BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 12:35 گرينويچ - دوشنبه 08 مه 2006
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
ايرانيان ناراضی در آلمان به ايران باز نمی گردند. چرا؟
 

 
 
نکاتی که به عنوان عامل نارضايتی کرارا از سوی بسياری از ايرانی ها عنوان می شود، رفتار سرد آلمانی ها و عدم آمادگی آنها برای پذيرش خارجيان در جمع خود است

'من اگر قرار باشد يکبار ديگر به مهاجرت بيايم، به هر جايی ممکن است بروم غير از آلمان. ديگر ذله شدم، هوايش هميشه بارانی و گرفته است و حسرت يک آفتاب را به دل آدم می گذارد. مردمش هيچ رابطه ای با آدم برقرار نمی کنند. همه شان ضد خارجی هستند. قوانينشان سخت است. اگر صد سال هم اينجا بمانی بازهم خارجی حساب می شوی. هيچ چيزی در اينجا نيست که دل آدم را خوش کند...'

در يک مرکز فرهنگی، در زير آفتاب کمرنگی که تا چند دقيقه ديگر ابرهای سياه آن را از همه دريغ می دارد، گروه های مختلف آلمانی و خارجی در کنار هم چای و آبجو می نوشند.

زنی آلمانی و زنی ايرانی در فضايی صميمی گفتگو می کنند. وقتی از زن ايرانی علت آمدن و ماندنش در اينجا را می پرسم در جواب می گويد: "من برای آمدن به آلمان تصميم نگرفتم. برای من مهم بيرون آمدن از ايران بود. ده سال قبل يک قاچاقچی مرا به اينجا رساند. اوايل دلم می خواست به آمريکا يا کانادا بروم ولی حالا از ماندنم در آلمان راضی هستم. در اينجا احساس امنيت می کنم. به عنوان يک زن، حق و حقوقی دارم. از نظم آلمانی ها خوشم می آيد و توانسته ام در ميان آنها دوستان خوبی پيدا کنم."

بسياری از ايرانی های آلمان ترجيح می دادند به آمريکا مهاجرت کرده بودند.

 ما بدون اينکه خودمان متوجه باشيم عوض شده بوديم. سالها زندگی دور از اقوام ما را به سکوت و زندگی آرام عادت داده بود. بعد همه آنچه ما در ابتدا از آن لذت می برديم به مشکل تبديل شد. دخالت خانواده ها و اطرافيان و فشارهای اجتماعی عرصه را به ما تنگ کرد. جوری که فکر کرديم تا ويزای اقامت خود را از دست نداده ايم، بازگرديم
 
مهران و فرانک، زوج ايرانی در آلمان

زن آلمانی، که مددکار اجتماعی است و صحبتمان به حرمت او به زبان آلمانی انجام می شود، از اين اشتياق متعجب است: "من فکر می کنم ما چوب گذشته مان را می خوريم. هنوز در مورد ما يک پيش داوری وجود دارد. رفتار ما را نشان خصلت فرهنگی ما نمی دانند بلکه دليلی برای ضديت ما با خارجی ها قلمداد می کنند. بطور مثال من در ميان ايرانی ها، که به دليل شغلم زياد با آنها سر و کار پيدا کرده ام، می بينم ميل عجيبی به رفتن به آمريکا دارند. به نوعی آنجا را تحسين می کنند. در حاليکه در آمريکا وقتی يک خارجی وارد می شود، کاری به کارش ندارند و اين معنايش اين است که امکاناتی هم در اختيارش نمی گذارند. ولی بعد از مدتی همه خارجی ها سرود ملی آمريکا را از حفظ هستند و خودشان را آمريکايی می دانند. در حاليکه در آلمان با وجود همه فشارها و صرفه جويی ها هنوز هم يک سيستم تامين اجتماعی وجود دارد که خارجی ها از آن استفاده می کنند و در عين حال بسياری از آنها به آلمانی ها ناسزا می گويند."

نارضايتی بسياری ايرانی ها از زندگی در آلمان در سطوح مختلف خود را نشان می دهد؛ چه آنهايی که سالهای طولانی است در آلمان زندگی می کنند و به نوعی در جامعه جا افتاده اند و چه ايرانی هايی که مدت کوتاهی است در آلمان هستند و از نظر اقامتی وضع نامشخصی دارند.

نکاتی که به عنوان عامل نارضايتی کرارا از سوی بسياری از ايرانی ها عنوان می شود، رفتار سرد آلمانی ها و عدم آمادگی آنها برای پذيرش خارجيان در جمع خود و به قولی نداشتن حس تعلق بسياری از ايرانی ها در اين جامعه است.

تظاهرات اول ماه مه مهاجران در آمريکا
يک شهروند آلمانی: 'در آمريکا وقتی يک خارجی وارد می شود، کاری به کارش ندارند و اين معنايش اين است که امکاناتی هم در اختيارش نمی گذارند. ولی بعد از مدتی همه خارجی ها سرود ملی آمريکا را از حفظ هستند و خودشان را آمريکايی می دانند'

نارضايتی در عين حال معنايش اين نيست که اين گروه از ايرانی ها خواهان بازگشت به ايران هستند.

تفاوت فرهنگ ها

شرايط سياسی و اجتماعی ايران، با وجود نقش مهمی که دارد، تنها عاملی نيست که آنها را از بازگشت بازمی دارد. تغييرات فرهنگی که در دو طرف اتفاق افتاده، چه از سوی ايرانی های داخل ايران و چه در ميان ايرانی های مقيم خارج از کشور، آنها را در بازگشت مردد کرده است.

"مهران و فرانک "، زن و شوهری هستند که دو سال پيش، بعد از ۸ سال زندگی در آلمان، تصميم گرفتند که برای هميشه به ايران بازگردند. اما اين بازگشت فقط يکسال دوام آورد و آنها بار ديگر به آلمان آمدند.

آنها می گويند:"ما از زندگی در آلمان خسته شده بوديم. مقداری پول پس انداز کرديم و به ايران رفتيم. ماههای اول خوب بود. خانواده می توانست تنهايی را که ما در اينجا از آن رنج برده بوديم، پر کند. اما بعد از آن مشکلات شروع شد. ما بدون اينکه خودمان متوجه باشيم عوض شده بوديم. سالها زندگی دور از اقوام ما را به سکوت و زندگی آرام عادت داده بود. بعد همه آنچه ما در ابتدا از آن لذت می برديم به مشکل تبديل شد. دخالت خانواده ها و اطرافيان و فشارهای اجتماعی عرصه را به ما تنگ کرد. جوری که فکر کرديم تا ويزای اقامت خود را از دست نداده ايم، بازگرديم."

در همين حال، افزايش رفت و آمد ايرانی های مهاجر به ايران در سالهای اخير، امکان مقايسه شرايط را برای آنها فراهم کرده است.

برای خيلی از کسانی که سالهای طولانی دور از ايران هستند، ايران به تصويری تبديل می شود که چندان با واقعيت همخوانی ندارد.

 من در تمام سالهای زندگی در آلمان با اميد بازگشت به ايران سختی ها را تحمل کرده بودم و در اين سفر متوجه شدم که چقدر ايران با آنچه که در ذهنم وجود داشت، فرق دارد. من با واقعيت تلخی روبرو شدم؛ اينکه به واقع نه به اينجا تعلق دارم و نه به ايران. من تازه بعد از ۲۰سال احساس غريبی می کنم
 
پروانه، ايرانی مقيم آلمان

"پروانه"، چند ماه قبل بعد از ۲۰ سال زندگی در مهاجرت به ايران سفر کرد. او، که در تمام سالهای اقامت در اينجا در رويای بازگشت به ايران بوده است، می گويد: "باور کردنی نيست اما من وقتی از ايران بازگشتم بيمار شدم . من انگار تازه غريب شده بودم . من در تمام سالهای زندگی در آلمان با اميد بازگشت به ايران سختی ها را تحمل کرده بودم و در اين سفر متوجه شدم که چقدر ايران با آنچه که در ذهنم وجود داشت، فرق دارد. من با واقعيت تلخی روبرو شدم؛ اينکه به واقع نه به اينجا تعلق دارم و نه به ايران. من تازه بعد از ۲۰سال احساس غريبی می کنم."

دلايل ديگری برای ماندن

در ميان ايرانيانی که به تازگی به مهاجرت آمده اند و عمدتا به عنوان متقاضی و يا پناهنده در اينجا زندگی می کنند، نگرش به مهاجرت و دليل بازنگشتن کمی متفاوت است.

علاوه بر دلايل سياسی - اجتماعی، آنها تمام "پل های پشت سر خود" را خراب کرده اند. بازگشتشان به معنای آغازی زير صفر است.

"رضا"، دوسال است که در آلمان در انتظار گرفتن جواب تقاضای پناهندگی خود است. او نمی خواهد برگردد: "من در هيچ صورتی حاضر به بازگشت نيستم. زندگی در آنجا برای من يک جهنم واقعی است. من روزی صد بار ميمردم و زنده می شدم. اينجا هر چه باشد برای من از آنجا بهتر است."

شمار زيادی از زنان ايرانی می گويند حق و حقوق محدود زنان، برخوردهای اجتماعی و رفتاری که به توصيف آنها زير پا گذاشتن حرمت زن است، باعث می شود که نخواهند به ايران بازگردند.

اما حتی در ميان آنها هم، با توجه به اينکه علت آمدنشان چه بوده، ميل ماندن و يا رفتن متفاوت است.

بيشتر زنانی که به خواسته همسرشان به آلمان آمده اند، ناراضی هستند.

"بچه ها را چه کنيم؟"

عامل مهم ديگری که ايرانی ها را با وجود نارضايتی شان، به ماندن مجاب می کند، بچه ها هستند.

نظر دهيد
اگر تجربه شخصی در اين زمينه داريد با استفاده از پنجره روبرو با ما در ميان بگذاريد.

خيلی از اين بچه ها در اينجا بدنيا آمده اند و بيشتر خود را آلمانی می دانند تا ايرانی؛ در اينجا به مدرسه رفته اند و زبان فارسی را گاه تنها در حد گذران امور روزمره خود می دانند.

"اگر بچه نداشتم يکروز هم در اينجا نمی ماندم. اما آنها را نمی توانم به ايران ببرم . آنها حتی برای تعطيلات هم دلشان نمی خواهد ايران بيايند. تازه همه جوان های ايران دلشان می خواهد بيايند خارج." اين حرف درددل مشترک بسياری از ايرانی های مقيم آلمان است.

از آسمان آلمان در نيمه ماه ارديبهشت باران وتگرگ می بارد و آلمانی ها با سردی و احترام از کنار هم رد می شوند و ايرانيان ناراضی از آلمان ميان ماندن و رفتن درنگ می کنند.


نظرات شما

از نارضايتی ايرانيان در آلمان نوشته بوديد، بايد اضافه کنم که هيچ کس، جز موارد بسيار نادر، از ترک وطن و زندگی در خارج استقبال نمی کند. مردم دوست دارند که در کشور خودشان زندگی کنند. مشکلات ايرانيان در خارج صرفا به آلمان محدود نمی‌شود ، فرانسه، انگلستان و خصوصاً کشورهای شمالی اروپا برای برخی از ايرانيان "جهنم" ‌واقعی است. دفاع از زندگی در آمريکا و کانادا هم درست نيست. من خود بزرگ شده آمريکا هستم و تبعه کشور کانادا، ولی مجبور شدم، به دلايل "اجتماعی" و حرفه‌ای در فرانسه اقامت کنم. در آمريکا و کانادا با برخی مهاجران رفتاری می شود، که در بسياری از کشورهای اروپائی عملاً "غيرقانونی" به شمار می‌آيد. چرا تمامی زوايای زندگی ايرانيان در خارج از کشور را منعکس نمی‌کنيد؟ سعيد - پاريس

با سپاس از خانم کشاورز به خاطر اين گزارش جالب و چند بعدی ای که از زندگی ايرانيان در آلمان تهيه کرده اند، به عنوان کسی که هفت سال و اندی است با خانواده ام در جنوب آلمان زندگی می کنم مايلم چند نکته در ارتباط با برداشت شخصی ام از زندگی در اينجا در مقايسه با ايران، آنهم با جنوب ايران با همه حرارت زمينی و انسانی اش، را بيان کنم: ۱. از جهت راحتی و حرمت هيچ جا وطن آدم نمی شود، به شرطی که آدم در وطنش آزاد باشد و انسانيتش پاس داشته شود. برای غالب کسانی که در اينجا با آگاهی زندگی می کنند مهاجرت بديل وطن نيست، بلکه تجربه ای دشوار و از اين رو مبارزه است و بنابراين انرژی بر و طاقت فرسا. آدم بايد هر لحظه آماده از دست دادن چيزهايش باشد. به همين دليل اين تجربه در جوانی آسانتر است و هرچه بر سن آدم افزوده می شود، احساس غربت و سختی بيشتری می کند. ۲. آب و هوای اينجا گرچه در روزها و ماههای اول ورود جالب و دلنشين است، دست کم برای ما که از آفتاب سوزان و زمين تفتيده جنوب می آمديم، به تدريج آزار دهنده شده است زيرا در مجموع بيشتر ايام سال هوا سرد و نمور و تاريک است. به نظرم تاثير اين عامل جغرافيايی در خلقيات مردم آلمان را نبايد فراموش کرد. از اين نظر اشکالی بر مردم آلمان نمی توان گرفت و من به راحتی می بينم بخشی از روحيات مهاجرانی مثل ما نيز کم کم تحت تاثير اين آب و هوا به سردی گراييده است. ۳. زبان کليد مهمی در موفقيت و يا شکست در جامعه آلمانی است. زبان آلمانی به لحاظ ساختار جمله يکی از زبانهای دشوار و به شدت گرامری جهان است. من و همسرم آشکارا به همان نسبتی که در زبان آموزی و کاربرد آن موفق بوده ايم، به عبارتی توانسته ايم خودمان را خوب بيان کنيم از زندگی در اينجا راضی تر. هرگاه در زبان گير داشته ايم و آنرا مزاحم و بيگانه حس کرده ايم احساسات ناخوشايندمان از زندگی در آلمان بيشتر شده است. بسياری از ايرانيان از دل سپردن و زندگی کردن با زبان آلمانی فرار می کنند و به همين دليل حس تعلقشان به آلمان در همان حد متوقف می شود. به نظر من جستجوی دنيايی که شاه و امام و فردوسی و حافظ و سعدی و مولوی در آن بزيند با زبان آلمانی و در خاک ژرمنها کاری در حد محال است. کسانی که در اين جستجويند، زودتر از ژرمنها فاصله می گيرند و زندگی در اينجا نه تنها برايشان آزادی بخش و شادی آور نيست بلکه از زندگی در جمهوری اسلامی هم دشوارتر می نمايد. ۴. تا آنجا که با آلمانی ها برخورد داشته ام از جهت برنامه ريزی و مديريت زمان و بی تعارفی به وِيژه در امور مالی و کاری و توجه به هنجارهای اجتماعی از ما ايرانی ها بهتر و عاقلانه تر عمل می کنند. ۵. نوعی حس بيگانه ترسی و مشکوک بودن به خارجيها، اگر نخواهم به انزجار و تنفر تعبير کنم، در غالب افراد آلمانی، به ويژه در مسن ترهاشان، ديده می شود. من گاهی فکر می کنم اين احساس آلمانها بسيار شبيه احساسی است که متاسفانه در بسياری از ايرانيان داخل نسبت به مهاجران افغان وجود دارد. ۶. من در آمريکا هم زندگی کرده ام و اگر مختار باشم بين آلمان و امريکا انتخاب کنم، به عنوان فردی که به شهرنشينی و زندگی فشرده تر در جمع و در مواجهه روزانه عميقتر با مردم علاقه دارم، باز هم آلمان را انتخاب خواهم کرد. برای من زندگی در آمريکا بيشتر برای زمانی که آدم مجرد است و اهل معامله گری و دوری از گفتگوهای عميق فرهنگی ترجيح دارد. حسن - فرايبورگ

من نزديک دوسال است که در ايتاليا زندگی می کنم. راضی نيستم، با توجه به اينکه تازه ميگن نسبت به کشورهای ديگه اروپا بهتره. قانونی از خارجی ها حمايت نميکنه نژادپرستی هم ديده می شه. بيشترين مشکل ما اينجا اينه که ايرانی نيست اما هروقت هم که به ايران می روم اينقدر فشار اجتماعی و فقر و تبعيض می بينم که دلم می خواد زود برگردم وقتی هم که ميام اينجا، اينجا هم نميتونم زندگی کنم. افرا - ميلان

من ۳۰ سال پيش از ايران به بريتانيای کبير امدم و درس خواندم و بعدش هم کار وتلاش و تشکيل خانواده و پرداخت ماليات. در اين مدت هرگز به ايران نرفته ام و نخواهم رفت تا ايران دمکراسی نشود. بسيار برای انگليس احترام قائلم و اميدم اين است که کاشکی ايرانيان روزی مثل انگليسی ها خوب و زيباتر به دنيا و خود فکر کنند. من انسانيت و ادب راازاينها ميدانم و بس. من زندگيم را هم مديون امکاناتی ميدانم که اگر در ايران بودم هرگز دولت برايم غير از شعارهای تو خالی هيچ امکانی فراهم نميکرد پس چرا نبايد ممنون وسپاسگزار مردم انگليس باشم و سعی به تلافی و خدمتگذاری کنم! به وسيله کار کردن و پرداختن ماليات مثل بقيه مردم. من هنوز بعد از سی سال ايران را ميپرستم و مردمش را دوست دارم اما خودم را و زندگيم را مديون فرهنگ خوب و قوانين بی تبعيض انگليس ميدانم و آزادی فکری و اجتماعی و سياسی اينجا. کاشکی ايران عزيزهم روزی چنين شود چون از آزادی و برابری چيزی بهتر وجود ندارد. حميد - لندن

 
 

نام
شهر
نشانی الکترونيکی
تلفن*
* اختياری
اظهار نظر
 
  
اطلاعات شخصی شما تنها برای بررسی اظهارنظرتان توسط بی بی سی استفاده خواهد شد
 
غم و شادیاجتماعی
نگاهی به 'رفتار سرد' آلمانی ها
 
 
مطالب مرتبط
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران