BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 15:14 گرينويچ - دوشنبه 09 ژوئيه 2007 - 18 تیر 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
دایی جان ناپلئون هنوز همسایه گراند هتل است
 

 
 
تئاتر پارس در لاله زار
همه از لاله زار اصلی گریزان اند. حق هم دارند. چه کسی از دود و دم و شلوغی خوشش می آید؟
همه ما لااقل یک دو جین فیلم تاریخی دیده ایم که داستانشان در اواخر دوره قاجار یا اوایل پهلوی می گذرد و محل وقوعشان تهران قدیم است؛ وگویی این تهران قدیم خیابانی جز لاله زار نداشته که همه قهرمانان و ضد قهرمانان از آنجا عبور می کنند، کسب و کار همه آدم ها آن جاست و هر اتفاقی نیز همان جا رخ می دهد.

این است که کل تاریخ کشورمان در لاله زاری که علی حاتمی در شهرک سینمایی برای هزاردستان ساخت، خلاصه می شود و این لاله زار هم در گراند هتل معروفش.

واقعا لاله زار چیست که خاطره اش باید این قدر مزمزه شود و همه تاریخ یک شهر وبلکه یک کشور در پیاده روها و سینما تاترها و هتل هایش خلاصه شود؟ این لاله زار هرچه که هست، جای دوری نیست. کنار دستمان است. اما برای ما که عادت کرده ایم بهشت گمشده مان را در گذشته ببینیم و با افعال ماضی نرد عشق ببازیم، در دور دست ها جستجو می شود.

روی این حساب، وضع آن لاله زار بدلی در جاده مخصوص کرج به مراتب بهتر از لاله زار واقعی در دل این شهر فراموشکار است. آنجا لااقل آن تیر و تخته هایی که سرهم شده اند تا شکوه تهران قدیم را به نمایش بگذارند ، آنقدر محبوبیت دارند که روزی چند ده یا چند صد نفر بلیت بخرند و به دیدارشان بروند اما اینجا، همه از لاله زار اصلی گریزان اند. حق هم دارند. چه کسی از دود و دم و شلوغی خوشش می آید؟ کدام آدم عاقلی دلش می خواهد در پیاده روهای مملو از زباله و کنار جوی های آکنده از لجن قدم بزند؟ اصلا مگر در ازدحام موتوری ها و گاری های دستی جایی برای قدم زدن هست؟

اما خوب که ببینی لاله زارهنوز نمرده است. رنگ به رخساره ندارد، کمرش خم شده، غرورش شکسته، ولی باز نفس می کشد، از در و دیوارش خاطره می بارد و اگر دست نوازشی به سر و رویش بکشی شاید که جوانی را بازیابد.

تولد شانزه لیزه تهران با مرگ باغ لاله زار

قصه پرغصه لاله زار از آن وقتی شروع شد که ناصرالدین شاه از سفر اول فرنگستان بازگشت و به خیال دست و پا کردن یک شانزه لیزه برای دارالخلافه اش افتاد. چه کنیم؟ چه نکنیم؟ افتخار شانزه لیزه بودن را به کجا بدهیم؟

 خوب که ببینی لاله زارهنوز نمرده است. رنگ به رخساره ندارد، کمرش خم شده، غرورش شکسته، ولی باز نفس می کشد، از در و دیوارش خاطره می بارد و اگر دست نوازشی به سر و رویش بکشی شاید که جوانی را باز یابد

آن بالای شهر باغی از دوران جد تاجدارمان فتحعلیشاه قاجار باقی مانده، همانی که لاله های خودرو بسیار دارد و لاله زار می خوانندش. می شود شانزه لیزه را آنجا ساخت. باغ را که از املاک خالصه دولتی است قطعه قطعه می کنیم و می فروشیم تا هم پولی به جیب زده باشیم و هم شانزه لیزه مان رونق بگیرد.

حکیم طولوزون، طبیب فرانسویمان می گوید حیف است که همچو باغی خراب شود، حرف مفت می زند. پدر سوخته می خواهد شانزه لیزه همان یکی باشد که در شهر و ولایت خودش یعنی پاریس معظم بلاد است. انگاری نمی خواهد ما هم جزء ملل راقیه باشیم.

به طرفه العینی نرده های چوبی باغ لاله زار از جا کنده شد و همراه درختانش به زیر اجاق ها و دیگ های هفت منی رفت. پس شاید در این روز و روزگار کسی نتواند دست به گریبان فروشندگان لوازم الکتریکی شود که چرا تتمه شانزه لیزه تهران را به این روز انداخته اند و خرابی به بار آورده اند. این خیابان از همان روز اول با خرابکاری درست شد. فکرش را بکنید اگر آن باغ بزرگ مثل بهارستان و نگارستان و گلستان از دم توپ قبله عالم جان به در برده بود، امروز توپخانه، چه زیبا رخی درکنار داشت.

گراند هتل؛ ارثیه فرزندان مچول میرزا

در اندک زمانی زمین های لاله زار به نور چشمی ها رسید و از قرار هر ذرع ( یک متر و چهار صدم متر) یک تومان تا شش هفت ریال قیمت پیدا کرد. یکی از آن قطعه های دوبر که یک برش رو به لاله زار بود و بر دیگر رو به کوچه باربد و کلی قیمت داشت، به مالکیت برادر و خواهری به نام های سیف الدوله و شمس الدوله از فرزندان مچول میرزا درآمد . این مچول میرزا فرزند فتحعلیشاه و حاصل عشق ورزی شاه قاجار با دختری نه ساله به نام طاووس بود. ظاهرا زفاف شاه با این زیبا روی گرجی روی تختی جواهر نشان دست داد که بعدها بدین مناسبت تخت طاووس خوانده شد و نامش را به خیابانی بزرگ در پایتخت داد.

باغ و خانه سیف الدوله و شمس الدوله آینده ای درخشان و عاقبتی دردناک داشت. قسمتی به امین السلطان صدر اعظم ناصرالدین شاه فروخته شد و در قسمتی دیگر، پس از دوران مشروطیت هتل مجللی بنا کردند معروف به گراند هتل. این نخستین هتل مدرن ایران بود و مشتری هایش همه از اعیان و اشرافی بودند که برخی شان در آن جا پانسیون می شدند. اما از همه مهم تر این که عارف قزوینی هر از گاهی در گراند هتل کنسرت می داد و برای آزادی می خواند.

هتل تا پایان دوره پهلوی اول اعتبار خود را حفظ کرد، تا نیمه های سلطنت پهلوی دوم به کار خود ادامه داد و از آن پس در کسوت یک مهمانسرای مجلل به خاموشی گرایید. دیگر کسی سراغش نرفت مگر علی حاتمی که بدلش را چند کیلومتر دور تر از تهران برافراشت و دوباره نامش را بر سر زبان ها انداخت. شاید همین کار باعث شد که گراند هتل واقعی پاک از یادها برود و در گوشه ای تنها بماند.

اینک دیدار از این لعبت لاله زار خالی از لطف که نه، خالی از رنج نیست. ساختمان در قبضه فروشندگان لوازم الکتریکی است که ظاهرا چند سالی است بر جای ساکنان قدیمی تری به نام خیاطان و تریکو بافان نشسته اند.

آجرکاری های ظریف هتل در نبش کوچه باربد (معروف به کوچه سینما ملی) یکسر زیر سیمان رفته و بالکن هایش که روزگاری محل نشستن تیپ آدم هایی مثل هزاردستان (خان مظفر) بود، پر است از خرت و پرت الکتریکی ها و هر چیز بی مصرف دیگری که فکرش را بکنی.

 پس از دوران مشروطیت هتل مجللی در لاله زار بنا کردند معروف به گراند هتل. این نخستین هتل مدرن ایران بود و مشتری هایش همه از اعیان و اشرافی بودند که برخی شان در آن جا پانسیون می شدند

درون ساختمان، فضای نیمه تاریک راه پله ها در حصار نرده های فلزی، تنگ تر و تنگ تر شده و آن بالا راهرویی که پنجره هایش رو به حیات داخلی باز می شود، پر است از جعبه تقسیم و قرقره های سیم و کارتن های پر و خالی.

اتاق ها هر کدام برای خودشان یک مغازه شده اند با میلیون ها تومان سرقفلی. اغلب میان کف و سقف بلند اتاق ها، تاق زده اند و مغازه را دوبلکس کرده اند. دیوارهای رو به راهرو را نیز برداشته اند و بر جایشان درهای قدی شیشه ای گذاشته اند تا هم مشتری اجناس داخل را ببیند و هم مغازه دار رهگذران را بپاید.

حیاط داخلی گراند هتل که یک زمان برای خودش باغچه مصفایی بود، اینک بارانداز کالاست و آشپزخانه هتل احتمالا بر حسب اتفاق همان کارکرد قدیمی را حفظ کرده است. آنجا رستوران شده و بر در و دیوارش کلی قاب عکس از تهران قدیم و علی الخصوص لاله زار آویخته اند تا علاقه مفرط ما به آن قدیم و ندیم ها رابه رخ بکشند . لاله زار را کشتن و روی گورش حجله افراشتن و در محل قتل، عکسش را در قاب گرفتن برای خودش حکایتی است.

و جالب تر این که گراند هتل در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و تحت حمایت های قانونی است و هرگونه دخل و تصرف ناروا در آن مجازات دارد.

دایی جان ناپلئون در خانه صدراعظم

از گراند هتل که بگذریم، در همسایگی اش، خانه ای است که می توان آن را تنها باقی مانده باغ ها و باغچه های لاله زار قدیم به حساب آورد و دست بر قضا معروفیت این یکی نیز مرهون به یادماندنی ترین سریال تلویزیون ایران است: "دایی جان ناپلئون".

همان ایام که باغ لاله زار را قطعه قطعه کردند، یکی از آن قطعه های خوش آب و رنگ به میرزا ابراهیم خان امین السلطان پدر علی اصغر خان اتابک امین السلطان رسید. ابراهیم خان، قهوه چی باشی ناصرالدین شاه بود و به قول یکی از مورخان معاصر در همراهی با امینه اقدس، زن پرنفوذ شاه "از بام تا شام تنقل به تنور شکم ناصرالدین شاه می ریخت" از همین جا بود که برکشیده شد و پسرش عنوان صدراعظمی پیدا کرد؛ هم در دوره ناصری، هم در دوره مظفری و هم در دوره مشروطیت.

پدر که مرد، املاک لاله زار به پسر رسید و او نیز با خرید چند قطعه بر بزرگی آن افزود. املاک پدر در جنوب کوچه باربد و تقریبا در همسایگی گراند هتل جای داشت که حالا کوچکترین اثری از آن نیست؛ و املاکی که پسر اضافه کرد در شمال کوچه باربد بود.

این املاک در دوره های بعد به وسیله ورثه امین السلطان تفکیک و فروخته شدند. حالا یک گوشه از آن باغ و عمارت های فرنگی سازش را پاساژ کرده اند، گوشه ای دیگر پارکینگ شده و بخشی هم مرده ریگ سینماهای لاله زار را در خود جای داده است: سینما جهان، سینما شهرزاد و...

اما عجب است که در این میان، ۹۰۰۰ متر از باغ بزرگ امین السلطان باقی مانده و خود را به بازار و بازاریان نفروخته است. ورودی اصلی این باغ که سردرش بی نهایت شکوهمند و چشم نواز است، یک کوچه بالاتر از کوچه باربد در بن بست اتحادیه قرار دارد و درب دیگر خانه در کوچه ای باز می شود که راه به خیابان فردوسی می برد.

 کدام آدم عاقلی دلش می خواهد در پیاده روهای مملو از زباله و کنار جوی های آکنده از لجن قدم بزند؟ اصلا مگر در ازدحام موتوری ها و گاری های دستی جایی برای قدم زدن هست؟

این باغ در سال ۱۲۹۵ خورشیدی و چند سال پس از آن که امین السلطان بدست "عباس آقا صراف آذربایجانی عضو انجمن نمره ۴۱ فدائیان ملت" به قتل رسید، از سوی ورثه او به حاج رحیم اتحادیه فروخته شد.

حاج رحیم از صرافان معروف تبریز بود که به تهران آمد. او به همراهی چند صراف دیگر شرکت اتحادیه را بنیان نهاد و در تهران املاک زیادی را خرید که از جمله آنها بخشی از خانه مجلل امین السلطان بود. زمین های دانشگاه تهران نیز برای او بود و از قرار متری پنج ریال به دولت فروخته شد .

حاجی رحیم در سال ۱۳۱۳ خورشیدی فوت کرد؛ در حالی که پیش ترباغ لاله زار را که به نام او باغ اتحادیه خوانده می شد، به صورت سی سهم بین فرزندانش تقسیم کرد.

آنها عمارت هایی در باغ ساختند و یکی دوتایشان تا همین اواخر در آنجا ماندند. اما به تدریج و با پیشروی بازار در لاله زار، باغ اتحادیه از رونق افتاد و یکی از عمارت هایش که به حزب توده اجاره داده شده بود، در وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به آتش کشیده شد.

اما مقدر بود که این خانه از میان انبوه خانه های قدیمی تهران، شهرتی برای خود دست و پا کند. در سال های آغازین دهه ۱۳۵۰ خورشیدی، ناصر تقوایی کارگردان نام آشنای سینمای ایران سرگرم ساختن سریالی بر اساس رمان دایی جان ناپلئون، نوشته ایرج پزشک زاد بود. او به دنبال لوکیشنی می گشت که مناسب فیلمبرداری سریال باشد.

مدیر تولید سریال، باغ و خانه اتحادیه را به او معرفی کرد. تقوایی پسندید و حدود سه ماه صرف مرمت عمارت های باغ شد. بیرونی، اندرونی، خانه اربابی، حوضخانه و دیگر بخش های خانه هر کدام جایگاه بخشی از نقش آفرینی ها شدند و مرده ریگ امین السلطان و ملک ورثه اتحادیه را برای همیشه پشت قباله دایی جان ناپلئون انداختند.

از آن پس تا سال ۱۳۸۳ این خانه در سکوت و تنهایی فرورفت تا این که سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران، آن را در فهرست آثار ملی قرار داد و مذاکره با خانواده اتحادیه برای خرید خانه را آغاز کرد. اما در میانه راه بودجه سازمان ته کشید و خانه به حال خود باقی ماند.

اکنون گراند هتل و خانه دایی جان ناپلئون حدود صد سال همسایگی صبورانه را از سر گذرانده اند. آنها در زمره معدود یادگارهای شانزه لیزه تهرانند که گرچه زخم های بسیار بر پیکر دارند، اما هنوز نفس می کشند و می اندیشند که تا کی همسایگی شان در این زمین و زمان دوام خواهد آورد؟

 
 
لاله زارتهران
یه تهرون بود و یه لاله‌زار
 
 
دارالفنونناصرخسرو
اولین خیابان تفریحی تهران
 
 
تهران قدیمپایتخت
تهران چگونه پایتخت شد؟
 
 
تهران قدیمتاریخ تهران
از روستایی کوچک تا شهری بزرگ
 
 
عکسهایی از خیابان لاله زار تهران تهران مصور
عکسهایی از خیابان لاله زار تهران
 
 
تهرانصفحه ويژه
از طهران تا تهران
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران