روزنامه‌های تهران: نقد و تحسین سخنرانی روحانی در سازمان ملل

روزنامه‌های اول هفته تهران، شنبه سوم مهر در صفحات اول خود به نقل سخنان حسن روحانی رییس جمهور در سفر به نیویورک پرداخته و مقالاتی در تحسین یا نقد آن نوشته‌اند.

همزمان با آغاز سال تحصیلی در ایران مقالاتی درباره سیستم آموزش و پرورش و کمبودها در روزنامه ها دیده می شود در حالی که واکنش ها نسبت به نامه عذرخواهی سعید مرتضوی همچنان در روزنامه‌ها ادامه دارد.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شهروند

گذشته‌های ایران در مجمع عمومی

شهروند در سرمقاله خود با اشاره به حضور پیشین روسای جمهوری ایران در مجمع عمومی سازمان ملل به سفر محمدعلی رجانی دومین رییس جمهور برای محکوم کردن تجاوز آمریکا و سخنرانی آیت الله خامنه ای در مجمع عمومی برای دفاع از حقوق حقه مردم ایران و محکوم کردن متجاوز اشاره کرده و این که ‌هاشمی در هشت سال ریاست جمهور هیچ‌گاه در این سطح در مجمع عمومی شرکت نکردیم، ولی آقای خاتمی در دومین‌ سال حضور خود در آن‌جا شرکت و گفت‌وگوی تمدن‌ها را به‌عنوان بدیلی در برابر نظریه «جنگ تمدن‌های» ساموئل ‌هانتینگتون، نظریه‌پرداز آمریکایی مطرح کرد که به تصویب کشورهای عضو رسید.

به نوشته این روزنامه: از‌ سال ١٣٨٤ محمود احمدی‌نژاد بلافاصله یک ماه پس از قرار گرفتن در مقام ریاست‌جمهوری عازم سفر نیویورک شد و تا ٨‌سال پیاپی این سفر را مثل یک امر واجب پی گرفت و در این میان حواشی فراوانی نیز به وجود آورد و در یکی از آخرین سفرهایش تعداد همراهان وی مسأله شد، زیرا همراه اهل و عیال و خانواده و دوستان عازم شدند و در هتل‌های لوکس و گران‌قیمت وقت گذراندند که با ١٤٠ همراه، چند میلیارد تومان هزینه سفر روی دست مردم گذاشت، ولی این مشکل اصلی سفرهای وی نبود، بلکه مجمع عمومی کارکردی ویژه داشت که تقریبا در هیچ‌کدام از آنها سخنان وی ربط چندانی به این مجمع نداشت و این سفرها نه فقط از نظر مادی، بلکه از نظر معنوی نیز برای کشور هزینه‌ساز بود. حتی بسیاری از افراد ترجیح می‌دادند که اجلاس را هنگام سخنرانی وی ترک کنند.

شهروند نوشته: آقای روحانی در سه‌سال گذشته و امسال نیز این سفر را از دست نداده است، هرچند در همه‌حال هیأت همراه وی بسیار کاری، حرفه‌ای و با هدف مشخص و تعداد اندک بوده است. وی از این سفرها سه هدف اصلی را دنبال می‌کرد. دفاع از حقانیت ایران در امور هسته‌ای و کوشش برای به سرانجام رساندن برجام در درجه اول اهمیت قرار داشت که این سفرها در این مورد فوق‌العاده موثر بود و در همین سفر اخیر نیز به آن پرداخت. هدف دیگر نفی خشونت بود که در این زمینه طرح ایران به تصویب مجمع نیز رسید.

ادبیات خنثی

محمد اسماعیلی در روزنامه جوان در گزارشی پیرامون سفر رییس جمهور روحانی به نیویورک و سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل نوشته: آیا بهتر نبود در اوضاعی که کشور به‌واسطه تحمیل برجام به جامعه وضعیت نامناسب‌تر از قبل سال ۹۲ را تجربه می‌کند، این‌بار برای هر کدام از رفتارهای ضدایرانی امریکایی‌ها دیپلماسی فعال با ادبیات انقلابی مورد توجه قرار می‌گرفت که مهم‌ترین آن پیشنهاد تعیین ضرب‌الاجل برای امریکا در اجرای تعهدات برجام است.

بر این اساس مناسب دیده که رییس دولت در سخنرانی مجمع عمومی سازمان به جای «گلایه» صرف، برای عمل امریکایی‌ها یک محدوده زمانی مشخص تعیین و از موضعی برابر و نه «موقعیتی مادون» از طرف مقابل بخواهد به آنچه در متن برجام آمده، عمل نماید و در غیر این صورت ایران نیز ادامه اجرای تعهدات خود را متوقف خواهد کرد.

به نظر روزنامه سپاه پاسداران: چنین واکنشی می‌توانست حزب دموکرات را در سه ماه پایانی دولت باراک اوباما، در این مسیر قرار داده تا برای مانع شدن از شکست انتخاباتی- ولو به صورت مقطعی- به انجام برخی از تعهدات مندرج در برجام دولت اوباما را ترغیب کند. فراتر از آن مقامات غربی را تحت فشار قرار می‌داد تا جهت متوقف نشدن تعهدات کشورمان رفتار پسابرجامی خود را تغییر دهند.

و خلاصه روزنامه جوان به این جا رسیده که: به‌راستی می‌توان با ادبیاتی خنثی و مظلومانه از حقوق حقه جامعه ایرانی در یک توافق بین‌المللی دفاع کرد و غرب به سرکردگی امریکا را به اجرای متن برجام وادار کرد؟

حسین شریعتمداری در یادداشت روز کیهان نوشته:آقای روحانی می‌فرمایند همه کشورها به آمریکا اعتراض داشته‌اند که چرا به تعهداتش عمل نکرده است. بنابراین وقتی سخنگوی وزارت خارجه آمریکا رسما اعلام می‌کند که «آمریکا به همه تعهدات برجامی خود عمل کرده است»! اولین و کمترین انتظار از کشورهای یاد شده آن است که در مقابل اظهارات سخنگوی وزارت خارجه آمریکا موضع گرفته و به او اعتراض کنند که چرا برخلاف آنچه در جلسه مشترک وزرای خارجه ایران و ۵+۱ گذشته است و همگی در آن - به قول آقای روحانی - موضع مشترکی داشته‌اند، موضع گرفته است؟

به نظر مدیر کیهان: حالا که وزارت خارجه آمریکا ادعا می‌کند کشور متبوعش به همه تعهدات برجامی خود عمل کرده است، باید این اظهارنظر را با قولی که آمریکا برای اصلاح روند اجرای تعهداتش داده است، در تناقض دانسته و به آن اعتراض کنند. ولی چنین نکرده‌اند. چرا...؟ آیا از سکوت آنان نمی‌توان به یکی از این دو نتیجه رسید که؛ اساسا قولی در میان نبوده و جناب روحانی با خوشبینی خویش که امروزه دیگر قابل توجیه نیست به ماجرا نگاه کرده‌اند؟ و یا اگر قولی در میان بوده است، مانند بقیه قول و قرارهای آمریکا پوچ و توخالی از آب درآمده است؟! مثلا فرانسه طی نزدیک به ۸ ماه گذشته کدام اعتراض خشک و خالی را به آمریکا داشته است؟

سخنان اقتصادی و موثر

علی اهنگر در مقاله ای در روزنامه ابتکار نوشته: محور اقتصادى سخنان رییس جمهور در مجمع عمومى سازمان ملل، برجام، نفت و رشد اقتصادى بود. او در کنار بیان رشد اقتصادى چهار درصدى، نزدیک شدن تولید نفت به شرایط پیش از تحریم را یادآور شد. و با پیش بینى افزایش رشد اقتصادى تا پایان سال ٢٠١۶ به پنج درصد، بازهم بر تولید نفت اشاره کرد.

به اهتزاز درآمدن پرچم اعتماد در فضاى تجارت با ایران، و تصویب مدل قراردادهاى جدید و پیشرفته نفتى، سرمایه گذاریهاى عظیم نفتى را در مدتى نه چندان طولانى در ایران در پى خواهد داشت. این در حالى است که محیط کسب و کار داخلى هم نیازمند اعتماد سازى است.

ایجاد فضاى امن، شفافیت هاى مالى و اقتصادى در سطوح کلان، امید به آینده و کاهش تصدى گرى دولت و بخشهاى خصولتى، از مولفه هاى اصلى و اساسى اعتمادسازى در محیط کسب و کار داخلى براى جذب سرمایه گذارى و کارآفرینى است.

نسلى که سالیان سختِ جنگ و سازندگى و بحرانهاى مشقت بار دوران تحریم را سپرى کرده اند، حالا در سنین میانسالى و کهولت، چشم در راه گشایشى تاریخى دارند. آنان همه ى مسیرهاى آینده را به دقت رصد خواهند کرد و اعتماد خود را به شعار اعتدال و امید در انتخابات آینده در معرض آزمونى دیگر خواهند نهاد.

روزنامه ایران در گزارشی درباره پایان سفر آمریکایی رییس جمهور نظر صادق زیباکلام را نقل کرده و نوشته: این استاد دانشگاه معتقد است که دستاوردهای سفر روحانی به نیویورک، می‌توانست بیشتر از این باشد. وی دلیل این کاهش را، برخی اقدامات تندروها در داخل کشور برای جلوگیری از گشایش روابط میان ایران و غرب دانست و افزود: باید معضلات داخلی روحانی را در نظر گرفت، شاید روحانی دلش می‌خواست در زمینه تنش‌زدایی و عادی‌سازی رابطه با غرب گام‌های بلندتری بردارد، اما نمی‌شد.

وی ضمن انتقاد از اشاره‌های روحانی به عربستان در سخنرانی‌های خود، خاطرنشان کرد: در مجموع نوع بیان و طرح مسائل از سوی رئیس جمهوری خوب بود، درحالی که وقتی رئیس دولت سابق به نیویورک می‌رفت، گره‌هایی به گره‌های موجود اضافه می‌شد.

ناصر ایمانی فعال سیاسی اصولگرا نیز ضمن مثبت ارزیابی کردن سفر رئیس جمهوری به مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بهره‌مندی از فرصت‌های دیپلماتیک در چنین زمان‌ها و نشست‌هایی را ضروری خواند و به روزنامه ایران گفت: البته جای آن بود که روحانی بخش بیشتری را به معرفی معضلات ناشی از فعالیت‌های تروریست‌های تحت حمایت غرب در منطقه اختصاص دهد و این موضوع را می‌شکافت که عملکرد غربی‌ها در ایجاد تروریسم و مقابله تصنعی با آن در عراق و سوریه چه مشکلاتی برای جهان ایجاد کرده است.

به نوشته روزنامه ایران وی با بیان اینکه نوع ادبیات روحانی مناسب بود و تنش‌آفرین و خصومت برانگیز نبود، خاطرنشان کرد: البته این ادبیات بسیار نرم و لطیف هم نبود، در حدی بود که باید مطرح می‌شد و فکر می‌کنم بازتاب آن در دنیا هم خوب بود.

سازمان ملل مال ما بود

حق نشر عکس Iran
Image caption کارتون اردشیر رستمی، ایران

کمیل روحانی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته:مجمع عمومی سازمان ملل برای ما ایرانی‌ها یعنی خاطره. یعنی عشق. یعنی زندگی. یعنی ارائه راهکار برای تغییر مسیر تاریخ.متن زیر را یک انسان کاملاً بی‌طرف به ما فرستاده تا مردم از یادشان نرود که روزگاری در سازمان ملل چه‌ها می‌کردیم و کلاً سازمان ملل دست ما بود و باس ما بود و حالا.... آخ آخ آخ...:

نویسنده سپس اضافه کرده:یادش بخیر. وقتی به سازمان ملل سفر می‌کرد، انسان به ایرانی بودن خودش بال بال می‌زد. مثل مرغ پر کنده. همینجوری بال بال می‌زد و افتخار می‌کرد و از ذوق ایرانی بودن درجا حرکات مارپیچ خاصی انجام می‌داد. جهان و زمان می‌ایستاد و حتی پلک هم نمی‌زد تا ببیند چه می‌گوید و بعد که سخنرانی تمام می‌شد دوباره جهان و زمان به حرکت می‌افتاد. مخصوصاً وقتی جهان را به صلح و آشتی و بوس دعوت می‌کرد نشان می‌داد که ما به درجه‌ای رسیده‌ایم که داریم به جهان خط می‌دهیم.

در ادامه نامه طعنه آمیز ستون طنز روزنامه ایران آمده: این اتفاق تاکنون در تاریخ نیفتاده بود که کسی برود پشت تریبون سازمان ملل و به جهان خط بدهد. همین بود که وقتی خط می‌داد؛ میلیاردها نفر از مردم جهان، بدون اینکه پلک بزنند اشک شوق می‌ریختند و از عمق درونشان انفعالات و تحولاتی صورت می‌پذیرفت وچهره خوبی از ایران به جهان صادر می‌شد. خلاصه اینکه همه مردم ایران از وضعیت فعلی سخنرانی‌های سازمان ملل خیلی ناراضی هستن. من خودم با تک تکشون صحبت کردم. حتی با نوزادها و بچه‌هایی که هنوز متولد نشدن (از طریق سیستم تلگراف)... جامعه آماری من ۸۰ میلیون ایرانیه. والسلام، نامه تمام.

برای ایران دموکرات‌ها بهترند

نادر کریمی‌جونی در سرمقاله روزنامه جهان صنعت با نقل جمله رییس جمهور در پاسخ خبرنگاری در آمریکا پیرامون نظرش درباره نامزدهای ریاست جمهوری در آمریکا که گفته بود برای ایران فرقی ندارد چه کسی در انتخابات آمریکا پیروز می شود به نقد این نظر برخاسته و چند احتمال را در نظر آورده و در نهایت نوشته اما قرائن قابل اعتمادی وجود دارد که نشان می‌دهد این موضع‌گیری و امثال آن ژست سیاسی است. معلوم است ایران روند انتخابات ایالات متحده را به دقت و از نزدیک دنبال می‌کند.

به نوشته این مقاله:چنین به نظر می‌آید که جمهوری اسلامی ایران به طور کلی پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات آینده آمریکا را محتمل‌تر می‌دانند. آنان اگرچه فکر می‌کنند که شخصیت کاسب‌مسلک دونالد ترامپ قابلیت معامله و بده‌بستان بیشتری به ویژه در مورد دادن و گرفتن امتیاز بر سر اجرای برجام دارد اما در یک «موازنه هزینه- فایده» تصور می‌کند دونالد ترامپ غیرقابل پیش‌بینی و محاسبه است. از این رو به ویژه در مسایلی مانند سوریه، یمن و عراق، رفتار ترامپ ممکن است اوضاع را به زیان ایران تغییر دهد.

سرمقاله جهان صنعت در نهایت به این جا رسیده:علاوه بر این با توجه به اینکه معمار و طراح توافق هسته‌ای با ایران، دموکرات‌ها بوده‌اند، به قدرت رسیدن دموکرات‌ها و راه یافتن آنها به کاخ سفید چشم‌انداز قابل اعتمادتری برای تهران به وجود می‌آورد. به اضافه اینکه اگر کلینتون به کاخ سفید راه یابد، کابینه وی احتمالا اشتراک‌هایی با کابینه فعلی باراک اوباما خواهد داشت و این، کار را برای تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران در تهران آسان‌تر خواهد کرد.

اول سال تحصیلی

حق نشر عکس Etemad
Image caption کارتون مهناز یزدانی، اعتماد

امیر حسین جعفری در مقاله ای در ابتکار نوشته : سال تحصیلی جدید امروز به صورت رسمی آغاز می شود این در حالی است که متولی اصلی آن یعنی آموزش و پرورش در سال گذشته دستخوش اتفاقات بسیاری بود. اتفاقاتی که گاهی این حوزه را در صدر اخبار رسانه ها قرار داد و حواشی بسیاری برای آن به وجود آورد. حواشی ای که از هدایت تحصیلی دانش آموزان تا اختلاس در صندوق ذخیره فرهنگیان را دربر گرفته است.

به نوشته این مقاله:آیین نامه هدایت تحصیلی دانش آموزان در اوایل سال جاری به تصویب شورای عالی آموزش و پرورش رسید و قرار شد تا دانش‌آموزان، در پایان پایه نهم برای ورود به پایه دهم انتخاب رشته کنند. براساس این طرح چهارعامل علاقه، استعداد، نیاز کشور و امکانات آموزشی برای انتخاب رشته دانش اموزان مورد توجه قرار گرفت تا رشته های تحصیلی در سطح کشور متوازن توزیع شود. هر چند با اجرای این طرح به نظر می رسید انتخاب رشته دانش آموزان هدفمند می شود اما اینگونه نشد و هدایت تحصیلی از همان آغاز با موج اعتراض دانش آموزان و خانواده هایشان مواجه شد.

به نوشته ابتکار: در ادامه اعتراضات به وضعیت هدایت تحصیلی سازمان بازرسی وارد ماجرا شد تا تخلفات احتمالی و مشکلات را بررسی کند. همچنین وزارت آموزش و پرورش به منظور کاهش بار اعتراضات دانش آموزان جلسه‌ای فوری تشکیل داد و مقرر شد وضعیت انتخاب رشته دانش آموزان ناراضی مورد بررسی مجدد قرار بگیرد و مشکلات حل شود. با آغاز سال تحصیلی جدید کش و قوس و حرف و حدیت در رابطه با طرح مذکور پایان نیافت.

ابوالقاسم ابوالقاسم زاده در مقاله ای در روزنامه اطلاعات با اشاره به آغاز سال تحصیلی نوشته: از نیم قرن پیش دو مشکل بنیادین را می توان در مسیر آموزش و پرورش در کشور دید. اول، نداشتن تعریف فلسفی، آن‌هم استقرار یافته و ریشه‌دار برآمده از فرهنگ ملی و دینی. دوم، سیاست‌زدگی که آفت عمده هر برنامه‌ریزی استقرار یافته در نظام آموزش و پرورش است. این هر دو مشکل از قبل و بعد از انقلاب همچنان وجود دارد و گریبان آموزش و پرورش کشور را در توفان تحولات مستمر و دوره‌ای گرفته است.

به نوشته این مقاله:هر بار که دولتی تغییر می‌کند، آموزش و پرورش هم در مسیر تغییرات آن‌هم به‌صورت عمده «سیاسی» قرار می‌گیرد. این است که در آموزش و پرورش این ضرب‌المثل رایج شده است «صبر کن تا از این دولت به دولت بعدی! فرج است!» همین است که بسیاری گفته‌اند و نوشته‌اند «آموزش و پرورش با پوزش از مدیران ارجمندش واقعاً رها است.»

۵۰ سال است که هر سال در فصل آموزش و پرورش (مهرماه) همه (از دولت و ملت) این جمله را تکرار می‌کنند که نظام آموزشی نیازمند تغییر است. طی نیم قرن اخیر، لااقل چهاربار نظام آموزشی تغییر کرده و هر بار، پس از مدت نسبتاً کوتاهی «نظامی جدید» تبدیل به «نظام قدیم» شده است و نظام جدیدتری جای آن را گرفته.

به نوشته مقاله اطلاعات: اما مشکل نظام آموزشی حل نشده است نظام «نمره محوری» به جای نظام «دانش‌محوری» کماکان بر آموزش و پرورش حکومت می‌کند و به رغم تلاش‌هایی که شد، این وضع ادامه دارد. این تغییرات و سود و زیان آن آیا تاکنون در جایی محاسبه شده است و تفاوت محصول این‌ همه تغییرات پی‌درپی آن‌هم با نام تحول در نظام آموزش و پرورش چه بوده است؟

نام شجریان بر خیابانی

سعید برآبادی در مقاله ای در شرق نوشته: در روزهای نزدیک تولد خسرو آواز ایران، فعالیت‌های مردمی در هر گوشه‌ای به چشم می‌خورد؛ از ساخت شیرینی با عکسی از شجریان در کافه ورتا تا انتشار کلیپی با حضور مردم. کلیپی که مردم و چند نفر از چهره‌های شناخته‌شده نظیر کیمیایی، دولت‌آبادی، رادان، بازغی و... در کنار مردم به خواندن «ایران‌ ای سرای امید...»، اثری از شجریان پرداخته‌اند و بابک چمن‌آرا آن را منتشر کرد نیز جزء آثاری بود که با استقبال فراوان روبه‌رو شد. همچنین کمپینی در فضای مجازی به راه افتاد که از مسئولان تقاضا می‌کرد روز اول مهر را به بهانه تولد شجریان به‌عنوان روز موسیقی ایرانی به ثبت برسانند، اما این تلاش پرهیاهو تاکنون به نتیجه‌ای نرسیده است.

به نوشته این مقاله: اما یکی دیگر از اتفاق‌ها در این زمینه انتشار عکسی از تابلو خیابانی در روستای ده‌ترکان بروجرد بود که نشان می‌دهد در این روستا خیابانی به نام استاد محمدرضا شجریان نام‌گذاری شده است. برای پیداکردن توضیحات بیشتر درباره این تصویر، مهندس یعقوبی، بخشدار منطقه، را پس از تماس‌های فراوان پیدا کردیم. خبر را تأیید کرد، اما می‌گوید که هنوز نام‌گذاری این خیابان در روستای ده‌ترکان به تصویب نهایی نرسیده، اما او امیدوار است بدون مشکل روند تصویب را طی کند. اگر کسی معترض این نام‌گذاری باشد باید به او بگوییم که اگر فردی را بهتر از شجریان در حوزه موسیقی کشور می‌شناسد به ما معرفی کند تا خیابانی را هم به نام ایشان نام‌گذاری کنیم».

به مدرسه نرود بهتر

پوریا عالمی در ستون طنز شرق به همسرآینده اش نوشته که قصد دارد بچه ها را به مدرسه نفرستد علتش را هم چنین شرح داده: بچه درس می‌خواند که آینده‌اش را تضمین کند. درحالى‌که الان هر کى خواسته آینده‌اش را تضمین کند، دنبال ضمانت و سند است. من هم که سند ندارم و نمی‌توانم ضامن بشوم، پس این دلیل اول. دلیل دوم این که: الان هر کى درس‌خوانده، فرار مغزها شده. اگر بچه ما فرار مغزها نشد چى؟ یعنى مغز ندارد؟

طنزنویس ادامه داده: من بچه‌ام را مدرسه نمی‌فرستم که یاد نگیرد به کشور آسیب بزند و اگر هم خواست آسیب بزند، مدل خاص خودش عمل کند، نه مثل همه. عین خاورى که خارج درس خواند. تازه بچه را ١٢ سال بفرستم مدرسه که بعد برود دانشگاه و بعد بی‌کار بشود و بی‌کارى هم که پدر اعتیاد است. عمرا. بچه را بفرستم بازار الان کار کند، بعد از ١٠ سال، جاى اینکه دنبال کار بگردد، همه این تحصیل‌کرده‌ها مى‌آیند براش کار می‌کنند.

در ادامه دلایل ستون طنز شرق آمده: هم صبح زود بفرستمش مدرسه، هم شب مجبورش کنم کلى مشق الکى بنویسد؟ آزار دارم؟ نچ. نمی‌فرستمش مدرسه. بچه برود مدرسه که چى بشود؟ هیچى. خب نرود مدرسه و هیچى‌بودن را به صورت تجربى یاد بگیرد، نه علمى. ما رفتیم مدرسه سواد یاد بگیریم که نگذاریم حقمان را بخورند، که خوردند و الان با این‌همه اختلاس و فساد مالى و املاک نجومى و حقوق‌هاى نجومى، ما کماکان زیر خط فقریم و روزنامه می‌خوانیم افسرده شده‌ایم. بچه اگر نرود مدرسه، همیشه خوشحال است.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

مطالب مرتبط