«سرمست عشق دانستن»

حق نشر عکس Science Photo Library
Image caption تصویر یک «هومو ساپی ینز»، جانور دانای سخنگو، در اوایل ظهور، و در پشت سر او پنج نوع از اجداد او در جادۀ تکامل.

سلام. «هومو ساپی ینز»(۱)، به زبان علمی: نوعِ انسان امروزی، به معنی بی تعارف و تشریفات: «جانور دانای سخنگو»(۲). می خواستم نکته ای دربارۀ غرض «کار برای زندگی» عرض کنم که نقض غرضش می شود «زندگی برای کار»(۳)، دیدم قضیه برمی گردد به زمان ظهور انسان در جنگلی، در باغ بی در و دیواری، در شرق آفریقا. پس آن نکته را می گذاریم برای بعد.

می گویند، و من، بندۀ حقّ، از آنها، یعنی از اهل تحقیق در وادی علم و منطق، نقل می کنم که نوع آدمیزاد امروزی، که همان هومو ساپی یِنز، یا جانور دانای سخنگو باشد، در حدود دویست هزار سال پیش، با تکامل یک نوع جانور آدم نما (۴) ظهور کرد و تماشا کرد و حیرت کرد و خواست بداند و بشناسد و سر به هوا شد و پا به راه شد و دست به کار شد و دست به کار ماند و خواهد ماند.

اینجاست که «تاریخ» جانور دانای سخنگوی سرگردان، یعنی «انسان» شروع می شود، و این دوره که از شروعش در حدود دویست هزار سال می گذرد، در مقایسه با دورۀ پیش از تاریخش، یعنی دورۀ زندگی اجداد دوپای گول زبان بسته ش، که دو میلیون و هشتصد هزار سالی طول کشید، تقریباً هیچ به حساب می آید.

حق نشر عکس Getty
Image caption کاریکاتوری از «چارلز داروین» بعد از انتشار کتاب معروفش، «بنیاد انواع». آنهایی که قبول فرضیۀ تکامل نوع انسان از نوع میمون کسر شأنشان بود، خود داروین را به شکل میمون تصویر می کردند.

حالا چه طور شد که عدّه ای از این اجداد دوپای گول زبان بسته، بعد از دو میلیون و هشتصد هزار سالی انسان دانای سخنگو شدند، شاید این طور که اهل تحقیق در وادی علم و منطق می گویند، از سعادتی باشد که با به هم چسبیدن و یکی شدنِ دوتا از بیست و چهارتا کروموزومشان، نصیبشان شد، و قضیۀ فکری و فلسفی و علمی و منطقی و تحقیقی و تجربی «تاریخ تکامل انسان» تازه از اینجا شروع می شود، و قصّۀ بچّه گول زنک نیست که بشود با چند تا اله شد، بله شد، سر و تهش هم بیاید.

و خوب البتّه آدم، انسان، جانور دانای سخنگوی سرگردان که حالا دویست هزار سالی از عمرش می گذرد، دورۀ بچّگیش خیلی دراز بود. ده، دوازده هزار سالی نوجوان بود، دو سه هزار سالی جوان، و حالا، چهارصد پانصد سالی است که دارد بلوغ عقلی پیدا می کند (۵).

خوب، طبیعی بود که در دورۀ بچگی و نو جوانی، با تخیّل قوی ای که داشت، برای اینکه معمّاهای سربستۀ هستی «دل» او را از زندگی سرد نکند، با ساختنِ افسانه های دلگرم کننده به این معمّاها موقّتی جواب می داد. این را به ش می گوییم «تاریخ ظهور و تکامل و تمدّن انسان» (۶).

مثلاً انسان سه، چهار هزار سال پیش، که دورۀ جوانیش بود، و در این دوره قومهای مختلف، در جاهای مختلف زمین افسانه های خودشان را می ساختند (۷)، امروز تعجّب نمی کنیم اگر در یکی از آنها بخوانیم که خدا وقتی آدم و حوا را به گناه خوردن میوۀ «دانش» و «عقل» و «شعور» پیدا کردن و از جمعیت «حیوانات» جدا شدن، از جنگل بهشت بیرون کرد، گفت: «همانا انسان مثل یکی از ما شده است که عارف نیک و بد گردیده، اینک مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات جاویدان نیز بخورد و تا به ابد زنده ماند!»

و از آنوقت بود که خدا دور درخت حیات جاویدان شمشیر آتشبار گردان گذاشت و انسان را برای ابد به زادن و مردن محکوم کرد. ما امروزیها می توانیم بگوییم: که این حرف دور از شأن خدا و خلاف عقل و علم است، امّا اگر اهل تحقیق در وادی علم و منطق باشیم، نمی توانیم از اجداد افسانه سازِ سه چهار هزار سال پیشمان، که از عشق دانستن سرمست بودند، ایراد بگیریم. بله؟

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

زیرنویسها:

۱- هومو ساپی ینز (homo sapiens)، نوع تکامل یافتۀ انسان که امروز جمعیتش از هفت هزار میلیون سر زده است، و همه به یک اندازه «هومو»، یعنی ، «انسان» هستند، و جانشان مقدّس و محترم است، امّا همه به یک اندازه «ساپی ینز»، یعنی دانا و بخرد نیستند.

۲- «جانور دانای سخنگو»: از عصر باستان تا امروز دربارۀ انسان تعریفهای مختصر گوناگون داده اند، از آن جمله انسان حیوانی است ناطق (سخنگو)، انسان حیوانی است منطقی، انسان حیوانی است سیاسی، انسان حیوانی است شاعر، انسان حیوانی است ابزار ساز، انسان حیوانی است ... شما بگویید!

۳- «غرض کار برای زندگی» را نقض کرده ایم و پیرو «غرض زندگی برای کار» شده ایم.! (اگر نمی خواهید دربارۀ این موضوع چیزی بشنوید، چی بگویم؟)

۴- «جانور آدم نما» (hominid)، که «هومو ساپی ینز»، یعنی انسان امروزی، احتمالاً از نوع «هومو ارکتوس» (دو پای ایستاده) آن تکامل پیدا کرد.

۵- یعنی از قرن پانزدهم میلادی در دورۀ «روشنگری» و «خرد گرایی»، و استقلال و جدایی «علم» از «کلیسا».

۶- «تاریخ ظهور و تکامل و تمدّن انسان» عنوان یک کتاب معیّن نیست، عنوان یک کتابخانه است، چون در چند قرن اخیر، دانشوران و پژوهشگران و تاریخ نویسان در زمینۀ «ظهور انسان»، «تکامل انسان» و «تمدّنهای انسانی» به اندازه ای کتاب نوشته اند که از مجموع آنها می توان کتابخانۀ بزرگی تشکیل داد. در اینجا به چند تا از این کتابها اشاره می شود:

الف) – «ظهور انسان» (The Descent of Man)، از چارلز داروین (Charles Darwin) طبیعیدان و زمین شناس انگلیسی (۱۸۰۹-۱۸۸۲) .

ب) – «تکامل: داستان انسان» (Evolution, The Human Story)، از«آلیس می رابرتز» (Alice May Roberts)، انگلیسی، پژوهشگر در زمینۀ کالبد شناسی تاریخی، نویسنده، و استاد دانشگاه.

ج) – «پیدایش انسان»، (The appearance of Man) از «پی یر تیار دو شاردن» (Pierre Teilhard de Chardin)، فیلسوف و فسیل شناس تاریخی فرانسوی (۱۸۸۱-۱۹۵۵).

ج) – تاریخ تمدّنها (A History of Civilizations)، از «فرناند برودل» (Fernand Braudel)، مورّخ فرانسوی (۱۹۰۲-۱۹۸۵).

مطالب مرتبط