BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 16:57 گرينويچ - چهارشنبه 11 فوريه 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
روند برگزاری انتخابات در دموکراسيهای غربی - 1
 

 
 
.
وزيرخارجه روسيه بعد از جنگ جهانی دوم در نامه ای به همتای بريتانيايی خود نوشت: اشکال انتخابات آزاد در اين است که هرگز نمی توان از نتيجه آن و اينکه چه کسی پيروز خواهد شد، مطمئن بود
انتخابات مجلس در ايران، به خاطر رد صلاحيت گسترده نامزدهای اصلاح طلب توسط شورای نگهبان، برای چند هفته دچار بحرانی بزرگ شد و اگرچه دخالت مستقيم رهبر جمهوری اسلامی اين بحران را به طور نسبی کاهش داد، اما احتمال بی اعتنايی به انتخابات از طرف مردم همچنان وجود دارد.

محافظه کاران در توجيه محدوديتهايی که برای نامزدهای اصلاح طلب فراهم آورده اند به محدوديتهای مشابهی اشاره کرده اند که در کشورهای غربی نيز در مورد نامزدهای انتخاباتی اعمال می شود.

آيا نظامهای پارلمانی در کشورهای دمکراتيک غربی نيز طبق روال مشابهی با آنچه در ايران رخ می دهد کار می کنند؟

انتخابات

"وياچسلاو مولوتوف" وزيرخارجه روسيه بعد از جنگ جهانی دوم در نامه ای به همتای بريتانيايی خود نوشت: اشکال انتخابات آزاد در اين است که هرگز نمی توان از نتيجه آن و اينکه چه کسی پيروز خواهد شد، مطمئن بود.

ولی شايد او ناخودآگاه انگشت بر آن ويژگی نظام های حکومتی دمکراتيک گذاشته بود که اين حکومتها را جالبتر می کند و بسياری را به همين دليل پای صندوقهای رای می کشاند.

بريتانيا يکی از کشورهايی ست که سابقه برگزاری انتخابات در آن، به چندصد سال می رسد، اگر چه در تمام اين دوره چندصد ساله، انتخابات به تعبير امروزی آن آزاد و دمکراتيک نبوده است.

نظام حکومتی در بريتانيا پارلمانی است و نخست وزير و وزرا از بين اعضای پارلمان انتخاب می شوند و البته همين امر دست رئيس دولت را در انتخاب اعضای دولت می بندد و حوزه انتخاب او را بسيار محدود می کند.

نکته جالبی که در مورد تشکيل دولت بعد از انتخابات در بريتانيا وجود دارد اين است که پائين تر از سطح وزرا، بقيه مديران و کارمندان دولتی بايد بیطرف و بدور از جهت گيريهای سياسی باشند تا از جابجايی نيروها بعد از هر انتخابات اجتناب شود.

پارلمان در بريتانيا تقاوتهايی نيز با نمونه های مشابه غربی خود دارد که يکی از آنها ثابت نبودن فواصل زمانی بين برگزاری انتخابات است.

.
انتخابات مجلس در ايران، به خاطر رد صلاحيت گسترده نامزدهای اصلاح طلب توسط شورای نگهبان، برای چند هفته دچار بحرانی بزرگ شد

اگرچه حداکثر عمر پارلمان پنج سال است ولی رئيس دولت هر زمان که بخواهد می تواند آن را منحل کند.

ديک لنارد نماينده سابق مجلس در بريتانيا که کتابی نيز در باره روند برگزاری انتخابات در اين کشور نوشته، از منتقدان اين امر است. وی می گويد: "اين امر دولت را نسبت به حزب مخالف در موقعيت بسيار بهتری قرار می دهد چرا که نخست وزير می تواند از برگزاری انتخابات، زمانيکه محبوبيت دولتش کم شده جلوگيری کند و رای گيری را موکول به زمانی کند که محبوبيت بيشتری بدست می آورد. بسياری از جمله من به امر معترضيم و بعقيده من انتخابات بايد در فواصل زمانی ثابت برگزار شود و انحلال زودتر از موقع پارلمان ممنوع، يا حداقل محدود به شرايط خاصی شود.

کشورهایی که نظام های دمکراتيک پارلمانی در آنها برقرار است شباهتها و تفاوتهايی با هم دارند.

بريتانيا بدليل اينکه نظام سلطنتی در آن برقرار است از اين جهت با نظامهای دمکراتيک ديگر که در آنها رئيس جمهور از طريق انتخابات مستقيم برگزيده می شود متفاوت است.

جياکومو بندتو استاد علوم سياسی در دانشگاه لندن در باره روند انتخابات در ايتاليا می گويد: "ايتاليا دارای نظام پارلمانی است که در آن برخلاف کشوری مثل فرانسه، رئيس جمهور قدرتی ندارد.

دولت بعد از برگزاری انتخابات و توسط حزبی که اکثريت را بدست آورده تشکيل می شود. نظام اننخاباتی "ترکيبی" است و می توان هم به احزاب و هم به اشخاص رای داد.

.
اگرچه احزاب کوچک از راه سيستم تناسب آرا می توانند به پارلمان راه پيدا کنند ولی اين احزاب بزرگ هستند که بر صحنه سياسی تسلط دارند
اگرچه احزاب کوچک از راه سيستم تناسب آرا می توانند به پارلمان راه پيدا کنند ولی اين احزاب بزرگ هستند که بر صحنه سياسی تسلط دارند.

در ايالات متحده آمريکا انتخابات مجلس نمايندگان با فواصل زمانی دو ساله، انتخابات رياست جمهوری چهار ساله و انتخابات مجلس سنا هر شش سال يکبار انجام می گيرد. برای نعيين نامزدها، مجموعه ای از انتخابات مقدماتی انجام می گيرد. سپس احزاب نامزدهای خود را انتخاب می کنند و در پی آن، انتخابات عمومی برگزار می شود. ولی اين آخر کار نيست و برای تعيين رئيس جمهور مرحله ديگری هم وجود دارد که از آن با عنوان electoral college يا مجمع انتخاباتی ياد می شود که در جريان آخرين انتخابات رياست جمهوری آمريکا سر و صدای زيادی در مورد آن بپا شد.

"پيپا نوريس" استاد علوم سياسی در دانشگاه هاروارد، مجمع انتخاباتی را چنين شرح می دهد: "مجمع انتخاباتی سيستمی است که فقط در آمريکا وجود دارد و هدف از آن حصول اطمينان از اين است که نتيجه انتخابات بازتاب دهنده آرا اکثريت مردم آمريکاست. يعنی برای اينکه نامزدی بتواند انتخاب شود بايد بيش از پنجاه در صد آرا اعضای مجمع انتخاباتی را بدست آورد. هر ايالت در اين جمع تعداد مشخصی عضو دارد و ايالتهای بزرگتر اعضای بيشتری دارند. نامزدها اگر بتوانند رای نمايندگان ايالتهای بزرگ مانند کاليفرنيا، تگزاس يا اوهايو را بدست آورند شانس بيشتری برای پيروزی دارند.

در بريتانيا غير از اتباع خارجی و کسانی که به سن قانونی نرسيده اند، زندانیان و افرادی که اختلال روانی دارند از رای دادن محروم هستند. سن قانونی برای رای دادن 18 سال است. در گذشته حداقل سن برای شرکت در انتخابات بيش از 18 سال بود ولی ديک لنارد با کاهش سن رای موافق است و می گويد: "دلايل خوبی برای اين امر وجود دارد. بسياری از جوانان در هجده سالگلی صاحب شغل شده، ماليات می دهند و ازدواج می کنند. پس چرا نبايد بتوانند رای دهند؟ تقريبا تمام کشورهای اروپايی حداقل سن را به هجده سالگی کاهش داده اند."

ميشل بروتر استاد فرانسوی علوم سياسی دانشگاه لندن می گويد در بعضی کشورهای اروپايی صحبت از کاهش حداقل سن به 16 سال است. استدلال اين کشورها اين است که جوانان اکنون از آموزش بهتری نسبت به گذشته برخوردارند، بيشتر به مشکلات سياسی وقوف دارند و علاقه بيشتری به آينده سياسی خود دارند. بنابراين در فرانسه بحثهايی بوده که مثلا به شانرده ساله ها اجازه داده شود در انتخابات محلی شرکت کنند.

شرکت در انتخابات غير از برخی کشورها مانند استراليا، در اکثر کشورهای دمکراتيک اختياری است. رادنی بايکر استاد علوم سياسی دانشگاه لندن می گويد آزادی رای ندادن خود راهی برای بيان عقيده است. بی اعنتايی می تواند راهی باشد که مردم از آن طريق نارضايتی خود را اعلام کنند. اگر مردم را "مجبور" به رای دادن بکنيد آنها پای صندوقها خواهند رفت ولی ممکن است روی برگه های رای به سياستمداران بد و بيراه بنويسند!

در بريتانيا علاوه بر شهروندان اين کشور، شهروندان جامعه کشورهای مشترک المنافع نيز مجاز به شرکت در انتخابات هستند. اگرچه مهاجران بسياری از آن کشورها در بريتانيا زندگی می کنند ولی در سالهای گذشته اين عده تمايلی به رای دادن نداشتند و اين امر به عواملی مانند عدم تسلط آنها به زبان انگليسی و آگاه نبودن از حقوفشان و يا تجربه زندگی در کشورهايی با حکومتهای خودکامه و بيگانه با مقاهيمی مانند انتخابات مربوط می شد.

.
احتمال بی اعتنايی به انتخابات از طرف مردم هميشه وجود دارد

ولی "ديک لنارد" می گويد اين وضع مخصوصا در مورد مهاجران آسيايی در حال تغيير است. در انتخابات اخير ميزان مشارکت آنها بطور قابل ملاحظه ای افزايش يافته است. نسل دوم و سومی ها که اکنون ديگر شهروند بريتانيا هستند، بيشتر مشارکت می کنند و مخصوصا در مناطقی که تعداد زيادی از مهاجران آسيايی مانند مهاجران هندی يا پاکستانی ساکن هستند تلاش شده تا آنها بطور سازمان يافته در انتخابات شرکت کنند.

ديک لنارد در اين مورد می گويد: در روش نمايندگی تناسبی، می توان حوزه انتخابيه را واحد و برابر کل کشور در نظر گرفت. در هلند و اسرائيل از روش حوزه انتخابی واحد استفاده می شود. بسياری از کشورهای اروپايی از روش نمايندگی تناسبی استفاده می کنند که البته حوزه انتخابی می تواند کوچکتر و مثلا استانی باشد ولی هرچه حوزه انتخابی بزرگتر باشد نتيجه انتخابات متناسبتر خواهد بود.

منتقدان اين روش می گويند در آن ارتباطی بين اعضای پارلمان و حوزه های انتخابيه خاص وجود ندارد ولی دلايل موافقان را پيپا نوريس استاد علوم سياسی در دانشگاه هاروارد اينگونه توضيح می دهد:

نوريس: تاثير اصلی اين است که در اين سيستم راه يافتن احزاب کوچک به مجلس آسانتر است. در کشورهای اروپايی که از اين روش استفاده می کنند احزابی مانند حزب سبز، احزاب اقليتها يا احزاب راست افراطی در مقايسه با روشهای اکثريت گرا راحت تر می توانند وارد مجلس شوند.

البته روشهای پيچيده تر نيز وجود دارد که ترکيبی از دو روش تناسبی و حوزه های تک نماينده است.

 
 
مطالب مرتبط
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران