BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 13:19 گرينويچ - پنج شنبه 06 مارس 2008 - 16 اسفند 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
داستان تحصن نمایندگان اصلاح طلب به روایت احمد شیرزاد
 

 
 
احمد شیرزاد
احمد شیرزاد می گوید عملاً راهی جز تحصن برای نمایندگان باقی نمانده بود
احمد شیرزاد، نماینده اصفهان در مجلس ششم از جمله نمایندگانی بود که چهار سال پیش در اعتراض به ردصلاحیت گسترده داوطلبان اصلاح طلب برای شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی دست به تحصن زدند.

آقای شیرزاد در گفتگو با بی بی سی داستان تحصن را این گونه شرح می دهد:

دلائل تحصن

تحصن نمایندگان مجلس ششم درست در اواخر آن دوره و همزمان با اعلام نتایج بررسی صلاحیت نامزدهای انتخاباتی از طرف شورای نگهبان بود، بعد از اینکه شورای نگهبان و هیئتهای نظارت نتایج بررسیهای خود را اعلام کردند، ما متوجه شدیم که در سطح کشور حدود دو هزار نفر از کاندیداهای جبهه اصلاحات یا نامزدهای مستقل رد صلاحیت شده اند.

اغلب چهره های معروف و مشهورتر جبهه اصلاحات و حدود یکصد نفراز نمایندگان مجلس ششم هم در میان رد صلاحیت شده ها بودند.

تقریباً می شد گفت که انتخابات مجلس هفتم قرار بود در وضعیتی خیلی بسته و از پیش تنظیم شده جریان پیدا کند؛ به تعبیری، فضا شبیه به همان چیزی بود که این روزها در آستانه برگزاری انتخابات مجلس هشتم شاهد آنیم و البته شاید بتوان گفت که این بار وضعیت بسته تر از چهار سال پیش است.

در نامه ای که همان وقت، مهدی کروبی رئیس مجلس و محمد خاتمی رئیس جمهور به شورای نگهبان نوشتند، اعلام کرده بودند که تکلیف نزدیک به یکصد و نود حوزه از قبل معلوم شده است، یعنی کاندیدایی از طرف جبهه مقابل جناح اصولگرا در این حوزه ها وجود ندارد و اگر هم رقابتی در این حوزه ها وجود داشت، رقابت بین خود اصولگرایان بود.

در اغلب حوزه ها روشن بود چه کسانی بالا خواهند آمد و بعداً هم همه پیش بینیها درست از آب در آمد.

تحصن زمانی شکل گرفت که همه راههای دیگر بسته شده بود، طی دوره مجلس ششم، یکی دو بار انتخابات میاندوره ای داشتیم، بخصوص در انتخابات میاندوره ای استان گلستان که همه نمایندگانش در سانحه هوایی جان خود را از دست داده بودند نظیر همین برخورد صورت گرفته بود و همان موقع، مجلس ششم از هر روش ممکن تلاش کرد جلوی رفتار شورای نگهبان را بگیرد.

در آن دوره حتی در قالب طرحی سه فوریتی تلاش شد جلوی ردصلاحیتهای گسترده در انتخابات میاندوره ای استان گلستان گرفته شود ولی متأسفانه این تلاشها جواب نداد.

بعد از آن در سال هشتاد و دو آقای خاتمی دو لایحه معروف خود را که به لوایح دوگانه معروف شد، به مجلس داد و صحبت این بود که از طریق اختیارات مجلس بشود قانون انتخابات را به گونه ای اصلاح کرد که دیگر شورای نگهبان نتواند با استناد به نظارت استصوابی، به هر شکلی که دلش می خواهد عمل کند اما این تلاش هم با مخالفت شورای نگهبان روبرو شد.

واقعیت این است که ما را در شرایطی گذاشته بودند که از هر دری می خواستیم راهی باز کنیم، باز با همان مانع شورای نگهبان برخورد می کردیم و هنوز هم همین شرایط وجود دارد.

تقریباً همه راههای امکان پذیری که می شد فکرش را کرد مطرح شده بود؛ تبلیغات، مصاحبه ها، سخنرانیها، لابیهای سیاسی و اختیارات قانونی هیچکدام جواب نداده بود و عملاً راه دیگری وجود نداشت، طبیعتاً در چنین شرایطی تنها راهی که برای نمایندگان باقی ماند، اعتراض قانونی و مدنی بود.

وعده های شورای نگهبان

نماینده های متحصن بیشتر از طیف جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بودند، بخش دیگری از نمایندگان اصلاح طلب هم همراهیهای تقریبی داشتند، مثلاً در بعضی از جلسات شرکت می کردند ولی شبها نمی ماندند، البته بین خود جبهه اصلاحات هم کسانی بودند که انتقاد داشتند به برگزاری تحصن اما تعدادشان زیاد نبود.

تعداد زیادی از اعضای هیئت رئیسه مجلس، از جمله بهزاد نبوی و محمدرضا خاتمی که نائب رئیس مجلس بودند و تعدادی از منشیهای هیئت رئیسه، همراه و همگام با متحصنان بودند و بعد هم ردصلاحیت شدند.

مهدی کروبی رئیس مجلس تلاش داشت با نوعی میانجیگری و وساطت مسئله را تمام کند، آقایان کروبی و خاتمی هر دو با رد صلاحیتها مخالف بودند و تلاش زیادی هم کردند که شورای نگهبان و تصمیم گیرندگان دیگر را قانع بکنند که رفتار خود را عوض کنند اما متأسفانه موفق نشدند.

در مقطعی ما احساس کردیم که تحصن در حال نتیجه دادن است، این موضوع در مذاکرات مطرح شده بود که به غیر از چهره های شاخص مجلس ششم، باقی نامزدها تأیید صلاحیت خواهند شد و به نظر می آمد که غیر از کسانی که در مجلس ششم نماینده بودند دیگران مشکلی نخواهند داشت.

مشکل اصلی متحصنان هم رد صلاحیت خودشان نبود، اعتراض اصلی اینها به ردصلاحیت گسترده نامزدهای اصلاح طلب در کل کشور بود.

در مقطعی، قول قطعی به آقایان خاتمی و کروبی داده شد و این دو نفر واقعاً متقاعد شده بودند که مسئله به شکل خوبی حل خواهد شد و امکان برگزاری انتخابات نسبتاً مناسب و رقابتی وجود خواهد داشت.

همزمان، رویداد مهم دیگری هم اتفاق افتاد، یعنی دولت آقای خاتمی تصمیم گرفت که اگر شورای نگهبان در بررسی صلاحیتها تجدید نظر نکرد، وزارت کشور انتخابات را برگزار نکند.

وزارت کشور در آن دوران بکرات تأکید داشت که انتخابات غیررقابتی و یکجانبه برگزار نخواهد کرد، در نهایت هم گفته شد که دولت انتخابات را چند هفته ای به تعویق بیندازد تا نتیجه مذاکرات روش شود اما متأسفانه شورای نگهبان زیر بار نرفت و دولت هم به نوعی نرمش نشان داد و کوتاه آمد.

شاید اگر دولت آقای خاتمی، قاطع و جدی ایستاده بود و انتخابات را برگزار نمی کرد، مسئله متفاوت می بود، باید گفت آنچه باعث شد، تحصن بیکباره پشتش خالی شود، کوتاه آمدن دولت آقای خاتمی در مقابل فضای ایجاد شده بود و به این ترتیب، متحصنان تنها ماندند.

از طرفی، شورای نگهبان هم به قول قطعی که به آقای خاتمی داده بود مبنی بر اینکه تنها بعضی از چهره های شاخص اصلاح طلبان کنار گذاشته می شوند و بقیه تأیید خواهند شد، کاملاً بی وفایی کرد و در عمل، بسیاری از چهره های شاخص دیگر هم که نماینده مجلس ششم نبودند، ردصلاحیت شدند.

به این ترتیب، انتخاباتی که برای مجلس هفتم برگزار شد، انتخاباتی بود کاملاً تنظیم شده و حساب شده.

مذاکرات برای پایان دادن به تحصن

متحصنان بنا بر این نداشتند که با کسی مذاکره نکنند؛ پیغامهایی فرستاده می شد، سعی می شد به طرق مختلف نمایندگان را قانع کنند که دست از تحصن بکشند.

عمده پیغامها و مذاکرات از طریق ریاست مجلس و کسانی که نزدیک به طیف اصلاحات بودند می رسید، از طرف متحصنان هم تلاش زیادی برای مذاکره با کسانی که در حاکمیت نفوذ داشتند صورت گرفت، از جمله معمولاً از طریق وزیر بازرگانی وقت و کسانی که امکان دسترسی به مقامهای بالاتر داشتند این تماس برقرار می شد ولی متأسفانه فایده ای نکرد و راهی نماند جز خاتمه دادن به تحصن.

یعنی بعد از حدود بیست و چند روز، معلوم شد کسانی که قدرت را در اختیار دارند و مخصوصاً شورای نگهبان، بر سر هیچ نوع سازشی نیستند و مصممند که کار خودشان را انجام دهند.

در نهایت نمایندگان یک نامه استعفای دسته جمعی نوشتند که البته بیشتر جنبه نمادین داشت، این نامه از طرف مجموعه متحصنین به شکل نطق قبل از دستور قرائت شد و بعد از آن هم قرار شد روند استعفای نمایندگان متحصن بمرور به جریان بیافتد که البته اینجا دیگر نظرات مختلف بود.

چند نفری از نمایندگان به ترتیب استعفای خود را مطرح کردند و بعضی از آنها کنار رفتند و فرصت زیادی هم تا پایان دوره مجلس برای طرح تک تک استعفاها باقی نمانده بود.

این نکته هم باید اضافه شود که به لحاظ رفتار قانونی، امکان نداشت که نماینده ها بتوانند با تصمیمی قانونی، مجلس را از رسمیت بیندازند یا مجلس را ترک کنند.

استعفاها باید تک به تک مطرح می شد و طبیعتاً زمان زیادی می برد، همه نمایندگان متحصن هم از ابتدا تأکید داشتند که هیچ رفتار خلاف قانونی صورت نگیرد و به همین دلیل در عمل، تا پایان دوره قانونی مجلس تنها حدود چهار یا پنج استعفا در مجلس مورد بررسی قرار گرفت.

روند تصمیمگیری متحصنان

شورای عمومی متحصنان هر روز دست کم یک جلسه داشت و در بعضی روزهای حساس هم دو بار تشکیل جلسه می داد، کلیه متحصنان در این جلسه حضور داشتند و نظرات خود را مطرح می کردند، هر چند که برای مذاکرات یا تصمیمگیریهای مقطعی، جمع کوچکتری از متحصنان مأمور بودند که این موارد را انجام دهند.

این جمع کوچک غالباً از اعضای هیئت رئیسه و چهره های صاحب نفوذتر حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تشکیل شده بود و البته در موارد مهم، تصمیمهای این افراد باید به رأی کلیه متحصنان گذاشته می شد.

پوشش رسانه ای تحصن

مخالفان اصلاحات تلاش کردند که فضای رسانه ای کشور را بشدت نسبت به مسئله تحصن ایزوله بکنند و اجازه ندهند اخبار تحصن در جامعه منتشر شود.

صدا و سیما هیچ خبری درباره تحصن پخش نمی کرد و جز از طریق تعداد محدودی از روزنامه هایی که در اختیار اصلاح طلبان بود، اخبار تحصن به شکل دیگری در جامعه منتشر نمی شد.

تحلیلی که احتمالاً در آن دوران در بخشهایی از حکومت وجود داشت این بود که سعی کنند با این مسئله به نوعی کنار بیایند تا متحصنان با گذشت زمان، خسته شوند، تلاش می شد با نوعی ایجاد بی اعتنایی در افکار عمومی، به مسئله تحصن خاتمه داده شود.

واقعیت این است که افکار عمومی هم به تحصن واکنش جدی نشان نداد و همراهی قابل توجهی با آن صورت نگرفت.

شاید اگر تحصن بیشتر ادامه پیدا می کرد، شاهد تحرکاتی در بیرون مجلس می بودیم اما این اتفاق به طور جدی نیفتاد و به شورای نگهبان و جناح وابسته به شورای نگهبان جرئت داد کار خودشان را ادامه دهند و محلی به متحصنان نگذارند.

متأسفانه فضای حاکم بر مجموعه رسانه ها هم طوری نشد که بتواند پیام تحصن را به جامعه ایران انتقال دهد.

جامعه ایران، جامعه خیلی گسترده ای است و فاصله زمانی زیادی وجود دارد تا قضیه ای بتواند به متن جامعه برسد، بر آورد من این است که در غیاب رسانه ها چیزی حدود سی الی چهل روز زمان لازم است تا چیزی به مسئله عمومی مردم تبدیل شود، البته اگر حساسیت مردم روی موضوعی خیلی زیاد باشد، آن موضوع می تواند سریعتر به مسئله عمومی تبدیل شود که البته تحصن نمایندگان، متأسفانه در چنین موقعیتی قرار نگرفت.

 
 
علی تاجرنیا علی تاجرنیا
'مردم زود از یک جریان خسته می شوند'
 
 
فاطمه حقیقت جو فاطمه حقیقت جو
'خاتمی به تعهدی که داده بود عمل نکرد'
 
 
مطالب مرتبط
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران