BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 11:46 گرينويچ - جمعه 31 مارس 2006
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
حمله آمريکا به ايران: زنگ خطر يا طبل غازی؟
 
Photo by Paul Ashby

روز پنجشنبه ۳۰ مارس، نشستی در مرکز تحقيقاتی 'چتم هاوس' (Chatham House) در لندن برگزار شد با عنوان "اقدام نظامی آمريکا عليه ايران: هياهو يا احتمال جدی؟"

موسسه 'چتم هاوس' يکی از مراکز اصلی تحقيقی در امور بين الملل و مسايل امنيتی در بريتانيا به شمار می رود که در قالب سلسله جلساتی به موضوع های مهم جهانی می پردازد.

سخنرانان جلسه روز پنجشنبه عبارت بودند از: پاتريک کلاسون از موسسه مطالعات خاور نزديک در واشنگتن؛ تيموتی گارتن اش استاد دانشگاه آکسفورد؛ ناصر هاديان استاد علوم سياسی دانشگاه تهران؛ و مری ريدل روزنامه نگار بريتانيايی و ستون نويس آبزرور.

در آغاز برنامه جان سيمپسون، دبير مسايل جهانی بی بی سی، به عنوان مجری، ابتدا شرح مختصری از مناقشه هسته ای ايران و پيشينه آن ارايه کرد.

وی ايران را کشوری بسيار پيچيده معرفی کرد که به گمان او دنيای غرب و رسانه ها درک درستی از واقعيات آن ندارند و به عنوان نمونه پرسيد: "کدام کشور در اين منطقه از جهان سراغ داريد که در آن تعداد دانشجويان دختر از پسر بيشتر باشد؟"

آقای سيمپسون سپس با اعلام اينکه هدف از جلسه، ارزيابی درست يا نادرست بودن فعاليت هسته ای ايران نيست، موضوع بحث را بررسی احتمال مداخله نظامی آمريکا در ايران دانست و گفت: "در واقع آنچه می خواهيم بدانيم دو چيز است. اول اينکه آيا قصد ايران دستيابی به سلاح هسته ای است؟ و ديگر آنکه آيا آمريکا در صورت نزديک شدن ايران به چنين مقصودی به راه حل نظامی متوسل خواهد شد؟"

در زير خلاصه ای از ديدگاه های هر يک از سخنرانان شرکت کننده را در ارتباط با موضوع جلسه می خوانيد:

پاتريک کلاسون

پاتريک کلاسون - Photo by Paul Ashby
 اقدام پيشدستانه تنها زمانی رخ می دهد که در سوی ديگر عامل 'برانگيزاننده' وجود داشته باشد؛ و اين درست همان کاری است که محمود احمدی نژاد انجام می دهد.
 
پاتريک کلاسون

در پاسخ به سوال اول شما بايد بگويم ما اهميتی نمی دهيم (که ايران قصدش دستيابی به سلاح هسته ای است يا خير). دستيابی ايران به چرخه سوخت هسته ای به هيچ وجه قابل قبول نيست.

مسئله اين است که قوانين بين المللی بر اساس 'حقوق' و 'وظايف' تعريف می شوند. ايران می خواهد از 'حقوق' برخوردار باشد، اما بدون گردن نهادن به 'وظايف'. امضا کنندگان پيمان منع گسترش سلاح های هسته ای در ازای بهره مند شدن از دانش هسته ای متعهد می شوند که در قبال برنامه های خود شفاف باشند. ايران ۱۸ سال فعاليت های اتمی خود را پنهان نگاه داشته، به زبان ديگر به 'وظيفه' خود عمل نکرده و بنابراين نمی تواند از آنچه 'حق' خود می داند برخوردار باشد.

سياست آمريکا بر مبنای اطلاعات اين کشور تنظيم می شود. با وجود اينکه آمار نشان می دهد ايران بر روی کاغذ تا يک سال ديگر می تواند به دانش ساخت بمب اتمی دست پيدا کند، باور دولت جورج بوش بر اين است که دستگاه سياسی ايران نيز ترجيح می دهد اين کار را با سرعت کمتری انجام دهد.

مقام های آمريکايی معتقدند که مناقشه هسته ای ايران در مسير خوبی پيش می رود. شايد دو سال پيش هيچکس باور نمی کرد پرونده ايران به شورای امنيت برود.

جورج بوش تاکنون تمايل به حفظ هماهنگی با طرف های اروپايی داشته و از همه اقدام های آنها حمايت کرده است، اما نبايد از خاطر برد که ديپلماسی بايد با فشار و حتی در صورت لزوم زور همراه باشد.

در مورد نيروی نظامی بايد بگويم که آمريکا در همين لحظه نيز در حال استفاده از نيروی نظامی خود اما به شکل دفاعی در منطقه است. از همکاری با کشورهای ديگر در برنامه های ضد بالستيک تا بهره گيری از اطلاعاتی که ماموران مخفی ارسال می کنند در اين راستا صورت می گيرد.

اقدام پيشدستانه تنها زمانی رخ می دهد که در سوی ديگر عامل 'برانگيزاننده' وجود داشته باشد؛ و اين درست همان کاری است که محمود احمدی نژاد انجام می دهد.

در صورت تصميم به مداخله نظامی، محتمل ترين روش حمله هوايی است، اما نه فقط به تاسيسات هسته ای؛ چرا که ايران مقابله به مثل خواهد کرد و اگر قصد مداخله باشد، بايد به گونه ای انجام شود که طرف مقابل امکان تلافی نداشته باشد.

صحبت از تغيير رژيم هم اگر چه وجود دارد و گزينه مقبولی است، اما بايد ديد در راستای آن چه کارهايی می شود کرد. تا کنون ايالات متحده برای راديو صدای آمريکا، گسترش وب سايت های فارسی زبان و همچنين به منظور کمک به گروه های مدافع حقوق بشر و طرفدار دموکراسی بودجه ای تخصيص داده است. اما اينکه اينگونه برنامه ها تا چه حد نتيجه خواهند داد، نکته ای غير قابل پيش بينی است.

تيموتی گارتن اش

تيموتی گارتن اش - Photo by Paul Ashby
 در قبال ايران بايد سياستی در پيش گرفت که ساعت هسته ای را تا حد ممکن کند کند و در عوض به حرکت عقربه های ساعت دموکراسی سرعت ببخشد.
 
تيموتی گارتن اش

با توجه به عنوان اين جلسه بايد گفت که حمله آمريکا به ايران هم هياهوی بيهوده است و هم امکانی قابل تصور.

نکته ای که بايد به آن اضافه کرد طرح همين پرسش در مورد اسراييل است که در اين مورد توانايی انجام آن توسط اين کشور جای ترديد دارد.

آنچه گاه مرا به تعجب وا می دارد موضع دولت بوش است که از قضا اين بار به نسبت آنچه از اين دستگاه انتظار می رود بسيار آرام تر است. شايد يک دليل آن را بتوان در اين دانست که بوش دوره رياست جمهوری بعدی در انتظار خود نمی بيند و اشخاصی چون سناتور مک کين از جمهوريخواهان و هيلاری کلينتون از دموکرات ها بيشتر بر حل سريع مناقشه هسته ای ايران پافشاری می کنند، چرا که امتداد اين مشکل می تواند به دوران رياست جمهوری احتمالی آنها برسد.

ارزيابی های مختلف و قابل اعتنا زمان لازم برای دستيابی ايران به سلاح هسته ای را پنج سال برآورد می کنند، و اين عدد را در تمام مباحث بايد در خاطر داشت. پنج سال فرصت برای ديپلماسی غربی.

با وجود پيچيدگی های سياسی و اختلاف هايی که در ايران وجود دارد، يک نکته به نظر واضح می رسد و آن اجماع بر سر ادامه فعاليت های هسته ای است. آنچه در آن اجماع وجود ندارد گام آخر و رسيدن از دانش صلح آميز هسته ای به توليد سلاح است.

می توان برای ايران اين الگو را تصور کرد که يک ساعت هسته ای وجود دارد و يک ساعت دموکراسی و سياست کنونی واشنگتن اثر مطلوب را بر هيچيک از اين دو ندارد.

بايد سياستی در پيش گرفت که ساعت هسته ای را تا حد ممکن کند کند و در عوض به حرکت عقربه های ساعت دموکراسی سرعت ببخشد. هر اقدامی که تنها به ساعت هسته ای معطوف باشد، از جمله تحريم، به تشکيل جبهه ای واحد در طرف ديگر می انجامد و در چنين شرايطی ساعت دموکراسی نيز از کار خواهد افتاد.

راه حلی که می توان در اين شرايط پيشنهاد کرد گسترش ارتباط به طور سازنده با ايران است، چرا که تغيير از روش مسالمت آميز و تنها در درون خود کشور می تواند رخ دهد، اگر چه اقدام های از بيرون نيز می تواند کمک رسان باشد. شايد يکی از مهم ترين قدم ها، پيشنهادهايی باشد که ايران را به همکاری تشويق کند. مشکل اروپا در اين ميان اين است که چنين پيشنهادی و در واقع چنين امتيازهای معناداری تنها از سوی آمريکا ممکن است.

ناصر هاديان

ناصر هاديان - Photo by Paul Ashby
 ممکن است ايالات متحده جنگی را (عليه ايران) آغاز کند، اما بدون شک پايان دادن به آن دست آمريکا نخواهد بود.
 
ناصر هاديان

در حال حاضر چهار نوع نگاه به برنامه های هسته ای ايران در داخل اين کشور وجود دارد.

يک گروه بر اين باورند که اساسا دانش هسته ای - چه صلح آميز چه غير آن - با توجه به هزينه ها و خطرات احتمالی آن، مطلوب نيست. اين گروه طرفداران چندانی ندارد.

گروه دوم دانش و انرژی هسته ای را لازم می دانند، اما با هرگونه حرکت به سمت سلاح هسته ای مخالفند. اين نگرش هواداران زيادی دارد.

گروه سوم بر اين باورند که علاوه بر بهره برداری از انرژی هسته ای، بايد دانش توليد بمب را نيز بدست آورد بدون آنکه خود سلاح توليد شود. اين نگاه نيز طرفداران زيادی دارد با اين استدلال که آنچه در حمله های شيميايی به ايران رخ داد نبايد تکرار شوند و می گويند در چنين موقعيت هايی نمی توان به جامعه بين الملل اتکا کرد. با اين حال هواداران اين نوع نگاه، توليد بمب را بيشتر از آنکه بازدارنده بدانند، برای ايران خطر آفرين می بينند، چرا که:

- موجب مسابقه تسليحاتی در منطقه می شود و کشورهای ديگر مانند عربستان سعودی يا ترکيه نيز به دنبال سلاح خواهند رفت که اين به ضرر همه تمام می شود؛

- برتری نظامی موجود نيز به محض دستيابی به سلاح هسته ای از بين می رود.

- کشورهای حاشيه خليج فارس نيز ممکن است به دليل احساس خطر بيش از پيش به دنبال ائتلاف های دراز مدت با قدرت های بزرگ جهانی بروند.

با چنين استدلال هايی گروه سوم می گويند بايد به دانش توليد سلاح هسته ای رسيد اما به سمت توليد سلاح نرفت.

اما گروه چهارم خواستار بيرون آمدن از پيمان منع گسترش سلاح های هسته ای و تمرکز بر توليد بمب اتمی هستند. اين دسته، بازرسان و ناظران بين المللی را جاسوس می دانند و می گويند پس از کسب اطلاعات لازم توسط اين مامورين، به ايران حمله خواهد شد. هواداران اين نگرش نيز بسيار کم شمارند و کره شمالی را به عنوان نمونه ای موفق در اين روش نام می برند.

نگرش اول و چهارم در سياست حال حاضر ايران جای چندانی ندارد، اما هر گونه اقدام قهری مانند تحريم يا مداخله نظامی مدافعين اين نوع نگاه را بيشتر و قدرتمندتر می کند.

در مورد مداخله نظامی آمريکا می توان گفت که به احتمال بسيار زياد رخ نخواهد داد.

آنچه روشن است اينکه ايران نيز در تقويت سيستم دفاعی خود و ايجاد آمادگی برای چنين رخدادی بيکار ننشسته است. از سوی ديگر نفوذ ايران در مناطقی چون عراق، افغانستان، لبنان و خليج فارس نيز می تواند عاملی بازدارنده باشد.

به بيان ديگر ممکن است ايالات متحده چنين جنگی را آغاز کند، اما بدون شک پايان دادن به آن دست آمريکا نخواهد بود.

بايد اميدوار بود که هر دو طرف از آزمودن اراده طرف ديگر پرهيز کنند.

مری ريدل

مری ريدل - Photo by Paul Ashby
 فضای حاکم بر مناقشه هسته ای ايران شباهت های درخور توجهی با روزها و ماه های پيش از حمله به عراق دارد.
 
مری ريدل

آنچه من به عنوان يک روزنامه نگار و با دانشی کمتر نسبت به ايران در مقايسه با سخنرانان ديگر می توانم بگويم اين است که برای مردم عادی، دست کم هنوز، موضوع حمله به ايران بيشتر هياهو است تا احتمالی جدی.

با نگاهی به فضای کنونی جامعه بريتانيا - به عنوان نمونه - می توان ديد که مسايل متعدد ديگری ذهن مردم را به خود مشغول کرده و مناقشه هسته ای ايران هنوز در مرحله ای است که در مسايل روزمره مردم اولويت بسياری پايينی دارد.

اما از سوی ديگر در حالی که دو سال پيش جک استرا در مصاحبه ای با خود من، حمله به ايران را غيرقابل تصور می دانست، امروز کسانی همچون جان بولتون هستند که از مداخله نظامی به عنوان احتمالی درخور اعتنا سخن می گويند.

درک موقعيت ايران و تلاش اين کشور برای مبدل شدن به يک قدرت منطقه ای شايد چندان هم دشوار نباشد. اما نکته جالب اينجاست که سياست های آمريکا نيز نتيجه دلخواه برای اين کشور به همراه نداشته، به ويژه در عراق که سرنگونی صدام و به قدرت رسيدن شيعيان بيش از همه با منافع ايران همسو شده است.

علاوه بر اين به قدرت رسيدن حماس در انتخابات پارلمانی فلسطينيان نيز مشکلات آمريکا در خاورميانه را بيشتر کرده و شايد به نوعی باز به سود ايران شده است.

به رغم همه اين عوامل که می توانند احتمال مداخله نظامی در ايران را کاهش دهند و با وجود اينکه منطق و عقل حمله آمريکا را رد می کند، اما شواهد و قراينی برای نگرانی هم وجود دارد.

از نگاه بسياری، به ويژه کسانی که در رسانه های خبری کار می کنند، فضای حاکم بر مناقشه هسته ای ايران شباهت های درخور توجهی با روزها و ماه های پيش از حمله به عراق دارد.

خارج کردن پرونده از نهادی چون آژانس بين المللی انرژی اتمی و درگير کردن شورای امنيت در نمونه عراق نيز پيش درآمد اقدام های بعدی بود. از سوی ديگر، پوشش رسانه ای از رييس جمهور ايران و خطراتی که به دليل وجود وی در قدرت، صلح و امنيت منطقه و جهان را تهديد می کند، به ياد آورنده برخوردی است که با صدام حسين می شد و صحبت هايی که پيرامون نيات او برای استفاده از سلاح های کشتار جمعی مطرح بود.

مورد تشابه ديگر تاکيدی است که بر مردم و به ويژه جوانان، در کشور مورد بحث می شود و در دوران صدام هم می شد. به اين معنی که آنها از حقوق مدنی و آزادی برخوردار نيستند و تصويری ارايه می شد که در صورت حمله به عراق اين جمعيت تحت ستم با گلهای سرخ به استقبال نيروهای رهايی بخش می روند، اما واقعيت چيز ديگری بود.

نکته آخری که شايد بتوان به آن اشاره کرد، باور جورج بوش و تونی بلر به درست بودن تصميم هايی است که می گيرند و حتی اينکه امروز هم عراق را برای خود موفقيتی می دانند و من فکر نمی کنم اين تنها برای مصرف مردم و حرکت سياسی باشد، بلکه آنها به اين موضوع باور دارند و در مورد ايران نيز همين امر می تواند مصداق داشته باشد.



Photos by Paul Ashby
 
 
اتمپرونده اتمی ايران
مجموعه ای از خبر، گزارش و تحليل درباره مناقشه هسته ای ايران
 
 
سيمپسونجوانب يک بحران
مناقشه هسته ای ايران به کجا می انجامد؟
 
 
ايران و آژانس بين المللی انرژی اتمیبر نردبان بحران
ايران و پرونده هسته ایش تا کجا خواهند رفت؟
 
 
علی لاريجانیبحران هسته ای
وضعيت مبهم؛ از طرح روسيه تا تصميم شورای حکام
 
 
.نگاه به شرق
ناکامی يک سياست؛ ايران همچون برگی در دست بازيگران ديگر؟
 
 
مطالب مرتبط
سايت های مرتبط
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران