BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 13:54 گرينويچ - پنج شنبه 06 مارس 2008 - 16 اسفند 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
داستان تحصن نمایندگان اصلاح طلب به روایت فاطمه حقیقت جو
 

 
 
فاطمه حقیقت جو
فاطمه حقیقت جو، نماینده تهران در مجلس ششم از جمله نمایندگانی بود که چهار سال پیش در اعتراض به ردصلاحیت گسترده داوطلبان اصلاح طلب برای شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی دست به تحصن زدند.

خانم حقیقت جو در گفتگویی با بی بی سی داستان تحصن را این گونه شرح می دهد:

دلایل تحصن

پرداختن به تحصن نمایندگان در انتهای ششمین دوره مجلس از دو جهت اهمیت دارد.

نخست اینکه تحصن واقعه ای بود بسیار مهم در تاریخ معاصر ایران و دوم از این جهت که این روزها یک جناح سیاسی و همین طور ناظران و مجریان انتخابات، تحصن را زیر سؤال می برند و در واقع تحصن تبدیل به ابزاری سیاسی برای حذف رقبای انتخاباتی شده است.

تحصن بارها در تاریخ پارلمان در ایران تکرار شده است و در دوره ما هم برای اصلاح طلبان، همواره این موضوع مطرح بود که اگر مجلس قادر نبود از امکانات و ظرفیتهای قانونی خودش استفاده کند، نمایندگان بتوانند از تحصن به عنوان وسیله ای برای اعلام اعتراض استفاده کنند.

تحصن در مجلس ششم، اولین بار توسط نمایندگان فراکسیون دانشجویی صورت گرفت.

این تحصن دراعتراض به بازداشت دانشجویان و طرح درخواست آزادی آنان بود و با اینکه بنا بود چهل و هشت ساعت به طول انجامد، با مداخله رئیس مجلس و به شرط تشکیل کمیته ای از سوی رئیس مجلس برای پیگیری آزادی دانشجویان، تحصن فراکسیون دانشجویی قبل از پایان چهل و هشت ساعت خاتمه پیدا کرد.

به این شکل، مجلس ششم اولین تحصن خود را تجربه کرد که می توانست مقدمه ای باشد بر اینکه اگر مذاکرات برای تأیید صلاحیت نامزدهای ردصلاحیت شده به جایی نرسید، نمایندگان دست به تحصن اعتراض آمیز گسترده تری بزنند.

ایده دست زدن به تحصن در اعتراض به رد صلاحیتها نخست در جمعی متشکل از اعضای فراکسیون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و فراکسیون حزب مشارکت در مجلس مطرح شد، بعد از بررسی نتایج و عواقب احتمالی تحصن و تصمیمگیری در مورد آن، موضوع در جمع نمایندگان عضو فراکسیون جبهه دوم خرداد مطرح شد.

با اینکه نظرات موافق و مخالف در این جلسه طرح شد اما در مجموع، اکثریت قریب به اتفاق اعضای فراکسیون دوم خرداد با تحصن موافقت کردند.

تأکید می کنم که مجموعه این موارد زمانی اتفاق افتاد که نتیجه ردصلاحیتها به دست نمایندگان رسیده بود و بیشتر از دو هزار و پانصد داوطلب در کل کشور رد صلاحیت شده بودند.

دوران تحصن

دوره تقریباً یکماهه تحصن را باید به دو بخش تقسیم کرد، یک بخش مربوط به کار رسمی نمایندگان بود که مربوط به وظایف قانونگذاری آنهاست و روزهایی که مجلس کار اداری داشت نمایندگان در جلسات علنی حاضر می شدند.

جلسات علنی مجلس معمولاً هنگام اذان ظهر تعطیل می شد و بعد از آن نمایندگان آماده می شدند برای نمازو ناهار.

البته بسیاری از نماینده های متحصن آن روزها روزه سیاسی گرفته بودند اما اشخاصی که روزه دار نبودند در همین ساعت ناهارشان را می خوردند.

حدود ساعت چهار یا پنج بعدازظهر جلسات عمومی متحصنان شروع می شد، در این جلسات خبرنگاران و فعالان سیاسی حضور داشتند و معمولاً بعضی از وزرا یا استانداران هم به مجلس سرمی زدند و در جلسه عمومی متحصنان شرکت می کردند و به سخنرانیها گوش می دادند.

سخنرانان از فعالان سیاسی تمام احزاب و گروههای داخل کشور بودند که برای همراهی و حمایت از نمایندگان متحصن به مجلس می آمدند.

در آن روزها دبیرکل نهضت آزادی، ملی مذهبیها، فعالان منفرد سیاسی، استانداران، بعضی از فعالان سیاسی زندانی که آزاد شده بودند و همین طور خود نمایندگان در این جلسات سخنرانی کردند.

موضوع سخنرانیها هم بیشتر درباره انتخابات آزاد، ضرورت حفظ آزادی مجلس و در انتقاد به عملکرد شورای نگهبان و ناظران انتخابات بود.

جلسات عمومی تا اذان مغرب طول می کشید و بعد از نماز مغرب و افطار، نمایندگان استراحت کوتاهی داشتند تا ساعت نه شب که جلسه شورای عمومی متحصنان برگزار می شد.

این جلسات فقط مختص نمایندگان متحصن مجلس بود که تقریباً دو ساعت طول می کشید، در این جلسات ارزیابی می شد که چه کرده ایم، خبرهای جدید مرور می شد و برای روزهای بعد تصمیمگیری می شد.

پوشش رسانه ای

به لحاظ رسانه ای، تنها رسانه ای که در اختیار متحصنان بود، مطبوعات اصلاح طلب بود که کمابیش به خبرهای تحصن می پرداخت اما صداوسیما به عنوان رسانه ملی نه تنها در اختیار متحصنان نبود که علیه آنها هم عمل می کرد، بنابراین می توانم بگویم تأثیر رسانه ای تحصن، نسبی بود.

به لحاظ تأثیر تحصن در بیرون، واقعیت این است که فرآیند هشت ساله اصلاحات آن قدر فرسایشی و نا امید کننده شده بود که می توان گفت در واقع تحصن نتوانست افکار عمومی را در آن دوران بخوبی تحت تأثیر قرار دهد و الان بعد از چهار سال، تأثیر تحصن بسیار بیش از زمان وقوع آن دیده می شود.

شاید مهمترین خطای اصلاح طلبان خطای خوشبینی بود، با توجه به روند مجلس و مشکلاتی که پیش رویش بود و سنگ اندازیهایی که شده بود، اصلاح طلبان باید درک درست تری از وضعیت می داشتند و پیش بینی می کردند که در انتخابات بعدی با ردصلاحیتهای بسیار گسترده ای روبرو خواهند شد ولی ما همیشه دلمان می خواست که جنبه های منفی را نبینیم و فقط جنبه های مثبت را بخوانیم.

ما اگر مثلاً از یک سال قبلتر ابعاد رد صلاحیتها را پیش بینی و برای تحصن برنامه ریزی می کردیم، در آن صورت می توانستیم به صورت موثرتری دست به اعتراض و تحصن بزنیم.

البته وقتی تحصن فراکسیون دانشجویی مجلس شکل گرفت، این مسئله هم مورد توجه بود که اگر لازم باشد، نمایندگان دست به تحصنی گسترده تر بزنند.

به تعبیری، تحصن فراکسیون دانشجویی مجلس، تستی بود برای تحصن بعدی اما فاصله این دو تحصن فقط چند ماه بود و این چند ماه برای برنامه ریزی کلی در سراسر کشور کافی نبود.

موضع رئیس مجلس و رئیس جمهور وقت

آقای کروبی از مخالفان تحصن بود و بنابراین همراهی با متحصنان نکرد اما قریب به اتفاق باقی هیئت رئیسه مجلس، از جبهه دوم خرداد بودند و طبیعتاً با متحصنان همرأی و همگام بودند.

تا جایی که من می دانم آقای خاتمی نظر منفی نسبت به تحصن نداشت اما در عمل هم مداخله ای نکرد و مثلاً در جمع متحصنان حاضر نشد، شاید به این دلیل که آقای خاتمی نقش مذاکره کننده برای خود قائل بود و تمایل داشت بتواند بین متحصنان و شورای نگهبان نقش مذاکره کننده داشته باشد.

ولی دیدارهای رسمی نماینده های متحصنان با آقایان خاتمی و کروبی صورت می گرفت و نظرات متحصنان به اطلاع آنها می رسید و نظرات آنها هم به متحصنان منتقل می شد.

با این حال بسیاری از اعضای کابینه آقای خاتمی در جمع متحصنان حاضر می شدند، مثلاً آقای موسوی لاری که در واقع مجری انتخابات هم بود در جمع متحصنان حضور پیدا کرد و با اینکه در خصوص عملکرد شورای نگهبان اختیاری نداشت اعلام کرد که تمام تلاش خود را برای برگزاری انتخابات آزاد خواهد کرد.

تعداد زیادی از استانداران هم نامه های استعفا آمیزی در حمایت از متحصنان نوشتند و امروز در انتخابات مجلس هشتم همین نامه ها دلیل ردصلاحیت این افراد شده است.

'انتخابات غیررقابتی برگزار نمی کنیم'

با اینکه دولت آقای خاتمی اعلام کرده بود برگزار کننده انتخابات غیررقابتی نخواهد بود اما رهبری به طور مشخص خواست که انتخابات در هر شرایطی باید برگزار شود.

آقای خاتمی در مشی سیاسی خود همواره نظرات رهبری را بالاتر از نظرات خودش یا نظرات هیئت دولت می دانست و بنابراین انتخابات برگزار شد.

این اولین بار نبود که آقای خاتمی یا کابینه آقای خاتمی وعده ای می داد و بعداً آن را پیگیری نمی کرد.

حتی در مورد لوایح دوگانه که آقای خاتمی گفته بود خط قرمز من است و از این دو لایحه کوتاه نمی آیم، در نهایت دیدیم که آقای خاتمی کوتاه آمد.

مهمترین انتقادی که به نظر من به دولت آقای خاتمی و شخص آقای خاتمی وارد است این است که متأسفانه ایشان به تعهداتی که داده بود تحت فشارهای افراد دیگر و به طور مشخص، تحت فشار رهبری به آن تعهدات عمل نکرد.

شاید آقایان نمی خواستند ریسک عدم برگزاری انتخابات غیررقابتی را بپذیرند ولی من فکر می کنم اگر دولت آقای خاتمی انتخابات را برگزار نمی کرد و احتمالاً مجبور به برکناری می شد، یا حتی اگر سپاه می آمد و این انتخابات را برگزار می کرد، تأثیر تاریخی بیشتری می گذاشت تا اینکه دولت تن بدهد به انتخابات غیرقانونی.

نتایج تحصن

از ابتدا انتظار نمی رفت که تحصن به تأیید صلاحیت نامزدها منتهی شود، یعنی هدف تحصن این نبود، البته اگر این اتفاق می افتاد بهترین نتیجه برای تحصن بود ولی این طور نبود که در غیر این صورت بگوییم تحصن شکست خورده است.

تحصن در واقع برای نشان دادن اعتراض نمایندگان بود به حرکتی انحرافی که قبل از انقلاب اتفاق می افتاد و آن، تشکیل مجلس فرمایشی بود.

به خاطر داریم که امام خمینی بارها رژیم سابق را به خاطر تشکیل مجالس فرمایشی زیر سؤال برده و آن را غیرقانونی اعلام کرده بود.

اتفاقی که در انتخابات مجلس هفتم روی می داد، تشکیل مجلس فرمایشی بود و هدف نمایندگان مجلس ششم این بود که به روند شکلگیری مجلسی فرمایشی در جمهوری اسلامی اعتراض کنند.

تحصن نشان داد که روند غیرقانونی مشخصی در ایران شکل گرفته و دیگر از انتخابات آزاد خبری نیست.

امروز البته آقای خامنه ای همچنان بر برگزاری انتخابات غیرآزاد پافشاری می کند و اسمش را هم قانون و تفسیر از قانون می گذارد ولی در نتیجه این اقدامات بتدریج از بعد جمهوریت نظام جمهوری اسلامی کاسته می شود و آشکار شدن این روند از نتایج تحصن نمایندگان مجلس ششم است.

تحصن همین طور نشان داد که تفاوت نماینده انتخابی و تفاوت مجلسی که به طور نسبی بر آمده از آرای مردم باشد با مجلس انتصابی در چیست.

به طور مشخص در عملکرد مجلس هفتم دیدیم که مجلس انتصابی هرگز نمی تواند از حقوق مردم دفاع کند.

نمایندگانی که دست به تحصن زدند تا آخر راه تردیدی به خود راه ندادند، تا جایی که من می دانم کسی در جریان تحصن سست نشد و تعداد ما تا آخر حفظ شد، البته چون مدت تحصن طولانی شد، بعضیها بناچار مجبور بودند برای کارهای ضروری به خانه و زندگی خود سر بزنند، مثلاً خود من بچه شش ماهه داشتم و خیلی از اوقات با دختر شش ماهه ام در برنامه های تحصن شرکت می کردم ولی به هر حال مجبور بودم اکثر شبها در مجلس نمانم.

تعداد دیگری از نمایندگان هم مشکلاتی داشتند و نمی توانستند به طور بیست و چهار ساعته در مجلس بمانند اما به طور متوسط هر شب چهل الی پنجاه نفر در مجلس می ماندند.

بنابراین روزها تعداد نمایندگان متحصن که در جلسات حضور داشتند بیشتر از شبها بود اما برنامه ای طراحی شده بود که تعداد نمایندگان حاضر در مجلس در طول شب از تعداد مشخصی کمتر نشود.

بعضی از نمایندگان هم مثل مرحوم احمد بورقانی، محسن صفائی فراهانی، بهزاد نبوی و تعدادی دیگر پای ثابت تحصن بودند و اکثر شبها در مجلس می ماندند، بسیاری از اوقات یاد مرحوم بورقانی می افتم که با آن چهره خندان و صبور و پرکارش، چقدر در تحصن کار کرد، چقدر متن نوشت و چقدر هماهنگی انجام داد و چقدر شب زنده داری کرد که تحصن درست انجام شود.

 
 
احمد شیرزاد احمد شیرزاد
'عملاً راه دیگری جز تحصن وجود نداشت'
 
 
علی تاجرنیا علی تاجرنیا
'مردم زود از یک جریان خسته می شوند'
 
 
مطالب مرتبط
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران