BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 15:05 گرينويچ - پنج شنبه 20 ژانويه 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
چشم انداز روابط ايران و آمريکا در دور دوم رياست جمهوری بوش
 

 
 
جورج بوش رئيس جمهور آمريکا
جورج بوش در دوره دوم رياست جمهوری خود تغييراتی در کابينه داده که از آن به عنوان نشانه احتمالی بروز چرخش در سياست خارجی آمريکا ياد می شود
دور دوم رياست جمهوری جورج بوش از امروز (پنجشنبه 20 ژانويه) به طور رسمی آغاز می شود. چالشهای روبروی دولت تازه وی، بويژه در حوزه سياست خارجی بيش از هر موضوع ديگری ذهن تحليلگران را به خود مشغول کرده است.

تغييرات گسترده ای که در کادر وزارت خارجه آمريکا در دوره جديد روی داده است؛ به خصوص باعث گمانه زنی درباره بروز چرخش در سياست خارجی دولت جورج بوش نسبت به چهار سال گذشته شده است.

تا پيش از تعيين خانم کاندوليزا رايس به عنوان جانشين کالين پاول در سمت وزير خارجه ايالات متحده؛ اغلب تحليلگران بر اين عقيده بودند که جورج بوش در دور جديد رياست جمهوری خود به جای استفاده از شيوه های نظامی در مواجهه با بحرانهای بين المللی؛ به ديپلماسی مبتنی بر چند جانبه گرايی تکيه بيشتری خواهد کرد تا بدين وسيله، هم چهره آمريکا را در بين افکار عمومی مردم دنيا ترميم کند و هم رابطه آسيب ديده واشنگتن با برخی از متحدان اروپايی اش را بهبود ببخشد.

اما عزيمت کالين پاول و دستيارش ريچارد آرميتاژ از وزارت خارجه که هر دو از "کبوتر"های دولت جمهوری خواه آمريکا به حساب می آمدند؛ موجب تجديدنظر برخی از صاحب نظران در تحليلشان نسبت به سياست خارجی تازه دولت بوش شد.

انتخاب خانم کاندوليزا رايس به سمت وزارت خارجه آمريکا به دليل اشتهاری که وی به "قاطعيت" دارد؛ ظاهرا نگرانی هايی در بين مخالفان يکجانبه گرايی آمريکا برانگيخته است. مخالفان از آن بيم دارند که دستگاه سياست خارجی آمريکا نيز رويه ای مانند پنتاگون در مواجهه با بحرانهای جهانی در پيش گيرد و بدين ترتيب وزنه "تندروها" در کابينه جديد بوش سنگينتر شود.

در اين ميان، سياستی که آمريکا در برابر بحران هسته ای ايران در طول دوران وزارت خارجه خانم رايس در پيش خواهد گرفت؛ بيش از هر مساله ديگری توجه ناظران بين المللی را به خود معطوف کرده است؛ بخصوص آنکه در آستانه آغاز به کار خانم رايس؛ سيمور هرش روزنامه نگار جنجالی آمريکا طی گزارشی در نيويورکر از آماده شدن مخفيانه دولت بوش برای حمله به مراکز نظامی ايران خبر داد و متعافب آن جرج بوش نيز بکارگيری زور عليه ايران را در صورت شکست ديپلماسی برای خنثی کردن برنامه اتمی ايران رد نکرد.

صرف نظر از اظهارنظرهای علنی و درگيری های لفظی بين ايران و آمريکا؛ همانطور که خانم رايس در روزهای اخير برابر کميته روابط خارجی سنای آمريکا تاکيد کرد؛ جمهوری اسلامی سياستی را دنبال می کند که از نگاه زمامداران کاخ سفيد ۱۸۰ درجه با منافع ايلات متحده مغايرت دارد. اين سياست مربوط به اکنون نيست. از حدود ۱۲ سال پيش؛ رهبران آمريکا به طرزی خستگی ناپذير بر چهار موضوع مهم به عنوان رفتار "مخرب" ايران انگشت گذاشته اند و هيچ فرصتی را برای تاکيد بر ضرورت تغيير چنين رفتارهايی از دست نداده اند.

دوران رياست جمهوری محمد خاتمی و ظهور جنبش اصلاح طلبی در ايران؛ از نظر برخی از مقامهای آمريکا فرصتی به شمار می رفت تا ايران به تدريج "نگرانی های آمريکا" را رفع کند؛ اما اينک با نزديک شدن پايان دو دور رياست جمهوری خاتمی و "شکست" جنبش اصلاحات؛ حتی آن دسته از سياستمداران ايالات متحده که خواهان رويکردی ملايمتر در برابر ايران بودند؛ هر گونه اميد خود را به تغيير روش جمهوری اسلامی از دست داده اند و برای حل آنچه "معضل" ايران می نامند؛ سياست تازه تر و درعين حال جدی تری را درخواست می کنند.

موافقت احتمالی ايران با دست کشيدن از دستيابی به چرخه سوخت نيز به خودی خود باعث رضايت رهبران کاخ سفيد نمی شود. آمريکا در پی اجرای طرحی در منطقه با عنوان "خاورميانه بزرگ" است که در نهايت، ايران بايد خود را با الزامات آن سازگار کند

اظهارت سناتور دمکرات جوزف بايدن در کميته روابط خارجی سنا و انتفاد او از تمرکز دولت جرج بوش بر عراق و غفلت از مساله ايران نمونه ای از اين نوع تغيير نگاه است؛ زيرا سناتور بايدن از جمله سياستمداران آمريکايی است که طی سال های گذشته بارها خواستار ازسرگيری روابط تهران – واشنگتن شده بود.

چهار موضوعی که آمريکا را در مورد رفتار ايران "نگران" ميکند؛ همان موضوعات تکراری هميشگی است؛ يعنی کارشکنی در روند صلح خاورميانه، حمايت از تروريسم؛ نقض حقوق بشر و تلاش برای دستيابی به سلاح های کشتار جمعی. با آنکه دولت ايران موارد فوق را انکار می کند اما ظاهرا جورج بوش در دور جديد رياست جمهوری خود مصمم است که ايران را از هر راه ممکن به دست کشيدن از اين نوع سياستها "وادار" سازد و خانم رايس به عنوان فرد معتمد آقای بوش، مامور انجام اين وظيفه شده است.

خانم رايس؛ همانطور که خود تاکيد کرده است؛ در مواجهه با ايران از يکجانبه گرايی حمايت نمی کند و در پی شکل دادن اجماعی جهانی عليه جمهوری اسلامی است.

از نگاه خانم رايس و همکارانش برنامه هسته ای و موشکی ايران استعداد آن را دارد که باعث نگرانی مشترک آمريکا و متحدان اروپايی و آسيايی اش شود.

از همين رو، آنان با ابتکار سه کشور بزرگ اروپايی (بريتانيا؛ فرانسه و آلمان) برای گفتکو با ايران به منظور انصراف جمهوری اسلامی از ادامه برنامه هسته ای خود مخالفت ندارند، مشروط بر آنکه روند گفتگوها منجر به برچيدن کامل چرخه سوخت هسته ای ايران شود. اما آمريکا ظاهرا مطمئن است که اروپا توان تحميل چنين موضوعی را به ايران ندارد و از همين رو خود را برای شرايط پس از شکست احتمالی مذاکرات ايران و اروپا آماده می کند.

با اين همه؛ موافقت احتمالی ايران با دست کشيدن از دستيابی به چرخه سوخت نيز به خودی خود باعث رضايت رهبران کاخ سفيد نمی شود. آمريکا در پی اجرای طرحی در منطقه با عنوان "خاورميانه بزرگ" است که در نهايت، ايران بايد خود را با الزامات آن سازگار کند.

يکی از الزامات اين طرح پذيرش اسرائيل به عنوان عضوی از خانواده ملل خاورميانه است؛ يعنی موضوعی که بنياد مشروعيت انقلابی و دينی نظام اسلامی را در بين هوادارن خاص آن با چالش روبرو می کند.

اما عزيمت کالين پاول و دستيارش ريچارد آرميتاژ از وزارت خارجه که هر دو از "کبوتر"های دولت جمهوری خواه آمريکا به حساب می آمدند؛ موجب تجديدنظر برخی از صاحب نظران در تحليلشان نسبت به سياست خارجی تازه دولت بوش شد

اما طرح خاورميانه بزرگ الزاماتی سختتر از اين هم دارد و آن ضرورت پلوراليزه شدن نظامهای سياسی در منطقه است. به نظر می رسد؛ جمهوری اسلامی امکان تطبيق با اين نوع الزامات در عين ادامه موجوديت کنونی خود را ندارد و همين نکته ماجرا را در نزد آمريکا پيچيده می کند. معنای ديگر اين حرف اين است که برخی محافل متنفذ در آمريکا، بويژه حلقه محافظه کاران نو؛ بر اين عقيده اند که "مشکل ايران" جز از طريق "تغيير رژيم" حل نمی شود.

ظاهرا اين اعتقاد در آمريکا در حال گسترش است و اگر وضع به منوال کنونی خود پيش رود؛ احتمال تبديل آن به سياستی رسمی دور از ذهن نيست. اما مساله اين است که با توجه به گرفتاريهای آمريکا در عراق و مخالفت متحدان ايالات متحده با سياست "تغيير رژيم" در ايران و نيز موقعيت ژئوپولتيکی حساس و بافت جمعيتی پيچيده ايران؛ سياست تغيير رژيم می تواند برای آمريکا گزينه ای موفق باشد؟

عده ای از تحليلگران و از جمله محافل تصميگير در ايران امکان موفقيت چنين سناريويی را در حد صفر ارزيابی می کنند و با توجه به خطرات ناشی از چنين رويدادی؛ اعتقادی به پيگيری چنين سياستی از سوی آمريکا ندارند و همه حرفهای دولتمردان آمريکا را در اين زمينه "بلوف" به حساب می آورند.

در سمت مقابل اين تحليل هم کسان بسياری قرار گرفته اند. از ديدگاه آنها؛ مسدود شدن روز افزون فضای سياسی ايران و "يکه تازی" نيروهای تندرو که به هيچکدام از ملاحظات داخلی و خارجی حکومت کردن در قرن ۲۱ اعتنايی ندارند؛ عاملی برای شکل گيری اجماعی جهانی در جهت سياست آمريکا در برابر جمهوری اسلامی خواهد بود؛ اجماعی که خانم کاندوليزا رايس پيشاپيش بر ضرورت شکل گرفتن آن تاکيد کرده است.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران