BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 15:25 گرينويچ - چهارشنبه 01 سپتامبر 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
اروند رود یا شط العرب؟
 

 
 
قرارداد 1975 الجزایر، مرز بین ایران و عراق را بر اساس عمیق ترین نقطه رودخانه تعیین کرد
قرارداد 1975 الجزایر، مرز بین ایران و عراق را بر اساس عمیق ترین نقطه رودخانه تعیین کرد
اسامی جغرافیایی در طول تاریخ تحولات گوناگونی را پشت سر گذاشته و دستخوش تغییر می شوند. در کنار دلایل متعددی که می توان برای این تغییرات نام برد، انگیزه های سیاسی، برجستگی خاصی دارد.

آبراه مرزی میان ایران و عراق و حق حاکمیت بر آن، در مقاطع گوناگون، اختلافاتی را میان این دو کشور همسایه به وجود آورده و دست کم سه بار آنها را به پای میز مذاکره کشانده است.

سابقه نخستین قرارداد منعقده برای حل و فصل این مناقشه قدیمی به چیزی حدود 400 سال پیش بازمی گردد. قرارداد موسوم به پیمان ذهاب که به سال 1639 میلادی بین امپراطوری عثمانی و پادشاهی ایران بسته شد تلاش داشت قلمرو دو کشور در این منطقه مرزی را مشخص کند. زبان مبهم به کار رفته در پیمان ذهاب، نخستین تلاش برای حل اختلاف بین دو همسایه را نافرجام گذاشت و موضوع را خواسته یا ناخواسته به آینده موکول کرد.

200 سال بعد، یکبار دیگر دو کشور پای میز مذاکره نشستند. پیمان ارزروم منعقده در سال 1847، تنها آزمونی برای قدرت چانه زنی ایران و عثمانی نبود. در آن هنگام دو قدرت دیگر جهانی نیز دورادور دستی بر آتش داشتند. در قرن نوزدهم طرف عثمانی، حاکمیت بر هر دو کرانه این آبراه را حق خود می دانست و در این ادعا از سوی دولت بریتانیا نیز حمايت می شد.

ایران اما موضع معتدل تری داشت و تنها در طلب رسمیت یافتن حق حاکمیت خود بر ساحل شرقی این آبراه بود و به نوبه خود از حمایت دولت قدرتمند دیگر آن زمان یعنی روسیه برخوردار بود.

پیمان ارزروم به طور اجمالی موضع ایران – روسیه را به کرسی نشاند، هر چند که عدم صراحت در تعیین حدود قلمرو دو کشور در این پیمان موجب شد دولت عثمانی با ارائه تفسیری غریب از فحوای غامض آن، مالکیت بر این آبراه را به طور کل از آن خود بداند و حق ایران را تنها به کشتیرانی در این آب ها محدود کند.

قراردادهای دیگری که درست پیش از جنگ جهانی دوم بسته شد مرز دو کشور را در جاهایی که بنادر ایرانی قرار داشتند به وسط این آبراه کشاند اما در نقاط دیگر، ساحل شرقی رودخانه را حد فاصل اعلام کرد.

 سابقه نخستین قرارداد منعقده برای حل و فصل این مناقشه قدیمی به چیزی حدود 400 سال پیش بازمی گردد. قرارداد موسوم به پیمان ذهاب که به سال 1639 میلادی بین امپراطوری عثمانی و پادشاهی ایران بسته شد تلاش داشت قلمرو دو کشور در این منطقه مرزی را مشخص کند. زبان مبهم به کار رفته در پیمان ذهاب، نخستین تلاش برای حل اختلاف بین دو همسایه را نافرجام گذاشت و موضوع را خواسته یا ناخواسته به آینده موکول کرد
 

این مناقشه همچنان ادامه داشت تا این که قرارداد 1975 الجزایر، مرز بین ایران و عراق را بر اساس عمیق ترین نقطه رودخانه تعیین کرد و به ظاهر بر این اختلاف دراز دامن نقطه پایان نهاد.

اما آیا در هیچیک از این قرارداد های منعقده، نشانه ای از اختلاف بر سر نامگذاری این آبراه نیز دیده می شود؟ دانشنامه ایرانیکا پاسخ اين سوال را منفی می داند. این دانشنامه ذیل مدخل اروندرود، رواج استفاده از این نام برای تسمیه آبراه مرزی بین ایران و عراق را زمانی نه چندان دور و در واپسین سال های سلطنت محمد رضا پهلوی می داند.

به نوشته ایرانیکا، این آبراه مرزی در اواخر دوران پهلوی اروند رود خوانده شد و به کارگیری آن بعد از انقلاب سال 1357 و با شعله ور شدن آتش جنگ بین ایران و عراق تثبیت شد.

واژه اروند البته سابقه ای طولانی در زبان فارسی دارد. مراجعه ای گذرا به فرهنگ های معتبر فارسی نشان می دهد این واژه در کنار معانی دیگری که افاده می کند، دست کم در چهار مورد برای تسمیه رودخانه یا چشمه در نقاط مختلف ایران به کار گرفته شده است.

تفصیل این موارد را باید در لغتنامه ها جست اما یکی از این معانی که با بحث حاضر مناسبت دارد استفاده از این واژه برای نامیدن رود دجله است.

برهان قاطع با اشاره به این که اروند را "... دجله بغداد نیز گفته اند" در پاورقی دجله را مشتق از tigra به معنی تند و تیز و تیر مانند می داند که با معنی لغوی اروند مقارن است. اکثر فرهنگ های دیگر فارسی نیز در این قول متفقند و اروند و دجله را دو نام برای یک رود ضبط کرده اند و همگی نیز به این بیت شاهنامه استناد دارند که:

اگر پهلوانى ندانى زبان بتازى تو اروند را دجله خوان

این در حالی است که دانشنامه ایرانیکا در اصالت این بیت تردید جدی دارد و به استناد شاهنامه نسخه مسکو، آن را از ابیات الحاقی می داند. اما این تنها جایی نیست که اروندرود در شاهنامه ظاهر می شود. در موضعی دیگر حکیم توس کاخ سلطنتی تیسفون را ایستاده در کنار اروندرود می خواند که بسیاری آن را همان دجله می دانند. دانشنامه ایرانیکا با مقایسه این بخش با متون قدیم دیگر، ضمن بحثی تاریخی این احتمال را نیز قرین تردید می داند.

علامه دهخدا در لغتنامه دلیل دیگری برای اروند خواندن دجله دارد: "از بعض كتب صراحتاً بر مى ‌آيد كه اروند در پهلوى اسم دجله است چنانكه در فصل سوم بهمن يشت بند 5 از اروند و فرات و اسورستان نام برده شده است. در بندهاى 21 و 38 باز اسم اروند آمده. بهمن‌يشت مخصوصاً از آخرالزمان بحث ميكند و يكى از علائم ظهور سوشيانس (موعود زرتشتى) را جنگى كه در عراق واقع خواهد شد، ميداند، بنابراين اروند در آنجا كليةً به معنى دجله است."

دانشنامه ایرانیکا می نویسد در اوستا اشاره ای به اروند به عنوان یک رودخانه نشده و در "بندهشن" نیز تنها نام دجله آمده است و اثری از اروند نیست. به نوشته این دانشنامه در کتیبه بیستون، دو بار نام دجله (Tigris) تکرار شده است و اروند در آن به چشم نمی خورد.

از اختلاف نظر در باب یکی بودن دجله و اروند که بگذریم، به نظر می رسد در خصوص نام شط العرب – دست کم در سال های پیش از انعقاد قرارداد الجزایر- مناقشه ای وجود نداشته است. هیچ یک از فرهنگ های فارسی یا منابع جغرافیایی، شط العرب و اروندرود را یکی ندانسته اند و در متون تاریخی و سفرنامه ها نیز اثری از نامیده شدن آبراه مرزی بین ایران و عراق به عنوان اروند رود به چشم نمی خورد.

 پیش از بالا گرفتن مناقشه مرزی بین ایران و عراق در اواخر حکومت پهلوی، کتب چاپ شده در ایران، آبراه مرزی بین دو کشور را همواره شط العرب ذکر کرده اند و بعد از این سالهاست که اروندرود برای نامیدن این رودخانه مرزی به کار گرفته شده و استفاده از آن به سرعت فراگیر می شود
 

لغتنامه دهخدا شط العرب را چنین معرفی می کند: " نام شطى عظيم كه از بهم پيوستن دجله و فرات تشكيل مى ‌شود. رودى بزرگ كه از اتصال دو رودخانهء دجله و فرات، نزديك قرنه، در مجاورت خليج فارس تشكيل مى ‌گردد. اين شط تقريباً 175 هزارگز طول و 500 تا 120 گزعرض دارد، در قرون قديم شط ‌العرب وجود نداشت و رودهاى دجله و فرات، كارون و كرخه جداگانه به خليج مى‌ريخته‌اند. رسوب اين رودها بتدريج ساحل خليج را عقب برد و شط ‌العرب را تشكيل داد."

دهخدا به دو منبع تاریخی نیز به عنوان شاهد خود استناد می کند. نخست به نقل از نزهت القلوب می نویسد: "آب دجلهء بغداد از كوههاى آمد و سلسله و حدود حصن ذوالقرنين برمى‌خيزد و عيون فراوان با آن مى‌پيوندد... و در اول ديار عراق عرب آبهاى ارمن بدان ضم مى‌شود و در زير بغداد آب نهروان بدو مى‌پيوندد... و آبهايى كه از خوزستان در مى‌رسد به آن جمع گشته شط ‌العرب مى‌شود و در زير بصره به درياى فارس مى‌ريزد و طول آن رود سيصد فرسنگ باشد فرس آن را (دجله را) اروندرود خوانند چنانكه فردوسى گويد در شاهنامه :
فريدون چو بگذشت از اروندرود همى داد بخت شهى را درود."

(اشاره به این نکته خالی از لطف نیست که دانشنامه ایرانیکا، نزهت القلوب را نخستین متن دوران اسلامی می داند که در آن به استناد شاهنامه، دجله و اروندرود یکی دانسته شده اند.)

شاهد دوم لغتنامه دهخدا، بخشی از سفرنامه ناصرخسرو است که در آن نام رودخانه ای که میان ایران و عراق در جریان است به صراحت شط العرب خوانده می شود:

"... به شهر بصره رسيديم ديوارى عظيم داشت الا آن جانب كه با آب بود ديوار نبود و آن آب شط است، دجله و فرات كه بر سر حد اعمال بصره بهم مى‌رسند و چون آب جوبرة نيز به ايشان مى‌رسد آن را شط ‌العرب مى‌گويند. (سفرنامهء ناصرخسرو چ دبيرسياقى ص113). شط بزرگ كه آن فرات و دجله است و آن را شط ‌العرب گويند. (سفرنامهء ناصرخسرو چ دبيرسياقىص118).
شمال از جانب بغداد خيزد گناه مردم شط ‌العرب چيست؟ "

پیش از بالا گرفتن مناقشه مرزی بین ایران و عراق در اواخر حکومت پهلوی، کتب چاپ شده در ایران، آبراه مرزی بین دو کشور را همواره شط العرب ذکر کرده اند و بعد از این سالهاست که اروندرود برای نامیدن این رودخانه مرزی به کار گرفته شده و استفاده از آن به سرعت فراگیر می شود.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران