BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 13:39 گرينويچ - پنج شنبه 06 مارس 2008 - 16 اسفند 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
داستان تحصن نمایندگان اصلاح طلب به روایت علی تاجرنیا
 

 
 
علی تاجرنیا
علی تاجرنیا، نماینده مشهد در مجلس ششم از جمله نمایندگانی بود که چهار سال پیش در اعتراض به ردصلاحیت گسترده داوطلبان اصلاح طلب برای شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی دست به تحصن زدند.

آقای تاجرنیا در گفتگویی با بی بی سی داستان تحصن را این گونه شرح می دهد:

مقوله رد صلاحیتها به شکلی که الآن مرسوم شده است، اولین بار از مجلس چهارم و بعد از فوت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران شروع شد.

قانون نظارت استصوابی در مجلس چهارم تصویب شد و در انتخابات مجلس پنجم با توجه به فضائی که وجود داشت ردصلاحیتهای بیشتری داشتیم، در انتخابات مجلس ششم، فضا اندکی بازتر شد اما باز هم ایده آل نبود به جهت اینکه خیلی از چهره های ملی مذهبی و مستقل ردصلاحیت شدند اما با این حال به لحاظ حضور و مشارکت گروههای سیاسی می توان گفت که انتخابات مجلس ششم تاحدودی از استانداردهای قابل قبولی برخوردار بود.

در آستانه انتخابات مجلس هفتم با توجه به اینکه دوره دوم دولت آقای خاتمی بود و در انتخابات شوراها هم جریان اصولگرا به توفیقی نسبی دست پیدا کرده بود، شرایط خیلی سخت تر شد.

در این انتخابات، مقوله ردصلاحیتها از دو جهت بسیار گسترده بود، نخست اینکه حدود یکصد نفر از نمایندگان مجلس رد صلاحیت شده بودند یا به تعبیر بهتر، تعداد زیادی از کسانی که نماینده مجلس بودند، از نظر شورای نگهبان برای دور بعد صلاحیت نداشتند، از طرف دیگر صلاحیت حدود هزار و هشتصد نفر در گوشه و کنار کشور رد شده بود.

طبیعتاً این برای کسانی که در مجلس بودند شوک سیاسی بود؛ چطور می شد جریانی که اکثریت مجلس ششم را در اختیار داشت، بخش عمده ای از نمایندگانش رد صلاحیت شوند؟

از طرف دیگر، عمده رد صلاحیت شدگان از اصلاح طلبان پیشروتر بودند و این نشان می داد حرکت جدیدی آغاز شده تا دایره خودیهای درون نظام تنگتر و بخش دیگری از فعالان سیاسی از عرصه سیاسی کشور حذف شود.

از ابتدا بحث بر سر این بود که چقدر مقوله ردصلاحیتها جدی است؛ اگر رد صلاحیت ها سهو و خطای سیاسی بود و این احتمال می رفت که در مراحل بعدی، تغییراتی روی این نگرش ایجاد شود فکر می کنم کار به تحصن نمی کشید اما ابعاد قضیه و اخبار و اطلاعاتی که در دست بود، مؤید جدی بودن گستردگی ردصلاحیتها بود.

ایده تحصن

ابتدا در فراکسیون دوم خرداد که متشکل از نمایندگان گروهها و جریانهای اصلاح طلب بود، هسته اولیه بحث شکل گرفت، البته بخشی از این گروهها که با محوریت آقای کروبی بودند و بعدها حزب اعتماد ملی را تشکیل دادند و بعضی از گروههای دیگر که یا اصولاً نامزدهایشان رد نشده بودند یا از لحاظ موضع، ملایمتر و کندتر بودند، طبیعتاً خیلی همراهی نکردند اما به هر حال، هسته اصلی تحصن در همین جلسات شکل گرفت.

نمایندگان در یک بعد ازظهری در جلسه ای در مجلس جمع شدند و از صحبتهای آنان ایده تحصن متولد شد.

یعنی این طور نبود که تصمیم به تحصن در یک حزب سیاسی مثل مشارکت یا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی رقم بخورد و بعد دیگران حمایت بکنند، این ایده عمدتاً از میان نمایندگان ردصلاحیت شده شکل گرفت و حتی تعدادی از نمایندگان هم که برای انتخابات مجلس هفتم ثبت نام نکرده بودند، از این تصمیم حمایت کردند.

تا پایان تحصن، تمام مسائل و بیانیه ها و مواضع هر شب در جلسه عمومی و با حضور تمام نمایندگان متحصن بررسی و تصمیمگیری می شد، بنابراین ایده تحصن بحثی خودجوش و جمعی بود، نمایندگان متحصن بر این باور بودند که بحث تحصن و تجمع برای احقاق حق، رفتاری کاملاً مدنی و در چارچوب قانون اساسی است و نمی توان آن را لزوماً اقدامی ساختارشکنانه دانست.

آقای کروبی، رئیس مجلس وقت در همان روزهای اول بین متحصنان آمدند و صحبتهایی هم کردند و مذاکراتی هم شد اما آنچه ما دریافت کردیم این بود که بنا بر برگزاری انتخابات رقابتی نیست.

حتی نمایندگان متحصن مجلس گفتند ما حاضریم همه مان رد صلاحیت شویم اما آن هزار و هفتصد هشتصد نفری که رد شده اند بتوانند در رقابت حاضر شوند ولی چون مجموعه مذاکراتی که صورت گرفت هیچ کدام امیدوار کننده نبود و نتوانست فضای انتخابات را حتی به شرایط حداقلی نزدیک کند، بناچار تحصن به آن صورت ادامه یافت.

تعطیل انتخابات؟

دلیل اصلی تحصن، اعتراض به ردصلاحیتهای گسترده و غیرقانونی بود و هیچ ایده ای برای تعطیلی انتخابات وجود نداشت.

اگر شرایط به حد برگزاری انتخابات استاندارد نزدیک می شد یعنی اگر در حوزه های مختلف، افرادی از جناحهای سیاسی برای رقابت وجود داشتند، تحصن خاتمه پیدا می کرد، بحثی که مطرح بود به لحاظ شکلی و مفهومی این بود که نمی توان تن به انتخاباتی داد که نتیجه بیش از دویست کرسی آن از قبل مشخص و معلوم است.

ما می گفتیم با توجه به شرایط انتخاباتی که در کشور داریم و نبود رویکرد حزبی از طرف مردم، روندی که جاری بود را دیگر نمی شد اسمش را انتخابات گذاشت، آنچه اتفاق افتاد شکلی جدید و بدعتی جدیدی بود و طبیعتاً نمی توانست مورد قبول باشد، بنابراین هدف تحصن این بود که شورای نگهبان را وادار به برگزاری انتخابات آزاد کند نه اینکه از برگزاری انتخابات جلوگیری کند.

با این اوصاف طبیعی بود که ما از دولت بخواهیم تن به برگزاری انتخاباتی ندهد که نمی تواند آزادی آن را تضمین کند، قصد ما وارد کردن فشار برای فراهم کردن حداقلی از رقابت در انتخابات بود.

دولت آقای خاتمی در آن مقطع از پتانسیل و ظرفیت لازم برخوردار بود و می توانست نتیجه ای غیر از آنچه اتفاق افتاد برای انتخابات رقم بزند.

شاید شخص آقای خاتمی و مجموعه دولت اولاً از ظرفیتها و تواناییهای خودشان برای برگزاری انتخابات مناسبتر آگاهی نداشتند و از طرف دیگر هم به خاطر بعضی ملاحظات نمی خواستند شرایطی برای انقلاب به وجود بیاید و درگیریهایی پیش بیاید که پیامدهای نامناسبی داشته باشد و بعداً آنها به عنوان مقصر جلوه کنند.

متأسفانه در طول سالهای اخیر آمیختگی زیادی بین فعالیتهای سیاسی و نظامی شکل گرفته و نظامیان به شکل غیررسمی وارد عرصه قدرت سیاسی در ایران شده اند، فکر می کنم به این دلایل بود که دولت آقای خاتمی به برگزاری انتخاباتی تن داد که خود اقرار داشت که رقابتی نیست.

نتایج تحصن

به نظر من دو عامل باعث شد پیام تحصن بدرستی به بیرون منتقل نشود؛ نخست اینکه بشدت تبلیغ شد که این تحصن برای خود آنان است یعنی این طور وانمود شد که اگر مشکل خود این افراد حل شود، اینها کاری به مسائل دیگری که در کشور مطرح می شود ندارند.

دیگری هم فضایی بود که بین مردم شکل گرفته بود؛ احساس من این است که مردم ایران زود از یک جریان سیاسی خسته می شوند و باب انتفاد را باز می کنند بدون اینکه الزاماً بعد از آن بتوانند به نتایج درخشانی برسند.

البته اصلاح طلبان در مجلس هم ایرادهایی داشتند، ما در طول حضورمان در مجلس می توانستیم در مواردی که آزادیهای مصرح در قانون اساسی تهدید می شد یک سری سیگنالهایی برای جامعه بفرستیم که در آن زمان یا کوتاهی شد یا آن طور که باید و شاید این پیامها منتقل نشد.

از طرف دیگر هم ابزار رسانه ای با بی اخلاقی ترین شیوه ها برای توهین به متحصنان و تمسخر آنها مورد استفاده قرار گرفت.

صدا و سیما بدون اینکه تریبونی در اختیار متحصنان قرار دهد، به صورت یک طرفه، تحصن و اهداف تحصن و نمایندگان متحصن را مورد تمسخر قرار داد و فضای افکار عمومی هم با رسانه ها طبیعتا خیلی در ارتباط است و ما از این جهت دچار نوعی نابرابری رسانه ای بودیم.

اما در عین حال من فکر می کنم اگر امروز بعد از چهار سال این همه به تحصن دشنام داده می شود، اگر این همه بحث در مورد تحصن وجود دارد و کسانی که در تحصن حضور داشتند یا از آن حمایت کردند، رد صلاحیت می شوند، همه اینها نشان می دهد که تحصن، برگ مهمی در تاریخ پس از انقلاب بوده و خواهد بود و بیش از آنچه امروز اهمیت آن درک شود در آینده به عنوان کاری بزرگ جلوه گر خواهد شد.

همان طور که امروز وقتی ما بحث تحصن در دوران مشروطه را می بینیم، با نگاهی ستایش آمیز به آن نگاه می کنیم، فکر می کنم آیندگان هم بیش از ما، اهمیت تحصن را به عنوان تلاش برای جلوگیری از انحراف درک خواهند کرد.

امروز جریان مخالف تحصن در انتخابات مجلس هشتم، روند رد صلاحیتها را با گستردگی بیشتری انجام می دهد و به همین دلیل می بینیم که با وجود گذشت چهار سال، تحصن آن روز نمایندگان، مدافعان بیشتری پیدا کرده است.

خیلیها که آن روز فکر می کردند تحصن نوعی تندروی و اقدامی افراطی است، امروز متوجه شده اند که یک جریان سیاسی در کشور ما به هیچ عنوان، هیچ جریان سیاسی مخالفی را بر نمی تابد و به همین دیلیل، هر روز دایره های رد صلاحیتها و اخراج نیروها از حاکمیت را تسریع می کند.

اگر چهار سال پیش تحصن با نوعی غریبی و بی عدالتی رسانه ای مواجه شد، امروز تعداد حامیان آن بیشتر از گذشته است.

پایان تحصن و استعفا

تلاش ما این بود که انتخابات غیرآزاد و غیر رقابتی شکل نگیرد ولی وقتی که دولت به این مسئله تن داد، دیگر بحثی به عنوان تحصن معنی نداشت، به همین دلیل مسئله استعفا مطرح شد و چون با توجه به آیین نامه مجلس، نمایندگان باید تک به تک استعفا را مطرح می کردند، روند استعفاها آغاز شد

ای کاش فضا در کشور ما به گونه ای بود که اگر چهار سال پیش نشد بسیاری از مطالب گفته شود، دست کم امروز مسائل مربوط به تحصن را می توانستیم بررسی کنیم.

با توجه به اینکه الآن تحصن توسط مسئولان عالی نظام به نمایش سیاسی تشبیه شده، این امکان عملاً وجود ندارد افراد در رسانه ها نسبت به ابعاد مختلف آن دفاع کنند و مخالفان هم آن را در فضائی سالم نقد کنند.

الآن مطالبی که درباره تحصن عنوان می شود یکطرفه است و وقتی فشار زیاد می شود افرادی که در تحصن نقش داشتند هم دچار خودسانسوری می شوند.

من امیدوارم شرایطی شکل بگیرد که مسئله تحصن که بخشی از تاریخ انقلاب است بتواند در فضائی آزاد مورد نقد و بررسی قرار گیرد، هر چه باشد این تحصن نشان داد که دست کم در نظام این ظرفیت وجود داشته که تحصنی بیست و شش روزه را در مجلس تحمل کند و به همین دلیل باید مسائل مربوط به آن هم مجال طرح و بحث داشته باشد.

 
 
احمد شیرزاد احمد شیرزاد
'عملاً راه دیگری جز تحصن وجود نداشت'
 
 
فاطمه حقیقت جو فاطمه حقیقت جو
'خاتمی به تعهدی که داده بود عمل نکرد'
 
 
مطالب مرتبط
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران