BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 18:29 گرينويچ - جمعه 17 دسامبر 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
بيست و پنجمين سالگرد حبس عباس اميرانتظام
 

 
 
عباس امير انتظام
عباس اميرانتظام سخنگوی دولت موقت و معاون مهندس مهدی بازرگان در دادگاه انقلابی به عنوان جاسوسی برای بيگانگان به حبس ابد محکوم شد
با فرارسيدن روز 27 آذر بيست و پنجمين سالگرد زندان عباس اميرانتظام که طولانی ترين زندان را در جمهوری اسلامی تحمل کرده است، بار ديگر خاطره يکی از دردکشيده ترين همراهان انقلاب در برابر جامعه ای گشوده می شود که اکثريت اعضای آن بعد از همان تاريخ به دنيا آمده اند.

عباس اميرانتظام سخنگوی دولت موقت و معاون مهندس مهدی بازرگان تشکيل دهنده اولين دولت بعد از سقوط رژيم پادشاهی، در زمانی که به عنوان سفير جمهوری اسلامی در اسکانديناوی خدمت می کرد برای "پاره ای از مشورت های سياسی" به تهران فراخوانده شد و از فردای آن روز به بازداشت درآمد و در دادگاه انقلابی به عنوان جاسوسی برای بيگانگان به حبس ابد محکوم شد.

 آموزگاريست كه حتی بدون كلام، با حضورش به انسان درس زندگی می‌آموزد که آزادگی ارزشی است كه برای تحصيل آن بايد از جسم و جان مايه گذاشت
 
يوسف مولايی، وکيل مدافع امير انتظام

اميرانتظام در نيمه دهه چهل عمر در اوج روزهای انقلابی گری جامعه ايرانی به ظاهر بر اساس اسنادی که از سفارت اشغال شده آمريکا در تهران به دست آمده بود، در حالی که شهر را شعار "جاسوس آمريکائی اعدام بايد گردد" پر کرده بود، به زندان رفت و چندی بعد پشت ديوارهای ضخيم زندان بی وکيل و بی شاهد محاکمه شد و محکوم شد.

وقتی محاکمه می شد جز مهدی بازرگان و يدالله سحابی حتی دوستان و همفکرانش هم وی را رها کرده بودند و در سطح جامعه کسی بی گناهی وی را باور نداشت و اگر هم داشت جرات ابراز نداشت.

اولين آزادی پس از هجده سال

در هجدهمين سال زندان، زمانی درهای اوين به روی وی باز شد که بيمار و شکسته قامت شده بود. بی آن که از کسی تقاضای عفو و آزادی کند در ديدار اولين نماينده حقوق بشر جامعه جهانی از زندان های ايران از زندگی خود و شرح بی گناهی اش گفته بود؛ و ديگر نه ديپلماتی خوش پوش که يک مبارز سياسی با تجربه جلوه می کرد.

عباس امير انتظام

بعد از انتشار گزارش ديدار گالين دوپل گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل، انتشار عکسی از اميرانتظام در بهداری زندان با پاهائی که با زنجير به تخت بسته شده بود انگار همزمان با جامعه جهانی، مقامات تصميم گيرنده جمهوری اسلامی را به ياد کسی انداخت که به نوشته مورخان جدال انقلابی گرايان با ليبرال های مسلمان - دولت موقت مهندس بازرگان - وی را تا لبه اعدام برده اما به عنوان شاهدی از تاريخ زنده گذاشته بود.

اکثر مردم شهری که اميرانتظام بعد از هجده سال - در آذر 75- پا به آن گذاشت شعارهای انقلابی خود را وانهاده بودند و همچون جهان بعد از فروپاشی بلوک شرق، به جامعه مدنی، عدل و آزادی خواهی رسيده بودند و آماده می شدند تا همه اين ها را در دوم خرداد سال 76 با جنبش اصلاح طلبی اعلام دارند.

در دومين دهه عمر جمهوری اسلامی دانشجويان انقلابی اشغال کننده سفارت آمريکا که بيست سال قبل با افشاگری های خود بازداشت او را خواهان و زمينه ساز شدند به اصلاح طلبانی بدل شده بودند که از جمله زندگی اميرانتظام را به عنوان يک زندان سياسی در نشريات خود منعکس کردند تا به نسل تازه دورانی تازه از حيات اجتماعی و سياسی ايران را نشانی دهند.

در آغاز جنبش اصلاحات در هر اجتماع و مناسبتی دانشجويان و جوانان و احزاب سياسی با دعوت از اميرانتظام که مشغول مداوای تن به شدت بيمار خود بود و با تجليل از وی نشان می دادند که تا چه حد با نسل گذشته فاصله گرفته اند. او سمبل دادگری انقلابی و يادآور دورانی شده بود که جامعه می خواست فراموشش کند و تکرارش نکند.

بازگشت به زندان برای "جلاد" خواندن لاجوردی

اما دوران تازه زندگی عباس انتظام به سالی نکشيد و زمانی که بارديگر ترور وارد زندگی سياسی ايران شد و اين بار اسدالله لاجوردی دادستان انقلاب و رييس زندان اوين در سخت ترين دوران خود ترور شد –شهريور 77- و اميرانتظام او را در مصاحبه ای با راديو آمريکا " جلاد " خواند، اين سخن از زبان او که شاهد دوران قدرت لاجوردی بود سخت آمد، و با شکايت فرزند لاجوردی بار ديگر به زندان برگردانده شد. گرچه هرگز بر مبنای آن شکايت حکمی صادر نشد.

زندان اين بار نه که گذراندنش برای کسی که هجده سال را در آن گذرانده بود آسانتر می نمود بلکه چنان که خود گفته است ديگر نه همبند گروه های چپ که ليبرال ها را دشمن می پنداشتند بلکه ميزبان جوانان اصلاح طلبی بود که در جدال های سياسی از دل جنبش شاداب دوم خرداد به زندان افتاده بودند و او را استاد و سمبل می دانستند.

جوشش جامعه ای که داشت اصلاح طلبی را تجربه می کرد و در جدال با مخالفان توسعه سياسی بود دو سال بعد در زمستان 79، بار ديگر عباس اميرانتظام را از زندان اوين به در برد در حالی که در شهر هم جز تخت جراحی بيمارستان جائی نداشت.

طرح رفراندوم و دستگيری دوباره

سال 1382 اميرانتظام در نامه ای و مقاله ای مجموع تجربيات و مطالعات خود را در جزوه ای با عنوان " رفراندوم " نوشت و در آن با مخالفت با طرح دو لايحه محمدخاتمی رييس جمهور خاتمی، به جامعه ايرانی نوشت: " اصلاح قانون اساسی مشکلی را حل نمی کند بلکه متمدنانه ترين و دموکرات ترين راه حل برپائی رفراندومی برای تعيين نوع حکومت ايران زير نظارت نهادهای بين المللی است". با اين مقاله بار ديگر او راهی زندان شد.

سومين دوره زندانی که در ارديبهشت سال 82 با انتشار طرح رفراندوم برای تعيين حکومت به آن گرفتار شد، مهرماه سال گذشته و در زمانی متوقف گرديد که به گواه پزشکان انواع بيماريها و نياز به عمل جراحی فوری ماندن وی را در زندان غيرممکن کرده بود. او اکنون رسما هنوز يک زندانی است که در مرخصی استعلاجی به سر می برد و هر روز ممکن است بر اساس نظر دستگاه قضا به زندان بازگردانده شود.

طعنه زمانه

شايد غريب ترين بخش زندان طولانی عباس اميرانتظام ماه هائی باشد که او و نورالدين کيانوری رهبر حزب توده همبند شدند و کسی که روزگاری به اصرار اميرانتظام را جاسوس امپريالسيم آمريکا و لايق اعدام خوانده بود با حکمی به معنای جاسوسی برای امپرياليسم شوروی، کنار او قرار گرفت.

و شايد غريب تر از آن مجادله ای بود که بعد از انتشار کتاب " آن سوی اتهام- خاطرات اميرانتظام" بين وی و عباس عبدی بوجود آمد که اميرانتظام وی را بازجوی روزهای اول دستگيری خود نشانی داد که با نفرتی تمام به او ناسزا می گفت. عبدی اين انتساب را تکذيب کرد و در مصاحبه ای گفت که وی را با شخصی به نام حسن عباسی که نامش نه مستعار بلکه واقعی است اشتباه گرفته است.

در آن نامه عباس عبدی پرآوازه ترين کس از ميان دانشجويان اشغال کننده سفارت آمريکا در تهران، با اشاره به کيفرخواست اوليه اميرانتظام که وی را به جاسوسی متهم می کرد نوشت:" زندان او طولانی شد و پنج سال حبس وی را کفايت می کرد".

کمتر از يک سال بعد از اين مجادله، عباس عبدی به اتهام فروش اطلاعات به دستگاه های آمريکائی محاکمه و به زندانی طولانی محکوم شد که هنوز در حال گذران آن است، او نيز چون عباس اميرانتظام اتهامات خود را قبول ندارد گرچه مانند وی زندانی است.

از دانشجويی به مديريت و زندان

زندگی ربع قرن اخير عباس اميرانتظام که همچون سرنوشت جامعه و زمانی که به آن تعلق دارد پر ماجرا و عبرت آموزست شباهتی به ربع قرن پيش از خود ندارد که وی به عنوان دانشجوئی پرشور و مدافع نهضت ملی کردن نفت وارد صحنه سياسی شد، بعد از بيست و هشت مرداد 32 برای تحصيل به فرانسه و آمريکا رفت و در بازگشت به يکی از مديران موفق در دوران طلائی فوران بهای نفت و توسعه صنعتی تبديل گرديد و با نزديک شدن انقلاب به جمع همفکران مهندس بازرگان پيوست و در انتقال حکومت از پادشاهی به جمهوری اسلامی موثر و کارساز بود و اولين تجربه وی در کار دولتی با پيروزی انقلاب آغاز شد، انقلابی که امواج سهمگينش زندگی وی را در نورديد.

شايد از تجربه همين زندگی است که به نوشته يوسف مولائی وکيل مدافعش " آموزگاريست كه حتی بدون كلام، با حضورش به انسان درس زندگی می‌آموزد که آزادگی ارزشی است كه برای تحصيل آن بايد از جسم و جان مايه گذاشت."

باز شايد به تجربه همين زندگی است که اميرانتظام در نوشته "رفراندوم" از هر چه خشونت و انقلابی گری است دوری می جويد و روش های مسالمت جويانه و مردمی و مبتنی بر رای و اراده مردم را برای اداره جامعه تاکيد می کند.

عباس اميرانتظام در سال 1998 جايزه جهانی حقوق بشر را به عنوان قديمی ترين زندانی سياسی ايران به دست آورد.

 
 
سايت های مرتبط
 
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران