http://www.bbcpersian.com

بهمن دارالشفايی

نگاهی به تاريخ نگاری مشروطه - قسمت اول

برای ثبت و تحليل اتفاقاتی که حدود صد سال پيش در ايران افتاد و نام انقلاب مشروطه گرفت نوشته های زيادی به تحرير درآمده است. از مقالات روزنامه ها و متن خطابه های مشروطه خواهان گرفته تا کتاب های مفصلی که برای وقايع نگاری مشروطه و تحليل آن از زوايای مختلف نوشته شده اند. ثبت کل اين مکتوبات فضايی به اندازه يک کتاب نياز دارد که البته تلاش هايی برای تدوين کتاب شناسی انقلاب مشروطه ايران صورت گرفته است.

اما قصد ما در اين مقاله آن است که نگاهی کلی به آنچه بر تاريخ نگاری مشروطه گذشته بيندازيم و همراه آن توضيحات مختصری درباره بعضی از مهم ترين کتابها ارائه کنيم. اين نکته را بايد ذکر کرد که اين مقاله تنها شامل کتابهای مربوط به انقلاب مشروطه است. مقالات، نامه ها و جرايد مرتبط با مشروطه (اگر در يک کتاب مستقل تدوين نشده باشند) از اين بررسی خارج هستند. نکته ديگر اينکه برای دسته بندی کتابهای پرشمار موجود شيوه های متفاوتی را ميتوان در پيش گرفت. ما کتابها را بر اساس روال تاريخی نوشته شدن و انتشارشان دسته بندی کرده ايم.

در اين نوشته کتابهای مشروطه به سه گروه اصلی تقسيم شده اند: گروه اول کتابهايی که در زمان وقوع وقايع انقلاب و به صورت همزمان برای ثبت اين وقايع نوشته شده اند. گروه دوم کتابهايی که به وسيله کسانی که در زمان مشروطه حضور داشته اند نوشته شده اند ولی تاريخ نگارش اين کتابها نه همزمان با وقايع انقلاب که چندين سال –و يا حتی چند دهه- بعدتر بوده است. گروه سوم نيز کتابهايی هستند که نويسندگان آنها در زمان مشروطه حضور نداشته اند و در واقع مورخانی هستند که بيشتر با هدف تحليل انقلاب اقدام به نوشتن کتاب کرده اند. کتاب هايی که بعضی از آنها در چند سال گذشته نوشته و منتشر شده اند.

تاريخ بيداری

در ميان کتابهايی که در خود دوره مشروطه به دست يکی از کسانی که از نزديک شاهد وقايع انقلاب بوده اند نوشته شده، "تاريخ بيداری ايرانيان" نوشته محمد ناظم الاسلام کرمانی از بقيه شناخته شده تر است.

ناظم الاسلام عضو انجمن مخفی ای بود که حدود دو سال قبل از انقلاب مشروطه ايجاد شده و به نوعی کميته انقلاب به حساب می آمد. ناظم الاسلام دوست صميمی پسر سيد محمد طباطبايی يکی از روحانيون اصلی مشروطه خواه نيز بود و حضورش در بيت طباطبايی و عضويتش در کميته انقلاب، او را در مرکز وقايع مشروطه –حداقل در تهران- قرار می داد.

ناظم الاسلام از ذی الحجه ۱۳۲۲ (بهمن ۱۲۸۳) يعنی يک سال قبل از صدور فرمان مشروطه شروع به نوشتن يادداشت های روزانه کرد و اين کار را تا چندين سال بعد و در طول يکی از مهمترين دوره های تاريخی ايران ادامه داد.

او از اواخر سال ۱۲۸۸ يعنی چند ماه بعد از فتح تهران و آغاز مشروطه دوم، اقدام به انتشار يادداشت هايش کرد. ناظم الاسلام ابتدا هر هفته قسمتی از يادداشت هايش را به صورت پاورقی در روزنامه کوکب که خود مدير و ناشرش بود، منتشر می کرد. چند سال بعد مجموعه اين يادداشت ها با نظارت خود ناظم الاسلام و در قالب کتاب "تاريخ بيداری ايرانيان" منتشر شد.

با توجه به تاريخ آغاز چاپ اين يادداشت ها در روزنامه کوکب، تاريخ بيداری تنها شامل يادداشت های ناظم الاسلام قبل از مشروطه دوم، يعنی وقايع حد فاصل بهمن ۱۲۸۳ و مرداد ۱۲۸۸ (ذی الحجه ۱۳۲۲ و رجب ۱۳۲۷) است.

همچنين با توجه به سکونت ناظم الاسلام در تهران، بيشتر حجم کتاب او نيز به وقايع تهران اختصاص دارد. گرچه به وقايع شهرهای ديگر بخصوص تبريز نيز اشارات مفصلی شده است.

نکته ديگر اينکه از آنجا که "تاريخ بيداری ايرانيان" در همان زمان وقوع اتفاق ها و به تدريج نوشته شده، بسياری از جزئيات روابط بيت طباطبايی با بيت سيد عبدالله بهبهانی ديگر روحانی مهم مشروطه در آن آمده است. بسياری از مورخان "تاريخ بيداری ايرانيان" را يکی از بهترين آثار سالهای نخست نهضت مشروطه دانسته اند.

کتاب ديگری که آن هم در دوره انقلاب ولی اين بار نه در تهران که در قطب ديگر مشروطه يعنی تبريز نوشته شده، "تاريخ انقلاب آذربايجان و بلوای تبريز" است. محمد باقر ويجويه نويسنده "بلوای تبريز" در زمان محاصره تبريز و درگيری های قبل و بعد از آن در تبريز بوده و جزو مشروطه خواهان تبريزی به حساب می آمده است.

کتاب ويجويه شرح محاصره ده ماهه تبريز (در سال ۱۲۸۸ شمسی) و مبارزات ستارخان و باقرخان با نيروهای استبداد است. او در جای جای کتاب با کشيدن نقاشی هايی از صحنه های درگيری يا محلات مختلف شهر به قلم خود سعی در کاملتر کردن کتاب خود داشته است.

شايد غير از اين دو کتاب اثر مهم ديگری نتوان يافت که در خود دوره مشروطه و بدست مشروطه خواهان نوشته شده باشد. البته لوايح شيخ فضل الله نوری هم از جمله مکتوباتی است که در همان دوره مشروطه نوشته و منتشر شده، اما نه در تأييد انقلاب بلکه کاملا در رد آن.

شيخ فضل الله در دوره ای از مشروطه اول که در مسجد عبدالعظيم بست نشسته بود، مقالاتی عليه مشروطه می نوشت و با عنوان لوايح آقا شيخ فضل الله در تهران توزيع می کرد. مجموعه اين لوايح بعدا در قالب يک کتاب چاپ شد.

بيشتر مشروطه خواهان در دوره انقلاب اقدام به منتشر کردن خاطراتشان نکردند. اما بعضی از آنها سال ها بعد روايت هايی از تاريخ مشروطه به دست دادند که تبديل به منابع تاريخی معتبر و مهمی شدند.

از نگاه ديگران

دسته ديگری از نوشته هايی که در طول دوره مشروطه و درباره آن نوشته شده اند کتاب هايی هستند که خارجی های مقيم ايران نوشته اند. يک دسته از اين آثار، مجموعه گزارش های ديپلمات های خارجی مقيم ايران به وزارت خارجه های متبوعشان است. "کتاب آبی" وزارت خارجه انگليس و "کتاب نارنجی" وزارت خارجه روسيه تزاری مشهورترين اين کتابها هستند.

اما دسته ديگری از اين آثار را خارجی هايی نوشته اند که در بعضی از موارد موافقت چندانی هم با سياست های دولت هايشان نداشته اند. "انقلاب ايران" نوشته ادوارد براون و "اختناق ايران" نوشته مورگان شوستر مهمترين اين کتاب ها هستند.

ادوارد براون شرق‌شناس مشهور بريتانيايی سهم بسيار زيادی در شناساندن ايران به دنيای انگليسی زبان و به خصوص بريتانيا در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم داشت. کتابهايی که او در آن سالها درباره ايران نوشت هنوز هم منابع اصلی شناخت تاريخ معاصر ايران هستند.

براون سفرهای زيادی به ايران کرده و با مسائل ايران کاملا آشنا بود و در طول سال های اول مشروطه هم چند بار به ايران آمده بود. او همچنين بر نظرات محافل سياسی بريتانيا و حتی پارلمان اين کشور درباره ايران تأثيرگذار بود.

براون کتاب "انقلاب ايران" را در سال ۱۹۱۰ (۱۲۸۹ شمسی) و در بحبوحه انقلاب مشروطه منتشر کرد و بنابراين اين کتاب همه وقايع انقلاب تا پايان مشروطه (در سال ۱۹۱۱) را دربر ندارد. اين کتاب که برای خواننده غير ايرانی نوشته شده، برای معرفی ريشه های مشروطه در ايران و روشن کردن فضای سياسی کشور از سيد جمال الدين اسدآبادی شروع می کند.

چند فصل اول کتاب به بررسی انديشه های سيد جمال، قيام تنباکو و کشته شدن ناصرالدين شاه اختصاص دارد. بعد از آن وارد دوره پادشاهی مظفرالدين شاه و وقايع مشروطه اول می شود. پيمان ۱۹۰۷ بين روسيه و انگليس، بمباران مجلس، محاصره تبريز، فتح تهران و نهايتا تأسيس مجلس دوم موضوعات فصول بعدی کتاب هستند.

اما کتاب چون در ميانه ماجراهای مشروطه نوشته شده، در همين جا تمام می شود و وقايع مشروطه دوم و مسائلی که منجر به اولتيماتوم روسيه و خاتمه يافتن انقلاب مشروطه در ايران شد را دربرندارد. ترجمه فارسی "انقلاب ايران" به قلم احمد پژوه در سال ۱۳۲۹ شمسی، چهل سال بعد از انتشار کتاب، منتشر شد.

ادوارد براون کتاب های ديگری نيز درباره مسائل ايران نوشته است که بعضی از آنها نيز مربوط به انقلاب مشروطه هستند. از جمله اين کتاب ها می توان از نامه هايی از تبريز، مشروطه خواهان ايران، مطبوعات و شعر ايران معاصر و يک سال در ميان ايرانيان نام برد.

يک سال بعد از اتشار کتاب براون در بريتانيا، مورگان شوستر آمريکايی به عنوان مستشار مالی دولت ايران وارد تهران شد. شوستر کتاب براون را خوانده بود و تا حدود زيادی با مسائل ايران آشنايی داشت. او همچنين با توجه به مأموريت های قبلی خود، به عنوان ديپلماتی طرفدار حقوق مردم کشورهای محل مأموريتش شناخته شده بود.

شوستر کمی بعد از ورودش به ايران به خزانه داری کل کشور منصوب شد. حضور او و فعاليت هايش مخالفت روسيه و تا حدی بريتانيا با مشروطه خواهان را تشديد کرد. تا جايی که بعضی از محققان مشروطه دليل اولتيماتوم روسيه و پايان مشروطه را ايستادگی بيش از حد مورگان شوستر در برابر ديپلماتهای خارجی مقيم تهران دانسته اند.

مستشار آمريکايی در سال ۱۹۱۱ از ايران رفت و يک سال بعد کتابی را درباره تجربياتش در تهران منتشر کرد. اين کتاب که "اختناق ايران" نام دارد و چند ماه بعد از پايان مشروطه منتشر شده، سند مهمی درباره وقايع مشروطه دوم و به خصوص دخالت گسترده روسيه تزاری در امور ايران و سکوت بريتانيا در مقابل آن است.

مورگان شوستر همچنين جزو اولين و معدود کسانی است که درباره انجمن های زنان در ايران نوشته است. اطلاعاتی که او درباره اين انجمن ها در کتابش ارائه کرده، يکی از بهترين منابع برای تحقيقات بعدی در اين زمينه بوده اند.

کتاب هايی که در شرح وقايع مشروطه و در همان دوره نوشته و منتشر شده اند تقريبا به اين چند عنوان محدود می شوند، اما تاريخ نگاری مشروطه مثل هر واقعه مهم ديگری تا زمان حاضر ادامه يافته است.

اولين کتاب هايی که بعد از پايان مشروطه و درباره اين واقعه نوشته شدند، کتاب هايی بودند که نويسندگان آنها از نزديک در جريان وقايع مشروطه بودند ولی کتاب را در همان زمان ننوشته بودند. بيشتر اين کتاب ها چند دهه بعد از انقلاب و در اواخر دوره رضاخان و حتی بعد از آن منتشر شدند.

مهمترين اين آثار بدون شک "تاريخ مشروطه" نوشته احمد کسروی است. کسروی در زمان امضای فرمان مشروطيت نوجوانی ۱۶ ساله بود که در تبريز زندگی ميکرد. بنابراين با اينکه کسروی خاطرات دست اولی از انقلاب دارد ولی نميتوانسته از نزديک در جريان وقايع سياسی آن دوره بوده باشد.

اما کسروی حدود سی سال بعد از پايان مشروطه تصميم گرفت تاريخ مشروطه را بنويسد. او در مقدمه کتابش می نويسد: "سی سال گذشت و يکی از آنان که در جنبش پا در ميان داشته بود و يا خود می توانست آگاهی هايی گرد آورد، به نوشتن آن برنخاست، و من ديدم داستان ها از ميان می رود و در آينده کسی گرد آوردن آنها نخواهد توانست."

او برای نوشتن اين کتاب به پژوهشی گسترده دست زد و بيشتر منابعی را که در آن زمان در دسترسش بود برری کرد و کتابی نوشت که هنوز هم يکی از معتبرترين تاريخ نگاری های دوره مشروطه است.

خود کسروی در مقدمه کتابش منابع مورد استفاده اش را اينگونه برشمرده است: تاريخ بيداری ايرانيان (ناظم الاسلام)، بلوای تبريز (ويجويه)، انقلاب ايران (براون)، اختناق ايران (شوستر)، چند کتاب ديگر از ادوارد براون و روزنامه های آن دوره.

کتاب کسروی از زمينه های پدايش جنبش مشروطه خواهی در ايران آغاز می شود و تا پايان محاصره تبريز در ارديبهشت ۱۲۸۹ را شامل می شود. بنابراين اين کتاب نيز وقايع مشروطه دوم و آن چه به ختم مشروطه منجر شد را در بر ندارد.

با اينکه کسروی تبريزی بوده و در زمان مشروطه نيز در تبريز بوده اما در کتابش تعادلی منطقی بين وقايع تهران و تبريز وجود دارد.

يکی ديگر از کسانی که چندين سال بعد از مشروطه اقدام به نوشتن تاريخ مشروطه کرد مهدی ملک زاده است. ملک زاده فرزند ملک المتکلمين از بزرگترين مشروطه خواهان ايران بود و به همين دليل از نزديک در جريان بسياری از وقايع قرار داشت. او در مشروطه دوم نيز از هواداران حزب دموکرات بود و با بزرگان اين حزب نشست و برخاست داشت.

کتاب ۷ جلدی ملک زاده که "تاريخ انقلاب مشروطه" نام دارد به اندازه تاريخ مشروطه کسروی يا تاريخ بيداری ايرانيان ناظم الاسلام کرمانی ماندگار و مورد توجه نبوده است. اما به هر حال اين کتاب يکی از منابع مهم تحقيقاتی درباره انقلاب مشروطه است. منبعی که نسل جديد مورخان استفاده زيادی از آن کرده اند.

از ديگر آثاری که در اين دسته جای می گيرند می توان از دو کتاب ديگر که درباره وقايع آذربايجان نوشته شده اند نام برد. يکی از اين دو کتاب "قيام آذربايجان و ستارخان" نام دارد که نويسنده آن اسماعيل اميرخيزی از نزديک در جريان وقايع مشروطه تبريز بوده است.

اميرخيزی از نزديکان ستارخان بوده و در تمامی مبارزات ستارخان در کنار او حضور داشته و عملا نقش زندگی نامه نويس و را بازی می کرده است. اميرحيزی پس از فتح تهران و مهاجرت ستارخان به تهران نيز همراه ستارخان به تهران آمد. کتاب اميرخيزی در سال ۱۳۳۹ يعنی حدود نيم قرن بعد از وقايع مشروطه منتشر شد.

کتاب ديگری که درباره وقايع تبريز نوشته شده، "قيام آذربايجان در انقلاب مشروطيت ايران" نام دارد. اين کتاب را کريم طاهرزاده بهزاد نوشته و از اين جهت حائز اهميت است که طاهرزاده خود عضو تشکيلات مجاهدين و از اعضای نهضت مقاومت تبريز بوده است و به ويژه روايت او از محاصره ده ماهه تبريز روايتی کاملا دست اول و همراه با جزئيات بسيار است.