http://www.bbcpersian.com

13:55 گرينويچ - جمعه 15 سپتامبر 2006 - 24 شهریور 1385

حميدرضا حسينی

مرگ ده ها هزار چنار در خيابان ولی عصر تهران

از ميان چند هزار خيابانی که در تهران به اين سو و آن سو کشيده شده اند، يک خيابان از همه طولانی تر، از همه زيبا تر و از همه خاطره انگيز تر است؛ جاده مخصوص پهلوی، خيابان پهلوی، خيابان مصدق يا خيابان ولی عصر، به هرنامی که خوانده شود، تنها يک نشان دارد: رديف چنارهای بلندی که بی وجودشان نه سايه ای می ماند، نه خاطره ای و نه زيبايی.


خيابان نه، رشته پيوند نسل ها

خيابان ولی عصر در آغازين سال های حکومت پهلوی اول (۱۳۲۰ -۱۳۰۴ خورشيدی) ساخته شد تا در کنار مجموعه ای از خيابان ها و ميدان ها و بناهای سترگ شاهدی باشد بر مدرنيسم يا شبه مدرنيسم دولت پهلوی.

در سال ۱۳۰۹ خورشيدی مجلس شورای ملی قانونی را برای توسعه خيابان های تهران تصويب کرد و اندکی بعد احداث "جاده مخصوص پهلوی" به درازای ۱۸ کيلومتر از ميدان راه آهن در جنوبی ترين نقطه تهران تا ميدان تجريش در مرکز شميران آغاز شد.

آن روزها شميران ييلاقی خارج از شهر بود و راه جديد که از ميان تپه ماهورها و باغ ها و کشتزارها می گذشت، بيشتر حال و هوای جاده داشت تا خيابان.

اين جاده به خلاف خيابان هايی مانند شاهرضا ( انقلاب) و سپه‌ (امام خمينی)‌ که با ساختمان های مدرن حاشيه خود شناخته می شدند، با رديف منظم چنارهايی تشخص می يافت که هماهنگ با آب و هوا و پيشينه تاريخی شهر بود.

چه آن که تهران را از قديم شهر چنارها خوانده اند و مثلا پيترو دلاواله، جهانگرد ايتاليايی سده هفدهم ميلادی، نوشته است: "اگر استانبول شهر سروهاست، تهران را بايد شهر چنارها خواند."

هرچه بود، خيابانی که قرار بود جای جاده قديم شميران (شريعتی امروزی) را بگيرد و تهران را به کوهپايه البرز وصل کند، در گذر ايام حکم رشته ای را پيدا کرد که خاطرات چند نسل را به هم پيوند می داد؛ خاطره هايی که در سايه سار چنارها متولد شدند و در شاخ و برگ همان ها جا خوش کردند.

حالا تهران هم مثل پاريس که شانزه ليزه دارد يا استانبول که به سانتا صوفيا می بالد، خيابانی داشت که همه هويت و زيبايی خويش را در پايش ريخته بود.

نابودی ۴۸ هزار چنار

اطلاعات جسته و گريخته می گويند که هر سوی جاده مخصوص پهلوی ۳۰ هزار درخت کاشتند، يعنی در هر متر دو درخت و در سرتاسر خيابان ۶۰ هزار .

اما حالا پس ازهفت دهه، آمار منتشر شده در روزنامه دولتی ايران به تاريخ ۱۶ مرداد ۱۳۸۱ نشان می دهد که خيابان ولی عصر تنها ۱۱۵۰۰ چنار دارد واين شاهدی است بر مرگ تقريبا ۴۸ هزار درخت با کمی بالا و پايين؛ هرسال حدود ۷۰۰ درخت.

اين قلع و قمع چگونه رخ داد؟ خيلی ساده. تهرانی که از شمال به خيابان انقلاب محدود می شد و از آن پس تا چشم کار می کرد، بيابان بود و تپه و باغ و مزرعه، خود را طی چند دهه تا پای البرز کشانده و آن جاده مخصوص در دو سوی خود خانه ها و مغازه ها و ساختمان های انبوهی را می بيند که هر يک در جلوی خود پلی دارند.

هر جا پلی هست، درختی نيست! طول پل های روی جوی آب دو طرف خيابان ولی عصر را اندازه بگيريد، هر مترش حکايت از مرگ دو چنار دارد ...

غير از اين، خيابان های زيادی در اين جاده مخصوص سر باز کرده اند و ميدان ها و چهارراه های بسيار در مسيرش جا گرفته اند و باز چنارهای بيشتری قطع شده اند. البته اين اواخر -- همچون مورد ساخت پل پارک وی -- به جای قطع درختان آنها را با ريشه در آورده و در جای ديگر می کاشتند.

همچنين در ايران رسم است که درختان را نزديک به هم بکارند تا زود رشد کنند و صاف بالا بروند. درباره درختان خيابان ولی عصر نيز چنين کردند. ابتدا مشکلی نبود. اما حالا پس از چند دهه، چنارها بزرگ شده اند و نمی توانند تاج خود را آزادانه باز کنند. ناگزير به اين سو و آن سو خم می شوند؛ خيلی از آنها با نخستين طوفان بهاری يا پاييزی می افتند و زير نخستين برف سنگين می شکنند و آنها که بيشتر خميده اند، پيش از رسيده برف و طوفان، تن به اره کارگران شهرداری تهران می سپارند.

سم به جای آب، دود به جای هوا

گذشته ها گذشته است. اکنون خيابان ولی عصر حول و حوش ۱۱ هزار چنار کهنسال دارد که کم نيست و از اين حيث هيچ خيابانی نه در تهران که در هيچ شهری از ايران به گرد پايش نمی رسد. اما گويی همين ها نيز به حال خود رها شده اند تا برای هميشه خزان کنند.

محمد حسين جزيره ای، استاد جنگل شناسی دانشگاه تهران و رييس سابق سازمان جنگل ها و مراتع کشور، می گويد: "درخت چنار احتياج به آب زياد دارد. اما در سال های گذشته ظاهرا برای زيبايی، بستر چنارهای خيابان ولی عصر را با سيمان و قلوه سنگ پوشانده اند و آب چندانی به ريشه نمی رسد."

او می افزايد : "عمق کم خاک در پای برخی چنارها نيز مزيد بر علت شده و توان جذب آب در آنها را کاهش داده است."

از اين گذشته آبی که در پای درختان و روی بستر سيمانی جاری است، آلوده به انواع سموم حاصل از ريختن زباله در جوی هاست. اين سموم به ريشه درختان آسيب می رسانند و با تشکيل لايه ای ضخيم، نفوذ پذيری هوا را به شدت کم می کنند.

ترافيک، ترافيک، ترافيک..

آقای جزيره ای به علل ديگری هم اشاره دارد و می گويد: "تهران در ناحيه بيابانی قرار گرفته و در نتيجه هميشه ذراتی از خاک در هوا معلق است که سطح برگ ها را می گيرد و مانع از تنفس آنها می شود. اما بدتر از خاک، آلودگی ناشی از رفت و آمد خودروهاست."

او از پ‍ژوهشی که با همکاری دانشگاه تهران و سازمان پارک ها و فضای سبز شهرداری به انجام رسيده ياد می کند که نشان می دهد درختان دو سوی خيابان ها، خيلی زودتر از درختان ديگر از بين می روند.

خيابان ولی عصر با تقاطع های پر ازدحامی مانند چهارراه اميراکرم، چهارراه ولی عصر، ميدان ولی عصر، ميدان ونک، تقاطع ميرداماد و چهارراه پارک وی، از نخستين ساعت های روز تا انتهای شب -- حتی در روزهای تعطيل -- شاهد بار ترافيکی بسيار سنگينی است که هزاران تن آلاينده را وارد هوا می کند و بيش از همه روی چنارهای دو سوی خيابان تاثير می گذارد.

تهديدها اما به همين جا ختم نمی شود. برج سازی در اين خيابان چند سالی است که شدت يافته و عرصه را بر چنارهای پير بيش از پيش تنگ کرده است. پی های عميق، ريشه درختان را قطع می کنند، نخاله ها در پای شان ريخته می شوند و سايه بلند برج ها، آنها را درجست و جوی نور خميده تر می سازند.

خبر خوشی در راه نيست

در سال های اخير، فراوان درباره نابودی کامل درختان خيابان ولی عصر هشدار داده اند. اما گويا آن نگرانی و دلشوره ای که کارشناسان يا حتی شهروندان عادی را رنج می دهد، راهی به ساختمان شهرداری تهران نيافته؛ چرا که شتابی برای نجات چنارهای کهنسال ديده نمی شود.

بر اساس طرح سازمان پارک ها و فضای سبز شهرداری تهران که مسؤوليت درختان خيابان ولی عصر را برعهده دارد، قرار بود از سال ۱۳۷۲ ريشه های درختان کهنسال تهران و از جمله چنارهای ولی عصر فورا از بستر سيمانی آزاد شوند، اما اين طرح پس از ۱۲ سال هنوز به اجرا درنيامده است.

غير از اين شهرداری اقدام مؤثری برای سربرداری از شاخه ها و جلوگيری از ريختن آلاينده ها در پای چنارها صورت نداده و گمان نمی رود که در آينده نزديک بخواهد کار خاصی را انجام دهد.

اخيرا در جاهايی از خيابان ولی عصر که چنارها کاملا نابود شده اند؛ چنارهای جديدی کاشته اند، اما دکتر جزيره ای اين کار را بيهوده می داند. او می گويد : "ما نمی توانيم يک نهال کوچک را در جای درختان هفتاد ساله بکاريم و از مردم بخواهيم که بيست سال صبر کنند تا آن نهال بزرگ شود. بلکه بايد درختان بزرگتر را با استفاده از ابزارهای مدرن از جای ديگری به خيابان ولی عصر آورد و در جای درختان خشکيده کاشت."

خبر خوشی در راه نيست؛ و در اين بی خبری چنارهای خيابان ولی عصر يک به يک می خشکند تا ديگر نه سايه ای بماند، نه خاطره ای و نه زيبايی.

نظرات شما

با سلام چاره اين کار فقط ممنوعيت تردد خودروهای شخصی از اين خيابان و استفاده از تراموا و اتوبوس است مانند استانبول که در خيابانهای قديمی و تاريخی هيچ ماشين شخصی ديده نمی شود البته اگر شهرداری اهميتی برای اين قضيه قائل است. بهروز - تهران

متاسفانه اين درختان با توجه به آلودگی هوا به خصوص در آن منطقه ناخواسته محکوم به مرگ هستند. ايرج - فرانسه

فقط اين خيابان نيست که مشکل دارد چندی پيش ازجاده رشت فومن عبور می کردم اين جاده بسيار معروف هم تقريبا از اوائل آن تا شهر فومت دو طرفه پوشيده از درخت می باشد آنجام هم درختان مسير را خشک کرده و تغييران زادی را داده ان. رضا - تهران

انسانها را در بند بخاطرعقايد سياسی کردند، به وعده های انقلاب خيانت کردند که آزادی بيان و استقلال همراه با صلح از اساس اصلی آنها بود، هيچ، اکنون نيزباری ديگر پس از قلع و قمع نمودن قسمتی از جنگلهای اطراف پايتخت نوبت چنارهای يکی از زيباترين خيابانهای تهران هم فرا رسيد.آنهم به دليل نادانی و بی توجهی از رمز طبيعت و حتی تعمق نکردن به سخنان ائمه اطهار که پاکيزگی، طهارت و درخت دوستی را سرچشمه امور خويش ميديدند. کسانی که به خلق ظلم روا ميدارند صد در صد به طبيعت و راز آفرينش نيز نمی انديشند. آنان بهتر است که روی خود را از شرمساری برای نسلهای دیگر بپوشانند. محسن - هلسينکی

يک نفس عميق يک جرعه آرامش نوشيدن و خاطرات را کاويدن تنها در خيابان ولی عصر امکان پذيراست ولی اين حکومت چون از آرامش زيبائی، بيزاراست دليلی نمی بيند که برای حفظ زيبائی های اين خيابان هزينه کند. پولها را گذاشته برای حفظ چيزهائی که نشانه عزا و ماتم و خشونت است! آشنا - تهران

کاش از ابتدا اين خيابان را بزرگ ساخته بودند. مثل بسياری از کشورهای شوروی سابق و کاش حاکميت فعلی نيز فکری برای ساختن خيابانی عريض در تهران برای نسلهای آينده بکند با درختانی از چنار و سرو. ديگران کاشتند ما خورديم ما بکاريم و ديگران بخورند. عليرضا -تهران

خواهش ميکنم بيشتر بفکر درختان باشيد چون من عاشق خيابان وليعصر هستم. رخشان -آلمان