http://www.bbcpersian.com

17:59 گرينويچ - جمعه 11 مارس 2005

'بخشی از چپ ايران همواره با مشی مسکو مخالف بود'

بهمن نيرومند، نويسنده و روزنامه نگار مقيم آلمان، از فعالان پيشين کنفدراسيون دانشجويان ايرانی است. آنچه در زير می آيد اظهارات اوست:


روند اصلاحات در شوروی هم ضرورت زمان بود و هم محصول ابتکار شخص ميخائيل گورباچف. در اواخر قرن بيستم شرايط دنيا يکسره تغيير کرده بود. اداره چنين جامعه بزرگی با روش ها و متدهای استالينی ناممکن بود. از خارج هم فشارهای سياسی و اقتصادی سخت بالا رفته بود. ضرورت تحولات و نوسازی ارکان جامعه از دوران خروشچف احساس می شد. در زمان او گام های اول برداشته شده بود: خاتمه دادن به کيش شخصيت، افشای جنايات استالين و درهم شکستن دگم های ايدئولوژيک... اما گورباچف با زمانی متفاوت و با بحرانی عميق تر روبرو بود، و به همين خاطر برنامه تحولات فراگير و سياست درهای باز را در کنگره ۲۷ حزب کمونيست مطرح کرد. می توان گفت که اين مهمترين تحول نيمه دوم قرن بيستم بود.

گورباچف فکر می کرد با انجام يک سری رفرم می تواند نظام را حفظ کند و آن را به آرامی متحول کند. اما هم فشارها و تحريکات از خارج خيلی بالا بود و هم نارضايتی مردم. برآيند اين دو عامل در کل به سود ادامه نظام نبود. در واقع آن سيستم با تمام تنوع ها و تناقضاتی که داشت قابل دوام نبود، و فقط عامل زور و استبداد بود که آن را سر پا نگه داشته بود. البته اگر گورباچف و يارانش با هشياری بيشتری پيش می رفتند، شايد چند سال به عمر نظام دوام می دادند، اما اشتباهات زيادی صورت گرفت، از جمله بی توجهی به انتظارات جوانان و کوتاهی در برابر اقوام و ملت های ديگر...

بهمن نيرومند عقيده دارد که بسياری از نيروهای چپ ايرانی از گزند "کمونيسم روسی" دور بوده اند. به عقيده او:

"چپ ايران هرگز يکدست نبود. حزب توده و تشکيلات وابسته به آن البته سياستی گوش به فرمان شوروی داشتند، اما بسياری از بخش های چپ ايران از سالها پيش مخالفت خود را با نظام شوروی و سياست های مسکو اعلام کرده بودند. بسياری از چپ ها صادقانه عقيده داشتند که سوسياليسم و کمونيسم بدون دمکراسی غيرممکن است. مبارزه در راه عدالت اجتماعی با دموکراسی رابطه مستقيم دارد. فروپاشی نظام شوروی برای سازمانهای مايل به حزب توده طبعا يک تلاطم جدی بود و بينش آنها را منقلب کرد."