BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 09:54 گرينويچ - دوشنبه 21 مه 2007 - 31 اردیبهشت 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
"دین ایرانی" در کوه کَرمَل
 

 
 
باغ های بهائی

در مسیر بین تل آویو و حیفا، به کوه کرمَل فکر می کردم. شب قبلش در عهد عتیق و در کتاب اول پادشاهان، داستان رقابت ایلیای نبی با انبیای بعل در این کوه را خوانده بودم. به روایت کتاب مقدس، در کوه کرمل، ایلیای نبی با چند صد پیامبر بعل و اشیره، برای کسب توجه بنی اسرائیل به رقابت بر می خیزد و نهایتا با کمک خدای خود یهوه، به پیروزی می رسد.

کوه کرمل برای یهودیان، مکانی است مقدس. در غزل ِغزل های سلیمان، آن جایی که وصف زیبایی یار در میان است، برافراشتگی سر معشوق به کوه کرمل تشبیه شده است و کتاب مقدس در جایی دیگر، زیبایی چمنزارهای کرمل را تحسین می کند. به گفته زبان شناسان، کرمل در زبان عبری به معنای "تاکستان های خداوند" است و به روایتی، این کوه، نام خود را از تاکستان هایی گرفته که زمانی، خاک حاصلخیز آن را پوشانده بوده است.

فرقه ای از مسیحیان کاتولیک به نام کرملیان هم این کوه را مقدس می دانند. پیدایش کرملیان به قرن دوازه میلادی باز می گردد. امروزه این فرقه، کلیسایی در دامنه کوه کرمل و مشرف بر دریای مدیترانه دارد.

تقدس کوه کرمل، البته منحصر به ادیان باستانی نمی شود و این مکان برای آیین های جدید هم جاذبه های خاص خود را داشته است. در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم، دو آیین جدید، یکی در ایران و دیگری در هند به وجود آمدند که امروزه هر دو، کوه کرمل را گرامی می دارند و در آن تشکیلاتی دارند. برای یافتن محل تشکیلات احمدیه یا قادیانی ها، باید در حیفا به جستجو پرداخت اما مرکز آئین بهائی درهمان بدو ورود به شهر، خود را به رخ می کشد و یافتنش، نیازی به پرس و جو ندارد.

باغ های بهائی

عباس افندی
قبر عباس افندی یا عبدالبهاء فرزند بهاءالله در کنار مقبره باب در باغ های بهایی قرار دارد

اتومبیل ما از مسیری وارد حیفا شد که به موازات ساحل مدیترانه کشیده شده است. چند دقیقه ای که جلو رفتیم، اتومبیل به سمت راست و به خیابانی پیچید که روی تابلویش نوشته بود: "خیابان بن گوریون" و به این ترتیب، کوه کرمل که در آیین بهائی "ارض اقدس" خوانده می شود در مقابلمان قد برافراشت و "باغ های بهائی" را جلوی رویمان قرار داد.

ناتاشا، دختر سیاه پوست جوانی که در بخش روابط عمومی مرکز بهائی کار می کند، به استقبالمان آمده بود. او که از پدر و مادری بهائی در سورینام به دنیا آمده، به گفته خودش یک سالی است که در مرکز بهائی در حیفا، "داوطلبانه" خدمت می کند.

چند دقیقه بعد، یک ایرانی بهائی به نام ترانه هم به جمع ما پیوست و پس از سلام و احوالپرسی، درباره انبوه عکس ها و مدارک تاریخی بهائی که بر دیوارهای سالن روابط عمومی مرکز دیده می شد، توضیحاتی داد. پس از این توضیحات به باغ رفتیم. باغ های بهائی در حیفا، در نوزده طبقه ساخته شده اند و مقبره "سید علی محمد باب"، در یکی از طبقات میانی آن قرار دارد. بهائیان، باب را "نقطه اولی" یا "مبشر امرالله" می دانند.

در مقابل بنای مقبره او، چند درخت سرو دیده می شود که می گویند "میرزا حسینعلی نوری" ملقب به "بهاءالله"، موسس آیین بهائی در یکی از سفرهایش به حیفا، در بین آن ها نشسته بوده و همان موقع، توصیه کرده زمین های منطقه خریداری شده و حرمی برای باب در آن ساخته شود. بهاءالله برای پیروان آیین بهائی، آخرین فرستاده خداوند است و در رده پیامبرانی چون زرتشت، بودا، موسی، عیسی و محمد قرار دارد.

هزار و هفتصد پله، طبقات نوزده گانه باغ های بهائی در حیفا را به هم وصل می کند. بالا رفتن از این پله ها، بخشی از مناسکی است که برخی پیروان آیین بهائی هنگام زیارت مرقد به جای می آورند. زیارت اماکن مقدس در عکا و حیفا مجموعا 9 روز به طول می انجامد هرچند پیروان آیین بهایی می توانند دیدار سه روزه ای از این اماکن نیز داشته باشند. حیفا به لحاظ اهمیت برای بهائیان، پس از عکا در جایگاه دوم قرار دارد.

آرامگاه باب

اتاقی در شیراز
باب در شیراز برای اولین بار در این اتاق "دعوت خود را آشکار کرد"

هنگام ورود به حرم باب، ناتاشا توضیح داد که در داخل اطاق نباید حرف زد و فیلمبرداری و عکاسی هم ممنوع است. دوربین ها را لاجرم، روی زمین گذاشتیم، کفش ها را در آوردیم و وارد اطاقی به ابعاد تقریبی پنج در چهار متر شدیم که دیواری آن را از اطاق دیگری به همان ابعاد جدا کرده است. دو اطاق به هم وصل اند البته.

بقایای پیکر علی محمد باب، در اطاق روبرویی که به اندازه یک پله یا حدودا بیست سانتی متر بالاتر است، دفن شده. پرده ای توری، دو اطاق را از هم جدا می کند. فرش هایی با طرح و نقشه ایرانی، کف هر دو اطاق را پوشانده اند و دیوار ها سفید رنگ است. اطاق دیگر، اندکی تاریک تر است و چراغ های کم نوری آن را روشن می کند. شمعدانی هایی که در اطاق مقابل و دور و بر مزار باب قرار گرفته، شمع های سفید و قرمزی دارند که البته هیچ کدام روشن نیستند.

سه بهائی در اطاق در حال عبادت اند. یکی شان روی زمین نشسته و کتاب مقدس بهائیان را می خواند. دیگری سرپا، به خواندن زیارت نامه مشغول است و نفر سوم، به حالت سجود، پیشانی بر مقابل مزار باب گذاشته. سجده به درازا می کشد. نگاهم به دیوارهای دو طرف مزار می لغزد. زیارت نامه ای به زبان های عربی و انگلیسی روی دیوار است. عربی در سمت راست و انگیسی در سمت چپ. چند جمله اولش را می خوانم: "الثناءالذی ظهر من نفسک الاعلی والبهاءالذی طلع من جمالک الابهی علیک یا مظهر الکبریا و سلطان البقا و ملیک من فی الارض ... "

پیدایش آئین بهایی

خانه باب در شیراز
سال ۱۳۵۸ خانه باب در شیراز تخریب شد

سید علی محمد به سال ۱۲۳۵ هجری قمری در شیراز متولد شد و در بیست و پنج سالگی خود را "باب امام زمان" خواند. اعتقاد به وجود "امام زمان" به عنوان یکی از ارکان مذهب شیعه، البته سابقه ای طولانی دارد اما این که غائب شیعیان "باب" یا "در"ی در میان مومنان داشته باشد، در آن دوران اندیشه ای نسبتا جدید بود. شیعیان معتقدند امام زمان، در دوران غیبت صغری، نواب اربعه ای داشته که باب های او محسوب می شدند اما از آغاز غیبت کبری، این باب یا راه ارتباطی بسته شده و تا ظهور غایب، همچنان بسته خواهد ماند. با این حال، در دهه ۱۸۱۰ میلادی، شیخ احمد احسایی، با الهام از اعتقادات شیعی و تعالیم ملاصدرا، طرح مکتب نوینی را درانداخت و استدلال کرد که خداوند در هر دورانی، "شیعه کامل" یا بابی را برای مومنان انتخاب می کند.

پس از شیخ احمد احسایی، سید کاظم رشتی کار ناتمام او را پی گرفت و به تدریج این اعتقاد در تبریز و یزد و کرمان و چند شهر دیگر، طرفدارانی پروپاقرص یافت که به آن ها شیخی می گفتند. با مرگ سید رشتی، اختلاف و چند دستگی در میان شیخیان ایجاد شد و هر شهری، مکتب خاص خود را پیدا کرد اما اعتقاد به ظهور باب، همچنان در میان آنان وجود داشت.

به سال ۱۸۴۴ میلادی و با ظهور باب در شیراز، انتظار منتظران به سر رسید. ناگفته پیداست که متشرعان شیعه او را تکفیر کردند و چند سالی بعد، باب در تبریز و به دستور امیرکبیر اعدام شد. مرگ او اما، پایان تفکری نبود که در آن زمان به نام "بابی" شناخته می شد. باب در زمان حیاتش در کتاب "بیان" خود، "بشارت" ظهور قریب الوقوع پیامبری تازه به نام "من یظهره الله" را داده بود و سال ها پس از مرگ او، یکی از پیروانش به نام میرزا حسین علی نوری که بعدها، لقب بهاءالله را پیدا کرد، ظهور دین جدیدی به نام بهائی را علنی ساخت.

بهاءالله، سال های طولانی را به تبعید در بغداد، استانبول، ادرنه (در ترکیه کنونی) و عاقبت عکا گذراند. در دوران اقامت در عکا، بهاءالله دستور داد جسد باب را به حیفا منتقل و در دامنه کوه کرمل به خاک بسپارند. بقایای جسد سید علی محمد باب که در سال ۱۸۵۰ اعدام شده بود پس از پنجاه و نه سال یعنی به سال ۱۹۰۹ میلادی، در کوه کرمل به خاک سپرده شد.

از آرامگاه باب خارج می شویم و از دری که چند متری آن طرف تر قرار دارد، وارد اطاقی دیگر می شویم که مرقد پسر و جانشین بهاءالله، یعنی "عبدالبهاء" را در خود جای داده. بهائیان معتقدند عبدالبهاء دقیقا همان روزی که باب در شیراز، دعوتش را علنی ساخت، در تهران به دنیا آمده است. کنار مزار او هم زیارت نامه ای قرار دارد که جمله ای فارسی در ابتدایش نوشته شده: "این مناجات را هر نفسی بکمال تضرع و ابتهال بخواند سبب روح و ریحان این گردد و حکم ملاقات دارد." و بعد زیارتنامه به عربی آغاز می شود: "هوالابهی. الهی الهی انی ابسط الیک اکف التضرع و التبتل و الابتهال و اعفر وجهی بتراب عتبه تقدست عن ادراک اهل الحقایق و النعوت من اولی الالباب ..."

آرامگاه بهاءالله

آرامگاه بهاءالله
مقبره بهاءالله در عکا، مقدس ترین مکان در آیین بهائی است

از حیفا راه می افتیم به سمت شهری دیگر به نام عکا، تا از آرامگاه بهاءالله هم دیدن کنیم. مقبره بهاءالله در عکا، مقدس ترین مکان در آیین بهائی به شمار می رود و همه ساله، هزاران نفر از گوشه و کنار جهان به قصد زیارت به این مکان سفر می کنند.

آرامگاه بهاءالله یا باغ های بهائی در عکا به زیبایی باغ های حیفا نیست. از دروازه که وارد می شوی، ساختمان نسبتا بزرگی می بینی که به ما گفتند محل استراحت زائران است. از در اصلی باید هزار متری پیاده رفت تا به مرقد بهاءالله رسید. مسیر به شکل زیبایی با درختان سرو و گل هایی رنگارنگ تزئین شده است.

پیکر بهاءالله در ساختمانی یک طبقه به خاک سپرده شده که علاوه بر پنج اطاق مجاورش، هال نسبتا بزرگی هم دارد که در میانش، باغچه ای دیده می شود به ابعاد تقریبی چهار در پنج متر که به شکل ساده و زیبایی با گل و درخت تزئین شده است. پرده ای توری، اطاق آرامگاه را از هال اصلی جدا کرده و دورادور باغچه، ده پانزده نفری نشسته اند و به عبادت مشغولند. قاعده سکوت و ممنوعیت عکاسی و فیلمبرداری در این جا هم مراعات می شود. این جا هم برخی در سجودند و برخی ایستاده و تعداد زیادی نشسته. از آرامگاه بیرون می آییم. بهائیان هنگام خروج، عقب عقب از در بیرون می روند و پشت به مزار نمی کنند.

دورادور ساختمان آرامگاه را باغچه های زیبایی آراسته اند. ساختمان سفید رنگ دو طبقه ای در همان نزدیکی است که ایوان هایی ساده اما زیبا دارد. بهاءالله در زمان حیاتش در آن می زیست. در ساختمان بسته است و امکان بازدید نیست.

پس از مرگ بهاءالله، بنا بر وصیت او، فرزندش عباس افندی، ملقب به "عبدالبهاء" جانشین وی شد. عبدالبهاء نیز به نوبه خود شوقی افندی ملقب به "ولی امرالله" را به عنوان جانشین برگزیده بود. شوقی افندی در سال ۱۹۵۷ از دنیا رفت و پس از او به مدت شش سال، گروهی ۲۷ نفره که بهائیان؛ آنان را "ایادیان امرالله" می دانند، رهبری پیروان این آئین را بر عهده داشتند و در سال ۱۹۶۳، تشکلاتی به نام "بیت العدل" جایگزین آنان تشکیل شد.

"بیت العدل اعظم"

بیت العدل اعظم
آیین بهایی به صورت شورایی و توسط تشکیلاتی به نام "بیت العدل اعظم" اداره می شود

امروزه، آیین بهائی به صورت شورایی و توسط تشکیلاتی به نام "بیت العدل" اداره می شود که مقرش در حیفا قرار دارد. این شورا، مرکب از نه نفر است که هر پنج سال یک بار از طرف بهائیان انتخاب می شوند. "بیت العدل اعظم" به سامان دادن امور روحانى و ادارى جامعه بـهائى می پردازد و نیز بعنوان "امناء اماکن مقدّسه"، مأمور حفظ آن هاست.

بر اساس تعالیم آیین بهائی، "بیت العدل اعظم" می تواند در مواردى که دستوری در کتب و "آثار مقدّسه بـهائى" یافت نمی شود، قوانینى وضع کند و به گفته بهائیان، "این هیات است که جامعه بـهائى را در جهانى که پیوسته در تغییر است رهبرى و راهنمائى میکند." پیروان آیین بهائی، بیت العدل را ملهم از خداوند و تصمیمات آن را لازم الاجرا می دانند.

در ساخت عبادتگاه های بهائیان که خود به آن "مشرق الاذکار" می گویند، از لحاظ معمارى اصولی کلى رعایت می شود. بنای "مشرق الاذکار" باید داراى ۹ طرف و یک تالار مرکزى گنبد مانند باشد که "همزمان از وحدت ذاتى نوع بشر و تنوع و گونه گونى آن حکایت می کند". برنامه های این عبادتگاه ها به گفته بهائیان، "ساده و متشکل از دعا و مناجات و تلاوت منتخباتى از آثار بهائى و کتب مقدسه ادیان مختلف جهان است. موسیقى در این عبادتگاه ها تنها به وسیله گروه کر و بدون ساز اجرا می شود."

به گفته مرکز بهائیان، آیین بهائی در بیش از دویست کشور جهان، بیش از شش میلیون پیرو دارد. گفته می شود این آیین به لحاظ پراکندگی پیروانش در سطح جهان، پس از مسیحیت مقام دوم را داراست.

سرگذشت بابیان و بهائیان در ایران

ورقا و فرزندش روح الله
ورقا و فرزندش روح الله از بهائیان اولیه که در سال ۱۸۹۶ در ایران کشته شدند

آئین بابی و بهائی از همان آغاز در ایران با مخالفت های شدید روبرو بوده است. احمد کسروی در کتاب "بهایی گری" که ردیه ای است بر این آیین، می نویسد: سیدعلی محمد باب، چند سالی پس از "آشکار کردن دعوتش"، به دستور حسین خان والی فارس در سال ۱۲۶۱ هجری قمری بازداشت شد. به دستور حسین خان، مجلسی با حضور علمای شیعه در شیراز تشکیل شد و از سید علی محمد سوالاتی شد که می گویند او در پاسخشان درماند. پس از این ماجرا، او را به فلک بستند و چوب زدند و باب در حالی که رویش با ذغال سیاه شده بود به منبر رفت و از دعوتش اظهار بیزاری و پشیمانی کرد.

در گزارش هایی که منتقدان آئین های بابی و بهائی نوشته اند، آمده که به دلیل مناجات های پر غلطی که به عربی بر زبان باب جاری می شد، روحانیان شیعه بر او خرده گرفته و ریشخندش می کردند. اگرچه بهاییان معتقدند باب در پی رها کردن زبان عربی از قید و بندهای سخت نحوی بود.

دو سال بعد و با افزایش پیروان باب، او به قلعه ماکو و سپس چهریق تبعید و زندانی شد. در غیاب باب، پیروان او نظیر ملا حسین بشرویه ای، طاهره قرة العین، ملا محمد قدوس و ... دست از تبلیغ نکشیدند و این ماجرا به تدریج، هم حکومت و هم روحانیان را به چاره جویی واداشت.

در سال ۱۲۶۳ و در زمان پادشاهی محمد شاه قاجار، باب را به تبریز آوردند و در مجلسی با حضور علما و روحانیان شیعه و همچنین ناصرالدین میرزا، ولیعهد وقت ایران، سوال و جواب کردند. در بخشی از گزارشی که ناصرالدین میرزا ( ناصرالدین شاه قاجار که در آن زمان به عنوان ولیعهد در تبریز سکونت داشت) از این ماجرا به پدرش نوشته، می خوانیم: "... چون مجلس گفتگو تمام شد، جناب شیخ الاسلام را احضار کرده، باب را چوب مضبوط زده، تنبیه معقول نموده و ( او) توبه (کرد) و بازگشت و از غلطهای خود انابه و استغفار کرد و التزام پا به مهر سپرده که دیگر این غلط ها نکند و الان محبوس و مقید است . منتظر حکم اعلیحضرت اقدس همایون شهریاری روح العالمین فداه است. امر، امر همایونی است."

در پی این داستان، گفته می شود سید علی محمد باب نامه ای به ولیعهد نوشت و در آن ابراز پشیمانی کرد. در بخشی از نامه منسوب به باب آمده: "... در هرحال مستغفر و تائبم حضرت او را و این بنده را مطلق علمی نیست که منوط به ادعایی باشد. استغفرالله ربی و اتوب الیه من ان ینسب الی امر و بعضی مناجات و کلمات که از لسان جاری شده دلیل بر هیچ امری نیست و مدعی نیابت خاصه حضرت حجة علیه السلام را محض ادعای مبطل است و این بنده را چنین ادعایی نبوده و نه ادعای دیگر. مستدعی از الطاف حضرت شاهنشاهی و آن حضرت چنانست که این دعاگو را با لطافت عنایات و بسط رأفت و رحمت خود سرافراز فرمایید."

متن این توبه نامه در بسیاری از تاریخ های دوران ناصری آمده، اما امروزه بهائیان آن را جعلی می دانند. برخی از بهائیان هم می گویند این توبه و انابه، تحت فشار و زیر شکنجه از باب گرفته شده است و به همین دلیل نباید اعتنایی به آن داشت.

پس از این واقعه، باب را به چهریق بازگرداندند. سه سال بعد و پس از به تخت نشستن ناصرالدین شاه قاجار، در دوران صدارت میرزا تقی خان امیرکبیر، باب را به تبریز آورده، تیرباران کردند.

ظهور "من یظهره الله"

مشرق الاذکار" یا عبادتگاه بهائیان در لانگنهاین آلمان
مشرق الاذکار" یا عبادتگاه بهائیان در لانگنهاین آلمان

علی محمد باب پیش از مرگش میرزا یحیی نوری، ملقب به ازل را به جانشینی خود برگزیده بود. پس از باب، آزار و اذیت و تعقیب بابیان در ایران به شدت ادامه داشت و در برخی موارد، پیروان باب را بازداشت کرده و به بی رحمی تمام در ملاءعام قطعه قطعه می کردند. میرزا یحیی نوری همراه با بسیاری از پیروانش، برای حفظ جانشان، روانه بغداد شدند.

گفته می شود در سال های اقامت در بغداد، به تدریج اختلاف هایی بین بابیان پدیدار شد. دولت عثمانی ، پس از ده سال اقامت بابیان در بغداد، آن ها را نخست به استانبول و سپس به ادرنه فرستاد.

در سال ۱۸۶۳ میلادی در ادرنه، برادر میرزا یحیی نوری به نام میرزا حسین علی نوری، خود را "من یظهره الله" نامید که وعده ظهورش در کتاب "بیان" باب، آمده بود و به این ترتیب، آئین بهائی متولد شد. این موضوع باعث ایجاد اختلاف شدیدی بین دو برادر شد. به دنبال این اختلاف ها، دولت عثمانی، میرزا یحیی نوری معروف به ازل و پیروانش را به قبرس تبعید کرد و برادرش میرزا حسین علی نوری، ملقب به بهاءالله را همراه با پبروانش به عکا تبعید ساخت.

پیروان میرزا یحیی نوری یا "ازلی" ها به مرور زمان از بین رفتند اما بهاءالله توانست در عکا جایگاه خود به عنوان پیامبر آئین بهائی را در میان پیروانش تثبیت کند.

به گفته مرکز بهائیان در اسرائیل؛ امروزه در این کشور، حدود هفتصد بهائی زندگی می کنند که غالب آن ها در حیفا و عکا و در مراکز مربوط به بهائیان به کار مشغولند.

 
 
يهودی ارتدکس در اسرائيلسرزمین مگو
دولت اسرائيل بين سکولاريسم و مذهب
 
 
باغ بهاییباغ های بهایی
تصاویری از اماکن مقدس بهاییان در حیفا و عکا
 
 
گنبدصفحه اسرائیل
چرا سفر به سرزمین مگو؟
 
 
قبه الصخرهنمايه سياسی
اسرائيل و سرزمين های فلسطينی
 
 
کودک عربتصویری متفاوت
عرب اسرائيلی کيست؟
 
 
کتاب های فارسی در مورد اسرائیل"دشمنت را بشناس!"
داخل ایران درباره اسرائیل چه می نویسند؟
 
 
مطالب مرتبط
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران