BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 12:28 گرينويچ - شنبه 23 آوريل 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
روزنامه نگاران و روزنامه ها در آغاز ششمين سال حبس گنجی
 

 
 
اکبر گنجی
ششمين سال حبس اکبر گنجی که به گفته خانم شيرين عبادی وکيل مدافعش، به بيماری آسم و کليه مبتلا شده که معالجاتش را در بيرون زندان ضروری می دارد،
پنج سال قبل در چنين روزهائی، ماه عسل جمهوری اسلامی با آزادی مطبوعات به پايان رسيد و چند روزی پس از سخنان آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، در مصلای تهران که مطبوعات را "پايگاه دشمن " خطاب کرده بود، دادگستری تهران توقيف روزنامه ها و دستگيری روزنامه نگاران را آغاز کرد. از کسانی که در آن زمان دستگير شدند اکبر گنجی، شنبه سوم ارديبهشت ششمين سال حبس خود را آغاز کرد.

يک سال قبل از آن که توقيف جمعی صد نشريه و دستگيری پنجاه روزنامه نگار آغاز شود، مقامات دولتی، به ويژه عطا الله مهاجرانی وزير وقت فرهنگ و ارشاد در جلساتی با روزنامه نگاران خبر می دادند که آن ها از آستانه تحمل حاکميت عبور کرده اند، اما با توقيف هر روزنامه، روزنامه ديگری از ميان دويست روزنامه ديگری که بعد از روی کارآمدن دولت خاتمی اجازه انتشار گرفته بودند، منتشر می شد.

در تمام اين مدت روزنامه های هوادار جناح راست و تندروها، در شديدترين حملات روزنامه نگاران هوادار اصلاحات را به صفت هائی متصف می کردند که چندی بعد در کيفرخواست آنان در دادگاه مطبوعات جا گرفت.

اولين صدای عملی آن هشدارها درباره "رسيدن به آستانه تحمل" ظهر 21 اسفند سال 78 با تيری که سعيد عسگر يکی از اعضای گروه فشار در شقيقه سعيد حجاريان خالی کرد، به گوش ها رسيد. حجاريان معاون سابق وزارت اطلاعات و مشاور رييس جمهور، که او را نظريه پرداز اصلاحات خوانده اند در اين زمان روزنامه صبح امروز را منتشر می کرد که پرتيراژترين روزنامه اصلاح طلبان بود.

ششمين سال زندان اکبر گنجی، که با پايان دوره رياست جمهوری محمدخاتمی و غيبت اصلاح طلبان از مجلس و صحنه اطلاع رسانی کشور همزمان شده است، در حالی آغاز می شود که هيات ويژه رييس قوه قضاييه، به زندان و تعقيب عده ای از آخرين گروه از روزنامه نگاران دستگير شده پايان داده و آيت الله محمود هاشمی شاهرودی، رئيس قوه قضاييه ايران، دستور داده است که از توقيف روزنامه ها خودداری کنند

دومين صدا، محاکمه عبدالله نوری مشاور امور توسعه اجتماعی رييس جمهور بود که بعد از سال ها عضويت در کابينه و عهده دار بودن وزارت کشور و رياست شورای امنيت کشور، اين بار به عنوان مدير روزنامه خرداد به دادگاه ويژه روحانيت کشيده شده بود، همان جا که مدافعاتی بی پرده ايراد کرد و به پنج سال محکوم گشت.

هفته گذشته هاشمی رفسنجانی درباره محاکمه و زندانی شدن عبدالله نوری، بعد از سال ها فاش کرد که در ماجرای زندان آقای نوری برای نجات وی پادرميانی کرده و "قرار شده بود که او اگر دادخواست خود را منتشر نکند، خلاصی يابد. اما چنين نکرد و چنان شد". همان دفاعياتی که با عنوان شوکران اصلاحات در کتابی گرد آمد و از پرخريدارترين کتاب ها در سال های اخير بوده است.

زمانی که اکبر گنجی بازداشت شد، عبدالله نوری، مهندس عزت الله سحابی [ مدير مجله توقيف شده ايران فردا]، ماشالله شمس الواعظين [سردبير چهار روزنامه توقيف شده هوادار اصلاحات]، لطيف صفری[ مدير روزنامه نشاط]عمادالدين باقی، مسعود بهنود، ابراهيم نبوی و احمد زيدآبادی[ نويسندگان روزنامه های توقيف شده ] در زندان بودند که بعدها اين فهرست به تدريج به پنجاه تن رسيد.

از آن جمع، به جز اکبر گنجی که هنوز در زندان اوين است، طولانی ترين زندان ها را عبدالله نوری، ماشالله شمس الواعظين، عماد باقی و لطيف صفری تحمل کردند و بقيه در فاصله تشکيل دادگاه های تجديد نظر به قيد وثيقه آزاد شدند، در حالی که بعضی سکوتی با معنا در پيش گرفتند و عده ای هم به مهاجرت از کشور ناگزير شدند.

اکبر گنجی که با مقالات افشاگر خود درباره قتل های زنجيره ای و ديگر مفاسد دستگاه های امنيتی و اطلاعاتی، به نوشته خود "بازی با مرگ " را آغاز کرده بود، فردای روزی که از کنفرانس برلين بازگشت، همزمان با موجی که ابتدا روزنامه کيهان و به دنبال آن صدا و سيما عليه اين کنفرانس به راه انداخته بودند، دستگير شد.

وی دادگاه خود را به نمايشی از بدرفتاری با زندانيان سياسی و عقيدتی تبديل کرد که در سراسر جهان انعکاس يافت و به دنبال آن به ده سال حبس و تحمل پنج سال تبعيد محکوم گشت، حکمی که چند ماه بعد با امضای علی بخشی قاضی دادگاه تجديد نظر شکسته شد اما با اعتراض دادستان و همزمان با برکناری قاضی تجديد نظر، ديوان عالی کشور شش سال زندان برای وی تعيين کرد.

همزمان با دستگيری اکبر گنجی، آيت الله خامنه ای کنفرانس برلين را که توسط حزب سبز آلمان و بنياد هاينريش بل برپا شده و در آن عده ای از اصلاح طلبان شرکت داشتند و توسط گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی به اغتشاش کشيده شده بود، توطئه ای عليه نظام حکومتی ايران خواند.

اکبر گنجی که دوران زندان خود را با اعتراض و اعتصاب غذا به موضوعی همواره زنده بدل کرده بود، دو سال بعد در زندان با نوشتن جزوه ای با عنوان "مانيفست جمهوری خواهی"، با اصلاح طلبان حاضر در مجلس و دولت فاصله گرفت و از آن پس سکوت پيشه کرد؛ همان راهی که عبدالله نوری از زمان رفتن به زندان اوين در پيش گرفت و عباس عبدی ديگر روزنامه نگار افشاگر و منتقد و عضو برجسته جبهه مشارکت نيز چندماهی بعد از افتادن به زندان انتخاب کرد و هنوز پس از سه سال ادامه دارد.

ششمين سال حبس اکبر گنجی که به گفته خانم شيرين عبادی وکيل مدافعش، به بيماری آسم و کليه مبتلا شده که معالجاتش را در بيرون زندان ضروری می دارد، در زمانی آغاز می شود که همبند وی ناصر زرافشان روزنامه نگار و وکيل دعاوی (که وی نيز به اتهام افشای اسرار قتل های زنجيره ای به پنج سال زندان محکوم شده)، در اعتراض به شرايط دشوار زندان به اعتصاب غذا دست زده است.

نهاد بين المللی روزنامه نگاران بدون مرز در اطلاعيه ای به مناسبت آغاز ششمين سال زندان گنجی، نگرانی از سلامت وی را اعلام داشت و مسووليت عواقب جانی نگهداری وی در زندان را متوجه مقامات جمهوری اسلامی دانست.

اقبال روزنامه صبح، در شماره شنبه خود، در تنها اشاره ای که در روزنامه های تهران به اکبر گنجی به چشم می آيد، نوشته است که او مدت‌هاست كه «فرياد سكوت» سر داده است؛ در دل فرياد می ‌زند اما به زبان نمی‌آورد و چه دردی بالاتر از اينكه فريادش را در دل می‌ريزد.

ششمين سال زندان اکبر گنجی، که با پايان دوره رياست جمهوری محمدخاتمی و غيبت اصلاح طلبان از مجلس و صحنه اطلاع رسانی کشور همزمان شده است، در حالی آغاز می شود که هيات ويژه رييس قوه قضاييه، به زندان و تعقيب عده ای از آخرين گروه از روزنامه نگاران دستگير شده پايان داده و آيت الله محمود هاشمی شاهرودی، رئيس قوه قضاييه ايران، دستور داده است که از توقيف روزنامه ها خودداری کنند.

اين تصميم در شرايط فشارهای خارجی و در آستانه انتخابات رياست جمهوری، و در حالی گرفته شده که از روزنامه هائی که در سال های نخست جنبش اصلاحات منتشر می شدند هيچ يک باقی نمانده اند و به نوشته احمد زيدآبادی احتياط و رعايت در روزنامه های موجود به حدی است که هيچ سخنی را روشن و بی ابهام نمی توان نوشت.

احمد زيدآبادی، روزنامه نگار، روز پنجشنبه در مقاله ای در اقبال از وضعيت مطبوعات در کشور گلايه کرده و نوشت هنگامی كه نمی‌توان روشن و بی‌پرده نوشت يا بايد از خير نوشتن در چنين فضايی گذشت و يا به ناچار صنعت ابهام و ايهام را به كار گرفت و سخن را در هاله‌ای از نمادهای پيچيده و چند پهلو و تودر تو پيچيد تا رنگ رخساره نه فقط از «سر ضمير» خبر ندهد، بلكه آن را مخفی نيز بدارد.

 
 
مطالب مرتبط
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران