http://www.bbcpersian.com

16:35 گرينويچ - سه شنبه 09 مه 2006

صادق صبا
تحليلگر مسائل ايران در بی بی سی

نامه احمدی نژاد به بوش: حرکت هوشمند سياسی يا اقدامی ايدئولوژيک؟

با آشکار شدن جزئيات بيشتری از نامه هجده صفحه ای محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، به جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا، مشخص شده که اين نامه هيچ فکر جديدی برای حل بحران هسته ای ايران در بر ندارد.

به نظر می رسد نامه آقای احمدی نژاد بيشتر اقدامی است ايدئولوژيک برای اثبات درستی ديدگاه های جمهوری اسلامی، تا ابتکاری جدید برای بر طرف کردن اختلافات عميق بين ايران و ايالات متحده آمريکا در وضعيت خطير کنونی.

اين نامه در واقع چيزی نيست جز محکوم کردن سياست خارجی آمريکا و وضعيت موجود درجهان.

آقای احمدی نژاد می گويد سياست های آمريکا مسئول ريخته شدن خون بی گناهان در سراسر جهان است و به خصوص حمله به عراق و حمايت آمريکا از اسرائيل را محکوم می کند.

رئيس جمهور ايران در واقع به طور کلی به پرزيدنت بوش نصيحت می کند که راه او غلط است و او بهتر است که راه انبيا را برگزيند.

تکرار تاريخ؟

اين نامه تا حدی يادآور نامه آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی، به ميخائيل گورباچف، رهبر شوروی سابق، است که در آن ضمن پيش بينی سقوط کمونيسم به آقای گورباچف پيشنهاد شده بود به اسلام گرايش پيدا کند.

آقای احمدی نژاد نيز در اين نامه هجده صفحه ای صريحا اعلام می کند که نظام دموکراسی غربی و ليبراليسم نتوانسته خواسته های بشريت را برآورده کند و شکست خورده است.

بعضی از مطبوعات محافظه کار در ايران نوشته اند که نامه رييس جمهوری ايران در ادامه سنت حضرت محمد، پيامبر اسلام، است که در زمان خود با نوشتن نامه هايی به رهبران وقت جهان و از جمله به پادشاه ايران آنان را دعوت کرد که به راه راست بيايند.

به نظر می رسد که آقای احمدی نژاد در اين نامه با رهبران آمريکا به نوعی اتمام حجت می کند و به آنان هشدار می دهد که تا وقت باقی است سياست های خود را اصلاح کنند و گرنه نابود خواهند شد.

هدف ديگر از ارسال اين نامه به رييس جمهوری پرقدرت ترين کشور دنيا رساندن اين پيام اميد بخش به مسلمانان ناراضی در سراسر جهان است که ليبراليسم شکست خورده و دوره چيرگی آمريکا و غرب به سر آمده و آلترناتيو جديدی به نام اسلام در حال زايش است.

چالش ايدئولوژی غرب

بسياری از مردم ايران اميدوار بودند که با ارسال اين نامه به پرزيدنت بوش روابط دو کشور بهبود يابد، بحران هسته ای ايران فروکش کند و خطرتحريم و جنگ کاسته شود. ولی با آشکار شدن بخش هايی از محتوای اين نامه بعيد است که هيچيک از اين آرزوها بر آورده شود و آمريکايی ها اين اقدام رييس جمهوری ايران را رد کرده اند.

درست است که پس از ارسال نامه آيت الله خمينی به گورباچف پيش بينی او تا حدی درست درآمد و کمونيسم روسی سقوط کرد. ولی آيا می توان گفت که دموکراسی غربی نيز به گفته آقای احمدی نژاد در حال افول است و ايجاد حکومت های اسلامی آينده بشريت است؟

از سوی ديگر اين پرسش نيز مطرح می شود که آقای احمدی نژاد به پشتوانه کدام توانايی اقتصادی، سياسی و حتی معنوی آمريکا و غرب را به چالش می کشد و نظام دموکراسی را شکست خورده می داند.

نکته ديگر اين است که نامه به گورباچف را آيت الله خمينی نوشت. در حاليکه نامه به جورج بوش را آقای احمدی نژاد نوشته و نه آيت الله خامنه ای. آيا اين بدان معنی است که ابتکارات مهم در سياست های جمهوری اسلامی در حال حاضر در دست رييس جمهوری است و رهبر پشت سر او حرکت می کند؟