BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 30 دسامبر, 2007 - Published 17:59 GMT
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
ویدیوهای آموزشی برای یادگیری اصطلاحات انگلیسی
 
آموزگار
صفحه آموزش زبان انگلیسی در سایت خبری سرویس جهانی بی بی سی مجموعه ای از ویدیوهای آموزشی را منتشر کرده است.

مدت زمان هر یک از ویدیوها حدود چهار دقیقه است و هر ویدیو شامل سه اصطلاح انگلیسی است که آموزگار کاربرد آنها را توضیح می دهد.

این درس ها را می توانید همیشه در صفحه درس انگلیسی و همچنین در صفحه ویدیو روی سایت فارسی ببینید.

نکته: این ویدیوها سنگین بوده و ممکن است دانلود آنها به زمان زیادی نیاز داشته باشد.


کلمه (شیرینی) پای در اصطلاحات انگلیسی

شیرینی پای

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه (شیرینی) پای آموزش داده می شود:

1- It's as easy as pie: این اصطلاح زمانی کاربرد دارد که بخواهیم بگوییم (حل، درک، ...) موضوعی ساده است

2- Pie-eyed: برای توصیف کسی که خیلی مست است می توانیم از این اصطلاح استفاده کنیم

3- To have a finger in many pies: به کسی اطلاق می شود که در تعداد زیادی فعالیت متفاوت مشارکت دارد


اسم بعضی میوه ها در اصطلاحات انگلیسی


در این درس، سه اصطلاح با استفاده از اسم بعضی از میوه ها آموزش داده می شود:

1-to go bananas : این اصطلاح هنگامی به کار برده می شد که شخص ناگهان خیلی احساساتی میش شود و شروع به رفتارهای عجیب و غریب می کند، وقتی شخص به کله اش می زند، خل بازی درآوردن

2- it's a case of sour grapes : وقتی شخصی از روی حسادت تظاهر می کند که تحت تاثیر چیزی قرار نگرفته، گربه دستش به گوشت نمی رسه می گه پیف پیف

3-a second bite of the cherry : این اصطلاح در انگلیسی هنگامی به کار برده می شود که شخصی که بار اول در انجام کاری موفق نبوده سعی می کند آن را دوباره انجام دهد، شانس دیگری به کسی دادن، فرصت دیگری به شخصی دادن



"لوبیا" در اصطلاحات انگلیسی

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "لوبیا" آموزش داده می شود:

1-To be full of beans : پر از انرژی بودن، سرحال بودن

2-I haven't got a bean: این اصطلاح در انگلیسی هنگامی به کار برده می شود که شخص می خواهد بگوید هیچ پولی ندارد، آه در بساط ندارم

3-Spill the beans: یعنی اسرار را فاش کن یا بند رو آب بده، این اصطلاح هنگامی در زبان انگلیسی مصرف می شود که شخص با اصرار از طرف می خواهد خبری را پخش کند و سری را بگوید


"چای" در اصطلاحات انگلیسی

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "چای" آموزش داده می شود:
1- It's not my cup of tea: چیزی نیست که من بهش علاقه داشته باشم

2-I wouldn't do it for all the tea in China: اگه تمام دنیا رو هم به من بدن این کار رو نمی کنم

3-It's as good as a chocolate teapot : به درد هیچ کاری نمی خوره


"تخم مرغ" در اصطلاحات انگلیسی

تخم مرغ

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "تخم مرغ" آموزش داده می شود:
1- He's a bag egg: آدم بدطینت و بی صداقت

2- Don't put all your eggs in one basket: برای به انجام رسیدن یک کار متکی یک نقشه واحد نباشید چون ممکن است درست پیش نرود؛ همه امیدتان به یک منبع نباشد

3- He's got egg on his face: وقتی کسی اشتباهی کرده و در چشم دیگران احمق به نظر رسیده باشد


"سبزیجات" در اصطلاحات انگلیسی

هویج

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از نام "سبزیجات" آموزش داده می شود:
1- It's a hot potato: اختلاف نظر در مورد موضوعی حساس

2- A carrot and a stick: قانع کردن کسی به انجام کاری با دادن وعده و همزمان تهدید کردن او

3- Like two peas in a pod: شبیه بودن دو نفر به یکدیگر


"میمون" در اصطلاحات انگلیسی

میمون

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "میمون" آموزش داده می شود:
1- To monkey around: احمقانه رفتار کردن

2- Monkey business: رفتار بد یا بدون صداقت

3- To make a monkey out of someone: کسی را احمق جلوه دادن


"زنبور" در اصطلاحات انگلیسی

زنبور

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "زنبور" آموزش داده می شود:
1- Busy as a bee: به کسی گفته می شود که خیلی سرش شلوغ است و کار زیاد دارد یا مثل زنبور این طرف و آن طرف می رود تا کارها را انجام دهد.

2- The bee's knees: کاری که خوب و با کیفیت عالی انجام شده باشد.

3- To have a bee in your bonnet: وقتی کسی خیلی نگران است و دائما درباره نگرانی اش حرف می زند.


"سگ" در اصطلاحات انگلیسی

.

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "سگ" آموزش داده می شود:
1- To be in the dog house: وقتی کسی به خاطر کار خطایی که کرده نامحبوب شده باشد انگلیسی زبانان اصطلاحا می گویند "فلانی توی لونه سگه"؛ مثلا اگر رئیستان از کار اشتباهی که کرده اید عصابی باشد می توانید بگوئید: I'm really in the dog house with my boss.

2- The hair of the dog: (در بریتانیا) یک پیاله مشروب الکلی که برای رفع سردرد ناشی از مشروب خوری بیش از اندازه شب گذشته توصیه می شود

3 - To make a dogs dinner of something: کاری را خراب کردن


"حشره" در اصطلاحات انگلیسی

حشرات

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "حشره" آموزش داده می شود:
1 - Knee-high to a grasshopper: کوچک قامت و کم سن و سال، بچه جغله
2 - To have butterflies in your stomach: دلهره، دلشوره
3 - To have ants in your pants: از هیجان این پا اون پا کردن


"گربه" در اصطلاحات انگلیسی

گربه

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "گربه" آموزش داده می شود:
1- There isn't enough room to swing a cat: اتاق یا فضای کوچک که نمی شود در آن تکان خورد، "خونه اش اندازه یک قوطی کبریت، غربال یا لونه موشه"
2- To let the cat out of the bag: لو رفتن، اشتباها رازی برملا شدن
3- To put the cat among the pigeons: چیزی که باعث دردسر یا خشم مردم شود


"خوک" در اصطلاحات انگلیسی

خوک

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "خوک" آموزش داده می شود:
1- Pigs might fly: وقوع اتفاقی غیرممکن مثل پرواز یک حیوان چهارپا (خوک)
2- This place is a pigsty: (مکان) کثیف و ریخت و پاش، "اتاقش مثل طویله یا خوکدونی است"
3- To make a pig's ear of something: کاری را خیلی بد انجام دادن


"پرنده" در اصطلاحات انگلیسی

پرنده

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "پرنده" آموزش داده می شود:
1- Birdbrain: ابله، تهی مغز
2- To have a bird's eye view: روشن تر شدن یک موضوع وقتی از آن فاصله می گیریم
3- A little bird told me: "کلاغه برای من خبر آورد"، مطلع بودن از خبری بدون افشای منبع آن


"اسب" در اصطلاحات انگلیسی

اسب

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "اسب" آموزش داده می شود:

1- To eat like a horse: پرخوری بی اندازه، به اندازه زیاد غذا خوردن
2- Straight from a horse's mouth: شنیدن موضوعی از یک منبع موثق
3- To flog a dead horse: "به اسب مرده لگد نمی زنند"، آدم بدبخت را نباید بیشتر آزار داد


"ماهی" در اصطلاحات انگلیسی

ماهی

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "ماهی" آموزش داده می شود:

1- There's something fishy about this: "این موضوع بو داره"، این موضوع مشکوک به نظر می رسد
2- A big fish in a small pond: به فردی اطلاق می شود که قابلیت های زیاد او بلااستفاده مانده و این وضعیت باعث کلافگی و یاس او شده است
3- A fish out of water: به فردی اطلاق می شود که توانایی انجام کاری را که به او داده شده ندارد و سردرگم است

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران