BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 16:47 گرينويچ - جمعه 22 ژوئن 2007 - 01 تیر 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
تهران ازآغاز تا امروز- بخش یکم
 

 
 
یکی از دروازه های تهران قدیم
ناصرالدین شاه با یک کلنگ از دروازه دولت بیرون رفت و کلنگ طرح گسترش پایتخت را برزمین زد
روستای قدیمی تهران که زودتر از سده سوم هجری نمی توان در نوشته های تاریخی ردپایی از آن بدست آورد، به حدس و گمان حدود ۱۸ هکتار وسعت داشت و در غرب خیابان سیروس (مصطفی خمینی) حد فاصل چهارراه سیروس و مولوی قرار گرفته بود.

از شمال غرب تا مسجد جامع بازار تهران پیش رفته بود و از جنوب شرق به امامزاده سید اسماعیل یا به قول تهرانی ها "سداسمال" می رسید. دورادور روستا نیز پوشیده از باغ و بوستان بود و اهالی باغداری و کشاورزی می کردند.

حالا بچه های گذر مسجد حوض و سرپولک و سداسمال و حمام چال می توانند به خود بنازند که محله شان گهواره این کلانشهر بی انتها بوده است. البته اگر بچه محلی باقی مانده باشد؛ زیرا امروزه در این محل آنقدر مهاجر افغانی ساکن شده که رندان نکته سنج چهارراه مولوی را چهارراه کابل نام نهاده اند.

در اینجا و در بر خیابان سیروس، یا اجناس دم دستی خانه از قبیل دیگ و قابلمه و منقل و سیخ کباب و آتش گردان می فروشند یا موکت و پادری و فرش های نازل ماشینی. در کوچه پس کوچه ها اغلب "دواجات" رد و بدل می شود و اگر غروب پنج شنبه و بعداز ظهر جمعه به آن حوالی سر بزنی، در بساط دستفروشان عمدتا معتاد از یک جفت (و نه یک دست) قاشق چنگال دست دوم تا کتاب هبوط شریعتی را پیدا می کنی!

گهواره تهران

روستای کوچک تهران تا دمادم حمله مغول، بزرگ تر شد. از شمال فرقی نکرد، اما از جنوب به خیابان مولوی، از شرق به آن سوی خیابان سیروس و از غرب به میانه بازار تهران (احتمالا حوالی چهارسوق بزرگ) رسید. مساحتش ۲۷ هکتار بود و به دوازده محله در مقیاس روستایی تقسیم می شد.

حمله مغول به ایران در ابتدای سده هفتم هجری که موجب خرابی شهرهای کهن از جمله ری شد به تهران این مجال را داد که در یک فرسخی شمال ری تکانی به خود بدهد و حالت نیمه روستایی-نیمه شهری پیدا کند.

مرزهای این روستای رو به ترقی که حمدالله مستوفی، مورخ سده هشتم هجری ، آن را "قصبه معتبر" می خواند، با ۱۰۶ هکتار وسعت از این قرار بود :از شمال خیابان امیرکبیر، از جنوب خیابان مولوی، از شرق امام زاده یحیی و حوالی خیابان ری و از غرب مسجد شاه در بازار تهران.

اکنون بخشی از اینجا، جایگاه بازار مرکزی تهران است و در بخش مسکونی به وضعی درآمده که می توان لقب پستو و بارانداز بازار را بدان داد؛ زیرا بسیاری خانه ها انبار و کارگاه بازاریان شده اند و مابقی به اجاره پادوها و شاگرد مغازه ها رفته اند. ساکن اصیل در این اصیل ترین محله های شهر کم است و اگر هم باشد، فشار روانی و اجتماعی سختی را تحمل می کند.

این نکته را نیز نباید فراموش کرد که تعیین حدود روستای تهران فقط از روی حدس و گمان و حاصل کاوش در نوشته های پراکنده است و این روستا در میان هزاران شهر و روستای کهن دیار ما بدان پایه از اهمیت نرسیده بود که کسی بخواهد به دقت از نام و نشان و حدود و ثغورش سخن بگوید.

اما وقتی در نیمه سده دهم هجری، شاه تهماسب اول صفوی ( ۹۸۴-۹۳۰ هجری قمری) حصاری به دور تهران کشید و جامه شهری به تنش کرد، حدود و ثغورش نیز به دقت معلوم شد؛ آن قدر که حالا پس از پنج قرن بتوانیم بگوییم کجا جزو شهر بوده و کجا نبوده.

از این زمان تا دوره ناصرالدین شاه قاجار (۱۳۱۳ – ۱۲۶۴ هجری قمری) که بر اثر زیادی جمعیت و کمبود زمین، برج و باروی شاه تهماسبی را خراب کردند، تهران از شمال به میدان توپخانه و خیابان سپه، از جنوب به خیابان مولوی، از شرق به خیابان ری و از غرب به خیابان وحدت اسلامی (شاپور) محدود می شد. منتها از درون پیاپی متراکم می گشت و زمین ها و باغ هایش زیر ساخت و ساز می رفت.

 آمار ۱۲۶۹ نشان می دهد که تهران در این زمان پنج محله داشت :عودلاجان و ارگ در شمال؛ محله بازار (جدا از خود بازار) در جنوب؛ سنگلج در غرب و چالمیدان در شرق
 

توسعه تهران در دوره صفوی از جانب شمال و غرب صورت پذیرفت و چنان که خواهیم دید در دوره های بعدی نیز این توسعه رو به شمال و غرب داشت. در دوره کریم خان زند (۱۱۹۳-۱۱۶۳ هجری قمری) از ترکیب محله های کوچک، دو محله بزرگ عودلاجان و چالمیدان پدید آمد، اما محله های شهر وقتی شکل و شمایل واقعی خود را پیدا کردند که تهران در ابتدای سده سیزدهم هجری به پایتختی برگزیده شد و شتابان رو به پیشرفت گذاشت.

گسترش درون حصار

در ایران هیچگاه ثبت و ضبط درستی از امور نداشته ایم که اکنون بخواهیم از کم و کیف این پیشرفت و وضع محله های شهر، آگاهی دقیقی بدست آوریم. گزارش مورخان ایرانی درباره تهران اغلب محدود به اقدامات شاهانه است و روایت سفرنامه نویسان اروپایی نیز تفاوت های زیادی با هم دارد.

با این وجود، در زمان صدارت میرزا تقی خان امیرکبیر (۱۲۶۸-۱۲۶۴هجری قمری) آماری از تهران گرفته شد که برای آگاهی از وضع شهر و محله هایش بسیار راهگشاست. این آمار در سال ۱۲۶۹ هجری قمری یعنی یک سال پس از عزل و قتل امیرکبیر منتشر شد.

آمار ۱۲۶۹ نشان می دهد که تهران در این زمان پنج محله داشت :عودلاجان و ارگ در شمال؛ محله بازار (جدا از خود بازار) در جنوب؛ سنگلج در غرب و چالمیدان در شرق.

هر محله به چند پاتوغ (پاتوق) و هر پاتوغ به چند گذر تقسیم می شد. گذرها اغلب نام خاصی نداشتند و به نام سرشناسان یا ساختمان های مهم یا اقلیت ساکن در آن محل نامیده می شدند؛ مانند کوچه فرقانی ها، گذر تکیه قاطرچی ها، گذر ناصرالدین یا کوچه حمام دوست علی خان.

جالب است که این شیوه نام بردن از گذرها پس از صد و اندی سال و به رغم تعیین نام های جدید (و شیک تر ) توسط شهرداری، هنوز در محله های قدیمی رواج دارد. برای نمونه کوچه قلعه کردها و خیابان باغ حاج محمد حسن در آبمنگل؛ کوچه حمام گلشن در خیابان بوذر جمهری و کوچه حمام قوام الدوله در خیابان امیر کبیر.

از میان پنج محله شهر، ارگ با ۲۳۲ خانه و ۱۲۸ دکان از همه کوچک تر اما مهم تر بود؛ چرا که شاه، خانواده سلطنتی، شاهزادگان و رجال در آن زندگی می کردند. این محله با حصاری از مابقی شهر جدا و با پلی به آن وصل می شد. اکنون هسته اصلی ارگ که همان کاخ گلستان است، حفظ شده و بقیه جایگاه ادارات دولتی مانند وزارت امور اقتصادی و دارایی، وزارت دادگستری و بانک ملی ایران است.

عودلاجان با ۲۶۱۹ خانه و ۱۱۴۶ دکان بزرگ ترین محله شهر و مرفه نشین بود.

در محله بازار با ۱۵۲۴ خانه و ۶۸۵ دکان (غیر از دکان های بازار) بازاری ها و کسبه خرده پا حضور داشتند والبته وجود سفارت انگلستان و خانه تعدادی از خارجیان مقیم تهران بر اعتبار محله می افزود.

سنگلج با ۱۶۹۵ خانه و ۵۵۳ دکان مثل عودلاجان، محله اعیان و اشراف بود و چالمیدان با ۱۸۰۲ خانه و ۵۲۱ مغازه، فقیر ترین محله شهر به شمار می آمد. اهالی اش نیز به تند خویی شهره بودند.

آمارگیری از تهران، هفده سال بعد در ۱۲۸۶ هجری قمری و در زمان میرزا حسین خان سپهسالار، دومین صدر اعظم اصلاح طلب عصر نا صری تکرار شد. این آمار که دست پخت یکی از شاگردان دارالفنون به نام نجم الملک است، دگرگونی بزرگ در ترکیب محله های تهران را نشان نمی دهد، اما نکات درخور توجهی در آن به چشم می خورد.

 ناصرالدین شاه در روز یکشنبه ۱۱ شعبان ۱۲۸۴ هجری قمری با یک کلنگ نقره ای از دروازه دولت بیرون رفت و در بیابان های شمال تهران که اکنون با گسترش شهر در مرکز آن قرار گرفته، کلنگ طرح گسترش پایتخت را برزمین زد.
 

برای مثال ، جمعیت شهر که در سال ۱۲۶۹ هجری قمری ۱۲۶ هزار نفر بود، طی هفده سال به ۱۴۷ هزار نفر رسید. (جمعیت تهران را در آغاز پایتختی ۱۵ هزار نفر تخمین زده اند.) از این تعداد نزدیک به ۱۷ هزار نفر یعنی11.6 درصد خارج از برج و باروی شهر زندگی می کردند.

در سال ۱۲۸۶ هجری قمری ۲۷ درصد جمعیت، تهرانی بودند و بقیه به ترتیب قاجاری، اصفهانی، آذری و اهل شهرهایی چون کاشان. بنابراین معلوم می شود که تهران از همان دوره ها مهاجر پذیر بوده و خیلی کسانی که نسل اندر نسل خود را تهرانی زاده می دانند، نسب به مهاجران می رسانند.

میزان مستأجران در محله های مختلف عبارت بود از: عودلاجان ۲۴ درصد؛ محله بازار ۹ درصد؛ سنگلج ۲۷ درصد و چالمیدان ۲۰ درصد. ارگ هم اجاره نشین نداشت.

دارالخلافه پاریس نشان

واضح است که تهران دیگر در پوست خود نمی گنجید و بیش از حد متراکم شده بود. از این رو دو سال پیش از آمارگیری نجم الملک، ناصرالدین شاه در روز یکشنبه ۱۱ شعبان ۱۲۸۴ هجری قمری با یک کلنگ نقره ای از دروازه دولت بیرون رفت و در بیابان های شمال تهران که اکنون با گسترش شهر در مرکز آن قرار گرفته، کلنگ طرح گسترش پایتخت را برزمین زد.

با اجرای این طرح که بوسیله ژنرال الکساندر بوهلر، مهندس فرانسوی تهیه شده بود، برج و باروی شاه تهماسبی خراب شد و مساحت شهر از ۴/۴ کیلومتر مربع به ۱۹ کیلومتر مربع رسید.

تهران را در شکل جدید به اقتباس از پاریس که بعد از سفر فرنگستان، کعبه آمال قبله عالم شده بود، به شکل هشت ضلعی طراحی کردند و خندقی نیز به دورش کشیدند تا هم از سیلاب مصون باشد و هم از یک مانع دفاعی بی بهره نماند. در اینجا نیز عمده گسترش شهر از شمال و غرب روی داد.

محله های سنگلج، بازار و چالمیدان با حفظ هویت و ترکیب اجتماعی خود بزرگ تر شدند. اما عودلاجان به نفع محله های دیگر آب رفت. محله ارگ نیزکه چشم و چراغ محله های شهر بود در محله جدید و بسیار بزرگ دولت هضم شد.

این هشت ضلعی که به فرمان شاهانه "دارالخلافه ناصری" خوانده شد، 4.3 برابر شهری که شاه تهماسب پی افکند؛ 70.4 برابر قصبه معتبر تهران و 105.5 برابر روستای کوچک تهران بود. با این حال در مقایسه با آنچه در ۱۴۴ سال بعدی زیر ساخت و ساز رفت، به روستای کوچکی می مانست در دل شهری بزرگ.

این دومین و آخرین باری بود که گسترش شهر در یک محدوده از پیش تعیین شده و دارای خط کشی صورت پذیرفت و در دوره های بعد، دیگر هیچ مانعی در راه پیش روی شهر وجود نداشت. تا به حال فکر کرده اید که اگر البرز سترگ نبود تهران می توانست تا کجاها پیش برود؟

 
 
تهرانصفحه ویژه تهران
از طهران تا تهران
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران