BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 15:01 گرينويچ - يکشنبه 25 مه 2008 - 05 خرداد 1387
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
درگذشت شاهد آمریکایی روزهای سخت شاه
 

 
 
کارتر و جردن
"مهم ترین فعالیت های جردن در چهار سال حضورش در کنار جیمی کارتر در کاخ سفید معاهده پاناما بود که به موفقیت انجامید و بحران گروگان گیری بود که به شکست سختی منتهی شد"
با مرگ هامیلتون جردن مشاور ويژه جیمی کارتر رییس جمهور آمریکا در دوران انقلاب ایران، یکی از شاهدان لحظه های مهم تبدیل ایران و آمریکا از دوست ترین به دشمن ترین کشورها از دنیا رفت.

آقای جردن روز 23 مه در سن 63 سالگی و بعد از چند سال مبارزه با سرطان لنف درگذشت.

او که روزگاری با دیدن شاه بیمار در اتاقی محقر در یک قرارگاه نظامی آمریکائی به "حیرت فرو رفته بود"، گفته می شود در همان سنی که شاه ایران درگذشت، خبر ابتلا به بیماری سرطان لنف خود را شنید.

همراهان شاه در آخرین سفر به ايالت متحده آمریکا، از میان خاطرات و داستان هائی که از آن دیدار تاریخی در خاطرات و کتب مختلف خود آوردند یکی هم جوانی در نقش مشاور رییس جمهور بود که در خصوصی ترین لحظات گفتگوهای دو رهبر در اتاق بیضی کاخ سفید بود و بیشتر اوقات "شوخی و خنده می کرد."

هاملیتون جردن وقتی که هنوز بیست و چهار سالش بود پس از گرفت مدرک لیسانس در علوم سیاسی در جرجیا به جمع همراهان یک کشاورز بادام زمینی پیوست، که می خواست فرماندار آن ایالت شود. با انتخاب کارتر به عنوان هفتاد و ششمین فرماندار ایالت در ژانویه 1971، جردن جوان، شد دستیار فرماندار. مدتی بعد، جردن در مقام رییس ستاد انتخاباتی جیمی کارتر قرار گرفت و در سالهای بعد با کارتر رئیس جمهور در کاخ سفید بود.

اولین برخورد هامیلتون جردن با مسائل ایران، چنان که در کتاب خاطراتش نوشته سفری است که شاه و ملکه ایران در 1977 به واشنگتن کردند و در آنجا کارتر و تیمش با مردی آشنا شدند که در جریان مبارزات انتخاباتی خود گاه گاه از وی به عنوان یک دیکتاتور یاد کرده بودند که مظالم خود را زیر پوشش هم پیمان واشنگتن انجام می دهد و این به حیثیت آمریکا لطمه وارد کرده است.

اما در پایان گفتگوها، رییس جمهور آمریکا "مجذوب شاه ایران شد". جردن آن خاطرات را چنین نوشته است: "او (شاه) در حدود یک ساعت بدون مراجعه به نوشته دریاره مسائل بین المللی و اهمیت اقتصادی و سوق الجیشی ایران برای آمریکا و جهان سخن گفت که در نوع خود شاهکاری بود".

دو سال بعد: تغییر همه چیز

اما حدود دو سال بعد هامیلتون جردن در آغاز بحرانی که دامنگیر آمریکا شده بود، و پنجاه نفر از اتباعش در تهران توسط گروهی از دانشجویان انقلابی گروگان گرفته شده بودند، در یک پایگاه نظامی ایالت تکزاس به دیدار شاه رفت تا وی را به خروج از آمریکا و پناه گرفتن در پاناما وادارد.

او درباره آن دوران نوشته: "شاه و همسرش در یک آپارتمان سه اتاق خوابه در قمست افسران اقامت داشتند. اتاقی که شاه را در آن دیدم حالت یکنواخت و کسل کننده ای داشت و رنگ آبی و سبز پرده ها و کف اتاق بر این حالت کسالت بار می افزود. شاه که تا چندی پیش خود را شاه شاهان، نور نژاد آریائی و وارث تاج و تخت کورش می خواند، در این اتاق با لباس راحتی افسران نیروی هوائی آمریکا روی نیمکت پلاستیکی نشسته بود، ضعیف و لاغر و نمی توانست تعادل خود را حفظ کند، بیش از بیماری روحیه و از دست رفتن قدرت اراده وی را نزار کرده بود."

شاه ایران و کارتر
"او (شاه) در حدود یک ساعت بدون مراجعه به نوشته دریاره مسائل بین المللی و اهمیت اقتصادی و سوق الجیشی ایران برای آمریکا و جهان سخن گفت که در نوع خود شاهکاری بود"

گفته شده که این جردن بود که در این ملاقات شاه را قانع کرد به پاناما برود؛ چرا که واشنگتن پذیرفته بود که اگر شاه که برای معالجه به آمریکا سفر کرده از آنجا خارج شود، بحران گروگان گیری حل می شود. انتخابات ریاست جمهوری نزدیک بود و ادامه گروگان گیری می توانست به زیان رییس جمهور کارتر تمام شود.

سفری که هامیلتون جردن به پاناما جور کرد بی مساله نبود؛ گروگان ها آزاد نشدند. درتلاشی دیگر برای آزادی گروگانها وی در نقشی شبیه به جیمز باند، قهرمان قصه های فلمینگ با قیافه مبدل و سبیل مصنوعی در پاریس، در یک خانه پنهانی به دیدار صادق قطب زاده وزیر وقت خارجه جمهوری اسلامی رفت.

انتخابات اولین ریاست جهموری ایران نزدیک بود و بدون شک قطب زاده می خواست برنده انتخابات شود.

جردن می نویسد: "قطب زاده به من پیشنهاد کرد که سیا با تزریق یک آمپول سمی در همان پاناما شاه را بکشد و بحران تمام شود تا گروگان ها آزاد شوند، همه به خواست خود برسند. گفتم جدی نمی گوئید. گفت چه کاری دارد برای سیا که هزاران نفر از ایرانی ها را به همین ترتیب از بین برده است. گفتم فکر نمی کنم."

پایان این دیدار پنهانی که با وجود ممنوع بودن ملاقات ایرانی ها و آمریکائی ها، قطب زاده به آن تن داد و به نقل از وزیر خارجه وقت ایران، گفته شده که "خود به هامیلتون جردن گفت که ممکن است نه فقط شغل که سرش را هم به باد بدهد"، چنان نشد که می پنداشتند.

استرداد شاه

اهمیت ماجرا برای کاخ سفید در این بود که تصور می رفت در صورت ورود شاه به آمریکا، گروگان ها در تهران کشته شوند. از سوی دیگر گفته می شد که این امکان وجود دارد که بورگه و فلاندون دو وکیلی که با فعالان چپ و از جمله گروه های مخالف شاه نزدیک بودند، شاید با کمک هاملیتون جردن، طرح اقامه دعوی برای دستگیری و استرداد شاه به ایران را دنبال کنند.

به نوشته ویلیام شوکراس در کتاب "آخرین سفر شاه" ، مذاکرات برای استرداد شاه در مقابل آزادی گروگان های آمریکا با وساطت ژنرال عمر توریخوس دیکتاتور پاناما و با میانداری یک وکلیل دادگستری چپگرای فرانسوی کریستیان بورگه و یک وکیل ماجراجوی آرژانتینی با نام هکتور ویلالون و از دوستان قدیمی قطب زاده توانسته بودند خطی بین تهران و پاناما برقرار کنند و پرونده ای آماده سازند. ظاهرا شاه با اطلاع از این اقدامات در حالی که باید عمل جراحی می شد از پاناما گریخت.

ویلیام شوکراس در کتاب "آخرین سفر شاه" نوشته است با اطلاع هامیلتون جردن هواپیمای حامل شاه را در فرودگاه دو ساعتی نگاه داشتند در حالی که وی تب دار و به شدت بیمار بود تا اگر شورای انقلاب تصمیم به واگذاری گروگان ها به دولت کند، مانع پرواز آخرین او به مصر شوند.

فرح دیبا، آخرین ملکه ایران، در کتاب "خاطرات کهن دیارا" نوشته است: "ظاهرا برای بنزین گیری در جزایر آزور توقف کردیم. اما توقف طولانی شد، چهار ساعت، آیا این آخرین تلاش برای جلوگیری از رفتن ما به مصر بود. ما در یک پایگاه نظامی آمریکائی بودیم بنابراین همه چیز امکان داشت. سرانجام من که عاقبت وخیمی را پیش بینی می کردم به دوستی در پاریس تلفن کردم؛ وضعیت را گفتم و از او خواستم اگر اتفاقی افتاد جهانیان را با خبر کند. آرمائو هم سعی می کرد با هاملیتون جردن تماس بگیرد اما موفق نمی شد."

هامیلتون جردن خود در کتاب خاطراتش نوشته که: "روز بعد جیمی کارتر وقتی از دستور او برای متوقف کردن هواپیمای شاه با خبر می شود به او نهیب می زند که از اختیارات خود فراتر رفته و به اصطلاح پا را از گلیم خود فراتر نهاده است." ادعائی که بسیاری از آگاهان آن را نپذیرفته و تصمیم های جردن را با اطلاع کارتر دانسته اند.

سرطان لنف

هامیلتون جردن که به خاطر فعالیت های مخفی کارانه اش در روزهای سخت بیماری شاه سابق ایران، از سوی خانواده سلطنتی و هواداران آخرین پادشاه "یکی از منفورترین آمریکائی ها" لقب گرفت، بیست سال بعد وقتی تقریبا به همان سنی بود که شاه در آن سن به سرطان دچار شد، در جریان یک چک آپ در جرجیا شنید که به سرطان مبتلا شده است.

بعدها در گزارشها آمد که روزی که جیمی کارتر به عیادت مشاور سابق خود رفت و شنید که وی به سرطان لنف مبتلا شده است، هامیلتون جردن با خنده ای مصنوعی گفته بود همان بیماری شاه، من آن قدر در جریان ماموریت هایم به پاناما پرونده های او را خواندم و با پرشکان معالج او حرف زدم که می دانم این بیماری یعنی چه.

در سال 2001 هامیلتون جردن که یک بار در سال 1983 کتابی درباره خاطرات خود از گروگان گیری را با عنوان "بحران" منتشر کرده بود دومین کتاب خود را منتشر کرد که خاطرات یک سرطانی بود با عکسی از وی روی جلد که بعد از شیمی درمانی گرفته شده بود و از موهای پرپشت همیشگی وی در آن اثری نبود.

هامیلتون جردن در سن 63 سالگی و بعد از حدود ده سال مبارزه با سرطان لنف درگذشت. به نوشته مجله تایم مهم ترین فعالیت های او در چهار سال حضورش در کنار جیمی کارتر در کاخ سفید معاهده پاناما که به موفقیت انجامید و بحران گروگان گیری بود که به شکست سختی منتهی شد.

 
 
کارتر ایران و آمریکا
آخرین دیدار، شب سال نو در سعدآباد
 
 
قطعنامه 598 بیستمین سالگرد
از صدور قطعنامه تا 'جام زهر'
 
 
محمد خاتمی ديدگاه
خاتمی در آمريکا و نگرانی تندروهای ايران
 
 
جيمی کارتر ديپلماسی
جيمی کارتر خواستار گفتگوی بدون شرط آمريکا با ايران شد
 
 
طبس سالگرد
ماجرای طبس، سنگ بنای ديگری از ديوار بی اعتمادی
 
 
مطالب مرتبط
روابط پرتنش ایران و آمریکا
11 مارس، 2007 | ايران
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران