BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 21:37 گرينويچ - شنبه 19 مه 2007 - 29 اردیبهشت 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
فخرالدين حجازی درگذشت
 
فخرالدين حجازی
فخرالدين حجازی به سخنرانيهای تند و آتشين که با لحنی گيرا و پرهيجان ايراد می شد شهرت داشت
فخرالدین حجازی، نماینده پيشين مجلس شورای اسلامی ايران که در زمان انقلاب 1979 ايران و سالهای پس از آن با سخنرانيهای پرهيجانش از چهره های مشهور اين کشور بود، در سن 77 سالگی در تهران درگذشت.

آقای حجازی اهل شهر سبزوار در خراسان و فرزند شيخ محمد حجازی، از روحانيون اين شهر بود.

او تحصيلات حوزوی و رسمی را در کنار هم انجام داد و از دانشگاه فردوسی مشهد در رشته ادبيات فارسی فارغ التحصيل شد.

فخرالدين حجازی علاوه بر تحصيل ادبيات فارسی، شعر نيز می گفت.

در کتاب "فرياد بعثت" که بر اساس اسنادی که از سازمان اطلاعات و امنيت ايران پيش از انقلاب (ساواک) به دست آمده درباره فخرالدين حجازی نوشته شده و در زمان حيات او به چاپ رسيده، آمده که آقای حجازی در زمان دانشجوئی اش به مناسبت ازدواج محمدرضا شاه پهلوی با همسر دومش ثريا شعری سرود که همان زمان در روزنامه خراسان چاپ شد.

بعدها مخالفان آقای حجازی از اين شعر عليه او استفاده می کردند و او را ثناگوی شاه می خواندند.

فخرالدين حجازی علاوه بر تحصيل در دانشگاه از شاگردان مکتب محمدتقی شريعتی بود که در خراسان درسهای اسلامی و تفسير قرآن داشت و بسياری از چهره های سياسی اسلامگرا که از خراسان برخاسته اند، از دانش آموختگان مکتب او بوده و شمار زيادی از آنان در رديف مسئولان و مقامات جمهوری اسلامی درآمده اند.

دکتر علی شريعتی که از او با عنوان تئوريسين جنبش نوين اسلامگرايی در ايران ياد می شود، فرزند محمدتقی شريعتی بود.

فخرالدين حجازی
 فخرالدين حجازی نخستين چهره سياسی جمهوری اسلامی است که اسناد ساواک درباره او در زمان حياتش چاپ شد
 

فخرالدین حجازی در زمان نخست وزيری محمد مصدق در اوائل دهه پنجاه ميلادی که تحرک سياسی فضای ايران را فراگرفته بود جذب فعاليتهای سياسی شد و در انجمن تبليغات اسلامی ای عضو شد که عطاء الله شهاب پور، ناشر مجله نوردانش به راه انداخته بود.

آقای حجازی که پس از فارغ التحصيلی به تدريس در دبيرستانهای سبزوار مشغول شده بود همراه با يارانش هفته نامه ای با عنوان جلوه حقيقت در اين شهر انتشار داد که امتياز آن به پدرش تعلق داشت.

در يکی از شماره های اين نشريه در تاريخ 28 آذر 1331 (نوزدهم دسامبر 1952) نامه سرگشاده فخرالدين حجازی خطاب به محمد مصدق چاپ شده که او در آن پس از تقدير از اقدامات ملی مصدق از او می خواهد که علاوه بر "قهرمان ملی"، "رجل مذهبی" نيز باشد.

او در اين نامه شکوه کرده که در زمان نخست وزيری محمد مصدق هنوز يهوديان و ارامنه به توليد و فروش مشروبات الکلی دامه می دهند و "در پرتو سایه روشن نور کاباره ‌ها و رقاصخانه ‌ها، جوانان بوالهوس این کشور در آغوش زنان عریان و بی‌ عفت مستانه می ‌رقصند و منطق محکم قرآن را به باد سخریه و استهزاء می ‌گیرند، سی هزار زن بدکاره در فاحشه ‌خانه ‌های تهران به سر می‌ برند و آتش مرض و فساد و اخلاق را به خرمن هستی اجتماع این کشور می‌ اندازند، هنوز فیلمهای وحشت‌ انگیز خارجیان در سالن فاسد سینماها نمایش داده می ‌شود و هنوز دختران رقاصه در صحنه سیاه تماشاخانه‌ ها از فرزندان این آب و خاک دل و دین می ‌برند".

در اين نامه همچنين خواسته شده که قانونی به تصويب مجلس شورای ملی برسد که "گروه زنان عیاش بیکاره را از ادارات دولتی بیرون ریخته، مردان لایق و معیل" را به کار گمارد.

با سقوط دولت مصدق و آغاز دوره ای از فضای بسته سياسی در ايران، فخرالدين حجازی مدتی را به حال تبعيد در شهر رشت گذراند و پس از آن نيز به مشهد منتقل شد و به تدريس در دبيرستان آستان قدرس رضوی و فعاليت در اين مؤسسه پرداخت.

فخرالدين حجازی
 پس از سالهای نخست حکومت جمهوری اسلامی، حضور فخرالدين حجازی در صحنه سياسی کمرنگ شد و از دومين دهه دوران جمهوری اسلامی، او عملاً در سکوت فرو رفت
 

وی در مشهد به آيت الله سيد هادی ميلانی، از مراجع تقليد شيعه نزديک بود و سپس، آن گونه که گفته می شود به توصيه آيت الله ميلانی به تهران کوچيد و با حمايت مالی او مؤسسه ای انتشاراتی بعثت را در تهران برای چاپ کتابهای مذهبی به راه انداخت.

فخرالدين حجازی از زمان اقامت در مشهد به دليل قدرت بيان فراوان و تسلطی که بر سخنوری داشت به عنوان يکی از سخنرانان مشهور مذهبی مطرح شد و پس از آنکه به تهران منتقل شد، علاوه بر ادامه تدريس در دبيرستان از نخستين سخنرانان حسينيه ارشاد گرديد که به عنوان يکی از خاستگاههای انقلاب 1979 مطرح است.

علی شريعتی، مرتضی مطهری، مهدی بازرگان و شماری ديگر از رهبران فکری انقلابيون ايران، سخنرانان حسينيه ارشاد بودند.

بر خلاف ديگر سخنرانان که سخنانشان عمدتاً در زمينه های فکری و تئوريک بود، فخرالدين حجازی به سخنرانيهای تند و آتشين در انتقاد از وضعيت سياسی و اجتماعی ايران که با لحنی گيرا و پرهيجان ايراد می شد شهرت داشت و از اين رو هيئت مديره حسينيه ارشاد برای مهار کردن يا پايان دادن به سخنرانيهای او تحت فشار ساواک قرار داشت.

برخی از روحانيون سنتگرا، بخصوص شيخ محمدتقی فلسفی و شيخ احمد کافی که مشهورترين واعظان ايران به شمار می رفتند نيز با آقای حجازی مخالفت جدی داشتند.

با فشار ساواک و مخالفان، فخرالدين حجازی سرانجام از آبان 1347 (1968) به سخنرانی در حسينيه ارشاد پايان داد اما سخنرانيها را با همان لحن سابق در مساجد و محافل مذهبی ادامه داد تا اينکه در 25 بهمن 1351 (چهاردهم فوريه 1973) پس از يکی از سخنرانيهايش دستگير می شود.

در کتاب فرياد بعثت به نقل از اسناد ساواک آمده که فخرالدين حجازی پس از آنکه بيست و شش روز در سلول انفرادی می گذراند تعهدنامه ای می نويسد که از پس از آن چيزی که سبب سوء تفاهم شود در سخنرانيهايش مطرح نکند و آزاد می شود.

اما او همچنان به رويه پيشين ادامه می دهد و با اينکه تا زمان پيروزی انقلاب دست کم دو بار مورد بازجويی قرار می گيرد و هر از گاهی از سخنرانيهايش جلوگيری می شود همچنان فعاليت خود را تداوم می بخشد.

پس از انقلاب فخرالدين حجازی از چهره های مشهور و مورد توجه در سطح کشور شد تا آنجا که در نخستين انتخابات مجلس شورای اسلامی، با کسب بيش از يک و نيم ميليون رأی بيشترين شمار آرا را از ميان همه نامزدهای نمايندگی به خود اختصاص داد و به عنوان وکيل اول تهران وارد مجلس شد.

فخرالدين حجازی
 عبدالعلی زاده وزير مسکن دوران خاتمی طی سخنرانی در مراسم تقدير از فخرالدين حجازی، خروج وی از صحنه را ناشی از "نامردی برخيها" و "تلخيها و کفران نعمتهايی" دانست که به گفته وی، در دهه دوم عمر حکومت جمهوری اسلامی، يعنی دوران به قدرت رسيدن محافظه کاران بر ايران حاکم شد
 

او در دوران نمايندگی مجلس در موضع مخالفت با جريانهای ميانه رو و منتقد قرار گرفت و در اين اين مخالفتها آن قدر جدی بود که نهضت آزادی ايران، مهمترين تشکيل دهنده جريانی که بعداً در ايران به ملی مذهبی شهرت يافت، در فروردين 1361 (آوريل 1982) از وی به دليل اظهاراتی که در مورد اين نهضت در سخنرانيهای پيش از خطبه های نمازجمعه تهران بيان کرده بود به دادستان تهران شکايت کرد.

پس از سالهای نخست حکومت جمهوری اسلامی، حضور فخرالدين حجازی در صحنه سياسی کمرنگ شد و از دومين دهه دوران جمهوری اسلامی، او عملاً در سکوت فرو رفت.

يکی از دلائلی که در مورد خروج او از صحنه اصلی فعاليتهای سياسی مطرح می شود سخنرانی او در حضور آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی است که وی در آن با لحنی بسيار مبالغه آميز و با برشمردن صفات متعدد و پی در پی، به تمجيد از آيت الله خمينی پرداخت، اما آن گونه که گفته می شود، مبالغه گويی او در مدح و تمجيد، خشم آيت الله خمينی را به همراه داشت.

از آن پس و با اينکه فخرالدين حجازی در دو دوره بعدی مجلس نيز عضويت داشت، فعاليت چندانی از وی ديده نشد.

پس از روی کارآمدن دولت اصلاح طلب محمد خاتمی که درگيری جناحی در صحنه سياسی شدت گرفت گاه نقل قولهايی از فخرالدين حجازی در برخی رسانه ها منتشر می شد که حاکی از هواداری او از اصلاح طلبان بود.

در زمان رياست جمهوری محمد خاتمی مراسمی در بهمن 1382 (فوريه 2004) برای تقدير از فخرالدين حجازی با حضور چند تن از وزرای وقت تشکيل شد که در اين مراسم به آقای حجازی نشان درجه دو تعليم و تربيت اعطا گرديد و علی عبدالعلی زاده وزير وقت مسکن طی سخنرانی در ستايش آقای حجازی، خروج وی از صحنه را ناشی از "نامردی برخيها" و "تلخيها و کفران نعمتهايی" دانست که به گفته وی، در دهه دوم عمر حکومت جمهوری اسلامی، يعنی دوران به قدرت رسيدن محافظه کاران بر ايران حاکم شد.

از فخرالین حجازی یک پسر و دو دختر باقيمانده که هیچ‌ یک از آنها در فعالیتهای سیاسی شرکت ندارند.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران