BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 17:52 گرينويچ - سه شنبه 26 ژوئيه 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
موقعيت تازه اکبر گنجی: بيمارستان يا تاريکخانه؟
 

 
 
عکس برگرفته از سايت ايرانيان
از تازه ترين عکس های گنجی پيش از انتقال او به بيمارستان - نقل از سايت ايرانيان

اکبر گنجی که از روزهای آخر ارديبهشت ماه در اعتراض به وضع زندان و محدوديتهايی که بر او اعمال می شود و نيز دسترسی نداشتن به پزشک برای معالجه بيماريهايش، دست به اعتصاب غذا زده بود اخيرا به بيمارستان منتقل شده است.

وی در يک مقطع با گرفتن مرخصی استعلاجی از زندان آزاد شد اما بزودی مورد تعقيب مقامات دادستان قرار گرفت و به زندان بازگشت. او از آن زمان مجددا دست به اعتصاب غذا زد.

منابع خبری در باره وضعيت اکبر گنجی همواره محدود بوده است. گرچه او خود در اين اواخر با نوشته ها و نامه هايش از موقعيت فکری و تا حدودی جسمانی خود خبر می دهد اما خبرهای پيرامون او مرتبا با ادعا و ضدادعا همراه می شود و ابهامات در باره وضع او را بيشتر می کند.

در حال حاضر و پس از انتقال او به بيمارستان نيز منابع خبری ما عمدتا يا متکی بر اظهارات مقامات قضايی است يا آنچه که معصومه شفيعی همسر گنجی با رسانه ها در ميان می گذارد.

برای به دست آوردن تصويری از موقعيت گنجی در ده روز گذشته کنار هم گذاشتن اين خبرها يا بازخوانی آنها اهميت اساسی دارد. روش بازخوانی و چينش خبرها در کنار هم برای به دست آوردن تصويری نسبتا تازه و متفاوت شيوه ای است که در صحنه مطبوعات فارسی زبان با خود گنجی شروع شده است.

يکم - سطح بيمارستانی بحران:

1 گنجی در چگونه اعتصاب غذايی است؟
از زمان ورود گنجی به بيمارستان اظهارات ضد و نقيضی در باره ادامه اعتصاب غذای او شنيده می شود. او پيشتر گفته بود که تا هر زمانی که در زندان باشد کاری بجز اعتصاب غذا نخواهد کرد. معنای اين حرف آن است که حال که در بيمارستان است دليلی برای ادامه اعتصاب غذا ندارد.

از آخرين عکسهای گنجی پيش از انتقال به بيمارستان - نقل از ايرانيان دات کام

جمال کريمی راد سخنگوی قوه قضايی در گفتگو با هاتف گفته است که "برابر اظهارات رئيس بيمارستان گنجی غذا می خورد و حالش خوب است." او در عين حال مايل است تاکيد کند که گنجی در زندان هم "اعتصاب غذای کامل" نداشته است. شايد به همين اعتبار است که دادستان تهران اصولا منکر اين است که گنجی در اعتصاب غذا(ی کامل) بوده است. با اينهمه، رئيس قوه قضايی با تاييد اعتصاب غذای او گفته است که "مساله آقای گنجی حل شده و وی اعتصاب غذای خود را شکسته است و برای مداوا در بيمارستان بستری است."

گرچه نمی توان پذيرفت که کسی که در اعتصاب غذای طولانی بوده بتواند به معنای معمول "غذا بخورد"، اما دوستان اکبر گنجی نيز از شکسته شدن اعتصاب او در بيمارستان گفتگو می کنند - دست کم در حد پذيرفتن سرم های دارويی و تقويتی. عيسی سحرخيز – که همراه با سعيد حجاريان و رضا تهرانی جزو هيات سه نفره حل مساله گنجی است - در گفتگويی با صدای فارسی آلمان (دويچه وله) گفته است که از زمانی که او به بيمارستان منتقل شده "ضرورتی برای اينکه بخواهد اعتصاب خودش را ادامه بدهد وجود نداشته است." به گفته او، گنجی از همان شب به توصيه پزشکان سرم و تغذيه را می پذيرد. امری که عملا به معنای توقف اعتصاب غذاست.

اين موضوع را همسر گنجی نيز در اظهاراتی که سايت امروز نقل کرده تاييد می کند: "دوستان گنجی به او توصيه کرده اند که تجويز پزشکان را حتی المقدور بپذيرد."

همسر گنجی همچنين در انتقاد از دادستانی تهران گفته است که همسرش در طبقه ای بستری است که "تنها بيمار آن طبقه است، از تلفن محروم است و روزنامه هايی را که می خواهد به او نمی دهند." طبيعی است که اکبر گنجی اگر می تواند روزنامه بخواند نمی تواند از نظر جسمانی در وضعيتی بحرانی باشد.

با اينهمه از گفته های همسر و دوستان گنجی بر می آيد که او همچنان از بازگشت به غذا خوردن معمول امتناع می کند و به همان آب و چای و چند حبه قندی که با خود قرار گذاشته بسنده می کند. بنابرين بحران هنوز ممکن است در راه باشد.

روز دوشنبه 3 مرداد همسر گنجی در نامه ای به رئيس قوه قضايی نسبت به وضعيت او هشدار داد و گفت که او همچنان در اعتصاب غذاست و حتی سرم های خود را نيز نمی پذيرد.

به گفته معصومه شفيعی اعتراض اصلی گنجی آن است که او در شرايط سخت تری از زندان قرار گرفته است: "وی در شرايطی بسيار سخت تر از زندان در طبقه دوازدهم بيمارستان ميلاد به صورت قرنطينه کامل در حالی که از ملاقات با وکلا و دوستانش و از تماس تلفنی و دريافت روزنامه نيز محروم است، نگهداری می شود."

2 نقش عامل بيمارستان
در باره دليل انتقال گنجی به بيمارستان اظهارنظرهای متفاوتی شده است. اما بر اساس اطلاعات موجود در گزارش های رسانه ای، مينيسک پای راست گنجی پاره شده و به تاندونهای پای چپ هم آسيب های جدی وارد شده است. ديسک کمر گنجی هم مزيد بر علت شده و علاوه بر آن ناراحتی آسم و واريس هم از قبل با او بوده که بر اثر اعتصاب غذا تشديد شده است. بر اساس گزارش پزشکان کليه و کبد او هم تقريبا از کار افتاده است.

معصومه شفيعی: گنجی دچار تحليل عضلانی شده است

معصومه شفيعی همسر گنجی از قول پزشکان گفته است که "ساق پا و ران گنجی دچار تحليل عضلانی شده است".

ظاهرا انتقال وی به بيمارستان به دنبال بحرانی شدن وضع جسمانی او بوده است. اين موضوع در اظهارات همسر گنجی آمده است اما مقامات قضايی تاکنون به آن تصريح نکرده اند. اما سخنگوی قوه قضايی تاييد می کند که پيش از انتقال به بيمارستان "يک هيات سه نفره از متخصصان داخلی و جراحی عمومی او را معاينه کرده اند" و بر اساس نظر آنها بوده است که گنجی به بيمارستان منتقل شده است.

معاون دادستان تهران محمود سالارکيا در همان روز نخست گفت که ما "برای جان گنجی ارزش قائل ايم". اما هواداران گنجی که معتقدند نمی توان به اظهارات رسمی اعتماد کرد متقابلا اين نظر را مطرح کرده اند که ممکن است کسانی بخواهند به نام انجام عمل جراحی بر روی پای گنجی نقشه قتل او را عملی کنند.

خود گنجی ظاهرا بر اين نظر است که بيمارستان می تواند مقدمه ای برای اجرای يک نقشه قتل باشد. او در اظهارات اخير خود که با امضای همسرش منتشر شده از سعيد مرتضوی دادستان تهران نقل می کند که به او گفته است "اگر تو بميری صددرصد به نفع نظام است". او همچنين به گنجی گفته است که فشار بين المللی هم محاسبه شده و برای همين "ما تو را به بيمارستان آورده ايم" تا فشار کاهش يابد: " يعنی با مرگ تو خواهند گفت مگر ديوانه بود که در بيمارستان به اعتصاب غذا ادامه داد." گنجی معتقد است که طراحی قتل او انجام شده و سود و زيان آن هم سنجيده شده است. ولی در باره اعتصاب غذای خود ساکت است.

اين دست اظهار نظرها از سوی خود گنجی و همسرش و يا تمايل به بازگشت مجدد به زندان به دليل شرايط سنگين امنيتی در بيمارستان طبعا بر نگرانی ها افزوده است.

اما اينکه مرگ گنجی به نفع نظام جمهوری اسلامی باشد مورد اتفاق تمام مقامات قضايی و سياسی نيست. حتی اگر گروهی چنين فکر کنند بيمارستان می تواند نقش های ديگری هم داشته باشد. در يک محاسبه اوليه بيمارستان می تواند مانع بحرانی شدن وضع جسمانی گنجی شود ( که ظاهرا دليل اصلی انتقال او به بيمارستان بوده است) و همزمان برای گروهی از مسئولان نشانه ای از رافت دستگاه قضايی وانمود شود که متهم به نقض حقوق گنجی به عنوان زندانی بيمار است.

در عين حال، اعزام به بيمارستان از آنجا که مقدمه جراحی است و برای آن هم وضع جسمانی گنجی بايد بهسازی شود به معنای خاتمه اعتصاب غذای اوست و طبيعتا برای مقامات قضايی تدبيری در خاتمه دادن به بحران است.

به هر حال اين نکته روشن است که هر نوع عمل جراحی گنجی را برای مدتی از زندان دور نگه خواهد داشت و چنان که مقامات قضايی گفته اند ممکن است به گذراندن دوره نقاهت او در منزل ختم شود. وی پس از دوره نقاهت نيز بر اساس نظر عيسی سحرخيز بايد به کارهای فيزيوتراپی بپردازد که با برگشت به زندان ممکن نيست. همزمان، همسر گنجی به قوه قضايی پيشنهاد کرده است تا گنجی نيز مشمول بخشنامه رئيس قوه شود که سه ماه مرخصی استعلاجی را برای زندانيان بيمار پيش بينی کرده است.

از نگاهی ديگر می توان گفت بيمارستان به مقامات قضايی تحميل شده است. اما علاقه مندان به سرنوشت گنجی نگران اند که حضور او در بيمارستان برای کسانی که ممکن است بخواهند او را از ميان بردارند زمينه ايجاد کند. در عين حال رفتار مقامات دادستانی در سختگيری های بيش از اندازه در بيمارستان نيز می تواند در اين جهت تفسير شود که آنها می کوشند انتقال به بيمارستان به منزله پيروزی گنجی بر تحميل خواست خود بر آنان ديده نشود و رفتار با او همچنان به عنوان يک زندانی باشد تا کسی که برای معالجه از زندان خارج شده است (مانند آخرين باری که او به مرخصی آمد).

دوم- سطح رسانه ای بحران:

مساله کيهان چيست؟
اخبار مربوط به گنجی از بيشترين پوشش در رسانه های فارسی و خارجی برخوردار بوده است. گرچه نشريات داخل کشور در انعکاس اخبار او محدوديتهايی دارند اما رسانه های اينترنتی و همچنين چندين خبرگزاری فارسی داخل ايران پوشش وسيعی به اخبار او داده اند. نشريات خارجی هم به مساله گنجی به دليل حمايت های وسيع اروپا و آمريکا از او توجه پيدا کرده اند و برخی از نشريات آمريکايی هم مانند "نيويورک سان" اخبار او را روزانه تعقيب می کنند.

آخرين روز مرخصی گنجی و پيش از بازگشت مجدد او به اوين

بااينهمه، اگر کار رسانه های داخلی و خارجی معمولا انعکاس اخبار گنجی است، روزنامه کيهان با انتشار اتهاماتی نسبت به دوستان و نزديکان گنجی بعد تازه ای را در بحران موجود ايجاد کرده است.

همزمان با انتقال گنجی به بيمارستان روزنامه کيهان به عنوان يکی از سرسخت ترين مخالفان او، به گفته گزارشگران بدون مرز " به اتهام زنی و سناريوسازی و انتشار شايعات در باره قتل گنجی که گويا قرار است توسط اصلاح طلبان برای تضعيف نظام انجام شود" پرداخت.

اين نوع برخوردها نيز در ايجاد و حفظ فضای بيم و هراس در باره جان گنجی موثر بوده است.

کيهان معتقد است که "برخی با تشويق اکبر گنجی به اعتصاب غذا عليه جان او توطئه چيده اند تا با جا خالی دادن و مقصر خواندن نظام درست مانند قتل های زنجيره ای برای دشمنان خوراک تبليغاتی فراهم نمايند." کيهان تاکيد دارد که "اين پروژه زير نظر بيگانگان" طراحی و اجرا می شود.

اين روزنامه با متهم کردن مستقيم شيرين عبادی برای ورود غيرقانونی به اتاق گنجی در بيمارستان ميلاد نشان می دهد که در هر نوع تحول آتی چه کسی ممکن است در معرض اتهام قرار بگيرد. خانم عبادی روش کيهان را "مرعوب سازی" وکلای زندانيان سياسی خوانده است.

گرچه گروههای وسيعی نوشته های کيهان را به معنای مقدمه چينی برای مرگ اکبر گنجی تلقی کرده اند اما دليل فوری تر انتشار اين نوشته ها می تواند چيز ديگر باشد. در واقع در "بازی مرگ" اکبر گنجی گروههايی مانند کيهان مايلند که از نظر روانی اوضاع را به سود خود و به ضرر گنجی و همراهان او عوض کنند.

روزنامه کيهان که معمولا رسانه محافظه کاران تندروی است که بيش از هر چيز به حفظ نظام و رهبری می انديشند، می کوشد در جهت جلوگيری از پيامدهای نامطلوب برای نظام در صورت مرگ گنجی کاری کند. روش کيهان پيشاپيش متهم کردن دوستان اکبر گنجی است تا به آنها اين تصوير را بدهد که در صورت مرگ او آنها نه تنها نخواهند توانست دست به اعتراض سياسی بزنند که بايد پاسخگوی اتهاماتی در زمينه مسئوليت مرگ گنجی باشند.

کيهان به عنوان مخالف سرسخت گنجی در تحقير و کوچک شماری او نيز می کوشد. اين روزنامه در باره انتقادهای گنجی از رهبر جمهوری اسلامی نيز بدون اشاره مستقيم به محتوای آن انتقادها دليل آن را چنين توجيه می کند: کسانی که از قابليت "بزرگ شدن برخوردار نيستند تنها دو راه برای رسيدن به جاه و مقام می شناسند: چاپلوسی بزرگان و در صورت عدم جواب اولی گلاويز شدن با ايشان." کيهان با لحنی تهديد کننده و در عين حال تحقيرآميز می نويسد حتی اگر گنجی "خود را بکشد و يا دوستانش او را بکشند باز بعيد است در حد قد و قواره دشمن اين نظام باشد."

سوم- سطح قضايی بحران:

راه برون رفتی وجود دارد؟
نشانه های موجود حاکی است که در ميان مقامات قضايی وسياسی اتفاق نظری در باره روش برخورد با گنجی وجود ندارد. در واقع می توان گفت که قوه قضايی در اين زمينه دچار دودستگی است. برخی از مقامات قضايی به گفته عبدالفتاح سلطانی – عضو کانون مدافعان حقوق بشر- مايلند که متهمان سياسی مانند اکبر گنجی حتما ندامت نامه بنويسند تا آزاد شوند در حالی که گروهی ديگر می کوشند از راه چانه زنی سياسی راهی برای عفو او بيابند و ماجرا را فيصله دهند.

گنجی در دادگاه

تفاوت نظر سخنگوی قوه قضايی با نظر آيت الله شاهرودی نيز می تواند اشاره ای به همين نکته باشد. جمال کريمی راد روز شنبه گفت که "اظهارات و مواضع گنجی رغبتی برای عفو او" از سوی رئيس قوه قضايی باقی نمی گذارد. او گفت که "مساله گنجی اولويت چندانی برای دستگاه قضايی ندارد که تقاضای عفوش مورد بررسی قرار گيرد و اينگونه نيست که رئيس قوه قضائيه برای چنين فردی دستور عفو صادر کند." به نظر آقای کريمی راد گنجی يک زندانی متمرد است: "اگر رئيس قوه هم بخواهد وی را عفو کند اين تقاضا بايد از سوی متهم داده شود. ما از گنجی تمرد را شاهد بوده ايم."

محمود سالارکيا معاون امور زندانهای دادستانی تهران نيز گفته است "گنجی يا هر محکوم ديگری بايد دوره محکوميتش را حتی اگر يک روز از آن باقی مانده باشد طی کند اما چنانچه گنجی درخواست عفو يا آزادی مشروط کند بعد از بررسی در اين باره تصميم می گيريم."

اين در حالی است که رئيس قوه قضايی يک روز پس از گفتگوی سخنگوی قوه با خبرنگاران به صراحت اعلام کرد بنا به خواست رئيس جمهور خاتمی بررسی هايی انجام داده است و "از نظر قضايی در حال بررسی است که آيا وی مشمول عفوهای عمومی می شود يا خير و اگر بر اساس قانون حقی داشته باشد آزاد شود."

معصومه شفيعی نيز گفته است که "مطمئنم مسئولان بالای قوه قضائيه در حل مساله گنجی حسن نيت دارند." اما از آقای شاهرودی خواسته است تا "پرونده گنجی را از مرتضوی بگيرد."

به نظر می رسد اگر قصدی برای حل مساله گنجی وجود داشته باشد گزينه های اصلی چنين خواهد بود: استفاده از حکم حکومتی با درخواست رئيس جمهور خاتمی چنانکه در مورد آزادی کرباسچی اتفاق افتاد، يا عفو او با درخواست آيت الله شاهرودی که با توجه به اظهار نظر وی در اين زمينه احتمال قوی تری است.

اما اگر اين راه حل قضايی انتخاب نشود فرسايشی کردن ماجرا يکی از راههايی است که ممکن است مورد علاقه مقاماتی باشد که به آزادی گنجی راضی نيستند. در اين شيوه با ادامه بحث بيمارستان و سپس عمل او و دوره نقاهت گنجی رسما اعلام نخواهد شد که او آزاد شده است اما احتمالا او به زندان نيز برگردانده نمی شود. اين روش از آن جهت ممکن است انتخاب شود که اجازه ندهد گنجی و هواداران او بگويند که توانسته اند جلو ادامه حبس گنجی را بگيرند و راه را بر هر نوع پيروزی سياسی آنها ببندد.

بيرون از قوه قضايی راه حلهای ديگری هم روز دوشنبه در نامه 160 نفر از شخصيت های فرهنگی و سياسی ايران مطرح شده که در سايت امروز آمده است. راه حل اصلی آنها بر اين پايه است که تصميم گيری در باره اکبر گنجی به پزشکان واگذار شود تا مساله از راه درمانی و انسانی حل و فصل شود. آنها می خواهند که پرونده مستقيما زير نظر آيت لله شاهرودی قرار بگيرد زيرا نمونه پرونده وبلاگ نويسان و پرونده سه زندانی ملی مذهبی که از چنين تدبيری برخوردار شده بدون مشکل مسير خود را طی می کند.

در عين حال، از آنجا که آيت الله خامنه ای در باره حبس های انفرادی گفته است که هر 1 روز از اين حبس ها برابر با 10 روز حبس عادی است، عيسی سحرخيز از امضا کنندگان نامه می گويد اگر مدت زمان حبس انفرادی گنجی بر اين اساس محاسبه شود دليلی برای ادامه زندان او يا بحث درخواست عفو باقی نمی ماند.

چهارم - سطح سياسی بحران:

آيا اکبر گنجی گفتمان اصلاحات را راديکاليزه کرده است؟
حضور گنجی در بيمارستان و نگرانی هايش از بابت به خطر افتادن جانش، اصرار مقامات قضايی بر آزاد نکردن او و تن ندادن به خواسته های او، موضع او را مرتبا راديکال تر کرده است. او قبل از بازگشت به زندان از مرخصی اخيرش گفته بود که "اگر به زندان بازگردم راديکال تر خواهم نوشت." وی در آخرين نامه ای که از او منتشر شده و خطاب به آيت الله منتظری نوشته است آشکارا صحبت از معزول بودن آقای خامنه ای از رهبری کرده است.

تظاهرات در تهران در اعتراض به ادامه بازداشت گنجی

اما بسياری از هواداران گنجی معتقدند که تز اخير او که ملهم از تز آيت الله خمينی در برابر شاه است نمی تواند جنبه عملی پيدا کند. زيرا نه گنجی در مقام آيت الله خمينی است و نه نظرات او بازتابی سياسی روشنی در بين مردم و بازيگران سياسی ايران دارد زيرا او در مقام رهبری کننده يک جنبش نيست. به اين ترتيب اين نظر می تواند باعث فاصله افتادن ميان گنجی و هوادارانش شود که معتقدند او از واقعيت های سياسی ايران بتدريج دور می شود.

از سوی ديگر، با شکست تز "آقای خامنه ای بايد برود" رهبر ايران هم موقعيت ظاهرا بهتری پيدا می کند چون اين ايده نتوانسته است بازتاب دلخواه گنجی را پيدا کند. عدم بازتاب مناسب سياسی چه از طريق سکوت يا نفی تز "آقای خامنه ای بايد برود" صورت گيرد به تثبيت او می انجامد و نتيجه ای خلاف نظر گنجی به دست می دهد. در عين حال، اهميت ماجرا زمانی است که اصلاح طلبان به نقد آرای سياسی گنجی از جمله همين تز بپردازند. هر نوع نفی اين تز از سوی آنان به معنای تثبيت مفهوم مخالف آن گرفته خواهد شد: آقای خامنه ای بايد بماند.

محسن آرمين در تحليل خود از وضع گنجی و نظام جمهوری اسلامی ضمن توصيه به آزاد کردن او و تلويحا در باره علت سکوت فعلی اصلاح طلبان در مقابل اظهارات گنجی می نويسد: "آقايان بايد بپذيرند که با حبس و بند افراد نمی توانند انتظار نقد افکار و آرای او را داشته باشند. تنها نتيجه چنين رفتاری جذابيت يافتن بيشتر انديشه های مذکور و محروم ساختن جامعه از نقد و نظر منصفانه و وقوف به اشتباهات و نارسايی های نظری احتمالی افراد است."

اين اظهارات نشان می دهد که اصلاح طلبان يا دست کم گروههايی از آنها به راديکال شدن گفتار سياسی تمايل ندارند ولی در وضع کنونی ناچار از سکوت هستند. آقای آرمين از سوی ديگر از گنجی هم خواسته است در حل بحران "به سهم خود" اقدام کند و "سفارش بزرگان" را برای پايان دادن به اعتصاب خود بپذيرد.

به هر حال، در صورت مرگ گنجی مخالفان حاکميت ايران پيروزی بزرگی از نظر تبليغاتی پيدا می کنند و قادر خواهند بود نيروهای بيشتری را به صفوف خود اضافه کنند و از پشتوانه اجتماعی بزرگتر و احتمالا فعال تری برخوردار شوند و وحدت تازه ای به صفوف پراکنده خود ببخشند. اين موضوعی نيست که حاکميت ايران از آن بی خبر باشد و يا آن را تحمل کند. بنابرين روند تصميم گيری های رسمی احتمالا به سمتی خواهد رفت که از چنين وضعی پرهيز شود. اما مساله اساسی برای مقامات پيدا کردن راه حلی است که شکل برنده - بازنده به نفع حاکميت و دست کم برنده - برنده را برای دو طرف داشته باشد. بيمارستان می تواند راه حلی ميانی باشد گرچه گروههايی نگران اند که بيشتر تقش تاريکخانه ای را بازی کند که گنجی به دليل افشای آن به زندان افتاد.

روزهای گنجی

2 ارديبشهت 1379 احضار به دادگاه مطبوعات و بازداشت و زندانی شد
دی ماه 1379 به 10 سال زندان و 5 سال تبعيد محکوم شد
ارديبهشت 1380 دادگاه تجديد نظر حکم قبلی را به شش ماه حبس کاهش داد
24 تيرماه 1380 ديدان عالی کشور رای دادگاه تجديدنظر را مردود اعلام کرد و حکم او را 6 سال زندان دانست
30 ارديبهشت 1384 گنجی اعتصاب غذای خود را آغاز کرد
9 خرداد برای مداوای پزشکی به مرخصی آمد
21 خرداد مجددا به زندان بازگشت و دوباره اعتصاب غذای خود را آغاز کرد
26 تيرماه انتقال به بيمارستان

 
 
66گزارش
اکبر گنجی: "آقای خامنه ای بايد برود"
 
 
66گزارش
'گنجی اعتصاب غذای خود را نمی شکند'
 
 
66تحليل
وضعيت گنجی و دشواری های جمهوری اسلامی
 
 
66تحليل
حمايت اروپا از گنجی و افزايش فشارها بر ايران
 
 
66نگاه
اکبر گنجی: آقای خامنه ای بايد در معرض رای مردم قرار گيرد
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران