BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 16:20 گرينويچ - جمعه 04 نوامبر 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
26 سال پس از اشغال سفارت آمريکا، گروگان کيست؟
 

 
 
تظاهرات ضدآمريکايی در تهران
26 سال پيش، در سيزدهم آبان ماه سال 1358، سفارت آمريکا به تصرف گروهی درآمد که با نام دانشجويان پيرو خط امام از انقلاب اسلامی به رهبری آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی دفاع می کردند.

در جريان تصرف سفارت آمريکا، 52 کارمند و ديپلمات حاضر در اين سفارتخانه، به گروگان گرفته شدند. اين حادثه از همان هنگام و در متن التهابات جامعه ايران، دستمايه ای مناسب را در اختيار برخی گروه ها قرار داد که از آن برای به دست گرفتن قدرت و تثبيت موقعيت خود در حاکميت بهره بگيرند.

اشغال سفارت آمريکا، اگرچه به گفته عاملانش، اقدامی از پيش طراحی شده نبود، اما به هر حال، پيامدهايی دامنه دار و دراز مدت در عرصه های سياست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی برجای گذاشت.

برخی از منتقدان سياست های جمهوری اسلامی بر اين باورند که در مقابل يک گروگانگيری 444 روزه، اکنون بيش از دو دهه است که منافع ملی ايران گروگان مشی و روشی است که در سيزدهم آبان ماه سال 1358، در پی اقدامی که گفته شده از پيش طراحی نشده بود، آغاز شد

سقوط دولت موقت و قدرت گيری جناح چپگرای جمهوری اسلامی و تبديل آمريکا به اصلی ترين دشمن انقلاب اسلامی، تاثييری تعيين کننده بر رويدادهايی گذاشتند که در دو دهه گذشته، سيمای درونی و چهره جهانی جمهوری اسلامی را رقم زدند.

دانشجويان پيرو خط امام، برخلاف طيف سنتی روحانيون که طيف راست جمهوری اسلامی را تشکيل می داند، عمدتا قرائتی چپگرايانه از انقلاب اسلامی داشتند و در دشمنی با آمريکا، به گروه ها و احزاب مارکسيستی نزديک بودند که آن زمان هنوز امکان حضوری علنی در جامعه داشتند.

دفاع جريان های عمده مارکسيستی، نظير حزب توده و سازمان فداييان خلق، اکثريت، از اقدام دانشجويان پيرو خط امام، نشانه ای روشن از اين نزديکی و همسويی دست کم در يک مورد تعيين کننده، يعنی نحوه مواجهه با آمريکا بود، حتی ديگر گروه های مارکسيستی منتقد و يا مخالف جمهوری اسلامی نيز، اشغال سفارت آمريکا را به طور صريح يا تلويحی تاييد کردند.

با اين همه، جناح چپگرای جمهوری اسلامی که همزمان نگران قدرت گيری جريان های غير مذهبی، به ويژه گروه های مارکسيستی بود، کوشيد با استفاده از اصطلاحاتی نظير استکبار جهانی به جای امپرياليسم، بر تمايز خود و شعارهايش از جهت گيری های مشابه تاکيد کند.

به نظر می رسد که تاکيد پيوسته آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی و بخشی از پرقدرت ترين نهادهای حاکميت بر دشمنی با آمريکا، ابزاری کارآمد برای حل و فصل مسايل درون حاکميتی، برخورد با منتقدان و مخالفان، تهييج و بسيج هواداران، حفظ و افزايش مشروعيت و تحقق و تثبيت نظام دلخواه بوده است

در مقابل، جناح راستگرای جمهوری اسلامی به رغم مخالفت اوليه با اشغال سفارت، به ويژه پس از آشکار شدن پيامدهای داخلی آن در منازعه جاری بر سر قدرت و حمايت صريح آيت الله خمينی از اقدام دانشجويان، به مخالفت ها و انتقادهای خود پايان داد.

اگرچه تا زمان درگذشت آيت الله خمينی، اين جناح چپگرا بود که خود را وارث تمام عيار اشغال سفارت آمريکا می دانست و آن را گرامی می داشت، اما پس از درگذشت وی، جناح محافظه کار چنين وظيفه ای را بر عهده گرفت.

در حقيقت، در فاصله يک دهه، آمريکا به تابوی اصلی جمهوری اسلامی و ملاک و معياری تغيير ناپذير در تعيين رويکردها و جهت گيری ها در حوزه سياست خارجی بدل شده بود. چنين امری، در عين حال، پيامدهای ناگزيری نيز در عرصه سياست داخلی و معادلات سياسی درون قدرت داشت.

همزمان با فاصله گيری چپگرايان پيشين و اصلاح طلبان بعدی از شعارهای قبلی خود،طيف مقابل، دشمنی با آمريکا را در مرکز سياست ها وديدگاه های خويش قرار داد و از آن، حتی برای مهار کسانی بهره برد که خود حادثه اشغال سفارت را آفريده بودند.

از يک زاويه و با توجه به تحولات و رخدادها، به نظر می رسد که تاکيد پيوسته آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی و بخشی از پرقدرت ترين نهادهای حاکميت بر دشمنی با آمريکا، ابزاری کارآمد برای حل و فصل مسايل درون حاکميتی، برخورد با منتقدان و مخالفان، تهييج و بسيج هواداران، حفظ و افزايش مشروعيت و تحقق و تثبيت نظام دلخواه بوده است.

همزمان با فاصله گيری چپگرايان پيشين و اصلاح طلبان بعدی از شعارهای قبلی خود،طيف مقابل، دشمنی با آمريکا را در مرکز سياست ها وديدگاه های خويش قرار داد و از آن، حتی برای مهار کسانی بهره برد که خود حادثه اشغال سفارت را آفريده بودند

تبعات چنين وضعيتی، در عين حال تنها محدود به حوزه های داخلی و درون حاکميتی نمانده و به طور تعيين کننده ای جايگاه و موقعيت ايران در منطقه و جهان را تعريف کرده است.

در بيش از دو دهه ای که از اشغال سفارت آمريکا و قطع روابط دپيلماتيک دو کشور می گذرد، هر رويداد قابل توجه و مرتبط با منافع ملی ايران، به شکلی متاثر از ميزان دشمنی جمهوری اسلامی و آمريکا بوده است.

پرونده فعاليت های اتمی، بحث حقوق بشر، اصلاحات، منازعات مرزی، تروريسم، روند صلح خاورميانه، حضور در سازمان تجارت جهانی، دسترسی به تکنولوژی نوين، تحريم اقتصادی و سرمايه گذاری در صنعت نفت، تنها مواردی از فهرست بلندبالايی هستند که مستقيم و غير مستقيم در پيوند با بحث رابطه ايران و آمريکا است.

در جهان معاصر، اين تنها ايران نبوده که سياست هايش را در دشمنی با آمريکا تعريف کرده، اما بسياری از اين کشورها، حتی کشوری مانند ويتنام که نماد مبارزه با آمريکا در تاريخ معاصر محسوب می شود، برای تغيير وضعيت، تامين منافع ملی خود و کاستن از هزينه های رابطه ای خصمانه، کوشيده اند مناسباتشان را با آمريکا بهبود بخشند.

از چنين منظری است که برخی از منتقدان سياست های جمهوری اسلامی بر اين باورند که در مقابل يک گروگانگيری 444 روزه، اکنون بيش از دو دهه است که منافع ملی ايران گروگان مشی و روشی است که در سيزدهم آبان ماه سال 1358، در پی اقدامی که گفته شده از پيش طراحی نشده بود، آغاز شد.

 
 
مطالب مرتبط
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران