BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 18:45 گرينويچ - پنج شنبه 27 آوريل 2006
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
ايران و برنامه اتمی: تهديدی واقعی يا تصويری اغراق شده؟
 

 
 
بيش از هفتصد نفر سه شنبه، 25 آوريل، در سالن بزرگ 'انجمن سلطنتی جغرافيا' در لندن گردآمدند تا در جلسه بحثی پيرامون مناقشه هسته ای ايران شرکت کنند. جلسه ای که به ابتکار روزنامه تايمز و موسسه 'ضريب هوشی به توان دو' (Intetlligence²) برگزار شد تا به يک پرسش اساسی بپردازد.

ذره بين

آيا خطر اتمی ايران واقعی است؟ يا تا حد بسيار زيادی اغراق شده است؟

هر يک از حاضرين به هنگام ورود نظر خود را در مورد سوال بالا اعلام می کند: موافق، مخالف، يا بدون نظر. نتيجه را در ميان جلسه اعلام می کنند: 253 نفر خطر ايران را اغراق شده می دانند، 268 نفر تصوير را واقعی و ايران را تهديدی جدی ارزيابی می کنند، و 214 نفر اظهار بی اطلاعی می کنند.

آرای شرکت کنندگان بسيار نزديک به هم است؛ هر چند که در آغاز جلسه اکثريت نسبی با کسانی است که تهديد را جدی می دانند. رای گيری ديگری در پايان جلسه برگزار خواهد شد تا اثر بحث های انجام شده در طول دو ساعت بر نظر شرکت کنندگان روشن شود.

برای پيش بردن بحث از شش متخصص ايرانی و غير ايرانی دعوت شده تا در مورد مناقشه هسته ای ايران صحبت کنند؛ سه نفر موافق و سه نفر مخالف.

 مشکل اساسی بيشتر از آنکه فعاليت های هسته ای ايران باشد، رابطه اين کشور با آمريکا است
 
مارتين وولکات، روزنامه نگار، گاردين

'اغراق آميز است'

موافقين بر اين باورند که علی رغم وجود مشکلات بسيار در رابطه با ايران و نقدهای جدی به سياست های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی، تصويری که از برنامه های هسته ای اين کشور به عنوان تهديدی برای امنيت جهانی ارايه می شود، با واقعيات موجود همخوانی ندارد و تصويری شديدا اغراق آميز است.

سه نفری که از اين موضع صحبت می کنند عبارتند از: دکتر علی انصاری، استاد تاريخ معاصر ايران از دانشگاه سنت اندروز، ايرج باقرزاده، موسس شرکت انتشاراتی آی بی تاوريس (IB Tauris) که ناشر پيشرو در مطالعات ايرانی به شمار می رود، و آقای مارتين وولکات، خبرنگار پرسابقه روزنامه گاردين و دبير سابق سرويس خارجی اين نشريه بريتانيايی.

 در چهل سال گذشته، هيچيک از امضا کنندگان ان پی تی به تسليحات اتمی دست پيدا نکرده اند
 
پاتريک کلاسون، موسسه مطالعات خاور نزديک واشنگتن

'خطر واقعی است'

در سوی ديگر، مخالفين بر اين باورند که به دليل ماهيت ايدئولوژيک، ساختار پيچيده و ناشفاف، و رفتار غير قابل پيش بينی نظام جمهوری اسلامی، برنامه های هسته ای ايران را بايد تهديدی جدی به شمار آورد. اين دسته شاهد مدعای خويش را پنهانکاری 18 ساله ايران دانسته و خبر دستيابی اين کشور به چرخه سوخت هسته ای و صحبت های تهديد آميز آقای احمدی نژاد را زنگ خطری برای جامعه جهانی می دانند.

سه نماينده اين موضع در جلسه بحث عبارتند از: دکتر پاتريک کلاسون، معاون تحقيقات در موسسه مطالعات خاور نزديک در واشنگتن، دکتر مهرداد خوانساری، مشاور ارشد تحقيقات در مرکز مطالعات ايرانی و عربی در لندن و نماينده ايران در سازمان ملل در دوران پهلوی، و آقای روئی گيلاد، از مقام های ارشد سفارت اسراييل در لندن.

پس از سخنرانی کوتاه هر يک از اين شش نفر، و پرسش و پاسخ، دوباره رای گيری می شود تا حاضرين در سالن برگه های 'موافق'، 'مخالف' را که از پيش دريافت کرده اند به صندوق بياندازند.

نظرسنجی از حاضران
شروع جلسه
اغراق است: 4/34 درصد
واقعی است: 5/36 درصد
نمی دانم: 1/29 درصد
پايان جلسه
اغراق است: 1/51 درصد
واقعی است: 7/38 درصد
نمی دانم: 2/10 درصد

نظرسنجی و شکل دهی افکار عمومی

نتيجه رای گيری در مقايسه با نظرهای اعلام شده در ابتدای جلسه بسيار جالب توجه است: 293 نفر تهديد را واقعی می دانند، 387 نفر خطر ايران را اغراق شده ارزيابی می کنند، و 77 نفر همچنان بدون نظر باقی می مانند. (بايد توجه داشت که تعداد کل شرکت کنندگان در اين دو رای گيری متفاوت بود.)

در حقيقت بخش بسيار بزرگی از کسانی که در آغاز جلسه اظهار بی اطلاعی کرده بودند، پس از شنيدن صحبت های هر دو طرف و انجام پرسش و پاسخ، به گروه کسانی پيوسته اند که خطر اتمی ايران برای امنيت جهان را 'اغراق شده' می دانند.

مجری جلسه نتيجه بحث را به نفع گروه سه نفره موافقين 'اغراق' - دکتر انصاری، آقای باقرزاده، و مارتين وولکات - اعلام می کند.

اکثريت هفتصد نفری که در سالن 'انجمن سلطنتی جغرافيا'، واقع در غرب لندن، حاضرند رای به 'اغراق آميز' بودن تصوير خطر ايران داده اند؛ دستکم در پايان اين جلسه.

تعداد زياد آرای 'نمی دانم' در آغاز جلسه و افزايش چشمگير موافقان تنها پس از دو ساعت بحث و گفتگو، اگر چه آنطور که آقای انصاری می گويد نشانی از 'سرراست' بودن استدلال 'موافقين' است؛ اما در عين حال بيانگر اين واقعيت است که شکل دادن و تغيير افکار عمومی کاری است شدنی، و بنا بر تجربه اين جلسه، نه چندان دشوار.

گوشه هایي از صحبت های هر يک از سخنرانان، به همان ترتيب سخنرانی در جلسه، در زير آمده است:



ايرج باقرزاده

نگاهی به ساختار سياسی و قانون اساسی جمهوری اسلامی نشان می دهد که احمدی نژاد تنها يکی از بخش های قدرت در ايران است و ياد کردن از او به عنوان تهديد صلح و امنيت، خالی از اغراق نيست.

 درسی که مردم ايران از تاريخ معاصر خود گرفته اند اين است که اگر ضعيف باشی، کلاهت پس معرکه است. و اين درسی بود که بار ديگر از حمله به عراق آموخته شد: که به تو حمله می کنند، چون 'نداری'، نه چون 'داری'
 
ايرج باقرزاده

از سوی ديگر در همين موضع گيری های آقای احمدی نژاد نيز بايد بين 'حرف' و 'عمل' تفاوت قايل شد، و من فکر می کنم اين موضعگيری ها بيشتر واکنش های دفاعی و جدال لفظی است که در هر دو طرف مناقشه می بينيم.

من بر اين باورم که اگر هم پس از سه يا پنج يا ده سال ايران به سلاح هسته ای برسد، ميزان و قدرت آن به هيچ وجه در حدی نخواهد بود که فکر حمله به سر سياستمردان جمهوری اسلامی خطور کند. آنها هم می دانند که هر گونه اقدام به حمله به مثابه خودکشی سياسی خواهد بود.

ممکن است برخی بگويند که در جدال ايدئولوژيک اين اتفاق می تواند بيافتد، يا اينگونه استدلال کنند که فرهنگ شهادت طلبی در جمهوری اسلامی جايی برای چنين محاسبات نمی گذارد. در پاسخ به اينها بايد بگويم که حاکمين ايران به ارزش شهادت باور دارد؛ اما نه برای خود، برای بقيه مردم.

از منظر يک ايرانی، تاريخ اين کشور در سه قرن گذشته پر از ناکامی، شکست و در کنار اينها حضور دائم قدرت خارجی است. از وضع آشوبناک قرن هجدهم گرفته تا مداخله های گسترده بريتانيا و روسيه در قرن نوزدهم و اضافه شدن آمريکا به اين معادلات در قرن بيستم.

 موضع ايران در تمام سال های پس از انقلاب اسلامی تا به امروز، موضعی 'دفاعی' بوده است. حتی رفتارهايی چون هجوم به سفارت آمريکا يا شعارهايی که عليه غرب داده می شود بخشی از اين مکانيزم دفاعی است
 
ايرج باقرزاده

درسی که مردم ايران از اين همه گرفته اند، چيست؟ به زبان ساده اينکه اگر ضعيف باشی، کلاهت پس معرکه است. و اين درسی بود که بار ديگر از حمله به عراق آموخته شد: که به تو حمله می کنند، چون 'نداری'، نه چون 'داری'.

کافی است اين را کنار واقعيات ژئوپوليتيک موجود در منطقه بگذاريد: حضور نظامی آمريکا تقريبا در تمام کشورهای همسايه ايران، قدرت هسته ای پاکستان و اسراييل، و صحبت های تغيير رژيم. حال به همه اينها تصويب بودجه 75 ميليون دلاری در آمريکا برای حمايت از جنبش ها و گروه های منتقد به دولت ايران را اضافه کنيد تا نگرانی های امنيتی جمهوری اسلامی آشکار شود.

در جمع بندی اين همه می توان گفت که موضع ايران در تمام سال های پس از انقلاب اسلامی تا به امروز، موضعی 'دفاعی' بوده. حتی رفتارهايی چون هجوم به سفارت آمريکا يا شعارهايی که عليه غرب داده می شود بخشی از اين مکانيزم دفاعی است.


مهرداد خوانساری

مهرداد خوانساری

نگاهی به ماهيت نظام جمهوری اسلامی و درک ايدئولوژی پايه ای حکومت آن، که بر مبنای 'اسلامگرايی مبارزه جو' بنا شده، ما را به اين نتيجه می رساند که نبايد تهديد ايران را دستکم گرفت.

من برای دفاع از اين موضع، به شش دليل اشاره می کنم:

  • وجود يک حکومت دينی در ايران با دسترسی به منابع سرشار
  • مخالفت فلسفی با مدرنيسم و ايجاد مانع برای تغيير به اين سمت
  • بی ارزش دانستن هنجارها و الگو های پذيرفته شده جهانی
  • تلاش بسيار برای حفظ بقا و تضمين موجوديت نظام
  • تفاوت بارز بين قرائت حکومت ايران از دين اسلام و قرائت ديگر جريان های ميانه رو اسلامی
  • رفتار مغاير با حقوق بشر با شهروندان ايرانی

اگر به گفته های رييس جمهور ايران توجه شود، دليل جدی بودن خطر ايران واضح خواهد بود. نگاه آخرالزمانی آقای احمدی نژاد که برگرفته از باور شيعيان به ظهور امام غايب است، زنگ خطر ديگری است که نبايد از آن به سادگی گذشت.

چند دهه پيش، مردم جزيره بريتانيا خطر سوسيال ناسيوناليسم را دستکم گرفتند و نتايج فاجعه بار آن را در جنگ جهانی دوم ديدند. اينبار هم می توان تحت عنوان پرهيز از 'واکنش زياده از حد' دست روی دست گذاشت و کاری نکرد، اما عواقب آن روشن نيست.


علی انصاری

علی انصاری

به اعتقاد من موضوع تهديد ايران برای صلح و امنيت جهانی بسيار اغراق شده و ثابت کردن اين موضوع هم کار چندان مشکلی نيست.

مدتی پيش دونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريکا، جمله ای گفت که تا حد خوبی روشنگر نگاهی است که در حال حاضر به فعاليت های هسته ای ايران وجود دارد. او گفته بود: "وجود نداشتن دلايل، دليل وجود نداشتن نيست."

اين جمله اگر چه در مورد سلاح های کشتار جمعی عراق و دلايل حمله به آن کشور گفته شده، اما توصيف روشنی است از آنچه در مورد پرونده هسته ای ايران نيز در حال رخ دادن است.

به دليل همين نوع نگاه و همين رويکرد است که، به باور من، واقعيات کمرنگ می شوند و اسير خيالپردازی می شويم.

 با اينگونه اغراق در مسائل، اساسا مشکل اصلی گم می شود. مشکل ايران و مردم ايران تقليل می يابد به سياست داخلی آمريکا و مجادله حزب دموکرات و حزب جمهوريخواه
 
علی انصاری

اين نگاه حتی ريشه در پيش از انقلاب اسلامی در ايران دارد. در سال 1976 رمان موفقی در آمريکا منتشر شد که موضوع آن فرمانروای ديوانه ای در خاورميانه و تلاش وی برای ايجاد يک امپراتوری در اين منطقه از جهان بود.

در اين داستان که اشاره آن به شاه پيشين ايران بود، فرمانروا می خواست به چاه های عربستان سعودی حمله اتمی کند و سپس با نيروی زمينی، عراق و منابع نفت آن را به چنگ بياورد تا قدرت بلامنازع در اين بخش جهان باشد.

بسياری از آنچه امروز در مورد بحران اتمی ايران نوشته می شود، گويی نسخه ضعيفی از آن رمان بسيار موفق است. اين اختلاط واقعيت و خيال چيزی است که خطرناک است و جای انتقاد دارد.

من نمی گويم که ايران مسئله ای نيست و نبايد به آن پرداخت؛ نمی گويم که مشکلات در ايران و در هماهنگی ايران با جهان وجود ندارد؛ اما اغراق چيزی از بار اين مشکلات نمی کاهد.

نکته مهم اينجاست که اگر محمود احمدی نژاد تهديد است، بيشتر برای مردم کشور خودش تهديد است تا برای جهان. با اينگونه اغراق در مسائل، اساسا مشکل اصلی گم می شود. مشکل ايران و مردم ايران تقليل می يابد به سياست داخلی آمريکا و مجادله حزب دموکرات و حزب جمهوريخواه.


پاتريک کلاسون

پاترک کلاسون

نکته ای که در هياهوی رويارويی ايران و آمريکا گم می شود، نقش اروپاست. اساسا بيشتر آنچه تا کنون در باب مناقشه هسته ای ايران گفته شده و انجام شده، از جانب اروپايی ها بوده، نه ايالات متحده.

ايران اگر هم خطری برای صلح و امنيت جهان است، که هست، اين خطر بيشتر برای اروپايی هاست؛ برای آن مدل و آرمانی که سياستمداران اروپايی در ذهن دارند، يعنی جهانی با حکمرانی قوانين بين المللی.

در جدی بودن خطر ايران همين بس که مقام ارشدی چون حسن روحانی، سرپرست پيشين مذاکرات هسته ای اين کشور، می گويد پس از دستيابی به چرخه کامل سوخت هسته ای می توان به راحتی به دانش ساخت بمب نيز رسيد. به خاطر داشته باشيد که ايران به اعلام خود چرخه سوخت هسته ای را تکميل کرده است.

 ايران 18 سال در برنامه های خود پنهانکاری کرده و تعهدات خود را ناديده گرفته، پس طبيعی است که ديگر از حقوق مندرج در ان پی تی برخوردار نباشد
 
پاتريک کلاسون

نکته مهم ديگری که در بسياری موارد ناديده گرفته می شود ماهيت تعاملی ان پی تی (پيمان منع گسترش سلاح های هسته ای) است. به اين معنا که کشورهای امضا کننده اين پيمان بين المللی از حقوقی برخوردار می شوند، اما تنها در ازای پذيرفتن برخی وظايف.

در حقيقت اين حقوق که ايرانی ها هم بسيار از آن سخن می گويند، مشروط به انجام وظايف و پايبندی به تعهداتی است که در همان پيمان بين المللی از آن ياد شده و يکی از مهم ترين و اساسی ترين آنها شفافيت در برنامه های هسته ای است.

از سوی ديگر بنا به گزارش آژانس بين المللی انرژی اتمی، ايران 18 سال در برنامه های خود پنهانکاری کرده و در واقع تعهدات خود را ناديده گرفته است. پس طبيعی است که ديگر از حقوق مندرج در ان پی تی برخوردار نباشد.

در چهل سال گذشته، هيچيک از امضا کنندگان ان پی تی به تسليحات اتمی دست پيدا نکرده و رسيدن ايران به دانش ساخت بمب خطری بسيار جدی است، دستکم به اين دليل که کشور های ديگر را نيز به اين مسير تشويق می کند و به احتمال فراوان در منطقه خاورميانه مسابقه تسليحاتی به راه خواهد انداخت.


مارتين وولکات

به خاطر داشته باشيم که اين رويارويی کشورها و تقابل انسانهاست که جنگ به راه می اندازد، نه وجود اسلحه ها و بمب ها.

 ايران خطری است نه برای جهان، بلکه برای نفوذ بيش از حد آمريکا در منطقه خاورميانه. اما به باور من کمرنگ شدن نفوذ، واقعيتی است که آمريکا و بريتانيا و ذهنيتی که عادت به قدرت ورزی در جهان دارد، بايد با آن کنار بيايد
 
مارتين وولکات

به نظر من مشکل اساسی بيشتر از آنکه فعاليت های هسته ای ايران باشد، رابطه اين کشور با آمريکا است. بايد ديد که چرا اين ارتباط تا اين حد تيره و تار است؛ و سؤال اساسی تر اينکه آيا وضعيت اين ارتباط واقعا همينقدر بد است؟

از نگاه من تغييراتی در سطح جهان و به ويژه در منطقه خاورميانه رخ داده و در حال رخ دادن است که نتيجه آن کاهش نفوذ آمريکا، افزايش اثر گذاری کشورهايی چون چين، هند، و روسيه، و پيدايش قدرت های منطقه ای تازه ای مانند ايران است.

اما پرسش اينجاست که با چنين تغييراتی که بخشی از تاريخ هستند، چگونه بايد برخورد کرد. آنطور که من موقعيت کنونی را می بينم، ايران و نظام جمهوری اسلامی بيش از هر چيز می خواهند به عنوان يک حکومت و يک بازيگر مهم منطقه ای به رسميت شناخته شوند و امنيت کشورشان تضمين شود.

به بيان ديگر ايران خطری است نه برای جهان، بلکه برای نفوذ بيش از حد آمريکا در منطقه خاورميانه. اما به باور من کمرنگ شدن نفوذ، واقعيتی است که آمريکا و بريتانيا و ذهنيتی که عادت به قدرت ورزی در جهان دارد، بايد با آن کنار بيايد.

اين نکته را سالها قبل در دوران جنگ سرد، رييس ناسا به خوبی بيان کرده بود. وی گفته بود در معادلات جهانی قدرت های تازه ای پيدا می شوند؛ تغييراتی رخ می دهد که بايد با خونسردی با آن برخورد کرد نه با جنگ طلبی؛ به خطر افتادن موقعيت خود را به خطر جهانی تعبير نکنيد.


روئی گيلاد

من صحبت دوستانی را که خطر ايران برای امنيت و صلح در جهان را 'اغراق شده' می دانند با دقت گوش کردم، و بايد بگويم که به عنوان يک اسراييلی قانع نشدم.

 بايد بگويم که اسراييل طرفدار مداخله نظامی يا حمله به ايران نيست و راه درست برخورد با مناقشه هسته ای را ديپلماسی می داند
 
روئی گيلاد

حکومت ايران پس از انقلاب اسلامی همواره از گروه های مسلح و عملياتی که در نقاط مختلف انجام می دهند حمايت کرده؛ حزب الله لبنان در واقع ساخته دست جمهوری اسلامی است و همينطور جهاد اسلامی که همين چند روز پيش هم در بمبگذاری انتحاری جان تعداد زيادی آدم بی گناه را گرفت.

به باور من ايران با هر گونه راه حل مسالمت آميز بين اسراييلی ها و فلسطينيان مخالف است، و اين مخالفت دو دليل اصلی دارد: اول اينکه هر چه خشونت در خاورميانه بيشتر و وضعيت صلح بحرانی تر باشد، توجه به ايران و برنامه هسته ای اين کشور خواه ناخواه کمتر می شود. دليل دوم اينکه ايران پس از انقلاب اسلامی اساسا با وجود کشور اسراييل در اين بخش جهان و در ميان جوامع مسلمان مخالف است.

بنابراين با نگاهی به عملکرد حکومت ايران در سه دهه گذشته می توان به روشنی ديد که اين کشور و برنامه هسته ایش خطری جدی برای امنيت و صلح در جهان است.

با اين حال بايد بگويم که اسراييل طرفدار مداخله نظامی يا حمله به ايران نيست و راه درست برخورد با مناقشه هسته ای را ديپلماسی می داند. اما در اين راه مهم است که جهان يکصدا، متحد و هوشيار باشد تا بتوان به نتيجه دلخواه رسيد.


 
 
دختری در حال عبور از جلوی نقاشی ديواری ضد آمريکايی در تهرانکليد گمشده
در جستجوی راهکاری برای مذاکره ايران و آمريکا
 
 
محمود احمدی نژادرسانه
احمدی‌نژاد در تلاش برای اصلاح چهره رسانه ای خود
 
 
پرچم ايران و انفجار'هياهو يا احتمال جدی'
خطر اقدام نظامی آمريکا عليه ايران تا چه حد جدی است؟
 
 
اتمیگزارش
'ایران دست کم سه سال تا تولید سلاح اتمی فاصله دارد'
 
 
سايت های مرتبط
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران