاد می‌شود، چندان در امان نیستند و دور از چشم موکلان‌شان با کانون‌های قدرت- چه شهرداری باشد و چه جاهای دیگر- کنار می‌آیند.

و در نهایت سرمقاله جهان صنعت به این جا رسیده که: شورای شهری که تاکنون حداقل در کلانشهر تهران داشته‌ایم تا حدود زیادی برآمده از فضای غیرحزبی جامعه بوده که حالا اخبار مربوط به حاتم‌بخشی‌های پنهان و آشکار شهرداری تهران به شماری از اعضای شورای شهر سابق و لاحق پیامدهای سوء آن را برملا کرده است.

جومونگ و کرباسچی و قالیباف
Image caption کارتون جواد تکجو، اعتماد

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: می‌گوید فرق شهرداری کرباسچی و شهرداری احمدی‌نژاد و شهرداری قالیباف چیست؟ من گفتم: کرباسچی شروع کرد تراکم‌فروختن. منتها چون خوش‌تیپ بود، ازش دعوت کردند در یک سریال تلویزیونی به اسم «منعقد شد؟» شرکت کند و مدت‌ها مردم پای تلویزیون سرگرم بودند. احمدی‌نژاد هم شروع کرد نقشه‌کشیدن و کاری به تهران نداشت؛ یعنی اگر جای اینکه شهردار تهران بشود، یک خیریه توی بازار تهران راه انداخته بود، هم خلق‌الله راضی بودند، هم تهران این شکلی نمی‌شد.

به نوشته این طنزنویس: احمدی‌نژاد منتها چون همه‌اش توی فکر ریاست‌جمهوری بود، هیچ‌کدام از پیشنهادهای بازی در صداوسیما را قبول نکرد و مستقیم گریم کرد برای ریاست‌جمهوری. برای همین مجبور شد بخش زیادی از بودجه تهران را خرج کند تا عکسش را همه ببینند. همین شد که احمدی‌نژاد را ما جدی نگرفتیم و او خودش را جدی گرفت و پاش به تلویزیون‌های دنیا باز شد. قالیباف هم شهردار خوبی است و مخترع استاتوس‌نویسی روی بیلبورد به‌جای فیس‌بوک است. قالیباف از بس خوش‌تیپ است، از همه‌جا بهش پیشنهاد می‌شود منتها او گفته یا تریبون ریاست‌جمهوری، یا بیلبورد شهرداری.

در ادامه ستون طنز شرق آمده: قالیباف آدم رقیق‌القلبی است و اگر کسی برود پیشش و بگوید من شغل ندارم، اول معاون شهرداری‌اش می‌کند و اگر طرف بعد بیاید بگوید من خانه ندارم، خانه ارزان‌قیمت هم بهش می‌دهد. حالا چرا مثل کرباسچی سریالی از داستان‌های احمدی‌نژاد و قالیباف پخش نمی‌شود، ما نمی‌دانیم. ما معتقدیم جومونگ به کرباسچی خیانت کرد. اگر زمان کرباسچی هم جومونگ پخش می‌شد، اصلا به او پیشنهاد تلویزیونی نمی‌دادند.

مخالفت با منع به کارگیری کودکان در جنگ

بعد از مخالفت روزنامه های تندرو با حضور ایران در معاهده جهانی پولشویی، امروز روزنامه جوان در گزارشی نمایندگان مجلس را متهم کرد که هنگام بررسی «لایحه الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک در مورد به کارگیری کودکان در منازعه مسلحانه» ۲۳ به مسایل مهمی توجه نکرده اند. این لایحه تیر ماه امسال از سوی رئیس‌جمهور برای تبدیل شدن به قانون به مجلس فرستاده شد و ماه بعد با نظر مخالف مرکز پژوهش‌های مجلس مواجه شد، اما در کمیسیون حقوقی مجلس تصویب شده و قرار است در همین روزها برای رأی‌‌گیری به صحن علنی مجلس بیاید.

روزنامه سپاه پاسداران انتقاد یک عضو شورای فرهنگی زنان را به جا دانسته که گفته: اصرار مسئولان برای پیوستن به کنوانسیون حقوق کودک بدون در نظر گرفتن حق تحفظ تعهد آنها به صندوق جمعیت، یونیسف و یونسکو است. درخواست آنها این است که سن قانونی کودکان ۱۸ سال شود و این در حالی است که در گذشته نوجوانان ما در این سنین در جنگ شرکت کردند و پذیرفتن این موضوع باعث می‌شود در جوامع بین‌‌المللی زیر سؤال برویم و بعید نیست تحریم‌های جدیدتر برای ما در نظر بگیرند.

اعتراض دیگر روزنامه جوان به سن قانونی پروتکل است که هجده سال تعیین شده در حالی سن قانونی ازدواج در ایران برای دختران ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال است. در صورت تصویب این لایحه هرج و مرج زیادی در زمینه خانواده خواهیم داشت. ما قرار نیست در سیستم سکولار فرزندانمان را پرورش دهیم. کشورهای غربی بدون هیچ کار علمی برای خود یک استاندارد قرار دادند.

در بخشی دیگر از روزنامه جوان نظر یک عضو بسیج دانش‌آموزی نقل شده که حوزه جنگ نرم که عمده فعالیت‌های دشمن برای تحت تأثیر قرار دادن افکار و نگرش‌های جامعه به خصوص قشر نوجوان و جوان دانسته و گفته: از طراحان بپرسیم که آیا برای آینده بسیج و نقش بی‌بدیل آن در حفظ و صیانت از کشور و پاسداری از منافع ملی خوب اندیشیده‌اید و این لایحه را به مجلس برده‌اید؟

واقعا مشکل این مملکت فقط فیلم فروشنده است؟

حق نشر عکس NoAvaran
Image caption کارتون محمد طحانی، نوآوران

پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: دلواپسان عزیز شروع کرده‌اند به هجوم و تخریب فیلم فروشنده ساخته اصغر فرهادی. همان که در جشنواره کن کولاک کرد و جایزه برد. اولش گیر داده بودند که وزارت ارشاد بدون ممیزی حق ندارد این فیلم را اکران کند. بعد گیر دادند که چرا بلیتش گران است.

لابد بهتر می‌دانید که تازگی‌ها ادبیات‌شان کل یوم دستوری است، امر و نهی است. یعنی این هم فقط در کشور ما می‌تواند رخ دهد که اقلیتی به دولت اکثریت یک نفس دستور بدهد. این کار را بکن، آن کار را نکن، با کری دست نده، به موگرینی نخند، به شجریان مجوز نده، کنسرت را لغو کن، دولت‌آبادی را محو کن، یارانه را حذف نکن، مسکن مهر را تمام کن...

حالا هم گیر داده‌اند که کلاً فروشنده مروج فیلان است و بهمان است و اساساً نباید اکران شود. همان‌طور که قبلاً درباره کنسرت‌ها فرموده بودند که خلاف اخلاق است و بانی لهو و لعب است.

در پایان طنز روزنامه ایران آمده: مگر خود شما نفرموده بودید که کشور این همه مشکل و دردسر و بحران‌های حل نشده دارد. تورم کمرشکن و بیکاری دارد. مصائب اقتصادی و گره‌های اجتماعی دارد. رکود دارد. اعتیاد و افسردگی و سن بالای ازدواج دارد. خب؟ حالا تمام مشکلات کشور حل شده و فقط مانده فیلم فروشنده؟

مطالب مرتبط