روزنامه های تهران: روحانی در نیویورک، ملاقات یا فریاد بر سر آمریکا

روزنامه های صبح امروز تهران، چهارشنبه ۳۱ شهریور در صفحات اول خود از دیدار رییس جمهور روحانی و فیدل کاسترو رهبر افسانه ای کوبا خبر داده و به گمانه زنی درباره سخنان رییس دولت در اجلاس سازمان ملل متحد پرداخته اند.

سکوت در برابر دستگیری دو روزنامه نگار که گفته می شود با شکایت شهرداری تهران زندانی شده اند و تشریح نشریه ای که بدون مجوز منتشر می شود و به هنرمندان نسبت های سنگین زشت داده است و در عین حال خارج شدن رییس جمهور احمدی نژاد از جریان مبارزات انتخاباتی آینده را نیز با اهمیت دیده اند.

حق نشر عکس Jahane Sanat
Image caption عکس و تصویر صفحه اول جهان صنعت

عکس یادگاری

مسعود سلیمی در مقاله ای در جهان صنعت نوشته: جابه‌جایی آرام قدرت در کوبا، دیپلماسی این کشور هم وارد مرحله جدیدی شد تا جایی که امروز هاوانا بیش از اینکه با مشت‌های گره کرده و سخنان آتشین در پی پیشبرد سوسیالیسم باشد به دنبال رابطه "برد- برد" با جهان امروز است، به عبارت بهتر "کوبای پسافیدل، واقع‌گرایی جای آرمان‌گرایی‌های روزگار کمونیسم را گرفته است."

به نوشته این مقاله: در چنین شرایطی حسن روحانی در تور آمریکایی خود پس از حضور در نشست اعضای غیرمتعهد که صرفا به شعار و آرزومندی گذشت و در نهایت هم با انتشار اعلامیه پایانی که به نوعی پروتکل به حساب می‌آید به کار خود پایان داد، راهی کوبا شد. سفری که بیش از منافع و مقاصد اقتصادی برایمان به‌گونه‌ای حضور ایدئولوژیکی در همسایگی آمریکا در چوب‌خط دیپلماسی ایران به حساب می‌آید.

جهان صنعت افزوده: رییس‌جمهور ایران جدا از دیدار و گفت‌وگو با مقامات کوبایی و در راس آنها رائول کاسترو طبق روال چند سال گذشته که سیاستمداران خارجی از این کشور دیدن می‌کنند عکسی هم به یادگار با چریک پیر، فیدل کاسترو می‌گیرد که برای ثبت و ضبط در تاریخ به کار می‌آید.

محمد اسماعیلی در گزارشی در روزنامه جوان از این که نشریات اصلاح طلب مانند سال های قبل به استقبال از سفر رییس جمهور روحانی نرفته و به گمانه زنی درباره آن نپرداخته اند نوشته دلایل این که سفر روحانی به نیویورك دیگر جذابیتی برای تجدیدنظرطلبان و رسانه‌های پرشمار آنها ندارد چند تاست.

به نظر روزنامه سپاه پاسداران علت های اصلی این هاست: ترغیب و تحریض حسن روحانی برای دیدار مستقیم با باراك اوباما طراوت خود را از دست داده است.توافق هسته‌ای ایران و امریكا كه در سه‌ سال گذشته مهم‌ترین پرونده مورد بحث و نظر فی‌مابین بود و بهانه‌ای جهت قبح‌شكنی‌های دیدارهای مستقیم بود فضای سردی را میان سیاستمداران دو كشور برانگیخته و نقض برجام و تلاش همه‌جانبه امریكایی‌ها جهت ادامه تهدید و تحریم، بهانه برای رایزنی‌های دوجانبه بر سر موضوعات مورد مناقشه دیگر طی این سفر را گرفته است.

جوان اضافه کرده اصلاح طلبان انسجام و وحدت برای حمایت از روحانی در انتخابات آینده را از دست داده اند و به خوبی می‌دانند كه مردم علاقه و اشتیاق سابق را نسبت به این سفر ندارند چراكه برجام هزینه‌زا شده، تحریم‌ها افزایش پیدا كرده، بیكاری و ركود و تورم همچنان ادامه‌دار بوده و شعارهای حسن روحانی در مجمع عمومی"جهان عاری از خشونت" هم نتوانست آنگونه كه انتظار می‌رفت مورد اقبال داخلی و بین‌المللی قرار بگیرد.

جوان نتیجه گرفته: به همین جهت روحانی باید بدعهدی آمریکا را در سازمان ملل فریاد بزند.

تخریب ها علیه دولت روحانی

محمد صادق جنان صفت در سرمقاله ابتکار با اشاره به مخالفت گسترده نشریات تندرو و گروه اصولگرا نوشته: این طیف های پررمزوراز با شگفتی تمام رییس جمهور منتخب میلیونها ایرانی و همکارانش در دولت را تامرز اتهام خیانت به کشور به درجازدن دنبال می کنند. آنها در سه سال اخیر و در رویارویی بادولت یازدهم نشان داده اند که دولتی زمین گیرشده میخواهند که در هیچ بستر بزرگ و ساختار شکنی از اقتصاد تصمیم نگیرد تا مخالفان همین درجازدن را سند ناکارآمدی دولت یازدهم در انتخابات آتی کنند.

به نوشته این مقاله: آین گروه خشن در برخورد بادولت پس از ناکامی در کشیدن ترمز گفت وگوهای هسته ای و برای اینکه هواداران خود را از دست ندهند فشار بی امانی به دولت میآورند.مخالفت سازمان یافته با قراردادهای جدید نفتی و متهم کردن دولت و شخص وزیر نفت به باج دادن و امتیاز دهی به شرکتهای بزرگ نفت جهان می کنند تا روزنه ورود سرمایه و ایجاد تحرک در این بخش مهم بسته شود و دولت را متهم کنند که کاری نکرده است. این اقلیت کینه ورز اکنون نفس دولت را گرفته اند که گامی برای عادی شدن مناسبات بانکی با جهان برندارد تا در بوق تخریب بدمند که برجام فایده ای نداشته است.

ابتکار نتیجه گرفته: هیاهو و سروصدای کرکننده و آزاردهنده این دست منتقدان که همه مرزهای اخلاق مبارزه سیاسی را پشت سرگذاشته اند اما نشان می دهد هنوز به آرزوهای بلند خود نرسیده اند و بیم دارند در انتخابات آتی برای یک دوره دراز مدت به کمای سیاسی بروند و شهروندان ایرانی آنها را از سبد رای خود برای همیشه خارج سازند. ازپیش آشکار است که حسن روحانی با کوله باری گرانسنگ از تجربه در بالاترین سطح سیاسی و اقبالی که حتی اصولگرایان اصیل به او دارند و با سازگاری بیشتر با طیف های اصلاح طلبا ن و به امید همراهی رای دهندگان ایرانی زیر بار خواسته این طیف نمی رود.

محمد تقی فاضل میبدی در مقاله ای در شرق نوشته: معلوم نیست که حد و مرز میان نقد و تخریب را چه کسی یا چه نهادی باید تعریف کند. برای مثال برخی روزنامه‌ها راجع به برجام، با اینکه حمایت رهبری را به همراه داشت، انواع و اقسام تیترهای ناامید‌کننده و گزنده را برای سیاه‌نمایی برگزیدند و تمام آن را سیاه و منفی نشان دادند؛ چراکه دولت فعلی، دولت برخاسته از میان جریان مطلوب آنان نبود. بنابراین به جای نقد سازنده، منافع ملی را هدف گرفتند؛ با اینکه در مسئله برجام کاری برخلاف قانون انجام نشد. پرواضح است؛ اگر پای منافع ملی و حفظ آبروی نظام در میان بود، سزاوار بود به دولت پیشین این نوع نقد‌ها وارد می‌شد.

نویسنده با اشاره به سخنان یكی از خطیبان موقت جمعه تهران که گفته بود جنگ برای ما یک نعمت بود و تحریم‌ها نیز یک نعمت برای ما محسوب می‌شود نوشته: این یک جریان فکری است که رفع تحریم‌ها را موجب افزایش اسراف می‌داند. چرخ‌های اقتصاد و صنعت حمل‌ونقل و هواپیما اگر به دلیل رفع تحریم‌ها رونق بگیرد و جان انسان‌ها از خطر نجات یابد، در نگاه این‌دسته از منتقدان اشرافی‌گری تلقی می‌شود. یعنی با این نگاه باید به رئیس‌جمهور قبل دست‌مریزاد گفت که باعث ایجاد این تحریم‌ها شد و به صدام و قدرت‌هایی که در ادامه جنگ با او همکاری می‌کردند.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption تیتر و کارتون هادی حیدری، شهروند

پایان یك تراژدی

شهروند در سرمقاله اصلی خود نوشته: از هنگامی كه برخی از نزدیكان احمدی‌نژاد زمزمه حضور انتخاباتی وی را آغاز كردند، این ذهنیت پیش آمد كه داریم به كجا می‌رویم؟ در نتیجه از همان ابتدا بحث احتمال رد صلاحیت وی مطرح بود. احتمالی كه طبعاً جدی بود و اگر رسیدگی مناسبی به اقدامات آن ٨ سال می‌شد، به طور قطع وضعیت سیاسی امروز او فرق می‌كرد. یك نمونه بسیار كوچك آن معاون اول رئیس جمهوری او بود كه اكنون در حال گذراندن مجازات زندان است. زندانی كه به جرم فساد مالی تحمل می‌كند و جالب اینكه وی رئیس ستاد مبارزه با فساد آن دولت بود!

به نوشته این روزنامه در هر حال این موضوع كم‌كم با سفرهای انتخاباتی احمدی‌نژاد موجب نگرانی شد. نه از این جهت كه او وارد انتخابات و احیاناً برنده می‌شود، بلكه از این بابت كه اگر قرار است آن دوره تكرار شود، پس چه جایی بر عقلانیت در اداره امور و درس گیری از تجربه گذشته باقی می‌ماند؟ از این جهت نگرانی است که اگر قرار است بیاید، حداقل پرونده‌های قضایی‌اش رسیدگی شود تا رفع ابهام گردد. این نگرانی خیلی زود برطرف شد.

به نوشته شهروند: خبری كه از سوی رسانه‌ها و نویسندگان اصول‌گرا منتشر شد، حكایت از دقیق و جدی بودن ماجرا دارد، و نظام اجازه نمی‌دهد كه جامعه ایران یك بار دیگر دستخوش بازی مسخره و خسارت‌بار گذشته شود. البته كه او مثل هر شهروندی می‌توانست نامزد شود، ولی وقتی كه قصد گرفتن اجازه و تأیید این حضور را از نظام دارد، باید متوجه می‌شد كه نگاه مجموعه حاكمیت ایران به او و عملكردش منفی‌تر از آن است كه به تصورش بگنجد. طبیعت سیاست و عقلانیت سیاسی اقتضا می‌كرد كه اجازه ندهد دوباره جامعه دوقطبی شود.

بازداشت یک خبر نگار و چند پرسش

سه روز بعد از دستگیری صدرا محقق دبیر سرویس اجتماعی روزنامه شرق که به دنبال دستگیری مدیر یک سایت اینترنتی صورت گرفت که برای نخستین بار واگذاری املاک شهرداری به افراد خاص را فاش کرده بود، روزنامه های امروز صبح از انعکاس خبر این دستگیری ها خودداری کرده و تنها یک مقاله در این باره دارند.

شرق مقاله نعمت احمدی وکیل دعاوی را به چاپ رسانده که بدون نام روزنامه نگار دستگیر شده بوشته: تحقیق در دادسرا محرمانه است و معنای آن این است که تا قبل از روشن‌شدن واقعیت پرونده یا تکمیل تحقیقات، نباید نسبت به اتهامی که بر اساس آن فرد بازداشت‌شده را متهم کرده‌‌اند، در رسانه‌ای اشاره شود. قانون‌گذار پا را از این هم فراتر گذاشته و برابر قانون آیین‌دادرسی کیفری برای جلوگیری از درز اطلاعات و مهم‌تر از آن، حفظ آبروی فردی که مورد تعقیب قرار گرفته، رسانه‌ها را از ذکر محتویات پرونده و حتی اتهام و نام فرد مدنظر هم منع کرده است؛ به‌طوری‌که در رسانه‌های ما متداول شده که از حرف اول نام و نام‌خانوادگی فرد موردتعقیب یاد می‌کنند.

این حقوقدان سپس از رسانه هایی انتقاد کرد که نام صدرا محقق و یاشار سلطانی را ذکر کردند و نوشته رسانه چه نفعی در ذکر نام متهم و بیان اتهامی که جنبه محرمانه داشته و انتشاردهنده آن را قانون‌گذار مجرم دانسته، می‌برد؟ وقتی که رسانه‌ای عنوان اتهامی و نیز نام متهم مورد تعقیب را افشا می‌کند، به ذهن متبادر می‌شود که از قبل این نیز، آن رسانه از وضع به‌وجود‌آمده برای متهم تحت‌تعقیب، باخبر بوده.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون محمدرضا ثقفی، شهروند

وارونگی آماری در دانشگاه ها

محمد زینالی اناری در سرمقاله ایران سرآغاز مهر مصادف با انتشار خبری است از وارونگی آمار جامعه علمی که مقصود پیشی گرفتن دختران از پسران است یعنی اینکه دختران جامعه ایران دیگر در آرزوی شوهرداری صرف و باریدن هنرهای خانگی از انگشتان دست خود نیستند. آنها شاید بتوانند به انسان تک ساحتی تبدیل شوند که در بازار کار مشغول کاری باشند. اما آیا برای ۵۷ درصد از ورودی‌های دانشگاه اجازه اشتغال در بازار کار نیز به همان نسبت موجود است؟

مقاله تاکید کرده: وارونگی در برابری آموزش در حالی صورت گرفته که نشان می‌دهد این وارونگی در اشتغال تا مدت‌ها میسر نخواهد شد. زیرا هم‌اکنون وضعیت بازار کار از این آمار فاصله داشته و مدت‌هاست خروجی تقریباً عادلانه دانشگاه‌ها در بازار کار مورد پذیرش واقع نمی‌شود. از طرفی با توجه به ویژگی‌های تثبیت شده نقش اجتماعی برای مردان، زنان و دختران شاغل از درآمد به مراتب پایین‌تری از مردان بهره‌مند می‌شوند چه رسد به اینکه مدت‌هاست بسیاری از زنان و در مواردی برخی از مردانی که نیاز عاجل به اشتغال دارند مورد سوءاستفاده اقتصادی واقع می‌شوند.

روزنامه دولت در نهایت نوشته: در چنین شرایطی که برنامه‌ریزی برای ورود زنان به بازار کار با وارد شدن آنان به دانشگاه هماهنگ نبوده و خیل کثیری هم عملکرد دانشگاه‌ها را فاقد کارکرد لازم در جامعه می‌دانند، در این شرایط عمده دختران فارغ‌التحصیل چاره‌ای جز بازگشت به نگرش‌های سنتی برای زندگی و نگریستن به عمر تلف شده خود ندارند. همین بازار کاری که از حضور زنان در کلاس‌های متنوع آموزش عالی و کمک درسی سود می‌برد فرصت حضور آنان در بازار کار و افزایش کیفیت زندگی را به شهروندان زن نمی‌دهد.

جنگ، مهر، صلح ... جمع مستان می‌رسد

شهرام شهید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی در ستون طنز شهرونگ نوشته: مسخرگی‌اش را ببین در چه حد است که در جهان، سی‌و‌یکم شهریور را که روز حمله رژیم مضحک صدام به سرزمین ما و شروع جنگ تحمیلی هشت‌ساله است، روز جهانی صلح نامگذاری کرده‌اند. یعنی روز جهانی صلح بوده بعد صدام حسین هوس کرده در روز جهانی صلح خوی وحشی‌گری‌اش را علنی کند یا اول صدام حسین جوانان سرزمین ما را به شهادت رسانده و بعد دنیا تصمیم گرفته آن روز را روز صلح نامگذاری کند؟

طنزنویس بعد از اشاره به زجر ناشی از اول مهر و آغاز مدرسه نظر چند تلفن به روزنامه را نقل کرده که اول گفته: - سلام عرض شد. راستش فرزند دلبند من گم شده و ... نخیر در کوچه و خیابان گم نشده، در بین نظام آموزشی کشور گم شده. صدایش را می‌شنویم اما نمی‌دانیم تو نظام قدیم دنبالش بگردیم یا تو نظام جدید یا تو این نظام خیلی جدیدتر که جای نمره بهت ماچ می‌دهند. فریادرسی نیست؟

نفر بعدی گفته است: - بنده می‌خواستم از طریق تریبون شما یادآوری کنم اول مهر زادروز استاد شجریان است. ضمن عرض تبریک و آرزوی سلامتی برای استاد، دیدم سوژه برای امروز کم دارید، گفتم این را هم اضافه کنم که نتوانید نفس بکشید.

طنز شهرونگ از نظر یک خواننده دیگر چنین خبر داده: - ببم‌جان زمانه خیلی عوض شده. دولت تدبیر ببیند ما قبلا با چه چیزهایی خوشبخت می‌شدیم؟ نه FATF خوشبختمان می‌کرد نه NPT، نه برجام. شما یادتان نمی‌آید روزهایی که هوا برفی و بارانی بود و ناظم مدرسه می‌گفت امروز صف نیست، مستقیم بروید سر کلاس؛ آخ که ما چقدر خَر کیف می‌شدیم و با چه شوقی می‌رفتیم سر کلاس! نه تدبیری بود نه امیدی. یادش بخیر

مسوول تداوم این جرایم كیست؟

علی شكوهی در مقاله ای در اعتماد نوشته: مدتی قبل به خاطر جرایم ارتكابی از سوی نشریه "یالثارات" تصمیمی در هیات نظارت بر مطبوعات اتخاذ و مجوز آن نشریه لغو شد. همزمان دست‌اندركاران آن نشریه به قوه قضاییه متوسل شدند و یكی از قضات مجوز انتشار موقت برای آنان صادر كرد و بنابراین تصمیم یك نهاد قانونی ملغی شد و نشریه مذكور به انتشار خود ادامه داد. در همان زمان بسیاری از صاحب‌نظران گفتند كه این كار یك بدعت است یعنی سابقه نداشت كه یك دادگاهی مصوبه هیات نظارت بر مطبوعات را دور بزند و البته برخی معتقد بودند كه این امر قبلا هم سابقه داشته و در مواردی برخی روزنامه‌ها از این روش به صورت موقت برای تداوم انتشار خود بهره گرفته‌اند.

نویسنده با اشاره به اقدام جدید این نشریه که آن را خودزنی و انتحار آشكار و زیر‌پا گذاشتن اصول روشن اخلاقی خوانده نوشته: نسبت دادن اتهاماتی به سه تن از هنرمندان كشور بی‌تردید از نظر قانونی دارای پیامدهای بسیار سنگین است. این امر موجب شد كه سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بار دیگر بر لغو مجوز نشریه "یالثارات" تاكید كند. حسین نوش‌آبادی در نشست خود با خبرنگاران تصریح كرد: موضع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره هتاكی‌های نشریه یالثارات قبلا اعلام شده و همان نظر هیات نظارت بر مطبوعات است كه مجوز انتشار این نشریه را لغو و از فهرست نشریات دارای مجوز خارج كرده است؛ لذا این نشریه را به لحاظ قانونی جزو نشریات دارای مجوز نمی‌دانیم.

اعتماد با اشاره به این که اعتراض به این اقدام نشریه مذكور صرفا اختصاص به طیفی خاص از هنرمندان ندارد نوشته: هر فردی كه به كمترین اصول اخلاقی و دینی پایبند باشد، معترض است همان‌گونه كه هنرمندان سرشناس جبهه انقلاب هم به این ماجرا معترضند. اخیرا یكی از هنرمندان بنام كشورمان با اعلام حمایت از هنرمندان شكایت‌كننده از نشریه یالثارات انزجار خود را از آن عمل فاش کرده اند چنان که ابراهیم حاتمی‌كیا نوشته "متاسفم در كشوری زندگی می‌كنم كه با خون حسین این‌چنین بازی می‌شود. اگر معذرت نخواهند یا كسی واكنش نشان ندهد به نظرم این بی‌غیرتی است".

عباس عبدی در سرمقاله اعتماد نوشته: یك نشریه به خود حق می‌دهد كه با بدترین كلمه، تعدادی از شهروندان و هنرمندان كشور را خطاب قرار دهد. تا اینجای كار، قابل تحمل است، ولی وقتی این نشریه توقیف می‌شود، این توقیف عملی نمی‌شود در حالی كه برای نشریات دیگر با تخلفات به مراتب كوچك‌تر حكم اجرا می‌شود، در چنین شرایطی آن حسِ تبعیضِ ویرانگر به وجود می‌آید. در نهایت نتیجه چه شد؟ اینكه در ادامه اقدامات قبلی خودشان، بدترین اتهامات را متوجه برخی از این هنرمندان می‌كنند، كه نفس انتشار آنها جرم است، چه رسد به اینكه اتهامات غیرقابل اثبات است.

به نوشته این جامعه شناس: موضوع آن قدر زشت و غیرقابل تحمل است كه بیش از هر كسی صدای اعتراض منتقدان آن هنرمندان بلند می‌شود و این اقدام را محكوم می‌كنند تا حداقل موضع خود را در برابر این تبعیض روشن كرده باشند. تخم كینه و نفرت و حس انتقام‌گیری كه این تبعیض در جامعه می‌پاشد، ویرانگرتر از آن است كه به تصور افراد ساده اندیش در‌آید. مساله این است كه فرض كنیم در بدترین حالت عده‌ای چنین رفتارهایی هم داشته باشند. خوب از طریق قانون و مثل یك صاحب قدرت باشخصیت رفتار كنیم. در این صورت بعید است كه هیچ‌كس متعرض برخورد قانونی شود.

اعتماد در نهایت نوشته: هنگامی كه یك شهروند می‌بیند كه برخی افراد از طریق بی‌نظمی و بی‌قانونی در پی زدن آنان هستند و نظم سیاسی نیز از او دفاعی نمی‌كند دچار بحران رفتاری می‌شود. البته بنده در یك یادداشت دیگر ریشه این نحوه برخورد را در این نشریه تحلیل خواهم كرد كه آنان هم به بن‌بست رسیده‌ و مستاصل شده‌اند. نمونه‌های دیگر از این تبعیض‌ها را هم می‌توان دید.

افتتاح مجدد صدا و سیما

حق نشر عکس Farhikhtegan
Image caption کارتون فیروزه مظفری، فرهیختگان

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: با تغییر مدیریتی در سازمان صدا و سیما انصافاً هر روز شاهد تغییرات گسترده تری در رسانه ملی هستیم. به عنوان نمونه قرار است که ترتیب شبکه‌های تلویزیونی تغییر پیدا کند، یعنی مثلاً شبکه ورزش شبکه چهار بشود، شبکه نمایش شبکه پنج بشود. روابط عمومی سازمان هم اعلام کرده که شبکه "شما" افتتاح شده است. خوشبختانه این یک نوآوری شگفت انگیز است که توسط مدیریت کنونی سازمان صورت گرفته است.

طنزنویس افزوده: در گذشته به دو روش چیزهای مختلف را افتتاح می‌کردیم؛ الف- کلنگی برداشته، وسط بر بیابان که شتر هم به زور از آنجا رد می‌شود، چند بار آن را به زمین می‌زده و می‌رفتند دنبال بقیه مسائل کشور! تکمیل طرح را هم به دولت بعدی واگذار می‌کردند، ب- یک جوری از برخی چیزها رونمایی می‌کردند که دقیقاً مشخص نبود چه چیزی افتتاح شده است، مثلاً در مراسم رونمایی از یک خودرو حدود شصت و هفت مسئول و مدیر شرکت می‌کردند و یک چند نفری هم چاقو می‌دادند که رقص چاقو انجام داده و ماشین موردنظر را افتتاح کنند، اما تنها چیزی که هیچ‌ کس به دلیل ازدحام استادان آن را نمی‌دید، ماشین موردنظر بود... اما سازمان صدا و سیما از روش جدیدی رونمایی کرد و حالا دوستان دیدند که حس و حال کلنگ زدن نیست، رفتند و چیزهایی که قبلاً افتتاح شده بود را مجدداً افتتاح کردند.

طنز روزنامه ایران بدین جا رسیده که: لابد بزودی شبکه یک سیما با حضور رئیس سازمان صدا و سیما افتتاح خواهد شد! ب- از برنامه دیدنی‌ها با حضور مسئولان سازمان صدا و سیما رونمایی صورت خواهد گرفت، عادل فردوسی پور برنامه‌اش را از "نود" به "دویست" تغییر خواهد داد، چون قیمت همه چیز در این چند سال بالا رفته و نمی‌شود که یک"نود" همان"نود" باقی بماند. -مدیریت هم سازمان صدا و سیما را افتتاح کرده و مردم را خوشحال می‌کند!

مطالب مرتبط