BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 13:09 گرينويچ - يکشنبه 01 ژوئيه 2007 - 10 تیر 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
تهران از روستایی کوچک تا شهری بزرگ
 

 
 
گراند هتل- عکس از جواد تهامی
گراند هتل در خیابان لاله زار - سال 1310
اگر تهران امروزی را ۵۳ تکه کنیم، یکی از تکه ها تهران عصر ناصری است که سلطان صاحبقران امر کرد آن را به اقتباس از پاریس هشت ضلعی بسازند و " دارالخلافه " بخوانند.

از اضلاع مورب این هشت ضلعی که بگذریم، از شمال به خیابان انقلاب، از جنوب به خیابان شوش، از شرق به خیابان هفده شهریور و از غرب به خیابان کارگر محدود می شد.

شهر پنج محله بزرگ به نام های دولت، سنگلج، محله بازار (غیر از خود بازار)، عودلاجان و چالمیدان داشت که بهترین منبع برای شناختشان آماری مربوط به سال ۱۳۲۰ هجری قمری یعنی هفت سال پس از مرگ ناصرالدین شاه و چهار سال پیش از مشروطیت است.

این آمار در مدت سه سال (۱۳۲۰-۱۳۱۷ هجری قمری) به وسیله فردی به نام اخضر علی شاه جفت و جور شده و جمعیت تهران را حدود ۲۴۴ هزار نفر برآورد کرده است. البته اخضر علی شاه نفوس تهران را نشمرده بلکه تعداد خانه ها را ۲۷۰۵ باب ذکر کرده و پژوهشگران با توافق بر روی عدد ۱۶ نفر در هر خانه که برای خانه های بزرگ و پراتاق آن روزگار رقم معقولی به نظر می رسد، عدد ۲۴۴ هزار را بدست آورده اند.

اکنون با کمک آمار اخضر علی شاه و نوشته های دیگر که خوشبختانه کم هم نیستند، می توانیم حال و روز هر محله را مجسم کنیم. عودلاجان دیگر محله مرفه نشین نبود و طبقه میانه حال شهری با خلق و خوی مذهبی در آن زندگی می کردند؛ سفارتخانه های خارجی از بازار رفته بودند و سنگلج و چالمیدان با همان اهالی دارا و ندار خود بزرگ تر شده بودند.

در این میان، بخت و اقبال به محله بزرگ و جدید دولت رو کرده بود. این محله سرتاسر نوار شمالی شهر از شرق تا غرب را در برمی گرفت و محله دولتیان بود. ارگ سلطنتی، دو مریضخانه و دو مدرسه دولتی از جمله دارالفنون در این محله جای داشتند. سفارت انگلستان که سابقا در محله بازار بود، به باغ بزرگی در بالای محله دولت (همین مکان فعلی در چهار راه استانبول) کوچیده بود. به همین سبب زمین های آن حوالی که می گفتند "عن قریب فرنگی نشین خواهد شد" در بورس یا بهتر بگوییم کورس زمین بازی و گرانی افتاده بود.

 جمعیت تهران در سال 1320 هجری قمری یعنی هفت سال بعد از مرگ ناصرالدین شاه حدود ۲۴۴ هزار نفر برآورد شده است
 

تهران با همین شکل و شمایل با عصر ناصری خداحافظی کرد، از مشروطه گذشت و به پهلوی رسید. حالا که پای تلویزیون می نشینیم و فیلم های علی حاتمی و مقلدانش را می بینیم یا روایت رمان نویسان از تهران قجری را می خوانیم، با آن حس نوستالژیک که دیگر جزیی از وجودمان شده، دلمان پر می کشد برای تهران آن روزگار و مردمانش. اما همه واقعیت آن شهر در باغ ها و کوچه باغ های مصفایش، دروازه های پوشیده از کاشی اش و آسمان پاک آبی اش خلاصه نمی شد.

روی دیگر این سکه، کوچه های پرپیچ و خمی بود که غبار بر دامن رهگذران می نشاند و از پای دیوارهای کاه گلی، آب مکدر بد بو را روانه آب انبار خانه ها می کرد. نه نظمی، نه نظافتی، نه امنیتی، نه خیابان فراخی، نه پارکی، نه شب های روشنی و نه هیچ چیز دیگری که ما امروز داریم و تهران نوستالژی هایمان نداشت؛ همین خیابان سعدی را خیابان لختی می گفتند چون کمتر کسی بود که در خلوتی روز یا تاریکی شب از آن گذر کند و لختش نکنند.

پیشروی به سوی شمیران

رضا شاه (۱۳۲۰– ۱۳۰۴خورشیدی) که آمد، تهران آماده بود تا پوست بیندازد و از قالب خود بیرون بزند. اما این بار شهر فقط بزرگ تر نشد بلکه جدایی از معماری و شهرسازی بومی ایران و پیوند با خصلت های فرنگی را نیز تجربه کرد.

در مدت ۱۶ سال، پایتخت از این رو به آن رو شد. خندق ناصری را پر کردند و به جایش خیابان های شاهرضا (انقلاب)، شهباز (هفده شهریور)، شوش و سی متری (کارگر) را مثل کمربندی دور شهر کشیدند.

عکس از محمود پاکزاد
میدان شهیاد (میدان آزادی کنونی) در دست ساخت در سال 1345

برابر قانونی که در سال ۱۳۰۹ برای توسعه خیابان های تهران تصویب شد، ۱۲ دروازه دوره دارالخلافگی- که اگر امروز بودند بافت مرکزی شهر را از این دلمردگی بیرون می آوردند- خراب شدند و جای خود را به چند میدان تازه دادند؛ مانند میدان شوش در جای دروازه شاه عبدالعظیم، میدان حر در محل دروازه باغشاه و میدان گمرک (رازی) به جای دروازه گمرک.

در واقع این خرابی بی قاعده دروازه ها که یک جور قاجارستیزی در پشت آن نهفته بود، شهر را بی در و پیکر کرد. از آن پس مرز شهر فقط روی کاغذ بود و کیست که نداند عبور از نوشته های کاغذی صدبار راحت تر از گذشتن از خندق ناصری و برج و باروی شاه تهماسبی است.

در میان پنج محله دارالخلافه، سنگلج بازنده اصلی بود، زیرا هسته اصلی اش ویران شد و جای خود را به پارک شهر داد. در باقی مانده محله نیز باغ ها و باغچه ها رو به زوال رفتند و اعیان و اشراف به جاهای خوش آب و هواتر کوچیدند.

دولت اعتبار خود را حفظ کرد و با پذیرایی از ساختمان های شکوهمند دولتی بر این اعتبار افزود. محله بازار دیگر وجود خارجی نداشت و دو محله دیگر یعنی عودلاجان و چالمیدان نه چیزی بدست آوردند و نه چیزی از دست دادند.

با این حال بی انصافی است که بخواهیم کارهای ارزش افزای این دوره را نادیده بگیریم. دیگر شکوه معماری به کاخ ها و بناهای درباری محدود نمی شد و در ساختمان هایی با ساختاری مدرن و سیمایی باستانگرایانه جلوه می کرد: موزه ایران باستان، کاخ دادگستری، کاخ شهربانی، ساختمان بانک ملی و ...

گذرهای پیچ در پیچ جای خود را به خیابان های عریض مهندسی ساز دادند و جاده ای که به طول ۱۸ کیلومتر جنوبی ترین نقطه تهران را به قلب شمیران وصل می کرد، با ۶۰ هزار چنار دو سویش می رفت تا برای همیشه زیباترین و خاطره انگیزترین خیابان شهر شود: جاده مخصوص پهلوی یا خیابان ولی عصر کنونی.

عکس از جواد تهامی
بانک شاهی در میدان توپخانه در سال 1310

سرشماری سال ۱۳۱۸ نشان داد که جمعیت تهران به ۵۴۰ هزار نفر رسیده است و از این رو شهر باز هم در پیرامون خود پیشروی کرد. برای سومین بار این پیشروی از شمال و غرب صورت گرفت؛ تهران در شرق و جنوب در مرز خیابان های ری و شوش متوقف ماند اما از شمال تا خیابان طالقانی (تخت جمشید) و از غرب تا خیابان نواب جلو آمد. بدین ترتیب مساحت پایتخت به ۳۰ کیلومتر مربع یعنی اندکی بیش از 1.5 برابر دارالخلافه ناصری رسید.

با این وجود، ثروتمندان، بازاریان و وابستگان دربار و دولت به این محدوده قناعت نکردند و به زمین ها و باغ های اطراف هجوم آوردند. گویا از همین زمان تهران برای شمیران دندان تیز کرد.

زمین های ۴۰ ریالی بی خریدار

دهه ۱۳۲۰ خورشیدی دوران اشغالگری بیگانگان و آشفتگی های سیاسی بود. در آن شلوغی ها که پایتخت در دوازده سال ۱۴ شهردار را بالای سر خود دید، اتفاق خاصی رخ نداد جز این که تجاوز به زمین های موات بیرون شهر و تصرف آنها با دیوارکشی های شبانه زیاد شد.

در سال های آغازین دهه ۱۳۳۰ سه محله به تهران افزوده شد: یوسف آباد، نارمک و نازی آباد. هر یک از اینها که زمین هایشان یا بی صاحب یا از املاک خالصه دولتی بود در اختیار بانک ساختمانی قرار گرفتند تا با تأمین آب و برق، خیابان کشی و قطعه بندی به متقاضیان واگذار شوند.

 در سال ۱۳۰۹ قانونی برای توسعه خیابان های تهران تصویب شد و ۱۲ دروازه دوره دارالخلافگی خراب شدند و جای خود را به چند میدان تازه دادند؛ مانند میدان شوش در جای دروازه شاه عبدالعظیم، میدان حر در محل دروازه باغشاه و میدان گمرک (رازی) به جای دروازه گمرک
 

بدین ترتیب، زمین ها در قطعه های ۲۰۰ تا ۶۰۰ متری از قرار هر متر ۴۰ ریال (۱۰ریال پیش قسط و ۳۰ ریال اقساط) به فروش رسیدند. همان موقع خیلی ها به خاطر شیب زمین و آسفالت نبودن برخی کوچه ها از خرید زمین در یوسف آباد اکراه داشتند و بی شک نمی دانستند که در کمتر از ۶۰ سال آینده بهای این زمین ها پانصد هزار برابر می شود و به متری ۲ میلیون تومان می رسد.

باز هم جالب است که در نارمک، ۸ هزار قطعه زمین با میانگین هر قطعه ۳۵۰ متر مربع واگذار شد. یعنی مجموع زمین های نارمک به ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار متر مربع، ۱۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان قیمت داشت و این مبلغ در زمان ما حداکثر بهای ۱۰ تا ۱۵ متر زمین در همان محل است. البته نارمک از همان ابتدا مشتریان زیادی داشت و زمین هایش از طریق قرعه کشی واگذار شد.

شمال شهری و جنوب شهری

در سال ۱۳۳۵ سرشماری نفوس و مسکن، جمعیت تهران را یک میلیون و ۵۱۲ هزار و ۸۲ نفر اعلام کرد و مساحت شهر به ۵۰ کیلومتر مربع رسید. در این زمان، شهر از شمال به شکل پراکنده تا امیرآباد، عباس آباد و جلالیه؛ از جنوب تا کشتارگاه؛ از شرق تا دولاب و دوشان تپه (انتهای خیابان پیروزی) و از غرب تا طرشت، ری و بریانک پیش رفت.

اما فاجعه اصلی در دهه های بعد رخ داد. جمعیت شهر در سال ۱۳۴۵ به دو میلیون و 719هزار و ۷۳۰ نفر و در سال ۱۳۵۵ به چهار میلیون و ۵۳۰ و ۲۲۳ نفر رسید.

تهران برای جادادن به این جمعیت روزافزون چاره ای جز دست اندازی به زمین های پیرامون خود نداشت. از این رو تا یک دهه بعد دست کم ۴۷ آبادی در معده پراشتهایش هضم شد.

نگاهی به فهرست این آبادی ها نشان می دهد که ۲۹ تای آنها در شمیران یعنی شمال شهر، ۸ تا در شمال شرق و شرق، ۲ تا در شمال غرب و غرب و ۸ تا در جنوب شهر قرار داشته اند.

البته در این سال ها طرح شهرک هایی مانند شهرک غرب و شهرک اکباتان در غرب تهران ریخته شد که در هنگامه بلبشوها و گسترش های بی برنامه در حد خودش کاری بود کارستان.

به هر روی، محله های جدید در شمال شهر که هیچ نظم و قاعده ای نداشتند و در مسیر همان کوچه باغ های روستایی شکل گرفته بودند، جملگی خوشامد گوی ثروتمندان، بازاریان، دولتمردان و امرای ارتش شدند و از اینجا بود که مفهوم شمال شهری و جنوب شهری به فرهنگ ایرانی راه پیدا کرد.

عکس از محمود پاکزاد
کافه نادری در سال 1344

در واقع بسیاری از زمین های بی صاحب این نواحی از سوی دولت به افسران ارتش و کارمندان ارشد دولت واگذار شد و ثروتمندان ساکن در هسته مرکزی تهران برای آن که از قافله عقب نمانند، در پی آنها روان شدند.

این رخداد را یکی از مورخان معاصر "تجزیه کامل جامعه شناختی شهری" می خواند که جز قطع ارتباط اجتماعی طبقات مختلف با یکدیگر و زوال محله های کهن و اصیل حاصلی نداشت.

تا سال ۱۳۴۹ مساحت بخش مسکونی شهر که از شمیران تا ری پراکنده بود به ۳۸۰ کیلومتر مربع رسید. دو سال پیش از آن در طرح جامع پنج ساله شهر مقرر شد که شهر از شمال به تپه های توچال؛ از شرق به نارمک و محور خیابان خاوران؛ از جنوب به راه آهن تهران- تبریز؛ و از غرب به میدان آزادی و فلکه آریا شهر (صادقیه) محدود باشد.

اما ولع تهران بیش از آن بود که مصوبه های دولتی حریفش شود. زورآبادها یکی پس از دیگری سربر آوردند و آن گونه که از نامشان پیدا بود مدیران شهر را وادار کردند که وجودشان را به رسمیت بشناسند.

 این شهر هم اکنون دو برابر تهران پایان دوره پهلوی، ۳۳ برابر تهران دوران رضا شاهی، ۵۳ برابر دارالخلافه ناصری، ۲۲۷ برابر محدوده حصار شاه تهماسبی، ۹۴۳ برابر قصبه معتبر تهران و ۵۵۵۵ برابرروستای کوچک تهران است
 

گسترش پنج هزار درصدی

در این اوضاع و احوال، تهران پرچمدار انقلابی شد که راهپیمایی های میلیونی اش با شرکت همان زاغه نشین ها و حاشیه نشین ها و جنوب شهری ها رقم خورد. شمال شهری ها نیز اگر فریادی برآوردند به دفاع از همین جماعت بود و در اعتراض به نابسامانی ها و بی عدالتی هایی که تهران می توانست بهترین شاهد مثالش باشد.

پاداش تهران برای نقش آفرینی در پیروزی انقلاب گویا این بود که یک چند بتواند بی هیچ مانعی تا هرکجا که خواست جلو برود.

همه مستضعفان به تهران دعوت شدند تا خانه دار شوند؛ زاغه نشین ها در این سو و آن سو پدیدار شدند و نام شهرک را برگزیدند تا رسمیتی تام و تمام داشته باشند. تا سال ۷۴ دست کم ۱۰ شهرک طالقانی، ۶ شهرک ولی عصر، ۶ شهرک مطهری، ۶ شهرک انقلاب و ۴ شهرک قدس شکل گرفت؛ زاغه ها حتی به محله های مرفه نشین نیز رسوخ کردند و در کنار برج های آ.اس.پ ، خانه های ویلایی ونک و محله مرفه نشین یوسف آباد، مناظر زشتی از فقر و تبعیض را به نمایش گذاردند.

مساحت تهران که در سال ۱۳۵۹ حدود ۵۱۵ کیلومتر مربع بود تا سال ۱۳۷۷ به ۸۶۴ کیلومتر مربع رسید و دیگر از هیچ نقطه آبادی در جوار خود چشم نپوشید.

در این زمان جمعیت شهر برابر سرشماری سال ۱۳۷۵ به شش میلیون ۷۵۸ هزار و ۸۴۵ نفر رسیده بود و تهران با ادغام شهرری و شمیران (گرچه هنوز فرمانداری های مستقل دارند) نام پرطمطراق تهران بزرگ را مناسب خویش می یافت.

خشت کجی که پهلوی ها خصوصا در دوران پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گذارده بودند، بالا و بالاترآمده بود. هرج و مرج های پس از انقلاب، تازه کاری مدیران انقلابی و جنگ نیز بر وخامت اوضاع دامن زد و تا ابتدای دهه جاری، مساحت شهر را به بالای ۱۰۰۰ کیلومتر مربع رساند.

اینک اگر بارانی ببارد و بادی بوزد و روز تعطیلی باشد، می توانیم بربام تهران در کوهپایه توچال بایستیم و شهر را تا آن دوردست ها نظاره کنیم. این شهر دو برابر تهران پایان دوره پهلوی، ۳۳ برابر تهران دوران رضا شاهی، ۵۳ برابر دارالخلافه ناصری، ۲۲۷ برابر محدوده حصار شاه تهماسبی، ۹۴۳ برابر قصبه معتبر تهران و ۵۵۵۵ برابرروستای کوچک تهران است.

این دیگر آن هشت ضلعی محبوب سلطان صاحب قران نیست بلکه هشت پایی است که همه آن قصران کهن با چند صد آبادی اش را در سیطره دارد. چنین نیست؟

 
 
تهران قدیمپایتخت
تهران چگونه پایتخت شد؟
 
 
بانک شاهی آلبوم عکس
تصاویری از تهران قدیم و تهران امروز(1)
 
 
لاله زارتهران
یه تهرون بود و یه لاله‌زار
 
 
دارالفنونناصرخسرو
اولین خیابان تفریحی تهران
 
 
عکسهایی از خیابان لاله زار تهران تهران مصور
عکسهایی از خیابان لاله زار تهران
 
 
میدان آزادیجایی برای زندگی
از طهران تا تهران
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران