BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 19:28 گرينويچ - چهارشنبه 02 اوت 2006 - 11 مرداد 1385
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
نگاهی به تاريخ نگاری مشروطه - قسمت دوم
 

 
 
در بخش قبلی اين نوشته کتاب هايی را که نويسنده هايشان به نوعی از نزديک در جريان وقايع مشروطه بودند، بررسی کرديم. در اين بخش به کتاب هايی می پردازيم که به وسيله مورخانی که خود شاهد انقلاب نبوده اند، نوشته شده اند.

بعد از دوره مشروطه و حتی تا پايان دوره رضاخان عملا هر کس تاريخ مشروطه می نوشت خود به نحوی در جريان وقايع مشروطه بود. بعد از يک فاصله زمانی حدودا بيست ساله و با تشکيل دانشگاه در ايران به تدريج مورخانی پا به عرصه تاريخ نگاری گذاشتند که اولا ديد آکادميک نسبت به تاريخ داشتند و ثانيا سن شان اجازه نمی داد که شخصا وقايع مشروطه را ديده باشند و خاطره ای از آن دوران داشته باشند.

بنابراين با استفاده از منابع موجود در آن زمان، که تعدادی از مهم ترين شان را در بخش قبلی اين نوشته بررسی کرديم، اقدام به نگارش تاريخ مشروطه کردند.

به همين دو دليلی که ذکر شد، تاريخ هايی که از حدود پنجاه سال قبل تا امروز نوشته شده اند، عموما تاريخ هايی تحليلی هستند و صرفا به بيان سير اتفاقات نمی پردازند. آثاری که هر کدام تئوری خاصی در مواجهه با مشروطه و توضيح آن داشته و برای سنجيدن فرضيه خود به سراغ منابع تاريخی رفته اند.

ميراث آدميت

در ميان مورخانی که به کار تحليل انقلاب مشروطه و وقايع پيش از آن پرداخته اند، بدون شک فريدون آدميت جايگاه ويژه ای دارد.

آثار آدميت چه از نظر تعداد و چه از نظر کثرت منابعی که مورد بررسی قرار گرفته اند، چشمگيرتر از آثار ديگر مورخان هستند. بسياری از منابع دست اول چاپی يا خطی مربوط به دوره مشروطه برای اولين بار در کتاب های آدميت مورد اشاره قرار گرفته اند و مورخين بعدی نيز با واسطه نوشته های او با اين منابع آشنا شده اند.

آدميت برای کاوش در انقلاب مشروطه ابتدا به سراغ ريشه های آن رفته و کتاب های متعددی در بررسی افکار ايرانيان در دوره حدودا پنجاه ساله قبل از مشروطه نوشته است. شايد مهم ترين اين کتاب ها "افکار اجتماعی و سياسی و اقتصادی در آثار منتشر نشده دوران قاجار" باشد که آدميت آن را با همکاری هما ناطق نوشته است.

او همچنين انديشه های ميرزا آقاخان کرمانی، ميرزا فتحعلی آخوندزاده و طالبوف تبريزی، سه متفکری که مشروطه خواهی ايرانيان بسيار متأثر از افکار و نوشته های آنان دانسته شده، را در سه کتاب مجزا مفصلا بررسی کرده است.
آدميت حاصل تحقيقاتش درباره دوره پيش از مشروطه و تأثير اين دوران بر مشروطه خواهی ايرانيان را به نوعی در کتاب "فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطيت" جمع بندی کرده است.

اما کتاب های مستقل او درباره مشروطه نيز عموما به انديشه های مشروطه خواهان توجه داشته و کمتر اثری از روايت وقايع در آنها می بينيم. اسامی کتاب ها نيز اين رويکرد او را تا حدودی نشان می دهند: "ايدئولوژی نهضت مشروطيت ايران"، "فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطه ايران" و "مجلس اول و بحران آزادی".

ميراث بران مارکس

در دهه پنجاه شمسی به تبع جو حاکم سياسی آن زمان، گرايشی جديد در تاريخ نگاری ايران پيدا شد؛ گرايشی که وقايع تاريخی را با تئوری های چپ و از ديدگاه طبقاتی تحليل می کرد. اين گرايش طبيعتا به سراغ مشروطه نيز رفت و به تحليل اين واقعه با نظريه های مارکسيستی پرداخت. از نمايندگان اين گرايش که به طور مشخص به سراغ مشروطه رفتند، می توان از رحيم رئيس نيا و باقر مؤمنی نام برد.

رئيس نيا کتابی دارد با نام "زمينه های اقتصادی و اجتماعی انقلاب مشروطيت ايران" که آن را با همکاری داريوش آشوری نوشته است. "حيدرخان عمواوغلی در گذر از طوفان ها" و "دو مبارز جنبش مشروطه: ستارخان و شيخ محمد خيابانی" ديگر کتاب های مهم او هستند که دومی را با همکاری عبدالحسين ناهيد نوشته است.

عبدالحسين ناهيد مستقلا نيز کتاب هايی با عنوان "زنان ايران در جنبش مشروطه" و "نقش کودکان و نوجوانان در جنبش مشروطه" نوشته است.

باقر مؤمنی نيز با کتاب های "ايران در آستانه انقلاب مشروطيت"، "مسئله ارضی و جنگ طبقاتی در ايران"، "ادبيات مشروطه"، "پنج لول روسی"، "آخرين مجاهد" و "شکل های مبارزه در جنبش مشروطيت" حضور فعالی در تاريخ نگاری دهه پنجاه داشت.

کتاب های اين دو مثل خيلی از کتاب های آن دوره در تعداد صفحات کم و بيشتر شبيه جزوه متشر می شد.

مؤمنی به انتشار کتاب های قديمی و نوشتن مقدمه و حواشی بر آنها نيز توجه ويژه ای داشت. "مقالات" آخوندزاده، "چهار تئاتر" ميرزا آقا تبريزی، "کتاب احمد" و "مسالک المحسنين" طالبوف تبريزی و يکی از چاپ های "سياحتنامه ابراهيم بيک" زين العابدين مراغه ای با مقدمه و حواشی او منتشر شدند.

با اين که کتاب های اين گروه از مورخان کتاب های تاريخ مصرف داری بودند و در دو دهه اخير مراجعات کمی به آنها صورت می گيرد، نمی توان منکر نقش و تأثيرشان در فضای پرالتهاب دهه پنجاه، چه قبل از انقلاب و چه اولين سال های بعد از انقلاب، شد.

سکوت ايرانيان

در دو دهه گذشته موج جديدی از تاريخ نگاری مشروطه آغاز شده است. به دلايلی که بررسی آنها از موضوع اين نوشته خارج است، تقريبا هيچ يک از مورخان نسل جديد مشروطه در ايران سکونت ندارند و در دانشگاه های خارج از ايران به پژوهش و تدريس مشغولند.

يکی از اين مورخان خسرو شاکری است که سال هاست در پاريس مشغول تدريس و تحقيق است. شاکری گرايش به نظريه های چپ دارد و اين گرايش در کتاب های او نيز ديده می شود. " اسناد جنبش کارگری و سوسياليستی ايران" يکی از کتاب های او است که در اولين سال بعد از پيروزی انقلاب سال ۱۹۷۹ ايران منتشر شد.

کتاب ديگر او که به تازگی به فارسی ترجمه و منتشر شده و محصول تحقيقات جديد اوست، " پيشينه های اقتصادی و اجتماعی جنبش مشروطيت و انکشاف سوسيال دمکراسی" نام دارد. شاکری از جمله مورخانی است که انقلاب مشروطه ايران را دارای گرايش های سوسيال دموکرات قوی می داند. گرايشی که به باور او به دليل غفلت سهوی يا عمدی تاريخ نگاران اصلی اين واقعه از ديد بسياری پوشيده مانده است.

ژانت آفاری ديگر مورخی است که در سال های اخير تحقيقات وسيعی درباره مشروطه انجام داده است. حاصل اصلی تحقيقات او کتاب "انقلاب مشروطه ايران" است که به فارسی نيز ترجمه شده است. آفاری انقلاب مشروطه را يک انقلاب چند فرهنگی و چند ايدئولوژی می داند که نقش سوسيال دموکرات ها و زنان در آن همان قدر پررنگ بوده که نقش روحانيان و تجار.

خانم آفاری تحقيقات جداگانه ای درباره نقش زنان در جنبش مشروطه نيز انجام داده است. نقشی که به عقيده او از ديد همه مورخان مشروطه پوشيده مانده است.

يکی ديگر از کتاب هايی که در چند سال اخير درباره مشروطه منتشر شد و مورد توجه قرار گرفت، "مشروطه ايرانی" نوشته ماشاءالله آجودانی بود. آجودانی که از حدود بيست سال پيش در لندن سکوت دارد، در "مشروطه ايرانی" از مشروطه خواهان ايران انتقاد کرده و آنها را متهم کرده که درک درستی از مفاهيم سياست مدرن نداشتند و همين مسئله را دليل شکست اين جنبش دانسته است.

هزار راه نرفته

صد سال از امضای فرمان مشروطيت می گذرد و هنوز زوايای بسياری از آن نامکشوف مانده است. هر سال که می گذرد پژوهشگری سند تازه ای می يابد و يا بر اساس اسناد پيشين تحليل جديدی از وقايع آن دوران ارائه می دهد. اما هنوز چه در زمينه وقايع نگاری و چه در زمينه تحليل تاريخی کارهای زيادی برای انجام دادن هست.

در ده سال اخير تاريخ نگاری های محلی مشروطه نيز رشد قابل توجهی کرده اند. بعد از آن که هميشه تهران و تبريز و تا حدی گيلان و قزوين و اصفهان قطب مشروطه دانسته می شدند، مورخان محلی بخش های ديگر ايران نيز به فکر يافتن و انتشار اسنادی از مشروطه خواهی پيشينيانشان افتاده اند و اين تلاش محصول هايی نيز داشته است. محصول هايی که قطعا به همه جانبه تر و کامل تر شدن تصوير موجود از آن دوره مهم تاريخی کمک خواهند کرد.

 
 
ايرج افشار کتابشناسی مشروطه
گفتگو با ايرج افشار، مورخ و پژوهشگر
 
 
شخصيت های مشروطه نام ها و چهره ها
شرح حال برخی شخصيت های مشروطه
 
 
حبل المتين دغدغه وطن
روزنامه های فارسی برونمرزی و جنبش مشروطیت
 
 
احمد کسروی احمد کسروی
تاريخ نگاری که به قتل رسيد
 
 
محمد سالار کسرائی بستر نا آماده
شروطيت در گفتگو با محمد سالار کسرايی
 
 
مطالب مرتبط
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران