BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 17:40 گرينويچ - چهارشنبه 03 اوت 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
نشريات حوزه: از زلزله قبض و بسط تا پرتو مصباح
 

 
 
نشانه روزنامه انتخاب

پايان جنگ ايران و عراق و درگذشت آيت الله خمينی، آغاز شکوفايی مطبوعات در حوزه علميه بود.

پيش از آن، مجله‌هايی مانند حوزه يا پاسدار اسلام که در حوزه منتشر می‌شد، صبغه‌ای ايدئولوژيک و شعارزده داشت و در حال و هوای گفتار انقلابی دهه نخست جمهوری اسلامی بود.

مجلات، نوگرايی و مقتضيات زمان

سال‌های پايانی عمر آيت الله خمينی، روحانيان جوان در برابر پرسش‌هايی قرار گرفتند درباره رابطه فقه با واقعيت‌های جامعه يا آن‌چه بنيان‌گذار جمهوری اسلامی – با صدور فتوا در حليت شطرنج و نيز احکام ثانويه - "فقه و مقتضيات زمان و مکان" ناميد.

از سوی ديگر، آيت الله خامنه‌ای، در آغاز دوره رهبری و برای تحکيم مشروعيت حوزوی خود به بدنه سنتی اين نهاد کهن اميد چندانی نمی‌توانست داشته باشد و، بيشتر، دل به نسل جوان حوزه بسته بود. از اين رو، با حمايت معنوی و مالی از نهادهای حکومتی مانند دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، روحانيان نسل نو را به ترويج انديشه‌های نو در فقه و کلام اسلامی تشويق کرد.

سال‌های نخستين دهه‌ هفتاد، آغاز رويش موسسه‌ها و نهادهای تحقيقاتی در قم است که بيشتر آن‌ها با جلب بودجه‌های حکومتی و با شعار نوگرايی دينی تأسيس شدند و اغلب نيز کار خود را با انتشار مجله همراه کردند.

زلزله قبض و بسط

در سال‌های پايانی دهه شصت و آغازين دهه هفتاد، جريان روشنفکری دينی به رهبری عبدالکريم سروش، حوزه علميه را دچار لرزشی بنيادی کرد. نظريه "قبض و بسط تئوريک شريعت يا تکامل معرفت دينی" که نخست در مجله کيهان فرهنگی چاپ شد، بسياری از روحانيان را در مخمصه‌ای نظری انداخت.

از آن‌جا که در نظريه بسط و قبض تئوريک شريعت، نه تنها منظومه معرفتی فقه سنتی که ولايت فقيه نيز به پرسش گرفته می‌شد، دو گروه روحانيان سنت‌گرا و روحانيان وابسته به حکومت در برابر آن صف کشيدند. اين خود انگيزه نيرومند ديگری بود برای انتشار مجله‌های بيشتر در حوزه، در ستيز با نشريه‌های روشن‌فکران دينی يا لاييک.

نقد و نظر حوزه

در سال‌های اول دهه هفتاد، گروهی از روحانيان نوگرا، در رقابت با مجله کيان – ارگان روشنفکری دينی - فصل‌نامه نقد و نظر را پی‌ريزی کردند. نقد و نظر با بودجه دفتر تبليغات اسلامی، وابسته به آيت الله خامنه‌ای، اداره می‌شد. اين مجله، با شتاب، راهی متفاوت از خواسته بنيادگذاران اوليه‌اش پيمود و کانونی برای طرح انديشه‌هايی شد که گاه در مجله کيان نيز – به دليل حساسيت‌های سياسی – مجال انتشار نمی‌يافت.

در حالی که در آن هنگام، موسسه آموزشی – پژوهشی امام خمينی، وابسته به آيت الله محمدتقی مصباح يزدی و از منتقدان تندرو عبدالکريم سروش، مجله معرفت را منتشر می‌کرد و شمار ديگری مجلات نيز با رويکردی همانند منتشر می‌شدند، مجله نقد و نظر بيش از ديگر همز‌ادان خود با استقبال محافل دانشگاهی و بيرون حوزه روبه‌رو شد.

بخش عمده‌ای از درون‌مايه اين مجله، ترجمه متون غربی در فلسفه دين، فلسفه سياست و فلسفه اخلاق بود. شماری از استادان لاييک انديشه سياسی در ايران نيز از نويسندگان اين مجله بودند. پس از دوم خرداد سال هفتاد و شش، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی، در مقاله‌ای در نشريه عصر ما، مجله نقد و نظر را تلويحاً به ترويج کفر و بی‌دينی متهم کرد.

قبسات نوانديشان

مجله نقد و نظر به نماد نوانديشی دينی در حوزه علميه بدل شد و درست به همين دليل مخالفت‌های فراوانی را از جانب محافل وابسته به حکومت يا سنتی برانگيخت. گرچه کسانی چون علی اکبر صادقی رشاد، با تأسيس پژوهش‌گاه فرهنگ و انديشه اسلامی در تهران و راه‌اندازی مجله قبسات، با بودجه مستقيم آيت الله خامنه‌ای، کوشيدند تا در پرچمداری نوانديشی حوزوی گوی سبقت را از نقد و نظر بربايند، چندان کامياب نشدند.

دليل عمده آن وابستگی فکری آن‌ها به حکومت بود؛ در حالی که نويسندگان نقد و نظر، هيچ تعلق خاطری به باورهای ايدئولوژيک حکومت نداشتند و اين بی‌باوری را در نوشته‌های خود عيان می‌کردند.

حوزه علميه، در نيمه نخست دهه هفتاد، ده‌ها مجله عمومی و تخصصی در زمينه فقه، کلام، فلسفه و سياست منتشر می‌کرد که بسياری از آن‌ها هنوز هم منتشر می‌شود. در آن هنگام تنها دفتر تبليغات اسلامی، نزديک بيست مجله در زمينه‌های گوناگون از جمله زنان و کودکان به بازار می‌فرستاد.

پس از دوم خرداد سال هفتاد و شش و رياست جمهوری محمد خاتمی و رونق مطبوعات در ايران، شماری از گردانندگان دفتر تبليغات اسلامی، به فکر انتشار روزنامه افتادند.

فراز و نشيب انتخاب

طاها هاشمی و محمد مهدی فقيهی، سرانجام با دشواری‌های فراوان و جلب رضايت آيت الله خامنه‌ای، روزنامه انتخاب را در تهران به راه انداختند. نيت اصلی گردانندگان دفتر تبليغات و تصور آيت الله خامنه‌ای در آغاز اين بود که روزنامه انتخاب ارگان حوزه علميه قم خواهد شد. اما جدا از مدير مسئول و سردبير اين روزنامه که روحانی بودند، هيأت تحريريه آن از روزنامه‌نگاران حرفه‌ای تشکيل شده بود که يک‌سره بيگانه با حوزه به نظر می‌آمدند.

پس از انتشار چند پيش‌شماره در بهمن سال هفتاد و هفت، به دستور آيت الله خامنه‌ای، انتشار انتخاب متوقف شد، چون از نگاه وی، انتخاب روزنامه‌ای در شأن حوزه علميه نبود. سرانجام، مديران روزنامه به وی اطمينان دادند که روزنامه انتخاب، ارگان حوزه علميه نخواهد بود، ولی به نشر انديشه‌های آيت الله خمينی و مبانی جمهوری اسلامی خواهد پرداخت.

روزنامه انتخاب، در محافل مطبوعاتی کشور به روزنامه محافظه‌کاران ميانه‌رو شناخته شد؛ اما زير فشار نيروهای بنيادگرای حوزه علميه و نيز مطبوعات تندرو محافظه‌کار، اندک اندک، کارگزاران اوليه خود را از دست داد و سرانجام در سال هشتاد و سه، اين تنها روزنامه برآمده از حوزه علميه، تعطيل شد.

روزنامه نگاران روحانی

اما شکوفايی مطبوعات منتقد حکومت در هشت سال رياست جمهوری محمد خاتمی، عرصه تازه‌ای برای اظهار نظر بسياری از روحانيان نوگرا گشود و آن‌ها را به روزنامه‌نگاری ترغيب کرد.

برخی از آن‌ها مانند حجت الاسلام جواد اکبرين، نويسنده روزنامه نشاط و عصر آزادگان، به دليل نوشته‌هايش در اين دو روزنامه، به حکم دادگاه ويژه روحانيت بازداشت شدند.

نقد روحانيان نوگرا از اظهارنظرهای فقهی و اسلامی محافظه‌کاران، تهديدی جدی برای آن‌ها به شمار می‌رفت و بعدها يکی از اتهامات روزنامه‌ها و مستندات توقيف آن‌ها شد.

حرفه ای های حوزه

در هشت سال گذشته، مطبوعات حوزه، از نظر حرفه‌ای به پايه مطبوعات حرفه‌ای کشور رسيدند؛ از جمله مجله آينه پژوهش که در گرته‌برداری از مجله نشر دانش پديدآمد، و گرچه هيچ‌گاه در اعتبار و آوازه علمی به پای آن نرسيد، از نظر حرفه‌ای مقام شايسته‌ای يافت.

همچنين نثر فارسی و آيين ويرايش از راه تاکيدها و سبک نگارش و ويرايش مجلاتی مانند آينه پژوهش در حوزه‌‌ها اهميت پيدا کرد و الگوی خطابه و وعظ برای مقاله‌نويسیِ، کم‌قدر شد.

در سال‌های اخير و با تغيير و تحولات گسترده مديريتی در دفتر تبليغات اسلامی و ديگر نهادهای حکومتی، نشريه‌های حوزه چالاکی و شادابی خود را در بازتاب انديشه‌های نو از دست دادند. دفتر تبليغات اسلامی، مديران ديگری بر نقد و نظر گمارد و آن را به نشريه‌ای مدافع انديشه‌های ولايت فقيه بدل کرد و نطفه نوانديشی در بسياری مجله‌های ديگر نيز فرومرد.

پرتو مصباح

هراس حکومت از شکل‌گيری جبهه‌ای نوگرا در حوزه علميه، بسياری از روحانيانِ جوان و نوانديش را يا به همکاری با حکومت واداشت يا به کناره‌گيری و يا به ترک حوزه علميه قم.

با توقيف يک‌باره و يک‌کاره مطبوعات، سرکوب فعالان دانشجويی و سياسی و نيز امنيتی‌تر شدن فضای حوزه علميه، دليری و همت لازم برای تشکيل کانون‌های مطبوعاتی رنگ باخت. با اين همه، از کميت مطبوعات حوزه کاسته نشد. حتا با افزايش بودجه موسسه‌ها و بنيادهای وابسته به حکومت، شمار مجله‌ها نيز افزوده شد.

در سال‌های پايانی دهه هفتاد هفته‌نامه پرتو، وابسته به آيت الله مصباح يزدی و نيز نشرياتی چون فيضيه، نماد مطبوعات سياسی حوزه بودند که البته تنها ديدگاه بنيادگرايان تندرو و مخالف اصلاحات را بازمی‌تاباندند.

سرانجام آن‌که روحانيان در جمهوری اسلامی به قدرت سياسی دست يافتند، اما حوزه علميه هيچ‌گاه نتوانست نشريه‌ای علمی و نظری در انديشه سياسی پديدآورد که نماينده طرز فکر روحانيان يا نشان‌دهنده تنوع ديدگاه آنان درباره سياست و دين باشد.

 
 
مطالب مرتبط
 
 
سايت های مرتبط
 
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران